City on Fire

City on Fire

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

City on Fire S01E07 720p WEB x265 Fa
City on Fire S01E07 The Demon Brother 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
City on Fire S01E07 The Demon Brother 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
City on Fire S01E07 1080p WEB h264-ETHEL
City on Fire S01E07 720p WEB h264-ETHEL
S01E07 720p WEB x265-MiNX
City on Fire S01E07 720p x264-FENiX
د لخوا تبصره Pink.Panther
💢 Pink Panther 💢 MovieCottage.com

تګونه

web
720p
720
x265
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
x264
په خپور شو: 2023-06-09
ډاونلوډونه: 42
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

Pink Panther ترجمه از

...شماره صدمه هایي که بهت زدم

.از دستم در رفته

وقتی در کثافت غرق میشم

.دلم برات تنگ میشه

و منو بیدار نکن

.از این کارت خوشم نمیاد

نمیتونم مبارزه کنم

و نمیتونم مبارزه کنم

.برای تو

تولدت مبارک تولدت مبارک

تولدت مبارک سم عزیز

.تولدت مبارک

ممنونم - .من میبرمش -

.تولدت مبارک عزیزم

.دیدین؟ پلکاش تکون خورد

میشه مانیتور رو بررسی کنی؟

.فک کنم چشماش داره تکون میخوره .فک کنم داره بیدار میشه

دیدی؟ .مانیتور رو بررسی کنین

دیدین؟

بابا؟

تکو تنها

.مانیتور چیزی رو نشون نمیده

.شما ندیدین. من دیدمش

.خواهش میکنم دکتر رو صدا کنین

.جو تو خسته ای .باید استراحت کنی

.برو خونه عزیزم .ما امشب حواسمون بهش هست

.من یه چیزی دیدم

!پلیس! حکم تفتیش داریم

!پلیس

!برو! برو! برو - !امن ـه -

!پلیس! حکم تفتیش و ورود داریم

.خدای من

.واو

اینجا باید مکان ایگی باشه .که تو مجله سم بود

.مکان نیکی هرج و مرج

.به نظر یه بمب کوچیکه

کوچیک تر از بممی که .تو خیابون 175 استفاده شده

.داشتن یه کارایي میکردن

.متوجه نمیشم

آدم بالاشهری مثه ایموری گولد چه ربطی باید به اینا داشته باشه؟

سروان هنوز حکم براش نمیده؟ - .بدون مدارک بیشتر خیر -

.یا حداقل یه انگیزه قوی

...اگه واسه بازپرسی بیاریمش

.وکیل میگیره. یا بدتر، غیب میشه

.آره

اومدی دنبال حیوون خونگی؟

.این عوضیا که برنمیگردن .نمیشه این بیچاره هارو اینجا ول کرد

.بریم - .باشه -

.حق با اون بود .داشتن یه چیز بزرگ درست میکردن

.خیلی بد شد که هم بمب هم خودشون رفتن

الان باید چیکار کنیم؟ - .کاری که از دستمون بر میاد -

.صبر میکنیم

.مثه چندتا اردک باید منتظر باشیم

.گفته بودم چارلی بالاخره به حرف میاد

.چارلی مایه نا امیدی بود

.اما کاملا قابل پیشبینی هم بود - .همه اینا تقصیر توئه -

.یه هرزه عوضی یه آدم مسخره رو قبولش کرد

!هی هی هی

.قلب رعوفت رو دوست دارم

.اما اینکارا به خاطر سم ـه

."اولتیو نوسترا یعنی " انتقام از آن ماست

وقتی فردا کارمون تموم شه .از شهر میریم

،وقتی برگردیم .به یه شهر جدید برمیگردیم

.جایي که مردم ایده های مارو جدی تر میگیرن

یا حداقل آدم پولدارا دیگه .اوقندری دلشون نمیخواد اینجا زندگی کنن

کسایي که تو اون ساختمون کار میکنن .همه آدمای بدی نیستن

،آدمای عادی هم هستن .مثه سرایدار ها و از این قبیل

دقیقا واسه همین هم تو .میشینی تو ماشین

احساسات کوفتیت هر سری .رو تصمیمات تو اثر میزارن

.آروم باش سال

.همه ما الان عصبی هستیم

.بعد اینکار حالمون خیلی بهتر میشه

باشه؟

.بریم سال

.بنده خدا خودش درست کرده

کمترین کاری که میتونیم بکنیم .اینه که بخوریمش. این تیکه توئه

یه کوچولو هم نمیخوری؟

خوشمزه به نظر میاد اما باید .حواسم به قند خونم باشه

.یه تیکه خیلی کوچولو

.منم همونقدر میخورم

.متاسفم سم

.خیلی متاسفم

،متاسفم که اون شب دیر رسیدم

.و اینکه بعدش هم فرار کردم

...و

.و اینکه حتی نمیدونستم امروز تولدته

راستشو بخوای حتی دیگه نمیدونم .امروز چند شنبه ـس

.اما داستان آتیش ها رو میدونم

.و اون یارو که مرده

و فکر کنم بعد اون اتفاق .ادامه دادن حتما برات خیلی سخت بوده

.به نظرم یه کاری دربارش انجام میدادی

چارلز؟

تو میخواستی کمک کنی اما اونا نزاشتن بری نه؟

چارلز، کجایي؟

اما میخواستی اون شب به کی بگی؟

و کی بود که میخواست جلوت رو بگیره؟

یه لحظه فکر کردم که کار نیکی ـه .اما عکس رو دیدم

.فکر نکنم اون بهت صدمه ای برسونه

.من فقط میدونم تو آدم خوبی هستی

تو برای حق مبارزه میکنی و این مسئله .باعث شده به اینجا برسی

.پس منم همین کارو میکنم

.اونا یه بمب برای انتقام ساختن

انتقام از کی نمیدونم .اما به پلیس گزارش دادم

من میرم سراغ پلیس ها .و بعدش خودم رو تسلیم میکنم

.و هرچیزی که میدونم رو بهشون میگم

....اومدم اینجا خدافظی کنم

.چون نمیدونم دیگه کی میتونم تورو ببینم

.یا اینکه اصلا میتونم ببینمت

.اما شاید بشه یکم دیگه اینجا بمونم

... دروغ نگم، خیلی خستم و

.واقعا دلم برات تنگ شده

.خیلی دلم برات تنگ شده

ویلیام؟

ویلیام؟

!ویلیام

.خدا رو شکر

...عزیزم - ...من فکر کردم -

فکر کردی با اولین فرصت در رفتم؟

برم مواد بزنم؟

.متاسفم

،خب اگه من اوردوز کنم .ایموری گولد قسر در میره

و ما هم قرار نیست بزاریم همچین بشه نه؟

نه

.خدای من، دلم برای بوسیدنت تنگ شده بود

اما قبل اینکه بریم دیدن کارآگاه پارسا

واقعا فکر میکنم که بهتره .تنهایي با خواهرت صحبت کنی

.شما دوتا دوباره همدیگه رو پیدا کردین

بزارید بین این همه اتفاقات بد .یه اتفاق خوبم بیفته

.سلام - .صبح بخیر همگی -

تو داداش مامانمی درسته؟

اونی که فرار کرد؟

.پیچیده تر از این حرفاس

هنوز مریضی؟ - !مگه من مریض بودم -

.این مریضی متفاوته کیت

.مثه معتادا - معتاد چیه؟ -

...اون

.هی من دایي ویلیام شما هستم

.و لعنتی خیلی خوبه که بالاخره دیدمتون

.تو فوش دادی

.من اکثر فوش هارو بلدم

واقعا؟ - .آره -

یکم که با دایي ویلیام آشنا بشی .همه رو بلد میشی

خب تو ویل هستی هان؟

اسم خیلی خفنیه نه؟

توئم کیت هستی؟

میدونستی دقیقا شبیه بچگیای مامانتی؟

هی مامانتون کجاست حالا؟

.هنوز بیدار نشده

برم بیدارش کنم؟ - .آره عاشقش میشه -

.خوشحال شدم از آشنائیتون

اون غلاتی که میخورین خیلی .بد به نظر میاد

چطوره من براتون یه چیزی درست کنم؟

خوبه؟

.سلام

...فکر میکنی اولین بار در تاریخه که

من قبل تو بیدار شدم؟

ساعت چنده؟

بچه ها کجان؟

،بیدارن و مرسر داره بهشون غذا میده

.که یعنی دارن یه غذای واقعی میخورن

.تو بچه ها رو دیدی و من اونجا نبودم

میدونم. کیت آخه شوخی میکنی؟ .اون خیلی... دقیقا خودت توئه

.ویل به طرز مودبانه ای ایرادگیر و حاضر جوابه

.محافظه کاره .احترام میزارم

راستش من کلا دو دقیقه با اونا بودم

.و میتونم بگم که تو مادر محشری هستی

من یه آدم داغون لب مرزم .که اکثر اوقات به زور ادامه میدم

هنوز نمیتونی تعریف از خودت رو قبول کنی ها؟

.خوشحالم از اینکه کلا بیخیال مادر شدن نشدی

منظورت چیه؟

یعنی چی؟

.من میدونم

اولین حرفی که قرار بزنم اینه که .متاسفم

من فقط در حدی که ایموری تو .پرونده داشت میدونم

میدونستی برای همه ما پرونده داره؟

.میخوام داستان رو بشنوم

میخوام از زبون خودت بشنوم .اگه دلت میخواد بگی

چی میخوای بدونی ویلیام؟

.همه چیزو

میخوای بدونی که چقدر منتظر بودم؟

اینکه فکر نمیکردم ممکن باشه؟

اینکه شلوارام برام تنگ میشد .با اینکه غذایي نمیخوردم

اینکه یکسره انکار میکردم؟

دیگه چی؟ - رفتم یه کلینیک -

.و شش ماه شده بود

.بنابراین کاری نمیشد کرد

ترم دانشگاهم تو ایتالیا رو ول کردم .و رفتم به یه صومعه تو بوفالو

.من بین راهبه ها

.و اونجا بود که بچه دار شدم

.حتما خیلی حس تنهایي میکردی

ایموری همه اینا رو میدونه؟

.ایموری همه چیو میدونه

تمام اطلاعات زوجی که اون پسر بچه رو قبول کردن

.اونجا بود - .نگو پسر بچه -

.من نپرسیدم که پسره یا دختر !هیچی ازت نپرسیدم

میفهمم باشه؟ میدونم که فکر میکنی اگه چیزی ندونی

برات آسون تره .اما تورو میشناسم

و مطمئنم که این قضیه .هر روز خدا اذیتت میکنه

،و اینجاست .همه چی اینجاست ریگز

More Farsi Persian subtitles for City on Fire

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left