لومړۍ 200 کرښې.
*مرده مثل من* قسمت دوازدهم از فصل دوم
.... وقتی بچه بودم پدرم که معلم انگلیسی بود
... به من میگفت تا وقتی یه کتاب خوب دارم
. هرگز تنها نخواهم بود
چیزای خوب
برای رفتن به جشن تولد سوزی حاضری ؟
نه ، داستان داره به جاهای خوبش میرسه
جورج ما اونجا دعوت داریم
من نمیخوام بیام
ما براش هدیه خریدیم - چی براش خریدی ؟ -
. ما براش یه لباس خواب خریدیم
. با گلهای قشنگی که روش داره
مامان میخوای منو بکشی
جورجا احمق نشو ما میریم
نه - چرا میریم -
نه - چرا انقدر لجبازی میکنی ؟ -
لجبازی
ل ج ب ا زی
کله شق
جورجا نمیتونی همش سرتو بکنی تو اون کتاب
میکنم
خوندن منو محبوب نمیکرد
و حتی منو خوشحال هم نمیکرد
. ببشتر تلفظ کلمات به کارم میومد
جانشین
ج ا ن ش ی ن
خفه شو
ج
.. ا
. ن ش ی ن
آفرین جورجا ، گل گفتی
. زیاد تمرین داشتم
تمرکز کن بچه ! اگه برنده بشی برات یه جایزه خوب میگیرم
. آقای اختر نباید با شرکت کننده ها صحبت کنی
ببینیم اون نابغه چیکار میکنیم
کدومشونو میگی ؟
. تاناتوس
لعنتی
میشه معنیش رو بدونم ، لطفا ؟
. میشه مستحق مرگ
. معنیش میشه مستحق مرگ بودن
. آفرین میسون
این یجورائی تو حیطه کاری ماست ، نه ؟
زوباش فرانسیس ، جوابشو بده
ادامه بده پسر
نباید روی این تمرکز کنی ؟
میشه خفه بشی تا ببینم میتونه هجی کنه یا نه جورجی ؟
تاناتوس
ت . ا
ن . ا
ت و س
تاناتوس
ببخشید آقای مک فادن
. این لغت خیلی آسون بود
این یارو خودشه -
پسر من خیلی سخت تر تمرین کرده ، سخت تر
لطفا ساکت بشید وگرنه مجبورم ازتون درخواست کنم . که اینجارو ترک کنید
... لغت بعدی
. سکته آور
نگو
نگو
نگو
. بازی تموم شد
سکته آور
س
ک ت ه
آ و ر
. سکته آور
متاسفم
طرز هجی صحیح میشه ... س ک نه -
چه اتفاقی افتاد ؟
متاسفانه تو ... مُ ر د
« "اون "مُ ر د ی
. داشتم شوخی میکردم
لطفا قهوه ، کیفانی
کسی الویس پریزلی سفارش نداده ؟
البته - چی توش داره ؟ -
کره بادوم زمینی ، موز و گوشت نمک زده
مزه اش چطوریه ؟ - گوه در بشقاب -
همون قهوه رو بیار
شنیدم یه دوست پسر داری
از کی شنیدی ؟
مهم نیست این حقیقت داره ؟
نه
پس تو یه دوست پسر نداری که زنده باشه
نفس بکشه و اصلا ندونه که تو یه دروگر گریمی ؟
روکسی بهت گفته ؟
چی رو ؟ - که من دوست پسر دارم -
اون پسرک خوش تیپی که دیشب همراهت بود رو میگی ؟
اون دوست پسرت بود ؟ - نه -
باشه
سلام ، چطور پیش رفت ؟
ع ا ل ی
داره هجی میکنه
جداً میگم چطور پیش رفت ؟
خ ا ر ق ا ل ع ا ده
نمیخوای بیخیال بشی ؟
تو بهش بگو جورجا
. برای یه مرگ کاملا طبیعی ... خوب بود
... شاید یه تشکر خشک و خالی
. بخاطر کاری که کردیم بدک نباشه روبی
شاید بهتر باشه بگی . عالی بود
آه
. ولش کن
این برای تو و تو
روکسی کجاست ؟
اون میخواد به کارهای شخصیش برسه
خوب پس چرا من نمیتونم ؟
چون تو بهتره خ ف ه ش ی
. خفه شو جور در نمیاد
راستش خفه شو دو بخش ـه
خوب هستش
این که در نقطه بدی از شهره
اونجا رو میشناسم . باید یه باشگاه بوکس باشه
اونجا خشونت وجود داره و بوی بد عرق تن
چرا تو هم باهاش نمیری ؟
فکر نکنم دیگه به مراقب نیاز داشته باشم ، نه ؟
.فکر نکنم اصلا میسون بدرد محافظت از کسی بخوره
. بهرحال نه ممنون
تو امروز خودت یه مراقب داری ، درسته ؟
میخوای دوست پسرتو با خودت برای روح گیری بری ؟
من دوست پسری ندارم ، باشه ؟
من دوست پسر ندارم
... میسون اگه باهام به باشگاه بوکس بیای
. احساس امنیت بیشتری میکنم
. منم خوشحال میشم بیام
. ب ا ی
. درباره دوست پسرش بگو
از کیفانی بپرس . من ندیدمش
. پنکیک زغال اخته
چیه ؟
چیکار کردی ؟
. پنکیک درست کردم
. تو وقتی احساس گناه میکنی پنکیک درست میکنی
این حرف حقیقت نداره
چرا مثل بنگاه چی ها لباس پوشیدی ؟
. چون میخوام برم دنبال کار بگردم
چرا ؟
. چون در پایان روز پول میگیری
. دنبال یه کار موقتی میگردم
مثلا کار اداری
خسته کننده ست
... رجی اینم بده که بخوایم
. سگ مونو بفروشیم تا به رستوران چینی بریم
. اصلا بامزه نبود
میدونم که اصلا فکر خوبی نیست
سگ ها هم به غذا نیاز دارن
پس مواقعی که سرکاری کی مراقب منه ؟
دوست داری کی مراقبت باشه ؟
هیچکس
، دیسی همیشه از گذشته ها میگه
از هوس بازی ها و لَوندی ها ش
که موقعی که زنده بوده با خیلی از مردها . رابطه جنسی داشته تا اینکه دروگر شده
... پس
اشتباه سهوی ـه
... چارلی چاپلین ، ترون ، باب روٍث
. من داستانشون رو شنیدم
داگلاس فیربانک ، ارول فلین ، ویلیام هولدن
میدونم
ویلیام هولدن ؟
آره منم اونو نمیشناسم
بلوار مغرب ؟
شیرجه در استخر شنا ؟
عجب
.... جورج نکته اینجاست که
گفتن این حرفا بی عقلی ـه
اونا تحت نظارت من نبودن
من خبرچین نیستم ، روب
. درباره دیسی چیزی نمیگم
. جورج موضوع خبرچینی نیست
موضوع اینه که دیسی نباید با زنده ها . رابطه داشته باشه
... و دیگه
. هر چی سُس رو تخم مرغت ریختی کافیه
. من اینجوری دوست دارم
اون کیه ؟
کی ؟ - اون -
جورج بودی ، نه ؟
. دیسی بهم گفته که اینجا پاتوق ـشه
." سلام من "ری سامرزم - روب -
دستات مثل مُرده ها میمونه ، روب
دوست دخترم رو ندیدی ؟
. اون همین الان رفت
باشه وقت زیاد داریم
کار تو چیه ری ؟
. من برنامه ساز تلویزیونی هستم
.... ممکنه برنامه اش رو دیده باشی - . من زیاد تلویزیون نگاه نمیکنم -
بزار حدس بزنم
تو بیشتر کتاب میخونی - منم کتاب خونم -
دیسی رو از کجا میشناسی ؟
تو یه بار دیدمش و براش یه نوشیدنی خریدم یا چند تا
ممکنه یه کارهای هم با هم کرده باشیم
پس شما فقط رفیق میخونه هستید ؟
نه نه
دیسی برام خوش شانسی میاره
درسته
موفق باشی
. منکه تجربه خوبی تو اینکار ندارم
... خوب شاید تو نداشته باشی ولی
حالا که بهش فکر میکنم
. اون شبی که باهاش آشنا شدن یکی مُرد
No comments yet. Be the first to leave one.