لومړۍ 200 کرښې.
اون "آیوی" نیست
هر اتفاقی بیفته، من اینجام
دارم ازدواج میکنم
اون یه دختر دیگه رو دزدیده
چرا "فیبی" رو بدزده؟
،شاید میخواد جایی مخفی بشه
کاری که با "آیوی" کرد رو دوباره انجام بده
همه چیز تغییر کرده به جز من و تو. دوسِت دارم
!آیوی، وایسا
،تو نمیخوای اونو پیدا کنیم میخوای؟
،تو رفتی به سمت آدم ربای خودت دستش رو گرفتی
اینجا مال ما بود
اون داره بهمون دروغ میگه تو رو دست انداخته
تيم ترجمهي لــود فـيـلـم تقديم ميکند
! تیم ترجمه لـود فـیـلـم اعلام میکند « فیلیمو حق استفاده از این زیرنویسها را به هیچ عنوان ندارند »
تـقـدیـم بـه مـردم خــوب ایـــران .:: Telegram me : LodFilm ::.
تـرجـمـه از : مـرتـضـی Morteza_Lkz
!ساکت باش
نمیخوام بهت آسیب بزنم نمیخوام بهت آسیب بزنم، آیوی
بهت آسیبی نمیزنم !فقط منو ببر پیش دخترم
!نه! "ام"، نه، وایسا
!آیوی؟
بهم اعتماد کن. در امانی
باهام صحبت کن، عزیزم
حالت خوبه، آیوی؟
مطمئنی کاریت نشده؟
تو چطور، اِم؟
پدر "فیبی" رو بردن پاسگاه
،مطمئنم یه التیام کوچیکه ولی مطمئن میشیم که جریمه بشه
نه
اون مرد مستحقِ مجازاته
اون الانم داره مجازات میشه
کجا میری، عزیزم؟
حموم، بهش نیاز داری
،کلّی حباب برات درست میکنم قول میدم
...فکر کردم اون میخواد
...هی، هی، هی
تو خیلی شجاع بودی
فکر کنم همونطوره که دوست داری
قسمت داغشه
تنهات میذارم
متاسفم
اگه چیزی خواستی، بلند صدا بزن
...کریستینا، خواهش میکنم
بهت اعتماد کردم
چرا "آیوی" اون بیرون تنها گذاشته شد؟
اشتباه کردم
...اون
خیلی ناراحت بود
ناراحت، چطور؟ - چی گفتی؟ -
آیوی خواست توی راه خونه جای "تیم هابسن" بریم
مهم نیست چی خواسته تو نباید تنهاش میذاشتی
توضیحش آسون نیست
این ما نیستیم که کارمون باهاش تموم شده، تیم
نه حتی نزدیکش
الو؟ - چه اتفاقی افتاد امشب، تیم؟ -
حالش خوبه؟ - نه واقعا. اتفاقی افتاد؟ -
...آیوی
...اون
میخواست یه چیزایی بهم بگه
چه چیزایی؟
چی میگه؟
چه چیزایی، تیم؟
چیزای... شخصی
...باید بهش میگفتم، که من
ازدواج کردم...
و انقدر طول کشید تا اینو بهش بگی؟
...متاسفم، من
!لعنتی
...باید میپرسیدم
تقصیر تو نیست
من بودم که اصرار داشتم با "تیم" ملاقات کنه - ...اگه "آیوی" میدونست -
بچهی بیچارهی من
دیگه نمیخوام افسر رابط ما باشی
متاسفم که ناامیدتون کردم
...ما
ما تعداد زیادی افسر رابط داریم
میتونیم یه جلسهای برگزار کنیم و هرکس که باهاش خوشحالید رو در اختیارتون بذاریم
فکر نکنم کس دیگه ای رو بخوایم - فایدهتون چیه، دقیقا؟ -
خانم "ماکسام"، باور کنین میدونیم شما خیلی اذیت شدین
کمی بیشتر از اون
هر مصاحبهی دیگهای، باید اینجا باشه
حالا ما هم باید خبردار بشیم
...با کمال احترام، یه دختر گمشدهاس - متوجهیم -
وقتی نیاز بود تا با "آیوی" حرف بزنیم باهاتون تماس میگیریم
...یعنی، اگه - ...اگه بهشون فرصت بدیم -
ببخشید، تو بگو - چقدر مودبی -
یک تجسس برای یه دختر گشمدهاس
،اگه حواسمون نباشه تبدیل به یه تجسس قتل میشه
ما تماموقت باید به "آیوی" دسترسی داشته باشیم - که خواهیم داشت -
،کمی... ظرافت نیاز بود همین
فکر میکنم این برای یه چیز خوبه
واقعا؟
بهمون یادآوری میکنه که هنوز در تمام این ماجرا "آیوی" طعمه و قربانیه
...تیم
آیوی "نفهمید من کیام"
من اونو آزردم
...بعد تمام اون اتفاقاتی که براش افتاده بود
اونو آزردم...
آیوی قویترین سرنخ ما برای پیدا کردن "فیبی" هستش
به هردوتون اعتماد دارم
مخاطب "آیوی" باشین
...از اون بهتر
دوستش باشید
زیاد دوست ندارم که کمتر از یه آدم حرفهای ظاهر بشم، قربان
دو روزه که یک دختر دهساله در اختیار یه متجاوزه
ناخوشیهات، الیوت زیاد خوشحالم نمیکنه
ما هرکاری برای برگردوندن "فیبی" به خونهش میکنیم
بهم قول بده دیگه همچین کاری نمیکنی
ممکن بود آسیب ببینی
مشکلی پیش نیومد - ممکن بود کاریت بشه -
به خاطر من
تو زن منی
بیا داخل
نتونستی بخوابی؟
میخوای امشب اینجا بخوابی؟
روی کاناپه مشکلی نداری؟
خب، کارم تمومه
معذرت میخوام
چیزی برای عذرخواهی وجود نداره
تو خواهرمی و زودتر بهدنیا اومدی
برای "کریگ" یه تشک دیگه پیدا کردم
با اتفاق بدی مواجه شد
مرد خوبیه
شاید کمک کنه بخوابی
چند ساله که نخوابیدم
یادمه
نمیتونم به "رابرت تارل" فکر نکنم
فکر میکنی باید با "آیوی" در مورد اتهام حرف میزدیم؟ - نه، فکر نمیکنم -
،یعنی، من عصبانیام ...به خاطر کاری که کرد خشمگینم. ولی
،با این حال... خیلی دلم براش میسوزه
یه پدر باید از خانواده مراقبت کنه، میدونی؟
احساس کنه و از این چیزا
و میدونم چه حسی داره
...انگوس
اینکارو نکن...
ترک کردن خونه از آخر کمرت رو میشکنه
امشب کنار من باش
ممنون
خوابیدی؟
خوابیدم
آفرین
فقط باید وسایل کارم رو بردارم - نه، "آیوی"، تکون نخور -
بعدا توی رستوران میبینمت، باشه؟ - آره، حتما. عالیه -
قهوهی من امروز صبح خوشمزهاس
شوخی کردم. مجبور نیستی هر روز برام قهوه بیاری
دوست دارم هر روز برات قهوه بیارم
به نظر میخوای جایی بری - ما میخوایم جایی بریم -
الوئیس وای "توی اتاق مصاحبهاس"
ما باید حقیقت رو در مورد روزی که "آیوی" دزدیده شد بدونیم
به "آیوی" گفتم منو بیرون مغازه ببینه
چرا توی خونهت نبینه؟ - چون از خونه یواشکی زده بودیم بیرون -
،پس چرا وقتی تو پیدات نشد آیوی به سمت خونهت حرکت کرد؟
بدون شک که منو پیدا کنه
رفتن به بازی و پیچوندن مدرسه در اون روز فکر تو بود؟
خب کجا بودی؟
یه دوست داشتم که دوسال ازم بزرگتر بود سارا
فکر میکردم اون خیلی دختر باحالیه
و اون گفت بیام و مدرسه رو بپیچونیم
ولی "سارا" گفت که "آیوی" نمیتونه بیاد
گفتش، "آیوی" نمیذاره هرکار بخوایم بکنیم
اما "آیوی" ساعت ۹ جای مغازه باهات قرار داشت
،و وقتی اونجا پیدات نشد
فکر کرد توی خونه ای و اومد که پیدات کنه
آره؟ - آره -
مارک وایت در "سانبریجهای" کار میکرده
اونو میشناختی؟
اون مرد توی مدرسه کار میکرده؟
میشناختیش؟ - نه -
آیوی چطور؟
چی؟
احیاناً حرفی نزد، اشارهای به یه مرد بزرگتر نکرد؟
اونو نمیشناخت
اون توی مدرسه کار میکرده
،میفهمم، بعد از اون اتفاقات
تو میخوای از دوستت حمایت کنی
ولی اگه "آیوی" به هر صورتی ...با این مرد ارتباطی داشته باشه
ارتباطِ...؟
منظورتون، مثلا...؟
!دیوونه خونهست
...آیوی حتی به ندرت یه پسرو بوسیده باشه ...و شما فکر میکنین
خیلی دارین اشتباه میزنین
فکر کنم یه چیزی جلوی خونهی "کارول وایت" پیدا کردم
،یه همسایهی خیلی قدیمی
که به نظر یه چیزایی در مورد سابقهی آدمربا میدونه
عالیه
میریم اونجا. کارِت خوب بود
اگه همش اضافه بمونه مامان عصبانی میشه
بیا! مدرک از بین رفت
،آدرسش درسته اما برای "الیسون" اومده
این همون اسمیه که منو صدا میزد
منظورت چیه؟
اجازه نداشتم اسمم "آیوی" باشه
...اون مرد
مراقب باش، انگوس
به بازرس "کارن" زنگ میزنم اِما، تلفن رو بده
اِما، تلفن، لطفا
الان میارم. الان میارم
آیوی؟
الان میخوایم نامه رو باز کنیم، باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.