لومړۍ 200 کرښې.
« ...آنچه در کلاب موتورسواری مایانها گذشت »
مامانـت
...تو چه مرگـت
...خاکـت میکنم
...اوه
ما رفتیم دنبال دنیس و تا زمین ریز دنبالش کردیم
،حدود 45 متر که رفته بودیم به زمین نرم خوردیم
یه تونل قدیمی بود
یه تونل به کجا؟
مکان ویکی
کمک لازم داری، داداش؟
یه اطلاعاتی از ایزی بهدستـم رسید
بهم گفت گالیندو رو در شرق کالکزیکو بازداشت کردن
گالیندو بیشتر از 26ساعتـه که کاری نکرده
ببین کسی ازش خبری داره
ایزی رِیس چی میشه؟
معاملهتون هنوز پابرجاست. فعلاً
من واسه کُشتنـت اینجا نیومدم
چی میخوای؟
همکاری
شراکت
خونهست
میگل
عصربخیر خانم گالیندو
فکر میکنی من پدرت رو فروختم
دیگه کی میتونست خبر داشته باشه اون کجاست؟
شاید اونی که عکس رو گرفت
رودریگو
پدرم واقعاً یه حیوون بود؟
ما اونجوری شروع نکردیم
بابا
...میخوام یه ترم مرخصی بگیرم
« هشت سال پیش »
به بابا کمک کنم سرِپا بشه
فلیپه هرگز بهت اجازه نمیده چنین کاری بکنی
اون به یه نفر احتیاج داره
اون انجل رو داره
من اینجام
.اون که بچه کوچولو نیست یه کاریـش میکنیم
تنها کاری که باید میکردم این بود که سرم رو برگردونم تا شماه پلاک رو ببینم
نکن، باشه؟
...نمیتونی هِی - باید میدونستم -
به این معنا نیست که طرف رو میگرفتن
هیچی رو تغییر نمیداد
...نمیتونی خودت رو مقصر بدونی. تو
پدر من رو بهخاطر... تمام گناهانی که کردم بیامرز
گناهانـت رو بهم بگو، پسرم
خودت ازشون خبر داری، رودریگو
سن اون تونل از من بیشتره
پدربزرگم کمک کرد حفرش کنن
از مکزیکو سیتی خانواده وارد میکنیم
ویکی مواد قاچاق میکنه؟
نه، ازش فقط واسه کمک به دختراش استفاده میکنه
هیچکدومشون مدارک ندارن
منم امشب داشتم همونکارو میکردم
اِلا چندین هفتهست که... بچهش رو ندیده
باید درموردش بهمون میگفتی
ولی با کارمون در تضاد نیست، داداش
من یه قرون هم ازش درنمیارم
یه تونل واموندهی غیرقانونیه
...اگه یه نفر دیگه میوفتاد توی اون گودال
ممکن بود کُلی آدم کندوکاو کنن
به معنای واقعی کلمه... درمورد کلاب، کارمون با گالیندو
گند زدی
...خب
حالا چی میشه؟
تصمیم کلابه
حتماً این خیلی کلافهکنندهست
چند سالـشه؟
ده ماهـشه - خوشگله -
بچههای من همهشون بزرگ شدن. از این دوران لذت ببرید
بچهدزدی، یا پیغمبر. که ،ازتون گرفته باشنـش
حتماً وحشتناک بوده، ظالمانه
آره، همینطور بود
شما بازداشتی، خانم گالیندو
در گزارشکردن یه بچهدزدی کوتاهی کردید
وایسا. چی؟ - بچه رو بگیرید -
بهش دستبند بزنید - هی، تمومش کنید -
!کریستوبال
سلیطه - گناهکار -
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
« مترجمین: هومن صمدی و سمیرا » ► Sorrow & Raylan Givens ◄
...قضیهی ایزابل رو شنیدم
ماریسول
وحشتناکه
خیلی متأسفم
دوتا پسر داری، آره؟
آره
...آشفته بهنظر میرسی، دوست من
اعترافـت چیز زیادی رو معلوم نکرد
واسه آمرزش نیومدم
بهدستـش آوردم
اومدم یه بدهی رو صاف کنم
پدرو اسپینا
اون تصمیم گرفت بعد از من خارج بشه. تو کمکـش کردی
خوزه گالیندو کنترل سونورا رو به دست گرفته بود
پدرو طمع کرد
کارتل رو کُفری کرد
...بسختی خارجـش کردم
گالیندو چند سال بعدش پیداش کرد
خودش رو... همسرش رو و پسرش رو سلاخی کرد
درحالیکه دخترش مخفی شده بود
و تماشا کرد
لوئیسا اسپینا یه سر بهم زد
فکر میکرد من کسی بودم که پدرش رو فروخت
ممکنه اون رو به اسم... آدلیتا بشناسی
...ایگناسیو
اینجائی که چه بدهیای رو صاف کنی؟
اون میاد سراغـت
به گروه حفاظتیـت آمادهباش بده
از خودت محافظت کن. وگرنه میکُشهتت
...پدرو... خودم
دوستیمون یه ارزشی داشت
ما هرگز بهت خیانت نمیکردیم
...ممنون
که کمکم کردی خارج بشم...
...تو زندگی من رو نجات دادی
حالا، بیحساب شدیم
ببخشید. سعی کردم بیدارت نکنم
خوابم نمیبره
.باید با بابام صحبت کنم گوشیـش رو جواب نمیده
مطمئنم بزودی برمیگرده
باید من رو ببری خونهی سیلیا
اون به من مربوط نمیشه
بهش دروغ گفتم
سیلیا بهم آسیب نرسوند
خودم به خودم آسیب رسوندم
یا پیغمبر
نمیدونم چرا. به گمونم واسه اینکه بیحساب بشیم
ولی... ولی اگه بلایی ...سرش بیاره، اونوقت
البته که یه بلایی سرش میاره
فکر میکردی چی میشه؟
.آدرس مادرت رو بده میرم بهشون سر میزنم
ممنون
همینجا بمون
هوم
نه، اونیکی بود
خیلی دنجتره، اینطور فکر نمیکنید؟
باعث گفتوشنود صادقانه میشه
من درخواست وکیل کردم
سر مرز وکیل داشتید؟
شرق کالکزیکو؟
در بازداشت نگه داشته شده بودم. یه سؤتفاهم بود
ولم کردن
...اه، به گمونم
اخیراً وقایع بدفرجامی مثل اون، خیلی مداوم بوده
از جانب «عمو سم»ـم پوزش میخوام، قربان
وکیلم
درخواستتون در دست رسیدگیه
خب، تا وقتی اون فرآیند ،به نتیجه برسه، مشاور
،متأسفانه تنها کاری که از دستم برمیاد اینه که اینجا بشینم، از دنجی لذت ببرم
مورد نداره که من صحبت کنم، داره؟
من چونهی گرمی دارم
اون عروسک رو توی مکزیک داشتید؟
.احتمالاً سنتون خیلی کم بوده اوه... نه اینکه با عروسک بازی میکردید
منظورم این نیست، ولی اگرم میکردید مشکلی نداره
من همه نوع انسان رو دوست دارم
هوم
یه رئیس کارتل تحصیلکرده در آیویلیگ
اگه اون نشونهای از یک دنیای خجستهی جدید نیست، نمیدونم چیه
هوم
شهروندی دوطرفه، سکونت ،دائمی در ایالات متحده
ملک بیست هکتاری، نقداً خریداری شد
...رؤیای آمریکایی
منافع تولید، باربری، املاک تجاری
خیلی تحسینانگیزه، قربان
تعجبی نداره شهردار و نیروهای اجرای قانون محلیتون خودشون رو زدن به اون راه
شما ناجی «سانتو پادره» هستی
باید باهاتون صادق باشم
ما با وکیلتون تماس نگرفتیم
تحت قوانین امنیت میهن، مجبور نیستم
میتونم تا هرموقع دلم بخواد، نگهتون دارم
همینطور همسرتون رو
!میگل
کوتاهی در گزارشکردن بچهدزدی، یک جرم فدراله
سلام، پیشآهنگ - ...سلام، پسر. لتی -
اوه، پسر
اون مُرده
میدونم
من کُشتمـش
آروم باش
چیکار کنیم؟
...یه روز دیگه
تُف
شرمنده، این... حتماً این همهجور خاطرات دیوانهوار رو برمیگردونه
مادرت
به گمونم
اون پُخ چطوریه، پسر؟
به یاد آوردن همهچیز
یاد میگیری محصورش کنی
به گمونم مجبوری
دیروز رو نمیشه تغییر داد
واسه فردا نمیشه برنامهریزی کرد
ممکنه من از این ساختمون درآم، یه گلوله بخوره به مغزم
زندگی اینجاست. این
،اهمیتی نداره چه شکلیه تمام چیزیه که داریم، درسته؟
پشیمونیای وجود نداره
حتی واسه اون؟
مخصوصاً اون
من یه فاحشه رو به قتل نرسوندم
No comments yet. Be the first to leave one.