لومړۍ 200 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(دوباره عشق اول)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: (...آنچه گذشت) :::::::: ::::@AirenTeam::::
و حالا دومین داستان درباره عشق اول
به عشق در نگاه اول اعتقادى دارید؟
من بهش اعتقادى نداشتم
...ولى فقط تا وقتى بود که
يه عکسى از اونو تو شبکه اجتماعى يکى از دوستام ديدم
بعد از بحث کردن توى چند روز متوالى
از دوستم خواهش کردم که اونو بهم معرفى کنه
بعدشم زودى بيرون رفتن ها شروع شد
و بعد شروع به قرار گذاشتن کرديم
اون داشت آماده ميشد براى رقابت تو مسابقه میس کریا
الان ميدونيم کيه
يون جو- ميشناسيمش-
مجلس گرم کنمون
میس کریا؟
چه سالى؟ تونستى برى جز سه نفر نهايى؟
نه
من نيستم
من از روياش حمايت کردم
خيلى تلاش کردم کسى باشم که بتونه روش حساب باز کنه
"کسى که بشه روش حساب باز کرد" خیلی خوبه
ولى اون بخاطر مسابقات اوقات سختى داشت
در عين حال سر چيزاى کوچيک با هم بحث ميکرديم
بعدش وقتی به فينال رسيد
ديگه کم کم از هم دور شديم و به هم زديم
وقتى به گذشته نگاه میکنم
چيزى که خيلى براش پشيمونم اينه که خيلى سعى کردم باهاش کنار بيام
و خيلى شانسشو نداشتم خودمو بهش نشون بدم
...نتونستم خيلى کمک کنم ولى
در حقيقت خيلى ازش حمايت کردم
در نهايت، اين حسو نداشتم که انگار با هم در رابطه بوديم
فکر کنم چون دوس دخترم بود
وسواسی شده بودم که حتما بتونم کمکى بهش بکنم
يعنى زمان بندیمون مناسب و درست نبود
نميدونم اگه تو موقعيت ديگه ای از زندگی همديگه رو ملاقات ميکرديم اوضاع بهتر بود یا نه
یه جورایى فداکارى بود
ميدونم کار سختى بود
خوشحال بودم بخاطرش
ولى فکر نميکنم تاحالا بيانش کرده باشم
هنوزم بخاطرش ناراحتم
ممکنه من باعث شده باشم
که نا اميد بشه و پشيمونى هاى زيادى داشته باشه
گرچه خيلى ازش ممنونم
درسته
خب من يه حسى دارم که هان بيول بهش گفته
که حس ميکنه عشقی که میده، بهش بر نمیگرده
شايد اين دليل کدورت بینشون باشه- درسته-
که منجر به دعوا شده
و باعث شده بهم بزنن- درسته-
دلم میخواد هان بيول يه شانس داشته باشه
که بتونه کاملا خودشو به يون جو نشون بده که ديگه پشيمونى نداشته باشه
موافقم
داستان بعدى درباره عشق اول
اولش به طرز غيرمنتظرانه همو ديدم وقتى داشتم با يکى ديگه نوشيدنى ميخوردم
دوست يکى از دوستاى صميمیم بود
بعد از اينکه با تلفن صحبت کردن تصميم گرفت به ما ملحق بشه
اينطورى بود که اولين بار همو ديدیم
"خيلى سريع از هم خوشمون اومد"
بلافاصله؟
بعدش يه روز
بعدش یهویی آهنگ "روز اول" از کی ویل رو پلی کرد
خيلى واضح داشت درخواست قرار گذاشتن ميکرد
چه بامزه
هممون داشتیم به داستان من تو راديو گوش ميکرديم
دوست داشتم بدونم جى ميونگ اوپا حين گوش دادن چه فکرى ميکنه
و اين جورى بود که رابطه ما شروع شد
بايد از همون قرار اول خيلى ازش خوشش اومده باشه
خيلى مشتاقم بدونم چه اتفاقى بينشون افتاده
سفرمون به بوسان با همديگه رو يادمه
ساحل گوانگالى کنار اون خيلى قشنگ بود
هردومون دوست داشتيم خوش بگذرونيم باهم آهنگ میخونديم
و لحظه هاى خوبى سپرى کرديم
مهم ترين چيز اينه که اونو به عنوان "يه شخص" دوست داشتم
''به عنوان يه شخص''
...ولى ما شروع کرديم به اشتباه فهميدن همديگه
و به احساسات همديگه لطمه ميزديم
در نهايت هم تصميم گرفتيم از هم جدا بشيم
به شخصه براى من
جدايیمون دوستانه نبود
زمان سختى براى من بود و آسيب بدى ديده بودم
هروقت ميدیدمش ميتونستم بهش تکیه کنم و کارى ميکرد که لبخند بزنم
واسه همین بعد از جدايى خیلی بهم سخت گذشت
اگه باز ببينمش
ميتونيم لحظات قشنگ وخنده هامونو به ياد بياريم؟
يه آهنگى هست که هميشه بعد از جداييمون وقتی میشنوم یادش میفتم
Position آهنگ وان دِی از
اين آهنگو دوست دارم
منم دوسش دارم
بيايد بخاطرش بریم بالا
به سلامتى
انتظار نداشتم آهنگم پخش بشه
وقتی با اون قیافه مینوشی یعنی حالت خرابه
هى رام مدام يواشکى بهش نگاه ميکنه ولى جى ميونگ بهش نگاه نميکنه
بايد خيلى عميق آسيب ديده باشه- درسته-
سمتى که اون هستو نگاه نميکنه- حتما خیلی بدجور بوده-
ياد اونموقع افتادم
نميخواستم با نگاه کردن بهش احساسمو نشون بدم
احساس عجيبى داره
نميتونستم بهش نگاه کنم
ياد تمام اون حس هاى خوبى افتادم که از اولين ملاقات باهم داشتيم
اين آهنگيه که بعد از جدايى بهش گوش کردم
ولى خب پشت تلفنم برام خونده بودش
حس پیچیده ای دارم
هى رام و جى ميونگ) (ميتونن باز همديگه رو دوست داشته باشن؟
...بعد از گوش دادن به داستان و آهنگ فکر ميکنم رام هى
احساس هاى مختلفى تو دلش داره
موافقم- قيافش هم طورى شده که انگار ميخواد گريه کنه-
با اينکه خيلى مختصر بود ولى باعث شد من يکم اشکم در بياد
آره- ...بخاطر اينکه-
جى ميونگ اون آهنگو براى هى رام خونده
آهنگيه که براش خونده
ولى ديگه نميتونه انجامش بده
درسته- درکش ناراحتم کرده-
...يه ضرب المثلى هست که میگه
...تنها ماشين زمانى
که توى اين دنيا وجود داره، موسيقيه
آهنگی که باهم خونده میشه بعد از جدایی اشکتو در میاره
و ديگه نميتونى بهش گوش کنى
هروقت تو خیابون به گوشم میخوره فورا چشام پر میشه
چندتا آهنگ هست که همیشه ناراحتم میکنه
چیا؟- همونطور که میدونى من مجرى برنامه راديويى ام-
يکم بعد از جداييمون
پارک وون اومد به برنامه مون
آهان- پارک وون، آهان-
آهنگ "برای تو که دوستم نداری" رو خوند
چشمات بى حس و سرد شدن
اول روز بود
بايد پرهيجان به نظر ميرسيدم- واى، نه-
بعد آهنگ "دیگه گریه نمیکنم" رو خوند- گریه کردی؟-
نه نکردم
خودمو نگه داشتم- خدارو شکر-
وقتی یهویی همچون آهنگی به گوشم میخوره
حتی فقط گوش دادن بهشم
دندون درد، برام درناکه
حسش مثل اينه که با ناخن اعماق قلبتو سوراخ کنن
انگار يه نفر به سمت ديوار هلت ميده
نفس کشيدنو برام سخت میکنه- موافقم-
"دوباره عشق اول"
کنجکاوید بدونید فردا قراره چیکار کنید؟
بله- بله-
با عشق اولتون میرید سر قرار
چی؟
خوشم اومد، نياز دارن با هم صحبت کنن- همین اول اتفاق افتاد-
این داستان نباید وسطا باشه؟
خيلى تند پيش نميريم؟
عجله کنید خيلى وقت نداريم- سرمون شلوغه-
بايد برنامشون فشرده باشه
سوپرايز شده
انتظار نداشتم که انقدر سريع با پارتنرمون بریم سر قرار
ميخوام هى رام لبخند بزنه- نگرانه-
از اونجایی که خیلی وقته از این کارا نکردیم میخوام خیلی خوشگل باشم
دارم فکر ميکنم چى بپوشم
بیشتر از این نميتونستم صبر کنم تا صحبت کنیم
دوست داشتم ببینم هان سول چه احساسی داشت
میدونم که قبلا خیلی باهم خوب بودیم
اگه بتونیم مثل قبل باهم خوب پیش بریم
بهمون خوش میگذره
...شما چهار نفری که امشب عشق اولتونو دعوت کردید
...باید مکان یکی از خاطراتتون رو، روی کارت پستال بنویسید
و اونو تو صندوق پستی عشق اولتون بندازید
وای خدا
یادتون نره وقتی کسی نیست اینکارو انجام بدید
احتمالا باید از مخفی کردن احساساتتون حسابی ناامید شده باشید
به عنوان کسی که داره نگاهتون میکنه، خوشم میاد
بعد از مدت ها قراره عشق اولتونو ملاقات کنید حتما کلی فکر از سرتون میگذره
...دوست دارم بدونم
...فردا، وقتی با عشقتون دیدار دوباره دارید
چقدر اون لحظات براتون ارزشمند خواهد بود
!دوستان فردا هم عاشق بمونید
مطمئنا جایی رو انتخاب کردن براشون راحت نیست
وای دوس دارم دوس دارم
من میشورم- میشورم-
میتونم خودم
واسه یه نفر خیلی زیاده
چی چی بود؟
میتونی ظرفارو وقتی میشورمشون خشک کنی؟
اینو میخوای؟ آره؟
نه- نه؟-
اوه باهاش صحبت کرد- با اون حرف زد، درسته؟-
همونو میخواستی؟- جانم؟-
اونو میخواستی ولی گفتی نه
حواسم به خودم هست اوکیه
مسخره بازی داره در میاره
به نظر بهتر شده- داره مسخره بازی درمیاره-
بعد از شنیدن داستان، حتما احساسش عوض شده
درسته
واقعا واسه قرار فردا ذوق دارم
واقعا؟
میخوام یه کار باحال انجام بدم
باید بریم یه جایی که خاطره داریم ازش
یه جایی که خاطره داشته باشیم؟- آره-
یعنی ما هیچ خاطره ای تو سئول نساختیم
میرید بوسان نکنه؟
اگه واقعا مجبور باشی بری چی؟- حسودیم شد-
حسودیم شد
خیلی کیوته
خیلی وقت بود این حرکتو ندیده بودم- بامزه بود-
نکنه مجبور شید برید بوسان
No comments yet. Be the first to leave one.