Under the Banner of Heaven

Under the Banner of Heaven

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Under the Banner of Heaven S01E01 1080p WEB H264 CAKES NHI
Under the Banner of Heaven S01E01 When God Was Love 1080p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-SMURF
Under the Banner of Heaven S01E01 When God Was Love 720p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-SMURF
د لخوا تبصره Prolator
█⫸ پرولیتور و مرتضی لک‌زایی | DigiMoviez.com

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
په خپور شو: 2022-04-28
ډاونلوډونه: 60
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫- بابا! زود باش! ‫- آره؟

‫منو با طناب بگیر!

‫بابا!

‫عزیز دلم باید چمن‌ها رو کوتاه کنم

‫اینو یه ساعت پیش گفتی

‫آه، قیافه ناراحت، آره؟

‫باشه، همیشه همینه

‫همیشه جواب میده

‫دختر باهوشی هستی ‫قبول دارم

‫خب بذار ببینیم

‫باشه ‫این یکی خیلی وحشیه!

‫خب، صاف وایسا، آنی

‫گرفتمش!

‫گرفتمش ‫یه گوساله گرفتم

‫یه گوساله گرفتم!

‫صاف وایسا! صاف وایسا!

‫می‌خواید علف‌ها رو ببافید؟

‫دوستم بلده ببافه

‫جب؟

‫- بله؟ ‫- تلفن

‫- من باید برم داخل ‫- از اداره‌ست

‫خب

‫مواظب کلاهم باش

‫- به نظر میومد اورژانسی باشه ‫- باشه

‫پس آتش بازی چی میشه؟

‫هر سال توی روز پیشگامان ‫آتش بازی انجام میدن

‫ما هم سال دیگه می‌ریم می‌بینیم

‫آروم ‫آروم، آروم

‫آنی ‫آنی، بابا داره با تلفن صحبت می‌کنه

‫چرا باید بری سر کار؟

‫- آنی، گفتم... ‫- به حرف مامانت گوش کن

‫بهت گفتم اون لباس رو دربیار و...

‫آدرس رو بهم بده ‫شرمنده

‫باشه، الان میام

‫مامان کجاست؟

‫هنوز خوابه ‫می‌خوای برم...

‫بیدارش کنم؟

‫- خودم میرم پیشش ‫- باشه

‫- مامان

‫مامان؟

‫هی!

‫باید دعای امشب رو زودتر انجام بدیم، مامان

‫از سر کار بهم زنگ زدن باید برم

‫- اوه ‫- اشکال نداره

‫بله

‫کلیسا رو یادته؟

‫باشه، درها رو باز کنیم ‫هی آنی؟

‫همه مردم اومدن

‫وقتشه

‫خب، اینجا بشینید

‫میشه امشب من دعا رو بخونم؟

‫آره

‫ولی لیست آرزوهات رو نخونی، کرولاین

‫- قرار نیست... ‫- ای خدای آسمان‌ها و بهشت

‫لطف و رحمت خود را به تمام مُبلغین ‫در سراسر دنیا و همچنین رهبر ما...

‫آقای کیمبل ارزانی بدار ‫

‫و بابابزرگ رو در بهشت نزد خود نگه ‌دار

‫چون تنهاست ‫تا ما به اون ملحق بشیم

‫بابابزرگت که توی بهشت نیست، عزیزم

‫الان توی حمامه

‫و ممنونم که به بابام کمک کردی ‫دوچرخه‌م رو درست کنه

‫و همین‌طور به‌خاطر جشن تولدمون

‫میشه لطفا یه اجاق گاز اسباب‌بازی ‫هدیه بگیرم

‫و همینطور اون کفش‌های اسکیت ‫که واسه کریسمس خواستم...

‫- ولی کسی بهم هدیه نداد؟ ‫- کرولاین. کرولاین، بسه

‫چشم‌هاتو ببند

‫ای خدای آسمان‌ها و بهشت

‫میشه ما ابزاری در دستان تو باشیم...

‫تا هر کجا خرابی دیدیم ‫آباد کنیم

‫و لطفا زمانی که نیستم ‫نگهدار خانواده‌م باش

‫اونا تا ابد عشق من و جان من هستن

‫به نام عیسی مسیح ‫آمین

‫آمین

‫آفرین، عزیزم

‫خب، بجنبین ‫قراره واستون قبل خواب داستان بگم؟

‫- آره ‫- دندوناتو مسواک زدی؟

‫بله

‫چیزی نیست

‫قول میدم

‫شیطان

‫نه

‫نه

‫بسه، ما باید سر پا بایستیم

‫زود باش

‫به موریس هم بگو ‫وسایل انگشت‌نگاری رو با خودش بیاره

‫و یه دوربین فیلم‌برداری

‫ازتون می‌خوام از گوشه‌گوشۀ ‫این خونه فیلم بگیرید

‫فکر نمی‌کنم بتونم دوباره ‫برگردم اون تو

‫خودت رو جمع‌وجور کن

‫به‌خاطر اونا

‫بجنب

‫همونجا وایسا! ‫همونجا وایسا!

‫دستا بالا

‫دستاتو ببر بالا

‫تکون نخور!

‫همونجا وایسا! همین الان!

‫ ‫

‫خب تمام لباساش خونی بود

‫و توی خونۀ همسایه قایم شده بود

‫تلفن خودش قطع شده بود ‫برای همین گفت

‫از تلفن همسایه برای تماس با 911 استفاده کرده

‫واسم اقوام مرحوم رو پیدا کن لطفا

‫- الان دیگه مال شماست ‫- ممنون

‫هی، شما دارید برمی‌گردید به اون خونه؟

‫- آره، الان داریم می‌ریم ‫- عالیه

‫کارآگاه، مزاحم قرارتون با...

‫با خواهر مونشاین شدیم؟

‫فامیل پسره لافرتیه. مثل...

‫دنی لافرتی

‫سلام

‫سلام، قربان

‫خانم 24ساله بوده ‫بچه 15ماهه بوده

‫مظنون شوهره‌ست که ‫از یه خانوادۀ بزرگ کلیسای مورمون‌هاست ‫

‫منظورم اینه، خیلی احترام و اعتبار دارن

‫انگیزه رو مشخص کن ‫تبدیلش کن به اعتراف

‫سر و تهش رو هم بیاریم

‫چطوره من باهاش صحبت کنم؟

‫یه مورمن با یه مورمن دیگه

‫مال خودت

‫یه دقیقه وقت نیاز داری؟

‫پشت سرت میام

‫آلن، افسر پلیس پایری هستم

‫می‌خوام دستبندت رو باز کنم

‫اگه مشکلی نیست

‫ممنون

‫اینم باز کنم

‫خوبه

‫ایشون همکار من هستن ‫کارآگاه تابا

‫می‌دونی فقط قراره ازت سوال کنیم

‫فقط چند تا سوال ‫اگه مشکلی نیست

‫باشه، عالیه

‫آخرین باری که زن و بچه‌ت رو زنده دیدی ‫کی بود؟

‫من اینکارو نکردم

‫اینو گفتی

‫حالا می‌تونی بهم بگی ‫آخرین بار کی دیدیشون؟

‫ام..

‫آره، امروز صبح بود

‫قبل از طلوع خورشید

‫- باشه، عالی ‫- قبل اینکه برم سر کار

‫و شغلت چیه؟

‫کار ساختمانی انجام میدم

‫کاشی‌کاری

‫می‌تونم با رییست تماس بگیرم...

‫فقط برای اینکه زمان کاریت ‫رو تایید کنه؟

‫من واسه خودم کار می‌کنم

‫آها، متوجه‌م

‫می‌دونی چیه، پسرم؟

‫می‌تونی این ماجرا رو خیلی ساده‌تر کنی

‫مشکلی نیست، آلن ‫بعضیا تنها کار می‌کنن

‫- بعضیا تنها کار می‌کنن ‫- حتما

‫باشه...

‫خب آدرس این جایی که کار می‌کنی کجاست؟

‫بالاتر از آی-15 نرسیده به بزرگراه سندی

‫عالی ‫آدرسش رو داری

‫نمی‌دونم

‫نمی‌تونم...

‫نمی‌تونم الان تمرکز کنم

‫میشه لطفا لباسام رو عوض کنم؟

‫خواهش می‌کنم

‫نه. شرمنده الان نمیشه

‫خواهش می‌کنم باقی اعضای خانواده‌م رو ‫پیدا کنید

‫برادرام، همسراشون و بچه‌هاشون

‫چرا باید همه‌شون رو پیدا کنم؟

‫اگه یه نفر اون بیرون باشه ‫که داره اعضای خانواده منو می‌کشه...

‫پس، می‌دونی...

‫اونا هم ممکنه جونشون در خطر باشه

‫آدرس‌هاشون رو بهمون بده

‫همین الان می‌ریم از سلامتشون ‫خبردار می‌شیم

‫آدرس‌هاشون رو نمی‌دونم

‫تو نمی‌دونی برادرات کجا زندگی می‌کنن؟

‫نه، اسباب‌کشی کردن

‫سم اسباب‌کشی کرده

‫رابین هم همینطور

‫بهتون دروغ نمیگم قربان ‫خواهش می‌کنم

‫و کی می‌خواد بهشون ‫آسیب بزنه؟

‫خب...

‫از سال گذشته یا حتی قبلتر...

‫مردهای عجیب و غریبی...

‫به خانواده‌م نزدیک شدن

‫ریش داشتن ‫ریش بلند

‫- مثل کولی‌ها؟ ‫- آلن، می‌دونی چقدر پیش اومده...

‫که این داستان «ولگردها زنم رو کشتن» ‫رو شنیدم؟

‫نه ولگردها نه

‫مثل آدم‌های توی انجیل

‫پیامبرای کتاب مورمون

‫خواهش می‌کنم کمکم کنید ‫باقی اعضای خانواده‌م رو پیدا کنم

‫کاراگاه؟

‫تنها شماره‌ای که خاطرش بود...

‫شمارۀ برادر بزرگترش، ران بود

‫ولی کسی جواب تلفن رو نداد

‫خب، این ساعت دیگه ‫مورمون‌ها خوابن

‫نه، نه. تلفن رو جواب میدیم ‫مخصوصا بعد از ساعت 10 شب

‫اوه ببخشید

‫ران آدمی نیست که تلفن رو جواب نده

‫پس مامورها رو بفرستین در خونه‌ش

‫وقتی آدرس بقیه رو ازش گرفتید

‫به همین ترتیب ‫در خونه باقی هم برید

‫- متوجه شدم، قربان ‫ممنون

‫ما قرار نیست اون داستان...

‫غریبه‌های ریش‌دار رو باور کنیم، نه؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left