لومړۍ 200 کرښې.
آنچه گذشت
ممنون عزيزم اوه ، پنکيک
براي من يکي بنداز ما غذارو پرتاب نميکنيم
دب ، موز ممنون
من دوست دارم همه بشينن
نميتونم من بايد برم سيلور رو قبل از مدرسه ببينم
ما بايد پروژه ي انگليسي مون رو تموم کنيم
اوه ، هموني که درباره ي شعر نو بود ؟
نه ، اون چند هفته پيش تموم شد
من امروز بايد زود سر کار باشم من ميرسونمتون
نه ، ممنون پدر نيويد مياد دنبالمون
من تا ساعت 08:00 تمرين موسيقي دارم
اوه ، من شب ميتونم بيام دنبالت
نه سيلور مياد دنبالم من براي شام نميام خونه
منم همينطور
منم همينطور
من تا ديروقت با اتحاديه ي معلمان جلسه دارم
هميشه يه شوخيه
خوب چي ، تو
الان منو رد ميکني ؟
نه ، اصلاً
چجوري ميتونم کمکت کنم ؟
من فقط
ميدوني ، ميخواستم
چي کار ميکني ؟
من عاليم
براي پرسيدنت ممنونم
چيزه ديگه ايم هست ؟ چون من واقعاً بايد برم سر کلاسم
و من بايد براي فردا برنامه ريزي کنم چون بابام فردا منو ميبره به وگاس
پس دوباره ميخواي بري ؟
آره ، البته
من اينو به خاطر کل دنيا هم از دست نميدم
به هر حال ، نمايش عالي ايه
شرکت باباي من تمام کارهاشو ميکنه
به نظر خوب ميرسه
اين قراره عالي باشه
اگه من نبينمت نميفهمم که دير کردي
اگه ندونم دير کردي مجبور نيستم که بهت سيلي بزنم
به نظر خيلي عجله داري بچه جون
آره ، اين الان بهترين کاره
يه شيک پوش هميشه دنبال بهترين ها ميگرده ، ميدوني ؟
نه نميدونستم
اما من فکر ميکنم مدل موهات باحاله
اما اون موقع دوباره من فکر ميکنم سنم بالاست
آره ، آره سنت داره ميره بالا
بايد برم
برو به کلاست سيلور تو دوباره دير کردي
من مطمئنم که بهش يه سيلي زدي
عمراً ، اون خواهرمه
واقعاً خويشاوندي ؟
آره ، تو مشکلي با اين داري ؟
آره ، در واقع ... شايد ما بايد فردا شب قبل از شام درباره ي اين بحث کنيم
باشه
هي بچه ها ، من يه چيز خيلي کوچيک ازتون ميخوام
پدر من فردا شب تو خونه ي ما يکي از فيلم هاي غير مبتضلشو نمايش ميده
اي کاش يکي از همون فيلم هاي مبتضلشو نمايش ميداد
نه ، جدي ميگم اين فيلم هنوز بيرون نيومده
اون ميدونه که يه نفر يه کاري با فيلم کرده
خوب چي ميگين ميخواين يه فيلم ببينين ؟
مامانتم اونجا هست ؟
آره ، اونم قراره باشه
اتان ، توئم هستي ؟
آره چرا که نه ؟
من کاري بهتر از اين براي انجام دادن ندارم من آزادم و تنها
و بدبخت
و ، آه ، شهوتي
خوب ، منظورم اينه که حالا که قراره مامانت اونجا باشه
خوب هنوز والدينت به خاطر اينکه من تورو با هواپيما بردم عصبانين ؟
نه ديگه تموم شد
پس فردا شب ميخواي بريم بيرون ؟
فردا شب ؟
اوه ، يه گروه جديد هست که قراره تو اسکله برنامه اجرا کنه ، ميتونه خيلي خوب باشه ، اگه دوست داشته باشي بريم
آره ، خيلي دوست دارم
عاليه
آم 08:00 ؟ عاليه
خيله خوب
اگه تو شنبه مادرمو ببري به ماساژ من ميتونم به هيئت امنا بگم که شنبه جلسه بذاريم
هري ، من اين احساسو نميتونم از خودم دور کنم که از وقتي اومديم اينجا زياد براي هم وقت نميزاريم
چي ؟ نه عزيزم ما تازه داريم راهمونو پيدا ميکنيم
ميدوني ، شهر جديد ، شغل جديد
ميدونم ميدونم ، اما با هم جديداً هيچ کاري انجام نداديم
و من دقيقاً ميدونم به چي احتياج داريم
شب خانواده
تو ميخواي بريم بولينگ ؟
آره
من و پدرتون دوست داريم يه مقدار وقت با شما بگذرونيم
من احساس ميکنم اصلاً همديگرو نميبينيم
ما ، ما واقعاً دوست داريم با شماها بيايم بيرون
مخصوصاً جمعه شب
اما ، آه
من فردا شب با تاي قرار دارم
و پدر نيويد فردا شب يه فيلم باحال نمايش ميده
بي خيال
خوب ، من و پدرتون هم بليط هاليوود داريم ، امّا نميريم
نه ، نميريم
چونکه ما ميخوايم وقتمون رو با شما بگذرونيم
بي خيال ، لطفاً بي خيال
پدر ، هيچ کسي اينجا " شب خانواده " نداره
خوب ، پس بايد چند تا رسم از خودمون از کانزاس به بورلي هيلز بياريم
چونکه ما فردا شب " شب خانواده " خواهيم داشت و قراره به ما خوش بگذره
چونکه اين همش درباره ي خانوادست
"" پناهگاه زنان ""
ميشه امشب هم بمونم ؟
فقط يه شب ديگه قول ميدم
من متاسفم سيلور
ما جا نداريم
من به جا براي افرادي که واقعاً هيج جايي براي رفتن ندارن احتياج دارم
ببين ، تو نميدوني که اين چجوريه
ميدونم عزيزم اما بايد يه کاريش بکني
متاسفم
من شنيدم که امشب يه گروه جديد تو اسکله برنامه اجرا ميکنه
من دارم ميرم وگاس
تو دوباري داري ميري ؟ آره
شرکت پدر من جشن اين مسابقات گلف رو هر سال برگزار ميکنه
جشن بزرگ ، او خداي من قراره کلّي خوش بگذره
من اينو به خاطر کل دنيا هم از دست نميدم
منظورم اينه که اون فقط چهار سالشه و همين الانشم اين ها رو خونده
و من مطمئنم که اين براي تو کسل کنندست ، نه ؟
اوه نه نه نه ، اين... ميدوني اين پسر توئه ، اون دلرباست
من عاشق بچه هام ، ميدوني ؟ من به بچه ها درس ميدم
با بچه ها کشتي ميگيريم ، آم با اونها ... ا
من کنجکاوم رايان ، چند تا از دوست هاي تو بچه دارن ؟
آره ، بزار فکر کنم تقريباً هيچي ... در واقع
اما ميدوني ، من وقتي که توي مرکز نوجوانان کار ميکردم به بچه ها نزديک بودم ، اين حساب نيست ؟
تو با بچه ها تو ي مرکز نوجوانان کار ميکردي ؟
آره ، آره فقط آخر هفته ها و دوشنبه ها بعد از مدرسه ، آه ، سه شنبه
چهارشنبه ، پنج شنبه ... ا
نميدونم ، الان يادم نيست
تو با اونا چي کار ميکردي ؟
اوه ميدوني ، باهاشون حرف ميزدم کلمه بازي ميکردم
من خيلي بيشتر از اونا کلمه بلد بودم پس بيشتر موقع ها ميبردم
که باعث ميشد درباره ي خودم احساس خوبي داشته باشم
داستانش طولانيه... امشب ؟
شام ؟ آره
سلام آقاي متئوس سلام
چطوري ؟
من فکر ميکنم اون دنبال توئه
اوه خدا نه نه نه نه
ما هم کاريم
من هيچوقت بيرون نميرم با... ا خوبه
بدون قرار گذاشتن خواهرم با يه معلم هم مدرسه به اندازه ي کافي سخت هست
درسته
من ميخواستم بدون ميشه امشب رو با هم بگذرونيم
ما ميتونيم ، ميدوني يه کم بگرديم ، پيتزا بخوريم
برندا رو هم دعوت کن
ميدوني ، من امشب نميتونم عزيزم
امّا فردا شب حتماً
آره ، حتماً حتماً
امشب برنامه ي خاصي نداري ؟
اوه چرا
يه قرار بزرگ
اوه ، تو و تاي نه
من و خانوادم ما امشب " شب خانواده " داريم
شب خانواده ؟
آره
اون ها احساس ميکنن که ما کم همديگرو ميبينيم
خوب ، ميدوني ، اين احتمالاً خودکشي دست جمعي نيست
بلاخره ميتوني يه جايي بري که يکي از بچه هاي مدرسه نبيننت
خوش شانسي در پرتاب توپ بولينگ ؟
اوه آره ، اون موقع ممکنه يه نفر از باشگاه شطرنج باهات حرف بزنه
فوق العادست
سلام اَني
اتان ، چه خبر پسر سلام پسر
من پيامتو گرفتم
که گفتي نميتوني بياي
آره
من بايد برم ميبينمتون
پس تو امشب منو فوت ميکني کنار براي رفتن به بولينگ ؟
اوه خدا پدر و مادرم منو مجبور کردن
اين افتضاحه آره
من واقعاً دوست داشتم به اسکله ميرفتيم
خوب ، آه ما ميتونيم... ا
چي ؟ چي ؟
هيچي
چي ؟
يعني اينکه تو هنوز بياي خونه دنبال من به طور تصادفي
وقتي که داري ميري به اسکله
و من شايد زودتر بتونم بيام بيرون
منظورم اينه که مگه چقدر ميتونن بولينگ بازي کنن ؟
پس تصادفاً ساعت 08:00 ميبينمت
باشه عاليه
خيله خوب
رفيق ، اين خيلي سادست ، فقط به پدر مادرت بگو که نميخواي بري
ببين من نميتونم سعي کنم که به احساساتشون لطمه بزنم پسر
اول فقط ميريم به بولينگ بعد درباره ي فيلم ميگم
اينجوري امکان نداره که نزارن من بيام
مطمئني اين جواب ميده ؟
ميدوني چيه ؟ هر چي آدم بيشتر بياري بهتره
وقتي زياد باشيم نه گفتن براشون سخت ميشه
فشار دوچندان گرفتم
اوه ، آخر هفتست خانم
تو ميتوني بري برو خونه ، برو خونه
تو که اينجايي
من براي آزمايشگاه رياضي موندم
تو کلاس گرفتي " a " تو که يه
منفي گرفتم " a " من اوه
گرفتم " a " ولي من خوبه
خوب امشب چي کاره اي ؟
از من ميخواي بريم بيرون ؟
نميتونم
No comments yet. Be the first to leave one.