لومړۍ 93 کرښې.
سونیک، باید از اینجا بری.
- چی؟ - اون انرژی تویی.
ناین دنبال انرژی توئه.
داری چیکار میکنی؟
این به نفع خودته!
شدوو!
به جهنم که شدوو چی میگه.
اگه فکر میکنه میخوام از مبارزه فرار کنم، با یه چیز دیگه قراره...
در بیفته؟
بلاخره جلوتو میگیرم ناین.
نیاز دارم - به سطح - جامد!
میخوای خشن بازی در بیاری؟ بیا جلو!
سنگ بخور، ای آشغال!
آره، درسته. بکشین کنار، اینجا چیزی برای دیدن نداریم.
ببخشید شدوو. برای متوقف کردن ناین یکم به کمک نیاز دارم.
و دقیقاً میدونم از کجا این کمک رو پیدا کنم.
« امپایر بـست تی وی در تلگرام و اینستاگرام و توئـیـتـر » .::@EmpireBestTV::.
فکرش رو هم نمیکردم که از برگشتن به نیویوک خوشحال بشم.
Mamad Croft
همهچی داره فرومیپاشه. اوضاع بیریخت شده.
جداً؟
شنیدنش از زبون تو، عجیبه.
تا اونجایی که من اطلاع دارم، تو فقط به خونه خودت اهمیت میدی.
ناین، قرار بود با همدیگه همهچیو درست کنیم.
اینها زیر سر توئه؟
نه. وقتی شورای آشوب این پورتالها رو باز کرد، این اختلال غیرقابل اجتناب شد.
فقط چیزهایی رو برمیدارم که لازمهی محافظت از دنیامه.
و حالا، فقط به جزئیات پایانی نیاز دارم.
پس باید جلوی دویدن منو بگیری.
متوجه نیستی توی کف دستهام چه قدرتی نهفته؟
نمیتونی ازم فرار کنی.
وای نه. چه اتفاقی داره میفته؟
خوبی؟
میدونم اونقدر سریعی که میتونی همهشونو نجات بدی.
تو همچین قهرمانی هستی.
دوباره نه.
طاقت بیار. دارم میام.
تا ابد نمیتونی اینو ادامه بدی، سونیک.
حالا تک و تنهایی. به من کمک کن، تا همه اینها متوقف بشه.
نه، حرفتو قبول ندارم. میتونم نجات...
نه!
درباره تک و تنها بودن چی چی میگفتی؟
تو هرگز...
اون کی بود؟ شبیه منجیئه.
روباهئه بهمون خیانت کرده.
یجورایی داستانش مفصله.
انرژی هنوز ناپایداره.
سونیک هنوز خارج از محدودهی مرکزی شوراست. بیارینش پیشم.
سونیک.
باید حدس میزدم اینجا پیدات میشه. ناین بلاخره چهره واقعیشو نشون داد.
سعی کردم بهت هشدار بدم.
اون آخریه. پیش به سوی یوک.
عجیبه. انگار الان گفتی: "پیش به سوی یوک".
همینو گفت.
اونجا امنترین مکانِ برای امن نگه داشتنمون از شرِ
اون گسیختگیهاییِ که هر ثانیه دارن بزرگتر میشن.
آره، میدونم این مشکل رو داریم،
ولی بلانسبت اونجا یوکه، یه منظره بدترکیب، بنای تاریخی ظلم و ستم،
خونهی شورای آشوب. عمراً اونجا امنیت پیدا شه.
اطرافت رو نگاه کن، سونیک. هیچجا امن نیست. جای بهتری سراغ داری؟
وای نه.
سونیک، دیگه کلافه شدم از صبر دادن برای اینکه آیندهاتو بپذیری.
زنده بیارینش پیشم.
- اونها... - پرندگان فلزی مرگآسای عصبانیان؟
آره. بدترین جاذبه برای حیوانات خونگیان.
این پرندهها دنبال من اومدن. باید تکونش بدم.
چشم به هم بزنین توی یوک میبینمتون.
ای ابلهها. فکر میکنن حاضریم به رعیت معمولی سرپناه بدیم.
برای نجات دادن خودمون هم زورکی انرژی و ذخایر داریم، چه برسه اونها.
بیا اینجا، جوجو جونِ جون جونی.
همیشه کارسازه.
احتمالاً بهتر بود عصبانیشون نمیکردم.
هرچقدر دلت میخواد میتونی تند بدویی، فرقی به حالت نداره.
میدونم مقصدت کجاست.
گریم بِردی آلفا، بشتاب به سوی یوک.
نمیذارم به کس دیگهای صدمه بزنی.
بست بود؟
سونیک بیچاره. چه شجاع، چه عاجز.
بیارینش پیش من!
هی مخ جوجوییها. از رو چمن خونهام گم شید!
این جاییِ که باید ازمون تشکر کنی اِی جوندهی بدبخت.
دارین به من کمک میکنین؟
کمک؟ بیشتر شبیه سوء استفادهس. به انرژیت نیاز داریم.
- برای چی؟ - بعداً حرف میزنیم.
درضمن، اگه جلوی این روباه روانی رو نگیریم،
نیویوک سیتی و ما
بزودی از این دور و برها ناپدید میشیم.
ها، چه خفن.
No comments yet. Be the first to leave one.