The Gift

The Gift

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

THE GIFT(ATIYE) 2020 S02E06 720p WEB-DL
د لخوا تبصره ALMO

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
په خپور شو: 2020-09-22
ډاونلوډونه: 43
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 182 کرښې.

بچه ام يه دل سير کنارت نبودم

چشم هات رو باز کن و به من نگاه کن

از ته قلب داريم گريه مي کنيم

غمت قلبمون رو آتش زده

خدا اين رو هم برام زياد ديد؟

...بخواب،بخواب

خواهر جون بيا يه خرده بشين،نفس تازه کن...رنگت پريده

بيا ديگه

تسليت ميگم

مرسي

تازه يه مادر و بچه اش رو دفن کرديم

اما باز هم اميد داريم

اون رو هم که از دست بديم،چي برامون مي مونه؟

تو اوني...همون زن نشون ستاره اي

*عطيه*

درحاليکه هنوز بچه بودي،وظيفه خودت رو تو اين دنيا مي دونستي

چي جلوي تو رو گرفته؟براي چي از به ياد آوردن انقدر مي ترسي؟

خدا رو شکر

فکر کرديم اتفاقي برات افتاده...خيلي ترسيديم

بهتون که گفته بودم...گفتم زن با نشون ستاره اي وجود داره

دعاهامون رو قبول کرد...خدا رو شکر که برگشتي

تو براي شفاي ما اومدي

تو رويام ديده بودم...چشم هاش همين طوري بود،مثل زمرد

اسمت چيه؟

عطيه

من کجام؟

اينجا پناهگاهمونه...بعد از حامله شدنمون مجبور شديم مخفي بشيم

...ما فکر مي کرديم براي دفن کردن خديجه و بچه اش رفتيم

نگو اومديم که تو رو پيدا کنيم...معجزمون رو

خواهش مي کنم نجاتمون بده

خداحافظ مامان

والا آقاي سردار اين همه سال پليسم

ولي اولين باره که همه چيز اين طوري از کنترلم خارج شده

...و نمي دونم چرا ولي

مرتب فکر مي کنم که اين يه ارتباطي به شما داره

شايد زيادي فکر مي کنين

درحاليکه تنها کاري که بايد انجام بدين اينه که اون دختره رو پيدا کنين

گفتين پسرتون رفته سفر

پس چرا دستگيري عطيه انقدر براتون مهمه؟

شايد بايد بگم آزاد گشتن يه مجرم باعث ناراحتي اعصابم ميشه

خيلي خب شما خيالتون راحت باشه هيچ جرمي بدون مجازات نمي مونه

روز بخير

اون زني که مرده کيه سردار؟

نمي دونم،يه پيرزن

...چيزه- داري دروغ ميگي-

داري دروغ ميگي- عزيزم آروم باش-

همين الان با اوزان حرف زدم...پاريسه

گفت نمي خوام تلفن رو روشن کنم چون اليف خفه ام مي کنه

به همين راحتي

حالا ميشه لطفا آروم باشي

چرا به تو زنگ مي زنه و به من زنگ نمي زنه؟

مي دونم يه مشکلي هست،حس مي کنم...مادرم،حس مي کنم

داري بهم دروغ ميگي

ملک عزيزم چطور اين رو ميگي؟- داري بهم دروغ ميگي سردار؟-

پسرمون رو برمي گردونم،باشه؟

اگه لازم باشه ميرم پاريس و يقه اش رو مي گيرم و برش مي گردونم

نظرت چيه با هم بريم؟

!عشقم

تو اين دنيا فقط يه حس ديگه وجود داره که مي تونه انسان رو تعريف بکنه،اون هم درده

! درد

...پسرم

برت مي گردونم

ميايي

همون طوري که مادرت رو برگردونم،تو هم رو برمي گردونم

از اينجا برو

از اينجا برو

ممکنه من رو از اينجا دور کني

اما نمي توني از وجدانت بيرون بفرستي

وجدان آينه قلبه

و مثل يه سايه تعقيبت مي کنه

خفه شو...نه

خفه شو

...بسه

اين براي شما اومده خانم

باشه

زمانش رسيده ملک

بيا داخل

خوبي پسرم؟

خوش اومدي

چي شده ارهان؟

براي چي با اون دختره رفتي کاپادوکيا؟

چرا به من خبر ندادي؟

چيز مهمي نبود

تازه دختره ديوانه بود،مگه تو نگفتي؟

اون دختره رو از کجا مي شناسيش؟

...هم اين دختره

هم مادرش،از وقتي که حفاري رو شروع کرديم برامون دردسر درست کردن

نمي خواستم حواست رو پرت کنم،براي همين بهت چيزي نگفتم

تو داري يه چيزي رو مخفي مي کني و اصلا خوشم نمياد ارهان

خب تو داري چي رو مخفي مي کني؟- منظورت چيه؟-

مي دونستي که پدرم زنده است؟- چي؟-

مي دونستي يا نه؟- نه هيچي درباره اش نمي دونم-

چرا بابام بهم گفته که نبايد بهت اعتماد کنم؟

گفت که يه چيزهايي هست که من نمي دونم و تنها کسي که مي تونم بهش اعتماد کنم عطيه است

لعنت بهش

ارهان تو حرف من رو قبول داري يا آدمي که سال ها پيداش نبوده؟

يعني چيز ديگه اي نيست که بايد بدونم...درسته؟

البته که نه

پسرم اجازه نده اون دختره گيجت بکنه

به خاطر بيار که کي هستي و از کجا اومدي

اين دقيقا همون کاريه که سعي دارم انجام بدم

بابا...سردار

دست هاي تو هم شفابخشه عزيزم

درست مثل خواهر سحر

سحر؟

آره سحر...سحر مو بور

اين طوري صداش مي کنن... روي صورتش يه لکه است

کجا مي تونم پيداش کنم؟

!توکيه

خوش اومدي عطيه

خاله

تو زنده اي

مگه همه ما يه جايي به زندگي کردن ادامه نميديم؟

...ولي کسي رو که واقعا بايد زنده نگه داريم

درون توئه

آره...ولي چطوري؟

براي فهميدنش بايد برگردي به اول همه چيز

به لحظه اي که اولين بار اون رو ديدي

منظورت ارهانه

گوبکلي تپه

مامان بزرگم براي همين من رو فرستاد اينجا

من دارم درباره خيلي قبل از اون حرف مي زنم

اگه بتوني به قسمت هاي بسته و قفل شده ذهنت بري

مي بيني که چيزهاي خيلي بيشتري وجود داره

اون دانش رو داري...فقط بايد بفهمي که چطوري ازش استفاده کني

خيلي خب،چطوري بايد اين کار رو انجام بدم؟

آب حافظه داره عطيه...بهش دست بزن

از خودت نترس...از قدرتت نترس

فقط حافظه ات رو به آب بسپر...چيزي رو که مي خواهي به خاطر بيار

اگه تو به خاطر بياري اون هم مي تونه به ياد بياره

آره اونجا رو يادم مياد

اگه بتونم ارهان رو هم ببرم اونجا،اون هم مي تونه به ياد بياره

هنوز نگفتي که چطوري ما رو پيدا کردي

خيلي آسون نبود عزيزم

به لطف کميسر مصطفي جاتون رو پيدا کردم

اما قبل از اون اومدي

چيزي رو داري ازم مخفي مي کني؟

الان يعني کسي که بايد مورد بازجويي قرار بگيره منم؟

جواب سوالم رو ميدي؟

من چيزي رو مخفي نمي کنم،اوني که با اون زنيکه گذاشت رفت توئي

درست حرف بزن،عطيه همچين آدمي نيست

واقعا؟از کجا مي شناسيش؟

داري جلوي من از زني دفاع مي کني که دو روزه شناختي؟

بهم دروغ گفتي و با اون زنه رفتي...و من دليلش رو نمي دونم

ما يه چيز خيلي مهم اونجا پيدا کرديم- چي؟اين رو پيدا کردي؟-

اين...اين چيز مهمه؟اين رو پيدا کردين؟- آره...آره...بذارشون زمين-

چرا؟خيلي باارزشه؟

از من هم باارزش تره؟من همسرتم

يعني از تمام چيزهايي که به خاطر تو به جون خريدم هم مهم تره؟

به خاطر من چي رو به جون خريدي...هان؟

چي رو؟

اصلا فکرش رو هم نمي توني بکني- آره نمي تونم-

من ديگه خسته شدم...مي فهمي؟

از اينکه هميشه بايد منتظر بمونم از اينکه هميشه بايد همه چيز رو درک کنم

از اينکه فقط يه گوشه بمونم و از تمام اين مزخرفات هم خسته شدم

مسخره نباش،داري چي کار مي کني؟خل شدي؟

من بايد برگردم استانبول،اومدم خداحافظي کنم

اما قول ميدم که برگردم و بهتون کمک کنم

اما تا وقتي که تو بري و برگردي حال و روز اين دختر چي ميشه عطيه ام؟

بايد سعي ام رو بکنم

ما هم باهات بياييم؟

حداقل منتظر برگشتن اون نميشيم

تازه بهتر نيست که زينب هم با اون باشه؟

من اين رو براي خوبي هممون انجام ميدم،ولي نمي تونم شما رو با خودم ببرم

چرا؟

من يه خرده تو دردسر افتادم...پليس همه جا دنبالمه

خب ما تو رو مخفي مي کنيم...از اينکه تنها باشي بهتر نيست؟

تازه من رانندگي مي کنم...ماشين مزرعمون رو مي بريم

قربونت برم بگو باشه

مي تونين يه تلفن برام پيدا کنين؟

الو؟- اليف؟-

عطيه توئي؟

تنهايي؟

آره من تنهام ولي تو خوبي؟تمام پليس ها دنبالتن

آره نگو...يه اشتباهي پيش اومده که سعي دارم درستش کنم

به کسي نگو که بهت زنگ زدم باشه؟- باشه...حتما-

کجايي؟

دارم سعي مي کنم برگردم استانبول

اليف ازت يه تقاضايي دارم

خيلي مهمه

گوش ميدم

بايد با ارهان حرف بزنم

More Farsi Persian subtitles for The Gift

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left