Moon Embracing the Sun

Moon Embracing the Sun (해를 품은 달)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Moon That Embraces the Sun All Episode KOreanDream
د لخوا تبصره saba22
انجمن رویای کره ای | ترجمه : مجتبی

تګونه

other
په خپور شو: 2015-02-11
ډاونلوډونه: 84
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

=قسمت اول=-

...در زمانهاي بسيار دور

،دو خورشيد در آسمان بود

و همچنين دو ماه

،براي همين روزها خيلي گرم بودند

و شب ها بسيار سرد

تمام خلقت در هرج و مرج بود

و مردم بدبخت بودند

...تا اين که قهرماني ظاهر شد

و براي خاموش کردن يک ماه و يک خورشيد با تير و کمان تيرهايي شليک کرد

.و صلح را به آن سرزمين آورد

چقدر خوب ميشه اگه يک قهرمان تو اين هرج و مرج ظاهر بشه

اين حق برادرزاده اتون نيست؟

حتي کساني که از يک مادر ديگه متولد شدن به عنوان هم خون در نظر گرفته ميشن

اعليحضرت پرنس يوي سؤنگُ بيش از حد دوست دارن

بله، به همين دليل يه گره قدرتمند تشکيل شده که پرنس يوي سؤنگ فرمانده اونه

چه کاري از دستمون برمياد؟ نميتونيم فقط بشينيم و صبر کنيم تا يه قهرمان ظاهر بشه، ميتونيم؟

من خيلي کند ذهنم، براي همين متوجه نشدم که وارث ملکه چي فرمودند

لطفا قهرمان شو، يه شخص وفادار

اعليحضرت در بعضي موضوعات ترديد دارن براي همين نميتونن مستقيما حرف بزنن

براي همين قهرماني پيدا کن که مستقيم حرفاشو بزنه

فقط يه خورشيد تو آسمون وجود داره

همينطور فقط يک تاج و تخت

،وجود شاهزاده يوي سؤنگ

تاج و تخت اعليحضرتُ به خطر ميندازه

بايد نابودش کني

= پرنس يوي سؤنگ: برادر کوچکتر شاه که از پدر تني هستند =-

کي بهت دستور داده؟

چي شده؟

موضوع چيه؟

دير وقته, کجا ميري؟

نميتوني حس کني؟

مطمئنم که يه روح قاتل اين جاست

حتي اگه بري هم نميتوني کاري کني

ولي بايد برم يه نگاهي بندازم

يه نفر، يه نفر در خطره

!آ ري

!آ ري

!آ ري

.: .: ترجمه و زيرنويس : مـــجــتبي :. :. .:.: FOrum.kOreanDream:.:. .:.: FOrum.kOrean-Dream:.:.

!دست نگهدار

...يه لحظه

!پرنس يوي سؤنگ بزرگ

جاسوسي اطراف خونه ي من کارِ هر روزتون شده

پيش از اين ميخواستيد ازم به عنوان يه فرمانده براي به دست آوردن قدرت استفاده کنيد

ولي ظاهرا نظرتونُ عوض کردين

شايدم يکي ديگه رو براي فرماندهي پيدا کردين؟

راستش ميخوام يکي ديگه رو فرمانده کنم

در آينده ، کسي رو پيدا ميکنم که به اعليحضرت وفادار باشه

به نظر ميرسه يه گروه آشغال هم بتونن قدرتُ به دست بگيرن

شما که گفتيد فقط پادشاه حق اظهار نظر در امور سياسيُ دارن

که اون آشغالا واجد شرايط نيستن ، درسته؟

اعليحضرت فريب خائني مثل تو رو نميخورن

فقط ميخوام ببينم اعليحضرت به کي اعتماد دارن

واقعا جاي تاسف داره

پرنس بزرگ, شما ديگه نميتونيد اعليحضرتُ ببينيد

اجازه هست مشايعتتون کنم؟

لطفا نگران نباشيد

پرنس بزرگ ، دوست صميميتون

دائه سؤنگ ، قبل از شما رفتن

چرا دائه سؤنگُ راحت نميذاري؟

چون عليه خانواده ي ملکه اظهار نظر کرده بود

به خاطر وارث ملکه از سر راه برش داشتيم

...چه شب خوبيه

براي اين که زير نور ماه جمع بشيم

راه رفتن تو راهي که به قبر ميره نبايد زياد سخت باشه

!بريد دنبالش

اين نشان کاهنان عمارت ستاره است -= عمارت ستاره: تالار مسئول آموزش کاهنان قصر =-

همه جا رو بگردين -= عمارت ستاره: تالار مسئول آموزش کاهنان قصر =-

اگر پيداش کردين بکشيدش، اگر هم مرده بود ميخوام شخصا جسدُ وارسي کنم

!بله - !بله -

کاهن اعظم وارد ميشوند

آ ري کجاست؟

...راستش

.آ ري

آ ري؟

قدرتش فوق العاده است

با نوک يؤنگ ، آ ري به عنوان جانشين کاهن اعظم در نظر گرفته شده

اون زخمي شده، مطمئنم نميتونه زياد دور شده باشه

...افراد ما فعلا دارن اين اطرافُ ميگردن، مطمئنم که به زودي

يک داستان عاشقانه بين يه اشراف زاده و يه کاهن

به نظر مياد خدا داره کمکمون ميکنه

منظورتون چيه؟

اون بچه، آ ري، کنيز پرنس يوي سؤنگه

افراد دور و برش بايد از عشق اين دو نفر باخبر بشن

اينجوري از اين خطرناکتر نميشه؟

چرا؟

فقط براي کسي که دوستش داري جونتُ بدي

.به اين ميگن عشق زنانه

اون دختر همه چيزُ ديده

امکان داره جونشُ به خطر بندازه و به قصر بياد

...اگه نتونيم فورا اون دخترُ

اگه اون دختره

...اميدواره کسي رو که دوسش داره به تاج و تخت برسه

،و براي برآورده کردن آرزوش از طلسم استفاده کنه

اين غير ممکن نيست

...اما

ما شاهد و مدرکي نداريم که اون از طلسم استفاده کرده

کاهن اعظم عمارت ستاره تحت امر منه

چه مشکلي ميخواد پيش بياد؟

عملياتُ باهم انجام ميديم

به دستور امپراتور اون خائنُ دستگير کنيد

مطالبي که اين جا نوشته درستن؟ -= امپراتور سؤنگ جو =-

به نظر ميرسه يک شورش داخلي وجود داره ، يه خائن داخلي

اعليحضرت، يه ببر ترجيح ميده در .عوض سر خم کردن ، بميره

اعتراف نامه اي از ايشون به جا مونده که علت خودکشي رو مجازات خودشون ذکر کردن

تقصير منه

من کارمُ درست انجام ندادم

من تمام فرصت ها رو براي گرفتن خائنين از دست دادم

.لطفا مجازاتم کنيد

اعليحضرت کاهن اعظم عمارت ستاره تشريف آوردن

درباره اين طلسم چي ميدوني؟

اين طلسم قدرت خورشيدُ تقويت ميکنه

داري راست ميگي؟

چطور ميتونم در مقابل اعليحضرت از خودم حرفي بزنم ؟

اين طلسم واقعا قدرت خورشيدُ زياد ميکنه

چه کسي اين طلسمُ نوشته؟

اين طلسمِ آ ري کاهن عمارت ستاره است

اين طلسم کار آ ريه

اين آ ري الآن کجاست؟

.تحت تعقيب و در حال فراره

اين کاهن بايد دست گير بشه

چي شده؟ چرا جيغ ميزني؟

اونجا! اونجا! اونجا! يه نفر اونجاست

نـ...نه اون يه جسده

...نه ! نه اون يه

بذارينم پايين

ممکنه براي بچه اتون مشکلي پيش بياد، بانو

لطفا فورا سوار کجاوه بشين

جون يه نفر به تار مو بنده، چطور ازم ميخواي وانمود کنم چيزي نديدم؟

...سرورم...سرورم

!بيدار شو، لطفا بيدار شو

!سرورم...سريع فرار کنيد

!نميتونيم اينطوري ولش کنيم، سريع سوار کجاوه اش کنيد

ما که نميشناسيمش، چيکار ميتونيم براش بکنيم؟

!سريع بيا کمک کن

کجاوه رو نگه داريد

آقا، چرا نگهمون داشتين؟

داريم دنبال يه خائن فراري ميگرديم

!در کجاوه رو باز کنيد

خائن؟

شما نميتونيد اين کارو کنيد، چطور به خودتون اجازه ميدين درِ کجاوه ي يک بانو رو باز کنيد؟

چي شده؟

چرا نگهمون داشتين؟

.داريم دنبال يه خائن ميگرديم

.لطفا يه لحظه پياده شين

.من فقط براي به دنيا آوردن بچه ام به اينجا اومدم

.نميتونم راه برم

اگه به چيزي شک دارين ميتونين تا خونه ام همراهيم کنين

نظرتون چيه؟ همراهم مياين؟

.لطفا منُ ببخشيد

.بريم

!کجاوه رو نگه دارين

!لطفا پياده شين

!خداي من خون! خون! اين خونه

.نبايد اين کارو ميکردين، دکتر گفته بود که بايد خيلي مواظب باشين

لطفا، فورا بذارين ما بريم

اگه همين طوري ادامه بديم يه فاجعه پيش مياد

اين بچه يک مقام سفارتيه

اگه اتفاقي بيُفته، ميتوني مسئوليتشُ قبول کني؟

!برين کنار! همه برين کنار

.زود باش برو. زود باش برو

بانو، بانو لطفا طاقت بيارين

خداي من...آه خدا

.نميدونم بايد چطور لطفتونُ جبران کنم

،براي خدمتکاري مثل من

،پنهان شدن زير لباس هاي زيباتون

...و وانمود کردن شما به درد زايمان

اين وانمود نبود

.اون موقع فکر کردم که ديگه نميتونم کاري کنم

.من کاري نکردم .اين بچه ام بود که نجاتت داد

.دخترتون مثل يک ماه زيباست

الآن، شما گفتين، دختره؟

.درسته

به نظر مياد که کاهن باشي؟

.من ميخواستم به اين بچه تاثيرات روحاني برسه

.واقعا عالي شد

...بله، سرنوشتش اينه که ثروتمند بشه

چيزي شده؟

...چيزي نيست ...کمي سرگيجه دارم

مطمئني حالت خوبه؟

.خوبم لطفا خودتونُ ناراحت نکنين، بانو

،تمام محبت هاي امروزتون

.براي هميشه تو قلبم حکاکي شدن

اگر چه کاهن نيستم، اما مشتاقم مردم همه چيزُ بدونن

ميتونم ببينم که تو آدم بدي نيستي

!بانو

با جونم، از دخترتون محافظت ميکنم

!کافيه

از کي دستور گرفتي؟

درباره اين طلسم. چيزي نميدونم

هنوز خيلي دير نشده

،تا وقتي که راستشُ بگي

.بدنت سالم ميمونه

،من طلسمي ننوشتم

کي ميتونسته به من دستور بده؟

.مدارک و شواهد نشون ميده که تو با يه خائن همکاري ميکردي

هنوزم انکار ميکني؟

چطور به خودتون اجازه ميدين به ايشون بگين خائن؟

از کدوم شواهد حرف ميزنيد؟

More Farsi Persian subtitles for Moon Embracing the Sun

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left