The Thing with Feathers

The Thing with Feathers

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Thing with Feathers 2025 720p WEB-DL YIFY
The Thing with Feathers 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264
د لخوا تبصره shine021
زیرنویس فارسی فیلم چیز پردار

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-12-16
ډاونلوډونه: 51
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زیرنویس shine021

چیزِه پَر‌دار >

گرسنه ای؟

نه.

من خوبم.

مطمئنی؟

فکر کردم هر دوتون امروز خیلی خوب بودین.

بریم بالا.

بیا دیگه.

بیا، میتونی انجامش بدی.

لطفا دستات رو از توش رد کن.

پسر خوب.

میخوای بغلت کنم ببرمت بالا؟

باشه، الان میفرستمت تو.

باشه، باشه.

اشکالی نداره.

شب بخیر.

میدونی درسته؟

هرچی که همه امروز درباره مامان میگفتن.

شما بچه ها یه مامان فوق العاده داشتین.

بیاید هیچوقت اینو فراموش نکنیم، باشه؟

شب بخیر، عزیزم.

پـــــدر

-هی، تمومش کن. -لطفا دعوا نکنید.

-تمومش کن. -من اول اینجا بودم.

فقط این یارو رو بفرست بره.

آه، باشه.

چه غلاتی میخوری؟

باشه، این دفعه مال تو.

-برنجک؟ -من برنجک میخوام.

باشه.

لعنت بهش.

باشه. نه، خودم انجامش میدم.

ممنون.

خودم انجامش میدم، ممنونم.

-همش همینه؟ -اوم.

شیر کجاست؟

شیر کجاست؟

شیر معمولی نداریم،

ولی، ام، کلی از مال مامانت هست...

-کلی شیر سویا داریم. -نه، مزه گوز میده.

میدونم، ولی... تنها چیزیه که داریم، پس...

آخ!

خدای من.

هی، این کارو نکن.

مطمئنی میخوای امروز برگردی؟

چون میدونی مجبور نیستی اگه خیلی زوده.

اوم-هوم.

خب، ام، لطفا ژاکت.

کدوم ژاکت توئه؟

-ام، این مال منه. ام... -باشه. خیلی خب.

لباس ورزشیم کجاست؟

-کجاست؟ -نمیدونم.

اوه، خدای من. دیرمون میشه.

خب. بفرمایید.

یه نگاه بنداز. کجاست؟

باشه. بیا. پسر خوب. بریم.

مجبوری همون کثیفو بپوشی. بیا، بریم. ممنون.

اشکالی نداره.

حالت خوب میشه.

خوشحالم که برگشتی.

هی. نگران نباش.

ما مراقبش خواهیم بود.

باشه.

بله، بله، من هنوز اینجام.

خب، باشه.

خب.

نه، من درباره خودم زنگ نمیزنم.

من زنگ میزنم...

بله.

نه، من این اطلاعات رو به آخرین نفری که باهاش صحبت کردم دادم.

ام، نه.

ام، لط... لط... لطفا منو روی 'هولد' نذارید.

خب، پس کی باید باهاش صحبت کنم؟

فکر نمیکنی؟ من فکر میکنم.

فکر میکنم هر دلیلی دارم که اینجوری باهات صحبت کنم...

متاسفم. ما باهاتون تماس میگیریم.

من میتونم این کارو انجام بدم.

یه کم شبیه آشپزخونه 'تریسی امین' اینجاست.

باید پسرا رو بفرستیم ظرفا رو بشورن.

میخوای حرف بزنی؟

آره.

اصلا میخوابی؟

میخوای امروز از مدرسه بیارمشون؟

آه... ممنونم.

تو... تو... تو خوبی. من فقط... من نیاز دارم...

من باید ببرمشون.

من باید...

تا جایی که ممکنه همه چیز رو براشون عادی نگه دارم.

خب، چطور بود؟

ام، خوب، فکر کنم.

چیکار کردی؟

'دیوید متیوز' سعی کرد با من دوست بشه،

ولی... ولی اون قبلا دشمنم تو مدرسه بود.

ام... فقط میخواستم بگم چقدر متاسفم

برای... برای از دست دادنتون.

اوه، ام، ممنون. خیلی ممنون.

چطور کنار میای؟

آه، نمیتونم تصور کنم چه حسی باید داشته باشی.

منظورم اینه که ما سال پیش مامان رو از دست دادیم، پس یه کم میتونم.

سرطان روده.

اوه، خیلی متاسفم.

ولی ما میدونستیم که داره میاد، البته، با مامان.

نمیتونم تصور کنم برای تو چقدر سخت بوده که...

یهویی اتفاق افتاد.

ام... ممنونم. من، من...

فقط میخوام بگم من... من اینجام اگه خواستی یه قهوه بخوریم،

یا اگه پسرا خواستن با هم بازی کنن؟

بچه های من خیلی دوست دارن.

مگه نه؟

اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو.

میدونم همه اینو میگن، ولی من... من واقعا میگم.

بیا بریم.

اون کی بود؟

نمیدونم.

لعنتی.

ببین، 'مارگارت'... خیلی دوست دارم بمونم،

فقط...

'روزی روزگاری یه گربه زندگی میکرد،

و یه گنجشک، و یه جوون شجاع.

گربه و گنجشک رفتن به جنگل،

هیزم شکوندن و به جوون شجاع گفتن،

'تو از خونه مراقبت کن، ولی حواست باشه اگه 'بابا یاگا' اومد

و قاشق ها رو شمرد...'

-هوم؟ -میتونی صداها رو در بیاری؟

آره.

ام...

'تو از خونه مراقبت کن،

ولی حواست باشه اگه 'بابا یاگا' اومد و قاشق ها رو شمرد.'

'یه کلمه هم حرف نزن. ساکت باش.'

'خیلی خب،' جوون شجاع گفت.

گربه و گنجشک رفتن،

و جوون شجاع پشت بخاری روی اجاق نشست،

با نگرانی منتظر برگشتنشون بود.

ناگهان باد بیرون زوزه کشید،

و 'بابا یاگا' از پنجره باز وارد شد.'

سلام، رفیق.

هنوز جواب نمیده.

ببین، فقط میخوام بگم...

پیام حذف شد.

هی، 'میا' هستم.

فقط میخواستم ببینم حالت چطوره.

پیام حذف شد.

اونهاش، بابا غمگین.

به خودت نگاه کن، زنت رفته، ناامید، خشمگین.

اون رفته، من اینجام.

یه چیزی بهت میدم

که بهش فکر کنی.

پیام حذف شد.

لعنت بهش.

اوه، لعنتی.

اوه، فاک.

عزیزم، صدامو میشنوی؟

خواهش میکنم، خواهش میکنم نفس بکش. لطفا نفس بکش.

صدامو میشنوی؟

الو؟

آه، آمبولانس.

آه، من... نمیدونم. اون... ام...

خون... خون هست.

اون روی زمینه. نفس نمیکشه.

بابا؟

یه پر روی بالشم هست.

هوم؟

یه پر روی بالشم هست.

پرها از بالش درست میشن.

درسته، درسته. به خاطر مسیح، من بچه اون بالا دارم.

کیه؟

سلام کن.

ترسیدی؟

سلام کن.

درست بگو.

سلام کن.

سلام، به تو.

خیلی دور.

آره، میتونم ببینم.

آره.

خب، ام...

حالت چطوره... چطور دووم میاری؟

میدونی، روزهای خوب، روزهای بد.

حال پسرا چطوره؟

دلشون برای مامانشون تنگ شده.

آره.

آره، باید، ام...

آره.

بچه های بیچاره.

-چی، آه، یادم اومد... -هوم؟

آها.

اوه، این آخرین کار 'جف' هست؟

اونا اینا رو دوست خواهند داشت.

خب، میدونی چیه، فقط امیدوارم فروش بره.

اوضاع انقدر بده؟

میدونی، همون آش و همون کاسه.

خب، زیاد طول نمیکشه که تو هم روی مال من ضرر کنی.

آه... در واقع این چیزیه که میخواستم...

باهات در موردش صحبت کنم، میدونی.

ما انتظار نداریم به این زودی ها.

میدونی، و اگه به زمان بیشتری نیاز داری...

راستش، در واقع... واقعا خوبه

که یه چیز دیگه برای تمرکز کردن داشته باشم.

مطمئنی؟

More Farsi Persian subtitles for The Thing with Feathers

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left