لومړۍ 200 کرښې.
بالاخره متوجه شدم
چرا شما دوتا طلاق گرفتید
برای اون ... ظاهر اهمیت داره.
اون به من میگه که باید به دانشگاه برم.
میدونی... دبیرستان به اندازه کافی خوب نیست
البته به نظر اون به اندازه کافی خوب نیست!
مزخرف.
قرار نیست تحملش کنم!
من باید برای زندگی خودم تصمیم بگیرم.
اگه به دانشگاه نری ... میخوای چیکار کنی
پس... من نوازنده میشم.
در مدرسه موسیقی شرکت میکنم
با پول نفقهات مادر میتونه هزینهشو بده
یک موسیقیدان...
کار آسانی نیست.
من یه چالش میخوام
من جوان هستم.
من میخوام امتحان کنم.
امتحانات دانشگاه یک چالشه.
اگه واقعاً در این مورد جدی هستی ...
من ازت حمایت میکنم.
اما اگه چالش تو فقط یک بهانه باشه،
پس من نمیتونم
تو هم مثل اون هستی
همه مثل همن
مادربزرگ ... معلم ...
گوش بده.
به هیچ وجه! من برنامههای خودمو دارم.
ما ازت میخوام که ...
کافیه، کافیه! من میفهمم!
یوکا، ما شروع میکنیم.
الان؟
آره.
در آسانسور سوم میبینمت.
بابا
بله؟
میتونی بری.
مدتیه که همدیگه رو ندیدیم. ما باید صحبت کنیم.
لازم نیست شرکت کنی...
باید بری؟
آره.
با مامان دعوا نکن
ممنونم که اومدی.
اولین یکشنبه ماه مارس ...
اما سیستم کم فشار باعث بارش برف شده
یکشنبه بسیار سردی خواهد بود.
امیدوارم یه موزیک خوب پخش کرده باشیم
برای گرم کردنتون...
"کلاس خاطرهانگیز ۲"
"مجموعه مقالات دانشجویی" "آنچه پس از فارغ التحصیلی میآید."
آقای ریو...
اینجا سرده.
برگشتین.
رفتم بیرون
تاکاشی هنوز برنگشته.
کجا رفته؟
کاواکامی همین الان به من گفت.
۲ ساعت پیش رفت خرید.
تنها؟
نه، مثل همیشه با یویا.
۲ ساعت پیش...
امروز یکشنبهست. فکر کنم مشکلی نداره
نه. یویا نیاز به مراقبت داره.
به هر حال میرم خوابگاه رو چک میکنم
من باید برم.
موتوکو سردت نیست؟
کوبا... منم میام.
چه کار میکنی؟
دنبالش نکن ولش کن.
تاکاشی برای چی رفت؟
"چای عصر"
و تنقلات برای یویا.
من به هر کدام ۵۰۰ ین دادم.
تاکاشی ممکنه بیشتر داشته باشه.
ماکو...
هِی، ماکو!
میدونی تاکاشی کجاست؟
نه
میبینم. راست میگی
آره. واقعا.
دروغ نمیگی
آره
کمی بیشتر.
درد میکنه.
کمی بیشتر. کش میاد.
قراره کشتی گیر بشی؟
بهتره اول شهر رو بررسی کنم.
پس بیا بریم.
مامان، مطمئنی نمیدونی؟
نه
تاکاشی و یویا،
اتاق ۸، هنوز برنگشتن.
اگه اونها رو دیدین،
به معلمان اطلاع بدین
از اون طرف
اونها با اتوبوس به تاکیکاوا رفتن.
درسته، مطمئنه که خودشون بودن؟
اون یویا رو خوب میشناسه.
میتونی روش حساب کنی.
دبیرستان معلولان ریوبتسو.
کوبا، کیتاگاوا هستم.
من تازه وارد شدم
ریکو.
اونها با اتوبوس به تاکیکاوا رفتن.
ما به سمت ایستگاه میریم.
میبینم.
ما یک هشدار ارسال کردیم.
معلمان اینجا دارن نگاه میکنن.
به پدر و مادرشون زنگ میزنیم
مدیر وارد شد
بعدا باهات صحبت میکنم.
ببخشید. بابت تعطیلاتتون متاسفم
چی شده؟ تاکاشی و یویا گم شدن، درسته؟
آره.
امیدوارم تصادفی نباشه
با شرکت اتوبوسرانی تماس میگیرم.
ما اونها رو به زودی پیدا میکنیم.
نیازی به تماس با پلیس نیست.
بله میدونم.
یکی قد بلند و رنگ پریده بود.
اون یکی... کوتاهتر.
خب... پاهاش بد بود.
میزدن...
ماشین بلیت اونجا... میکوبیدن... با مشتهاشون
موضوع چیه؟
بلیت گیر کرده
کدوم یک؟
تو فشارش ندادی؟
اونوقت بیرون نمیاد
از مدرسه معلولین؟ به کجا؟
به آساهیکاوا.
خیلی از شما ممنونم.
پس با قطار رفتن؟
خوب... از اونجا گذشتن.
ببخشید.
ممکنه من؟
لطفا.
چرا به آساهیکاوا رفتن؟
برای خرید سی دی... یا تماشای فیلم؟
عجیبه این بار به من نگفتن
معمولا به من میگن اگه میخوان به سینما برن.
این بار چه فرقی داره؟
اونها میدونن که من بهشون اجازه میدم... این به من نمیاد
به آساهیکاوا بریم.
اونها برای چیزی به اونجا رفتن ...
با ریکو تماس بگیریم، شاید اون بدونه.
قطار بعدی به آساهیکاوا؟
نه تا ۶:۱۵.
۰۶:۱۵
با ماشین سریعتره
بیا بریم.
متشکرم.
موسوشی، فوکاگاوا، اوسامونای...
شاش!
... مقصد آساهیکاوا.
به موسوشی نزدیک میشیم.
درها در سمت چپ باز میشن.
شلوارتو خیس نکن
آره.
وقتی تموم شد تکونش بده
تکونش بده...
اِبهاوتسو، موسهاوشی،
فوکاگاوا، اوسامونای،
اینو، چیکافومی، آساهیکاوا.
"ایستگاه آساهیکاوا"
عصر بخیر. میتسیو تقدیم میکنه نامی آمورو با گروه موزیک.
متشکرم که اومدین.
نمایش هماکنون شروع میشه.
اونها طوری که ما میخوایم بزرگ نمیشن.
تاکاشی؟
نه دخترم
امروز دیدمش
اون برای سفر مدرسهاش به اسکی رفت.
پس زود رفتی
چطور بود؟
خب میبینی...
اون میخواد نوازنده بشه
نوازنده؟
آقا، به خودتون رفته...
واقعا جذابیتش چیه؟
بچهها رو بردیم برای دیدن اونها به ساپورو رفتن.
کنسرت های جِیآر... تیآر...
مثل موسیقی واقعی نیست.
برای یکی مثل شما...
که عاشق موتزارت هستین...
هیچ مقایسهای وجود نداره
این مربوط به حضوره، نه فقط گوش دادن
انرژی فروخوردهات میتونه اونجا منفجر بشه.
تو اغلب به کنسرت میری؟
مگه نه؟
آره، کم و بیش.
چه آهنگی!
شما نمیفهمی!
آمورو هست، تاکاشی اونو میپرسته.
یک پوستر ازش داخلِ...
آه...
یکشنبه ۳ مارس.
امشب کنسرتش
پس همینجا رفتن.
یویا فقط یک بهانهست.
No comments yet. Be the first to leave one.