لومړۍ 25 کرښې.
پس به خاطر همین اومدی ؟
درسته . بعد اینکه گفت چاره ای نبود...
بیخیال ! نگران من نباش! هرچه زودتر دوشت رو بگیر.
بهتر نیست با هم حموم کنیم؟
چی؟ مگه دیوونه ای؟
چی شده ؟
فک میکنی
دوباره بهت دست میزنم ؟
قسمت پنجم : فکر میکنی ... دوباره بهت دست میزنم ؟
اذیتم نکن!
چرا همش وانمود میکنی؟
بهم گفتی مشکوک نشم اما این دیگه زیاده رویه!
مادرت خیلی مهربونه و تو فقط بهش دروغ میگی...
با تمام قلبم دوسش دارم.
خیلی بده.
اگه دروغ بگی واسم مهمه !
وایسا ـــ
چرا اینقدر واست مهمه ؟
فک میکنی من به هیچی فکر نمیکنم ...
وقتی دارم اینکارو میکنم ؟
نه ... ! اگه اینطور بوسم کنی ...
حوله ـم ...
وایسا ! نگاه نکن !
فک نکنم به چیزی فکر کنی .
اما دوتایی
No comments yet. Be the first to leave one.