The Cook of Castamar

The Cook of Castamar (La cocinera de Castamar)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Cook of Castamar S01E01 1080p WEB H264-FORSEE
The Cook of Castamar S01E01 SPANISH 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-FORSEE
The Cook of Castamar S01E01 SPANISH WEBRip x264-ION10
د لخوا تبصره SonyaBarakzai
ترجمه و زیرنویس از سونیا بارکزهی Telegram channel: sonyasubtitle

تګونه

webrip
web
x264
BRip
1080
په خپور شو: 2022-07-19
ډاونلوډونه: 39
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

نه

امروز خیلی روز خوبیه، حتی نباید یه ثانیه شو تلف کنیم

بیا بریم بیرون - چرا انقد عجله داری؟ -

امروز که مجبور نیستم برم دادگاه و پادشاه رو ببینم هاع؟

بیا

"البا"

تو خیلی خوشگلی

قسمت اول "عنصر اصلی"

پسر خوب

شرط بسته بودم که تو " کاستامار" رو از دست میدی

وقتی بچه بودم بابام منو اورد اینجا

یک کلمه هم نگفتیم فقط بهم نگاه کردیم, ولی حس کردم اینجا واسش خیلی مهمه

بزودی خودتم همین کارو میکنی

منظورت چیه؟

بزودی بابا میشی

البا

ولی نباید سوار اسب بشی - چیزیم نمیشه -

نه, تا وقتیکه بچه بدنیا میاد سوار اسب نمیشی

میریم خونه - بریم -

مواظب باش، البا - نکن، پسر -

محکم بگیرش، افسارشو محکم بگیر - محکم -

البا - محکم -

!نه

!البا

!البا! البا! البا

البا، عشقم، البا

!البا

!البا

ترجمه و زیرنویس از: سونیا بارکزهی Telegram channel: sonyasubtitle

بیست ماه بعد

سرورم

پستچی پادشاه اومده

" دیگو" دیگه باید عزاداری رو تموم کنی

و دستور سرورت رو اجرا کنی

میخوام دوباره کارت رو تو دادگاه شروع کنی

جایگاه جدیدی بهت داده میشه, مجری مجلس میشی

منو ناامید نکن

منتظر جواب تون می مونم، سرورم

به پادشاه بگو

جوابی وجود نداره

...ولی سرورم جوابی نیست -

!جوابم اینه

!برو بیرون! هر دوتاتون گم شید بیرون

بله فرزندم، صبح ها دعا کن

صبح بخیر - صبح بخیر پدر -

صبح بخیر، خواهر

"کلارا"

" فرای خوان"

میتونستم کمکت کنم، باید بهم میگفتی

اگه بابات تو این وضع می دیدت قلبش می شکست

ولی اون دیگه بینمون نیست

بهش قول دادم مواظبت باشم - مجبور نیستی -

گوش کن دخترم

...چند هفته دیگه از مادرید میرم، ولی

برات کار پیدا میکنم

نه، نمی تونم، میدونی که نمی تونم - گوش کن -

گوش کن - نمیتونم این کارو بکنم -

کلارا

اینو بگیر

یه نوع معجونه

وقتی میری بیرون اضطراب رو ازت دور میکنه

اروم باش

واست دعا میکنم

بریم

کنتس ارکوس جشن بپا کرده

همون کنتس ارکوسی که نمیخواد باهات حرف بزنه؟

بی احترامی نکن، مجبور نیستم با اون باشم

مارکز سوتو باهام میاد

نمیدونستم با هم صمیمی هستین

روز بخیر

دیگو، عزیزم - داداش -

خوشحالم که اومدی پیشمون، واسه ارباب بیارید

پسرم، خیلی خوش حالم کردی

دستور پادشاه راسته؟

مجری شورا - خیلی چیزا میگن -

یکم "الوخا" میخواین؟ تازه اس

نه

چیزی شده؟

قبول نمیکنه

ولی نمیتونی این کارو بکنی دیگو

نگفتم قبول نمیکنم

!فقط یکم وقت میخوام زمان چیزی رو عوض نمیکنه دیگو -

دیگو گوش کن

میدونی که مثل یه برادر دوستت دارم

هیچوقت بهت ازاری نمی رسونم

لطفا اینجوری نگو

دیگو، البا دیگه بر نمی گرده

چی میخوای؟ - اقای ال کوزا سر پیشخدمت اینجاست؟ اجازه میدین

خانم اورسالا، این دختر دنبال اقای ال کوزا میگیرده

رنگت پریده حالت خوبه؟

به خاطر سفر یکم حالم بده

مدرکم و یه یادداشت برای اقای سر پیشخدمت

پیاز رو اونجوری خرد نکن، خیلی نازکه

خانم اورسالا - ادامه بده

یکم نون و شراب بهش بده

خیلی ممنونم خانم، نمیخوام مزاحم تون بشم

هر جور راحتی

تو فرشته ای؟

چی؟

!تو فرشته ای

!دست از سرش بردار احمق

کار اشتباهی نکرده

دوست داری کثیف بشی

خانم اورسالا

فکر کنم یادت رفت در بزنی

نیومدم لی لی به لالات بذارم

بدون اینکه با من مشورت کنی برای اشپزخونه نوکر اوردی

سابقه کاریش خوب بود، به خدمتکار نیاز داشتیم

وظیفه تو نیست

من سر پیشخدمت کاستامار ام، مجبور نیستم بهت جواب پس بدم

فکر کنم خودتم میدونی که دیگه همچین حقی نداری

ولی همیشه میتونیم با ارباب حرف بزنیم

نیازی نیست

دختره می مونه

چند روزی امتحانی میمونه

تو

تو باتریس، بیا اینجا

شیش سکه و روزی سه وعده غذا

حقوقت اینه

کمکش کن خودشو تمیز کنه

بهش برس - اطاعت خانم -

ازت خوشم نمیاد

نوکریت رو نمیکنم

بیدارت میکنم

الیسا - بله؟ -

ظرف هارو اماده کن

چشم خانم - عجله کن -

تمام اتاق ها باید هوا بخوره

مرغ هارو پاک کن

وقتی کارت تموم شد برو طبقه بالا و شمع هارو عوض کن

کی گفته باید دست تنها باشی؟

دو نفره باید انجام بشه، بذار کمکت کنم

اسمم الیسا س کلارا ام -

از این در میتونی بری قسمت خدمتکارا

اخر سالن اتاق مادر دوکه

اینجام ارباب میخوابه

اتاق بازی از این طرفه

اینم یه اتاقه کوچیکه

ارباب با خانم البا قبلا تو این اتاق بودن

خدا بیامرزتش

انجلا فوخ، ندیمه ملکه اومده

نیازی نیست تعظیم کنی

به عنوان یه دوست اومدم دیدنت - اوه -

میرم سر اصل مطلب

ملکه میخواد بدونه لازمه که نگران باشه

چرا باید نگران باشه؟

مردم تو دادگاه حرف دراوردن

میگن هنوز برای زنش عزاداری میکنه

شغلی که پادشاه بهش داده رو قبول نکرده

نه، درست نیست

بهش میگم

لرد دیگو، یه چیز دیگه

پادشاه فکر میکنه خوب نیست یه مرد تنها باشه

نگران نباش

خودم یه کاریش میکنم

اولش باید جام های شراب و ظروف نقره رو بشوریم

میای؟

کلارا، شنیدی چی گفتم؟

بله، باید جام های شراب و ظروف نقره رو بشوریم

خیلی خوش تیپه

برده اربابه؟

چی؟

نه،نه، ایشون لرد " گابریل" هستند برادرشون

ولی خب، برادر تنیش نیست مشخصه -

وقتی بچه بود ارباب اوردش

خانم مثل بچه خودش بزرگش کرد

بخته دیگه

درسته، بخت

سرورم

میدونستم، سرورت رو سر افکنده نمیکنی، دیگو

نه، نیومدم شغل رو قبول کنم

اومدم از دوستم مهلت بخوام

میخوام برگردی، دیگو

ولی، سرورم

سرورم

سرورم، نمی تونم

نمیتونم البا رو فراموش کنم

نخواستم که فراموشش کنی

ببین، منم زنی که عاشقش بودم رو از دست دادم

روزی نیست که احساس گناه نکنم

ولی ما هم وظایفی داریم، مگه نه؟

سرورم، شما از من قوی ترین - نه نیستم -

فقط صبورم

ولی الان مشکلات داریم

من دشمن دارم

...سرورم هیچ چیز منو خوش حال تر از اینکه

دیگه عزاداری تو کاستامار تموم شده

میخوام جشن بگیرم، نظرت چیه؟

همه باید بدونن دوک بر می گرده دادگاه

ولی سرورم، الان خیلی واسم خیلی زوده

به عنوان یه دوست ازت نخواستم

پیامبر خدا بهت دستور میده

اون تخم مرغا چی شد؟

تخم مرغا تو مرغداریه

هر روز صبح باید برن بردارن

باید سبد برداری، دختره احمق

میخوای چی کار کنی؟ یکی یکی بیاری؟

ما با هم دوستیم؟

اره

کمکم میکنی؟

More Farsi Persian subtitles for The Cook of Castamar

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left