Kübra

Kübra

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Kubra S01 E03 NF WEB-DL
د لخوا تبصره ClubMovies

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
په خپور شو: 2024-02-26
ډاونلوډونه: 34
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫- داداش اسلحه رو دارم ‫- باشه بمونه

‫بیا بیا ‫بیا

‫کجاست داداش؟

‫باشه دیگه پسر نپرس دیگه ‫گفتم که میبرم

‫- اینجاست داداش؟ ‫- آره برو برو

‫- آره داداش اینجاست ‫هااا؟ ‫- اینجاست

‫تمومه ‫خوبی دیگه؟

‫سلام علیکم

‫پسر دختره هنوزم داره میلرزه

‫تمومه خواهر من ‫مامانت هم اینجاست

‫دخترم ‫خدایا شکرت

‫مامانی خوبی مامانی؟

‫داداش گوکهان داره میاد ‫یکمی خودتون رو جمع کنین

‫خدا ازت راضی باشه ‫- خواهش میکنم

‫- خواهش میکنم ‫خدا هر چی بخوایی بهت بده

‫من کاری نکردم، من مسبب نجات ‫ اون نیستم از جانب خداست

‫وقتی خدا خواسته خواهرمون نجات پیدا کنه ‫ حتما یه چیزی رو میدونه که اینکار رو کرده

‫من فقط واسطه هستم

‫- بلا به دور باشه ‫- مرسی

‫تشویق کنین

‫ ‫حق تعالی با من صحبت کرد

‫ ‫نه بابا، خوبه پس

‫مگه تو کی هستی که با تو حرف بزنه ‫توبه کن و سریع پاک کن اینو

‫بزرگترین گناه رو مرتکب میشی ‫مراقب باش

‫نمیدونم حرف زد یا نه، ولی از نوشته هاش ‫متوجه شده بودم که متفاوت هست آسمانی

‫ ‫چرا که نشه؟ ‫بخصوص در این عصر

‫ ‫بگیم که حرف زد... چی گفت؟

‫من پیامبر نیستم ‫دستوراتی که به من میده رو میرسونم

‫دستور داد که حقیقت رو از تاریکی بیرون بکشم

‫ ‫هیچ کسی به من باور نکنه هم ‫بازم از راه خودم باز نمی گردم

‫تو جلو دار خواهی بود

‫حقیقت راه تو هست

‫هرگز به پشت سرت نگاه نکن

‫برق تولید شده در نیروگاه ‫به شبکه هدایت میشه

‫از شبکه، به ترانسفورماتورها ‫جریان پیدا میکنه

‫و سپس با ولتاژ ۲۳۰ ولت به ‫منازل مسکونی توزیع میشه

‫دلیل قطع کل شهر رو هم فکر میکنیم در ‫ فشاری که به مرکز اصلی وارد شده هست

‫در نتیجه، در حالت عادی با ‫اینکه پشتیبان همدیگه هستن

‫و اینکه در آن واحد باید هماهنگی داشته ‫ باشن که به مرکز اصلی فشار وارد شده

‫قطعی برق پیبینی ناپذیر بوده

‫پسرم، تو به جای اینکه بهمون ‫ بگی چطور این اتفاق افتاده

‫بگو که حمله شده یا نه؟

‫کنترل از راه دور رو گرفتی دستت

‫ ‫هی جوگیر شدی و داری تعریف میکنی

‫- ولی الکیه کلا الکیه نیست؟ ‫- کارا

‫آروم باش

‫نظرت چیه؟

‫مدیر، احتمالش زیاد هست که ‫ با برنامه ریزی حمله شده

‫ولی شناسایی منبع ‫میشه گفت غیر ممکنه

‫بیا

‫ ‫- اسمت چیه؟ ‫- بورا فرمانده

‫- چی؟ ‫ - بورا

‫بورا ‫ببین بورا

‫الان گفتی میشه گفت دیگه ‫گفتی دیگه؟

‫همه ‫کار ما دقیقا همون کلمه هست

‫میشه گفت

‫وارد جزئیات همه چیز شدن و ‫انگار از سوراخی سوزن رد میشیم

‫وقتی میشه گفت میشه گفت، ‫یعنی غیر ممکن نیست مگه نه؟

‫همین طوره فرمانده

‫خوبه، عالیه ‫ادامه بده، خدا قوت بده

‫تا چیز جدیدی متوجه ‫نشدی نیا پیشمون

‫فهمیدی، بورا؟

‫بگو فهمیدی

‫فهمیدم فرمانده

‫شما هم میتونین برین

‫- کارا ‫هممم

‫آروم باش دیگه

‫لزومی نداره هول بشی ‫کسی مسئولیت این اتفاق رو هم گردن نگرفته

‫اگه کسی مسئولیتش رو ‫گرفته بود بالاسرش میریم

‫- هااا ‫- آره

‫بزار اداره برق رسیدگی کنه

‫بزار سازمان جاسوسی رسیدگی ‫کنه چیزی به ما ربط نداره که

‫ببین معمر

‫مدیر ‫معمر مدیر

‫افرادی...

‫در استانبول ‫در این استانبول بزرگ

‫اگه قدرت این رو داشته باشه که استانبولی ‫ که 20 میلیون جمعیت رو داره رو قطع کنه

‫در هدف بعدیش فکرش رو بکن چیکار میتونه بکنه؟

‫حله؟

‫از کمکهای تو امیدی که ندارم ‫ولی...

‫حداقل ترسو نباش

‫پسر ما که دیگه 20 ساله نیستیم پنجاه ساله هستیم

‫- آروم باش، بشین ‫ - خودت بشین

‫من قصد ندارم شکمم ‫ رو بزرگ کنم

‫دختر آخر این کار ‫به خیر تموم نمیشه

‫آخر این کار به خیر تموم نمیشه ‫همینجوری برامون دردسر درست میشه

‫گفته باشم ‫- همینجوری؟

‫- آره ‫چی میگی مامان تو؟

‫داداشم یکمی پیش جان یه دختر ‫رو نجات داد، باور نمیکنی بهش؟

‫مسئله باور نکردن نیست ولی ‫نمیدونم که

‫درسته یه چیزهایی هست ‫داداشت به کارهایی میکنه

‫ولی این که با خدا حرف میزنه دیگه ‫یعنی چی؟ توبه خدای من خودت ببخش

‫اگه یکی به داداش کلک میزنه چی؟

‫اگه یکی سربه سرش میزاره چی؟ ‫ممکن نیست داداشت اشتباه کنه دخترم؟

‫اشتباه نمیکنه مامان ‫من میدونم چی میکشه

‫بابام با من حرف زد

‫- حرف زد، گفت پنبه منی ‫- گفت پنبه منی؟

‫آره گفت پنبه من ‫گفت تو اشتباهی مرتکب نشدی

‫منو با سه جمله خوبم کرد

‫اینم به لطف داداشم بود

‫چون خدا اونو انتخاب کرده

‫مامان چون خداوند ‫میدونه اون فرق داره

‫خداوند با من حرف میزنه

‫ ‫چی؟

‫ ‫الله

‫با من حرف میزنه

‫گوکهان ‫چی میگی؟

‫داداشم راست میگه

‫من ...

‫میخواستم خودکشی کنم

‫دختر چی میگی تو؟

‫خواستم خودکشی کنم

‫ولی...

‫بعدش بابام با من حرف زد

‫منو نگاه داشت

‫چنان چیزهایی گفت که

‫من به داداشم ایمان دارم

‫الله اونو انتخاب کرد

‫پسرم این چی میگه؟

‫راست میگه مامان

‫منم اونجا بودم

‫دیدم، شنیدم

‫معجزه اش رو بهم نشون داد

‫برای اینکه منو امتحان کنه

‫برای اینکه باور کنم

‫کار اون بود

‫میدونم از نظر شما مسخره هست

‫ولی این حقیقت داره

‫منو انتخاب کرد

‫من گوکهان رو میدونستم

‫می دونستم تو فرق داری

‫میدونستم تو متفاوت هستی گوکهان ‫ - وایستا صالح

‫- گوکهان ‫- داداش من صالح بلند شو، بلند شو

‫صالح ‫بیا اینجا

‫الان همه اینا رو

‫الله

‫از طریق پیام از ‫تلفن بهت گفت دیگه؟

‫چیزه اون...

‫میگی که به واسطه ‫برنامه ای نصب کردی حرف زده؟

‫ ‫ملا میگه نمیگیم که خدا ‫در همه جا و مکان هست؟

‫تلفن، تلویزیون تابلو

‫چه اهمیتی داره چطور با من ارتباط داره؟

‫گوکهان

‫میترسم که وسوسه هات تو رو به دست بگیره

‫از زیان وسوسه گر کمین گرفته و پنهان ‫(سوره ناس)

‫آنکه همواره در سینه های مردم وسوسه میکند ‫چنین فرمایش کرده

‫میگه از شر وسوسه های دسیسه ‫انداز در قلب من به تو پناه میبرم

‫تو همین کار رو بکن

‫میترسم مرتکب گناه بزرگی بشی ‫اینکار رو به خودت نکن

‫- به خودت بیا ‫این تقدیر خدا هست

‫ملا

‫چیکار کنم؟ نشنیده و ندید بگیرم؟ ‫این گناه نمیشه؟

‫ببین گوکهان

‫این چیزهایی که ادعا ‫میکنی قابل هضم نیست که

‫مردم در مسجد و بازار ‫همه جا حرفش رو میزنن

‫مردم داره اذیت میشه خوششون نمیاد

‫نمی خوام بلایی سرت بیاد

‫خودت هم یکمی دقت کنی گوش بدی میشنوی ولی

‫- میشنوم ملا ‫- خوب پس؟

‫ولی اونایی که با قلب ‫تمیز دعا میکنن هم میشنوم

‫بزار حرف بزنن

‫کسی رو مجبور نمیکنم که باور کنن

‫همانطور که خدا گفته

‫ضعیف و اندوهگین نشین

‫اگر ایمان داشته باشین ‫ شما در ارج هستین

‫اصلا معلوم نیست که خدا کی رو ‫در ارج کی رو در قرب میبینه

‫خدانگهدار

‫بابا نظر تو چیه؟

‫این واقعا ممکنه؟

‫واقعا ممکنه خدا با ‫گوکهان صحبت کرده باشه؟

‫نمیدونم که دخترم

‫میخونیم که

‫در تاریخ هم همیشه در این موقعیت اول میگن ‫دیوونه هست بعدش میبینی شده اولیا

‫ولی احتمالا براش دردسر درست میشه ‫همه به یه نظر رو ندارن

‫امروز از محله پایینی ‫یه گروه جلوش وایستادن

‫اگه اطراف گوکهان قوی نبود که اتفاق بدی میافتاد

‫دخترم از خودت بپرس ‫شجاع باش و تصمیم بگیر

‫علی رغم همه اینا میتونی کنار گوکهان بمونی؟

‫اگه مسئله جدی تر بشه میتونی ‫ همه چیز رو تحمل کنی؟

‫امروز معلوم نکردم ولی ترسیدم

‫خدایا بهم کمک کن ‫این ترسی که دارم رو ازم بگیر

‫بهم قدرتش رو بده

‫تو باید جلودار باشی، هرگز به پشت سرت ‫ نگاه نکن صدای ما رو به هم برسون

‫چطور؟ ‫چطور به همه بگم؟

‫در این دنیای بزرگ تنهایی

‫افرای که بهم ایمان دارن خیلی ‫کم و خیلیها بهم اینان ندارن

‫چطور؟

‫فردا در اذان عشا همه میفهمن

‫برای دریافت آخرین اخبار و آدرس سایت عضو تلگرام شوید ‫..:: @ClubMoviedl ::..

‫چی میشه؟

‫در نماز عشا افرادی که در پشت ‫بام هستن و به تو گوش میدن نترسن

‫خدایا چی میشه؟

‫چطور به مردم هشدار بدم؟

‫خدایا خواهش میکنم کمک کن

‫ ‫شب چراغها روشنایی نمیده تاریکی هست، تاریکی حقیقی ‫در روشنایی هست روشنایی حقیقی در تاریکی هست

‫نمیدونم که چی میشه

‫تقدیر خدا هست فردا میبینیم

More Farsi Persian subtitles for Kübra

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left