The Legend of the White Serpent

The Legend of the White Serpent (白夫人の妖恋)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Byaku fujin no yoren 1956 1080p WEB-DL DD 2 0 H 264-SbR
Madame White Snake 1956 WEBRIP 576p x264 EAC3 KJNU
د لخوا تبصره 9B0DY
WEB-DL / AMZN / Duration: 1h 42mn / Frame rate: 23.976 fps

تګونه

web-dl
web
1080
webrip
x264
brip
ac3
په خپور شو: 2022-10-04
ډاونلوډونه: 22
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫افسانه افعی سپید

‫سلسله سونگ

‫دریاچه غربی

‫قایقران.

‫قایقران.

‫خیلی ممنون ازتون.

‫بازم ممنون.

‫بانوی جوان و بنده ازتون کمال تشکر رو داریم.

‫امروز روز سر زدن به مقبره‌ها هستش.

‫برای همین بانوی من ‫رفتن به مقبره والدینشون و ادای احترام کردن.

‫منم همونجا بودم.

‫ببخشید.

‫بانوی من از تبار خانواده معروف بای هستن.

‫اسمشون بای نیانگ هستش.

‫اسم منم ژو ژیانه.

‫آقای ژو ژیان.

‫من کنار خواهر بزرگترم و شوهرش که تنها قوم و خویش‌های زنده‌ـم هستن ‫زندگی میکنم.

‫و شاگرد مغازه عطاریشونم.

‫چه قشنگه. ‫نگاه کنید.

‫بازم ممنونیم. - ‫قابلی نداشت. -

‫معذرت میخوام...

‫وای، حواسم کجاست...

‫ولی... نمی‌تونم قبول کنم...

‫اشکالی نداره. خونه‌ی من همین نزدیکیاست.

‫واقعا؟

‫بعدا اگه اجازه بدید، میام چترم رو میگیرم.

‫یعنی میاید خونه‌مون؟

‫آقای ژو ژیان.

‫مگه می‌دونید خونه‌مون کجاست؟

‫نه...

‫عجب آدم حواس پرتی هستید. ‫ما در تیا لن زندگی میکنیم.

‫تیا لن؟ - ‫آره. -

‫فهمیدم.

‫صبح بخیر.

‫ژو ژیان، ژو ژیان.

‫باز یادت رفته از چاه آب بیاری؟

‫ژو ژیان.

‫خواهر، یه چشم به هم بزنی آوردم.

‫الان میرم به تانکر آب میارم.

‫الان کله ظهره.

‫نکنه یادت رفته داروها رو هم تحویل بدی؟

‫خواهر، چه خوشگل شدی امروز.

‫بابا یکم ادب یاد بگیر.

‫ناسلامتی ما داریم تر و خشکت میکنیم.

‫عزیزم، میدونم ژو ژیان برادر شوهرته.

‫ولی بهتر نیست به خاطر صلاح خودش چند تا تشر محکم بهش بزنی؟

‫دیروز به بهونه جارو کردن معبدها ‫یه روز کامل از زیر کار دررفت.

‫نباید به حال خودش بزاریش.

‫من رفتم. - ‫تشکر. -

‫صبح بخیر.

‫این بچه از دیروز رفتارش یکم عجیب شده.

‫آقای ژو ژیان.

‫خیلی وقت منتظر اومدنتون هستیم. ‫لطفا تشریف بیارید تو.

‫ولی فقط اومدم چتر رو بگیرم و سریع برم.

‫یه مشتری منتظرمه.

‫ول کن مشتری رو.

‫از گل صد تومنی خوشتون میاد؟

‫بله.

‫پس اجازه بدید اونا رو بهتون نشون بدم. - ‫چشم. -

‫ما از امروز صبح هستش که منتظر حضورتون هستیم

‫تا بخاطر کمک دیروزتون ازتون تشکر کنیم.

‫همه‌ی این گل‌های صد تومنی رو ‫پدر مرحومم کاشته بود.

‫چه زیبان.

‫آقای ژو ژیان. نگاه کنید.

‫این مروارید درست مثل یه تیکه از ماه میمونه...

‫که از آسمون افتاده تو این حوض.

‫یه تیکه از ماه که فقط لیاقت حضور تو دستای شما رو داره.

‫قشنگه.

‫واقعا نظرتون اینه؟ - ‫بله. -

‫کدوم یکیشون؟

‫چرا اینقدر جا خوردید؟

‫این مروارید درست مثل قلب من میمونه.

‫یه مروارید پاک و خالص، مثل قلب پاک من.

‫دوست دارم در ته این حوض نگهش دارم

‫تا وقتی که شما قبولش کنید.

‫دیشب فقط شما رو خوابم میدیم.

‫منم همینطور...

‫آقای ژو ژیان.

‫لطفا منو قبول کنید. ‫اجازه بدید بهتون خدمت کنم.

‫لطفا قلب پاک منو بپذیرید.

‫ولی...

‫از وقتی شما رو دیدم

‫هوش از سرم پریده...

‫آقای ژو ژیان.

‫شما از یه خانواده معروف هستید.

‫ولی من فقط شاگرد یه مغازه عطاری هستم. - ‫نه. -

‫اون چه که منو شیفته شما کرده ‫قلب بسیار پاک و شدیدا زیباتون هستش.

‫ولی خانم، دنیای اون بیرون مثل جنگله. ‫نخوری، خورده میشی.

‫همین دیروز، تو مقبره والدین مرحومم ‫داشتم در مورد بیچاره‌گیم باهاشون حرف میزدم.

‫من یه یتیمم، اونقدر فقیرم که حتی نمیتونم براتون یه کادوی خواستگاری بخرم.

‫نه...

‫خیلی وقته که امیدم رو به خوشبخت شدن قطع کردم.

‫حتی این لباسایی که تنمه

‫مال شوهر خواهرم هستش و بدون اجازه‌ش پوشیدمشون.

‫ژو ژیان واقعی همینیه که می‌بینید.

‫آقای ژو ژیان.

‫خجالت زدم نکنید.

‫من واقعا قدردان لطفتون هستم.

‫آقای ژو ژیان.

‫ولی بودن با من ‫زندگیتون رو به منجلاب میکشونه.

‫لطفا...منو ببخشید.

‫آقای ژو ژیان ‫شما بانوی من رو به گریه انداختید.

‫چطور تونستید چنین حرفای سنگدلانه‌ای بزنید؟

‫ولی...

‫آقای ژو ژیان

‫بانوی من عاشق قلب زلال شما شده.

‫و کاری نداره موقعیت اجتماعیتون تو چه سطحی هستش.

‫آقای ژو ژیان

‫چرا از فقیر بودنتون خجالت میکشید؟

‫یا نکنه فقط یه بهونه‌ست تا از زیر خواستگاری شونه خالی کنید

‫و قلب بانوی من رو تیکه تیکه کنید؟

‫اینجوری نیست.

‫قاعدتا حرف من درسته.

‫ببینید من حتی پول برای ازدواج کردن هم ندارم.

‫اگه مشکل فقط اینه

‫لطفا نگران نباشید

‫این پول رو بگیرید و خرج مراسم ازدواج کنید.

‫کمه؟

‫نه.

‫اصلا نگران پول نباشید. ‫اینجا پول چرک کف دسته.

‫ولی... من...

‫آقای ژو ژیان

‫لطفا عشق بانوی من به خودتون رو زمین نندازید.

‫اگه این کارو کنید، ازتون متنفر میشم.

‫پس..من..

‫میرم بساط عروسی رو ردیف کنم.

‫الان کجاست؟

‫آقای ژو ژیان....

‫دیشب 500 نقره رسمی از بیت المال دزدیده شد.

‫همه‌ی این تایل‌ها با کلمه آتش نشانه گذاری شدن. ‫(تایل: واحد پولی کشور چین در گذشته)

‫حال ما پنجاه تایل

‫به هر کسی که اطلاعاتی از مجرم داشته باشد، تقدیم خواهیم کرد.

‫تازه قصه وقتی جالب‌تر میشه که...

‫قفل گاوصندوق و حتی دیوار سالم مونده بوده.

‫ولی تایل‌ها دود شدن رفتن هوا.

‫یعنی دزد، جادو و جنبل بلد بوده؟

‫ولی همه‌ی این تایل‌ها با نشون آتش علامت گذاری شدن.

‫اینجوری آقا دزده به محض خرج کردنشون ‫به دام میفته.

‫پنجاه تایل برای گرفتن اون دزد میدن.

‫چه معامله چرب و چیلی هستش.

‫چی؟ میخوای ازدواج کنی؟

‫دیوونه شدی؟

‫چیکار داری میکنی؟

‫واسه من نامه عاشقونه مینویسه.

‫اصلا حالیت هست که حتی اگه تا قیامت هم کار کنی

‫نمی‌تونی پولی که من و شوهرم خرجت کردیم رو پس بدی؟

‫خیلی هم خوب میدونم.

‫پس این مهملات چیه ردیف کردی؟

‫ازدواج؟ اصلا میدونی ازدواج چقدر خرج رو دست آدم میزاره؟

‫خواهر.

‫پولش رو خدا رسونده. - ‫آره ارواح عمه‌ـت. -

‫این همه پول...از کجا آوردی؟

‫هی، کسی خونه نیست؟

‫هی.

‫عزیزم.

‫بیا اینجا، باید حتما اینو ببینی.

‫بپا سکته نکنی.

‫خیلی مهمه.

‫ژو ژیان...

‫ژو ژیان، پول کجاست؟

‫ایناهاش. نگاه...اینه.

‫این تایل‌ها نورش داره منو کور میکنه.

‫نگاه، حتی روشون کلمه آتیش حک شده.

‫ولی اینا که...

‫چت شد؟ قلبت به تالاپ تولوپ افتاد؟

‫دیگه تا نوه و نتیجه‌هامون هم تو پول غرق میشن.

‫ژو ژیان...

‫این تایل‌ها واقعا مال اون بانوی جوون هستن؟

‫بله دیگه.

‫جدی میگه.

‫ژو ژیان، مطمینی؟

‫آخه دروغم کجا بود؟

‫چی شده؟

‫یه هو چت شد؟

‫خبرای بد. خبرای بد.

‫شوهر خواهره ژو ژیان اون رو به دزدی متهم کرده ‫و به پلیس لوش داده.

‫واقعا؟

‫ما فکر کردیم دزدیدن پول‌ها بخش سخت ماجرا بود

‫نمیدونستیم بدبختیش تازه بعدش شروع میشه...

‫ژیایو چینگ. باید چیکار کنم؟

‫پلیس به زودی به اینجا هم یورش میبره.

‫اگه همین الان فلنگ رو نبندیم ‫گیر میفتیم.

‫ولی ژیایو چینگ...

‫بیاید همین الان فرار کنیم.

‫یه عالمه آدم خوب تو این دنیا ریخته.

‫همیشه می‌تونید یکی بهترشو پیدا کنید.

‫من هر کاری میکنم

‫تا بتونم یه بار دیگه ژو ژیان رو ببینم.

‫اگه میخوای به این مجنون بودن من بخندی، خجالت نکش.

‫بخند، بخند.

‫چرا اینقدر عصبانی هستید...

‫میخوای عشقم رو فراموش کنم و بزارم برم؟

‫اگه میخوای بری، هم راه بازه و هم جاده درازه.

‫خونه اون زن‌ها کجاست؟

‫نمی‌دونم، یادم رفته.

‫احمق بیشعور ‫میخوای بهت نشون بدیم درد واقعیه چه حسی داره؟

‫تف به غیرتت... ژو ژیان هر چی نباشه برادر کوچیکمه.

‫که چی؟

‫هنوزم باورم نمیشه پلیس رو خبردار کردی.

‫تو سنگدل بودن، دست آخوندها رو از پشت بستی.

The Legend of the White Serpent subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left