لومړۍ 200 کرښې.
فصل دوم - اپيزود ششم "آراکنِتِکت ها"
براي من اشک نريزين
ما که اصلا نميدونيم داري چيکار ميکني
دارم ميرم
دنياي قديم بايد مثل ققنوسي مسحورکننده
از زير خاکستر برخيزه
يه حسي بهم ميگه خطرات نامعلومي در راهه
خطرات نامعلومي انتظارمون رو ميکشه
باي مقاومت رو از نو بسازم
تا بتونيم مقابل شورشي که مقابل قيام شده و مقابل
سرکشي مقاومت ميکنه و با فتنه مخالفه
مقاومت کنيم
چي؟
- اشک نريزيد ...من که اصلا اشکي -
به ستارگان طلوع خورشيد نگاه کنين
مقاومت اونجا خواهد بود
و ترابور هم همونجا رهبريش خواهد کرد
...و اينگونه داستان من آغاز ميشود
ماهي خونين به آسمان مي آبد
من به دنبال ديگران هستم
به دنبال همراهان
به دنبال جنگجويان
که به وظايفشان اعتنا کرده
...و همچون خودم
غيرقابل مقاومت باشند
.:: ارائه شده توسط وبسايتِ ::. ..::.. 30NAMA.best ..::..
آخرين اخبار دنياي فيلم و سريال در تلگرام و اينستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
ترجمه به فارسي: کيارش نعمت گرگاني Telegram: @realKiarashNg
يعني "تريبلادور"ها سرزمينشون رو پس ميگيرن؟
من که اميدوارم نگيرن
شما مون کيک رو نديدين؟
من قبلا يه سري صدا عجيب
از آشيانه سفينه شنيده بودم
ولي گوش نايستاده بودم، خب؟
خيلي خب بابا، باشه صداهاي عجيب؟
يعني، اوه، هاه
فکر کنم فهميدم چه خبره
پوستش داره سبزتر ميشه ...آنتنش لرزان تر ميشه
همگيمون تجربه اش رو داشتيم - واقعا؟ -
من داشتم
انقدر نگاهم نکنين
آره، بدنش داره تغيير ميکنه
داره يه مرد...کيک ميشه
...گري، اون که هيچ - آره ميدونم -
...ما تمام بدنش رو - خودم ميدونم -
آخه کاملا گرده - ميدونم، خب؟ -
ميخوام "صحبت"ـي که هرگز با من نکردن رو با مون کيک بکنم
...چي؟ منظورتون چـ
منظورتون چيه؟ چه صحبتي؟
آواکادو هرگز با تو صحبت نکرده؟
و اونجا بود که وقتي بدون شلوار
تو کلبه تابستوني بيلي بث سندرسن
آويزون بودم مچم رو گرفتن
...خيلي
کار شاقي بود - چوکيتي -
خيلي خب، چه صحبت خوبي - من يه سوالي دارم -
بپرس
چرا؟ - چرا؟ -
چون يه سري سنگ هاي نامرئي و کوچولوي آشوبگر
مدام دارن درون بدنت منفجر ميشن
پس واقعي هستن
آره آره، واقعي ان
همينطور فکر ميکردم
اينجوري خيلي چيزها با عقل جور درمياد رفقا
به سلامتي سن بلوغ
يادت باشه رفيق کوچولو هميشه ميتوني درمورد
هرچيزي با من صحبت کني، خب؟
درمورد اين، درمورد از دست دادن قدرت هات
درمورد هرچيزي
هورا مشکلمون رو حل کردم
ميبينمتون
حالت خوبه رفيق کوچولو؟
چوکيتي پاک - مون کيک؟ -
چوکيتي - مون کيک؟ -
داستان هاي پرجزيياتم درمورد تغييرات
جسماني ترسوندت؟
مون کيک
چوکيتي
نه، نه، نه، نه
مون کيک، نه ايوا، مون کيک رو دنبال کن
با سرعت نور - کلمه جادويي چي بود؟ -
من بلدم، لطفا؟ زودباش؟ سه شنبه؟
وانيل فرانسوي؟ ماشين لباس شويي؟
نزديک شدم؟ يه راهنمايي بکن
واسه اين کارها وقت نداريم ايوا
فهميدم، گربه
فعال سازي سرعت نور
هرکاري ميکنم تا اين خفه بشه
هنوز هم سرعتمون کافي نيست
داريم گمش ميکنيم موتور شيرجه رو فعال کن
فعال سازي
ازت ميخوام اون چيزت رو انجام بدي
بايد به مون کيک برسم
همينطوري که نميتونم فعالش کنم
من که مثل تو توي کلبه
تابستوني بيلي بث سندرسن نيستم
من بايد تحريک بشم - چطوري تحريکت کنم؟ -
چطوري؟ چطوري؟ - درمورد مراسم رقص ازم سوال بپرس -
هرچيزي که مربوط به مراسم رقص باشه من رو به نقاط تاريکي ميکشونه
هرچيزي که مربوط به مراسم رقص باشه من رو به نقاط بدتري ميرسونه
عه، بايد لباس هم پيدا ميکردي؟
بايد موهات رو درست ميکردي؟
بايد جوردن همرستيني
که چون بهت نگاه هم نميکرد
ازش متنفري رو تحت تاثير قرار ميدادي؟
حالا من رو ببين جوردن
...من که من که جوردن نيستم
من رو به مراسم رقص دعوت کن جوردن
زودباش دعوتم کن
اش، ميشه با من به ...مراسم رقص
چوکيتي
نه
نه
خيلي نزديک بودم
چيزي نمونده بود که مون کيک رو پس بگيرم
بگيرش ديوار
دلت کتک ميخواد
ديوار مسخره
نگران نباش گري من اين کرم شبتاب رو ميکشم
خيلي خب
گري
بولو؟
زدمش
نميدونم چطور تحملش ميکني
واسه صحبت با من خودت رو کوچيک کردي؟
آخه الان وقتش نيست
گري، بدون مون کيک هيچ اتفاقي نمي افته
بايد نجاتش بدي - ميفهمم -
خيلي خب، ولي کجاست؟
آراکنتکت"ها مون کيک رو"
به يه بعد ديگه بردن
آراکنتکت"ها؟" فکر ميکردن صرفا افسانه باشن
نظري نداري که چطور پيداش کنيم؟
با يه کليد بعدي
ولي قبلش بايد فعال بشه
عجله کن گري
آراکنتکت"ها منتظر" کسي نميمونن
خيلي خب، ميتونيم يه کاريش بکنيم
کسي بلده يه کليد بعدي رو فعال کنه؟
من بلد نيستم ولي شايد کسي
رو بشناسم که بلد باشه
سلام فراسکنهائر ببين، ما بايد مون کيک رو پيدا کنيم
تو ميتوني يکي از اين هارو باز کني؟
معلومه که ميتونم
ولي قبلش بايد من رو تو بازي صخره، تخته، گازانبر
شکست بدي
...من که
صخره، تخته، گازانبر
آخ لعنتي - ناموسا -
تو که 18تا دست داري، با همشون تخته اومدي؟
بگو اين کليد رو چجوري باز کنيم ديگه
موليتو رو پيدا کنين کليدساز کيهانيه
درمورد کليدها خيلي اطلاعات داره
کلرنس، نظرت چيه مچ بندازيم؟
حالش رو ببر - واي خدا -
رفته بودم پيش روان شناس تا دست باسنيش رو فراموش کنم
موليتو
خوش وقتم
چطوري؟
باشه
چطوري؟ ...خب ببين
چطوري
چطوري
چطوري
باشه چطوري چطوري، خيلي خب
چطوري - باشه -
چطوري - چطوري -
خيلي خب، چطوري - چطوري -
ميشه بس کنيم؟ - چطوري -
چطوري - چطـــوري -
از جون من چي ميخواي موليتو؟
خيلي خب، ببين، ما سعي داريم رفيق
کوچولوي من، مون کيک ...رو نجات بديم
چطوري - ...اي مادر -
ميشه انقدر اين کلمه رو نگي؟
واي خدايا، يکي گنده ترش هم اومد
واي نه - ابر موليتوي لوکس"، چطوري گنده بک؟" -
چطوري
چطوري
چطوري - چطوري -
هيچکدوم از شما دوتا بلدين
يه کليد ميان بعدي رو باز کنين؟
نه
ولي يکي رو ميشناسيم که بلده
چطوري - چطوري -
به خدا اگه اين نفر بعدي ...نتونه کليد کوفتي رو باز کنه
آروم باش پستاندار ژنرال خوبمون بلده
هميشه بلده
کلرنس، چي شده که سري به ما زدي؟
کلرنس، واسه چي همه تو رو ميشناسن؟
اين دفعه کاملا قضيه کاريه کاتالوپ
حتما همينطوره آقاي شيطون
آهاي، آروم باش
...من
ما ميخوايم يه کليد بعدي رو باز کنيم
من يه پيشاهنگ ساده ام شما يه رهبر بزرگ نياز دارين
رهبر مقاومت
همين که وارد بارِ سال شدم
حس کردم که همه به من خيره شدن
بارِ سال هميشه از سخت ترينِ سخت ها پر بود
No comments yet. Be the first to leave one.