Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

Marvel's Agents of S H I E L D S04E22 HDTV
د لخوا تبصره Ki@rash
►► IranFilm.Net l رضـا و کـیــارش

تګونه

HDTV
hdtv
TS
HD
په خپور شو: 2017-05-17
ډاونلوډونه: 39
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫آنچه در مأموران شیلد گذشت...

‫کاملاً باهات صادق نبودم

‫از اون هیگ نوشیدم

‫من تو رو انتخاب کردم! ‫حالا تو انتخابم کن

‫اینطوری نمیشه ‫دیگه همه چی تحت کنترل تو نیست

‫- می‌خوام عذاب بکشن ‫- اون کتاب دنیایی رو می‌سازه

‫که ناانسان‌ها توش شکار میشن

‫تونستی مک رو نجات بدی؟

‫- نمی‌خواست برگرده ‫- خودم میرم دنبالش

‫به نظرت رابی می‌تونه برگرده؟

‫فکر کنم دوباره آقای ریز رو می‌بینیم

‫مأموران شیلد ‫فصل چهارم، قسمت آخر ‫پایان دنیا

‫خلبان‌خودکار رو برای تغییر مسیر، ارتفاع

‫و سرعت رو برای هرچند دقیقه یه بار ‫فعال کردم

‫از دفاع و مقاومت کردن خوشم نمیاد ‫ولی اگه ایدا قبل از اینکه بفهمیم

‫چطور جلوشو بگیریم بیاد اینجا ‫بازی تمومه

‫از وقتی پایپر حرکت کرده ‫خبری ازش نشده؟

‫هنوز نه، ولی اگه اونطور که می‌خوایم نشه ‫می‌دونه چیکار کنه

‫باید اونجور که می‌خوایم جلو بره ‫و بعدش...

‫باید توضیح بدی چرا اون هیگ رو بدون من کوفت کردی

‫عاقلانه‌ست ولی یه بطری دیگه ازش ‫لازمه تا درمورد اینکه

‫چی سر اون بطری هیگ اومد ‫بحث کنیم

‫خب اون انسانه یا ناانسان؟

‫هر دو. خب، هیچکدوم

‫اون از دراک‌هولد خلق شده

‫- اینطوری قدرت‌های ناانسانی گیر آورده؟ ‫- کار من بود

‫من یه پروسه برای خارج کردن

‫دی‌ان‌ای غیرفعال سوژه‌های پیش‌تریجنسیس ‫طراحی کردم

‫اگه گزارش می‌نویسی ‫باید همه جزئیاتش رو بنویسی

‫من آزمایشات مرگباری روی حدوداً

‫بیست نفر انجام دادم

‫بیست آدم بی‌گناه، آدم‌هایی که ‫در این دنیا می‌شناسیم...

‫لینکلن کمپل، ویجی ندیر، ‫گوردن از افترلایف...

‫فیتز، من گزارش نمی‌نویسم ‫و اونا کار خودت نبود

‫خودم بودم

‫هنوزم صدای فریادشون رو می‌شنوم

‫ولی این فیتز هم هستی ‫و...

‫باید یه راه حل پیدا کنیم

‫خب، راه حل‌های من فقط شرایط رو بدتر می‌کنن

‫- آخرشون یا آدما صدمه می‌بینن یا کشته میشن ‫- خوبه

‫در حال حاضر دقیقاً از همین راه حل‌ها می‌خوایم

‫راهی برای کشتن ایدا

‫ده‌ها گلوله بهش شلیک کردیم ‫ولی اون نمرد

‫- چطوری بکشیمش؟ ‫- نمی‌دونم

‫می‌خوای بکشیش؟

‫علائم حیاتیش ثابت هستن ‫خوبه

‫باید مک رو مجبور می‌کردم باهامون بیاد

‫تصمیمش با تو نبود

‫آره خب، ولی الان مکنه ‫هم مک هم یویو رو از دست بدیم

‫تکرار می‌کنم، تصمیمش با تو نبود

‫اون بدون هیچ نقشه‌ی خروجی ‫داخل چارچوب شد

‫و نمی‌دونه چطور مک رو پیدا کنه

‫فکر کنم شاید بتونم کمکش کنم

‫نه نه نه نه نه!

‫چیه؟ کاری کردی؟

‫- نه، کار من نبود. من... ‫- شما هم دارین می‌بینین؟

‫چارچوب داره چی میشه؟

‫کمک! یه نفر کمکم کنه!

‫کسی هست؟

‫کسی هست؟

‫لطفاً کمکم کن ‫خواهش می‌کنم

‫نه نه نه! ‫خواهش می‌کنم!

‫نه نه نه!

‫یویو. اینجا اومدنت دیوونگی محضه

‫اومدم دنبال مک

‫خب حرکت شجاعانه کردی ‫ولی تلاشی احمقانه‌ست

‫چطوری پیدام کردی؟

‫مدام از اینا پیدا می‌کنم

‫تو جیب‌هام، خیابون‌ها

‫احساس می‌کنم پک‌من هستم ‫که بسیکوئیت قورت میده

‫یه نفر می‌خواست پیدات کنم

‫دیزی. می‌تونی منو ببری پیش مک؟

‫متأسفانه خیلی دیر کردی ‫ببین

‫ایدا داره چارچوب رو می‌بنده ‫داره رو سرمون خراب میشه

‫وقتی خالقت رو عصبانی کنی ‫این اتفاق میوفته

‫داری بهم می‌خندی؟

‫دیدن موجودی که بر اساس ‫منطق و محاسبات کار می‌کرد

‫که الان با خشم و نفرت داره از پا درمیاد...

‫شیرینه

‫دوباره بهم بگی شیرین

‫ستون فقرات تایتانیومی همه‌ی شما ‫قوطی حلبی‌ها رو جدا می‌کنم

‫نیازی نیست به اسم صدامون کنی

‫- چرا اینقدر عصبی هستی؟ ‫- خودت ما رو خلق کردی

‫تصمیمیه که الان ازش پشیمونم

‫بازم اون کلمه رو گفتی... ‫پشیمونی

‫تو یه امپراطوری با حذف پشیمونی‌های بقیه ساختی

‫مزه‌ی پشیمونی چطوره؟

‫می‌خوام این دنیا رو خاکستر کنم

‫فکر می‌کردم می‌خوای بهش فرمانروایی کنی

‫خشمم رو با بی‌ملاحظگی اشتباه نگیر

‫دارک‌هولد بهمون نشون داد ‫چیکار کنیم

‫مسئله اینه که می‌خوام کنارش ‫شیلد هم عذاب بکشه

‫- اینو خوب روشن کردی ‫- فیتز

‫مخصوصاً فیتز

‫واسه اون اومدم

‫دیگه مثل اون دستگاه‌ها نیستی

‫نشونت میدم

‫ترجمه از رضا حضرتی و کیارش عباسی ‫Ki@rash , DeathStroke

‫چقدر طول می‌کشه چارچوب ‫به کلی نابود بشه؟

‫فیتز تخمین زده حدود 12 الی 20 ساعت دیگه

‫خیلی بی‌گناه به نظر میرسن، ‫همه‌اش اعداد و نماد هستن

‫ولی هر رشته کدی در چارچوب ‫یک نتیجه داره

‫یه بلوز موردعلاقه، یه مدرسه

‫یه نوزاد...

‫همه‌شون برای همیشه از هستی حذف میشن

‫مک و یویو چی؟

‫تضمینی نیست که تا آخرش زنده بمونن

‫فیتز و دیزی دارن تمام تلاششون رو می‌کنن

‫تا از اونا محافظت و یه راه خروجی درستت کنن

‫ژنرال تالبوته

‫ژنرال، خیالم راحت شد که هنوز زنده‌ای

‫سه تا از بهترین افرادم اینقدر خوش‌شانس نبودن

‫حتی نمی‌دونم چی اونا رو کشته

‫ما هم افراد خوبی رو از دست دادیم

‫جواب کوتاه اینه که به وسیله یه روح نامرئی

‫از جنس یک بعد دیگه کشته شدن

‫- انتظار داری اینو تو گزارشم بنویسم؟ ‫- من یه دست رباتیک دارم

‫تازه به یه سیاره‌ی دیگه هم رفتم ‫تو شیلد این اتفاقات عادیه

‫دیگه شیلدی در کار نیست

‫چون گزارش کالبدشکافی رئیس میس ‫به بیرون درز کرده

‫چند تا از آژانس‌های جاسوسی

‫می‌دونن که میس ناانسان نبود

‫می‌دونن شیلد درموردش دروغ گفته

‫و براشون سواله که دیگه چه ‫چیزایی رو ممکنه دروغ گفته باشی

‫اون دروغ تو بود، نه ما

‫خدا لعنتت کنه فیل ‫نمی‌فهمی چی میگم

‫فردا صبح یه بازجویی سری بین اللملی داریم

‫- و تو باید اونجا باشی تا از شیلد دفاع کنی ‫- امکان نداره

‫مردک، پس میگم یه روح نامرئی شونده‌ست

‫گوش کن فیل، من برای شیلد حاضر نیستم

‫التماسشون کنم ولی تو یا یکی از ‫دست راستی‌هات

‫باید این ترس و وحشت‌ها رو آروم کنین

‫قبل از اینکه یه بار و برای همیشه ‫در شیلد رو تخته کنن

‫- این یه دستوره ‫- کاش می‌تونستم، ژنرال

‫ولی من و تیمم هدف اول ایدا هستیم

‫حضور ما فقط جون همه‌ی آدمای اونجا رو ‫در خطر میندازه

‫اگه اتفاقی بیوفته ‫اول به خودت خبر میدم

‫این صورتِ خبر خوشه یا صورت خبر بد؟

‫صورت خیر عجیب

‫رابی ریز چارجرش رو از

‫گاراژ شیلد بیرون دوور دزدید

‫- چه خبر؟ ‫- خبر خاصی نیست

‫چند نفرو لت و پار کردم ‫کاشف به عمل اومد ربات هستن

‫فکر نمی‌کردم دوباره ببینمت

‫نه بعد از اینکه وارد اون دهانه‌ی جهنمی شدی

‫- منم مثل تو غافلگیر شدم ‫- چی شد؟

‫دارک‌هولد

‫دستمم هنوز درد می‌کنه ‫چرا خوب نمیشه؟

‫- بذار ببینم ‫- بهم دست نزن

‫اگه می‌خوای حالم بهتر بشه

‫بهم توضیح بده چرا دستم خوب نمیشه

‫اون اهریمن سرآتشین

‫از همون تاریکی‌ای که تو رو خلق کرده ‫به دنیا اومده

‫باید مراقب باشی

‫- چطوری ایدا رو پیدا کردی؟ ‫- توی دنیای تاریک شکافی

‫وجود داشت که اون ساخته بود

‫از اون طریق خارج شدم

‫این موجودی که داخلمه اونطور که ‫جی‌پی‌اس شما ماشینم رو پیدا می‎‌کنه

‫به ماده تاریک کشیده شد

‫پس میگی که

‫ایدا از همون مواد دارک‌هولد ساخته شده؟

‫آره. و سوار می‌خواد اون دوتا رو

‫بفرسته به همون جایی که ازش اومدن

‫- امیدوارم منظورش جهنم باشه ‫- جهنم یه چیز نسبیه

‫ابعاد، فضا، سیارات...

‫همه بهم مربوطن

‫خیلیاشون جهنم حساب میشن

‫زمین یکی از بیشمار سیاره‌ایه که

‫تا ابد در حال جنگه

‫می‌تونی ایدا رو شکست بدی؟

‫نمی‌دونم. ولی اینو می‌دونم که

‫اهریمن داخلم به قدری ازش متنفره ‫که تاحالا تجربه نکردم

‫- همه همین حس رو داریم ‫- اونو چرا آوردی؟

‫این همراه بقیه‌ی ربات‌های طعمه‌ای ‫که رابی نابود کرد توی اتاقک بود

‫اینو می‌شناسین؟

‫نه، ولی انگار ایدا سرش شلوغ بوده

‫هر کی رو که دیده، کپی کرده

‫تشخیص چهره رو براش اجرا می‌کنم ‫ببینم میشه هویتش رو مشخص کرد یا نه

‫- خوشتیپ شدیم ‫- خوشتیپ شدیم

‫مأیوسم نکن

‫می‌دونی که نمی‌تونم به مأیوس شدن ‫واکنش خوبی نشون بدم

‫برای همینه که اون دنیا رو ‫بازسازی می‌کنیم

‫تا خشنودت کنیم

‫خیلی خب بچه‌ها، جمعش کنین

‫کیف‌هاتون رو بردارین ‫و بریم سوار اتوبوس بشیم

‫یادت باشه توی این دنیا

‫اون نمی‌دونه که کی هستی

‫بذار اول من باهاش حرف بزنم

‫نمی‌دونم قبلاً منو دیدی یا نه ‫ولی وقتی کولسن و دیزی توی

‫کارخونه فولادسازی پریدن، منم اونجا بودم

‫دیدم وقتی ازش گذشتن چه اتفاقی افتاد

‫حقیقت رو درمورد این دنیا فهمیدم

‫به نظرم تو هم دیدیش

‫- گوش کن چی میگم، نمی‌خوام هیچ... ‫- من آماده‌ام

‫آفرین عزیزم

‫کاش همه مثل تو کارشون توی ‫جمع کردن وسایل خوب بود

‫هی مک، چمدونم رو پیدا نمی‌کنم

‫یه دقیقه پیش همینجا بود

‫نگران نباش، بابابم همه رو به ‫جای امنی می‌بره

‫اسمت چیه؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left