لومړۍ 200 کرښې.
ایناها
من تمام مکاتبابـم از هفتونیم قرن گذشته رو توی این صندوق نگه میدارم
« نندور »
قدیمها خیلی نامه میگرفتم
کی قراره باشه؟
از طرف مامان و بابام
زمانی که از خونه رفته بودم تا با نیروهای «الکولنداری» آموزش ببینم
،نندور عزیز»
«امیدوارـیم که صخرههای آنجا زیاد سفت نباشد
در اردوگاه آموزشی، ما از صخرهها بهعنوان متکا استفاده میکردیم
و پتو
اینیکی نامهای از طرف رهبر یک ارتشـه
که ما با بیرحمی ویژهای شکستـش دادیم
دههاهزار تن سلاخی شدن
گمون کنم هیچوقت فرصتـش رو نداشتم بازـش کنم
.من تسلیمشدن را میپذیرم» «استدعای دستیابی به صلح دارم
ایوای
اوه، اینیکی خوبـه
یک دوست ناشناس یه بن برای یه ملاقۀ رایگان در «بَسکین و رابینز» برام فرستاد
من نمیتونم بستنی بخورم، ولی ارزش زیادی داره
من از گییرمو خواستم که ماشین رایانشـش رو برام بیاره
تا بتونم ببینم آیا نامۀ الکترونیکیای طی یک - دهۀ اخیر دریافت کردهام یا نه - خیلیخب
بسیارخب - اه، بله -
...این رو وصل کنم
بسیارخب، بفرما
به این کابلِ اترنت وصلـه
بله، من روال کار «اتر» رو میدونم، گییرمو
نه، اترنت - این رو بده من -
،خیلیخب. خب، اگه همین بود
من میرم بیرون، چون چندتا کار دارم که باید انجامشون بدم
باشه پس، خدافظ - خدافظ -
،اوه، آ... یهمقدار خون روی یقۀ تجملاتیـمه ...پس اگه بتونی یکی از اون چیزها برام بگیری
قلمهای لکّهبَر تاید؟ - قلمهای صابونی... - محصولی از برند «تاید» با ظاهری قلممانند :Tide-To-Go ] [ برای ازبینبردن لکههای کوچک بهصورت درجا و فوری
که میتونی روی لباس به کار ببریشون - قلم لکّهبَر تاید -
قلم تاید
«نوع «بردنی - بردنی -
توی ظرف روی میز توی اتاقـم پول هست
ظرف پول
آ... سیاه شده
نه، نه، فقط خواب رفته
!برخیز. برخیز
دوباره میگی «برخیز» چیه؟ کنترل-آلت-هفت؟
اگه یه پیرزنخونآشام کوچولو باشه چی؟
میکُشیـش - اگه یه بچهخونآشام کوچولو باشه چی؟ -
میکُشیـش - اوه، اینجا رو ببینید -
« جلسۀ خونآشامکُشی غیرحرفهای »
گییرمو، آمادهای چندتا «مکنده» بکُشی؟
،آ... چندتا میخ چوبی که خونه داشتم - آوردم. تا بتونیم تمرینِ... - ایول
کشتن چندتا مکنده رو بکنیم... - احسنت -
تصمیم گرفتم
به گروه نفوذ کنم و هر نقشهای که دارن رو نقشِبرآب کنم
« گییرمو، مستخدم خونآشام »
چون اگه اتفاقی برای نندور، ناجا یا لازلو بیوفته، هیچوقت خودم رو نمیبخشم
...ولی فکر نکنم مجبور باشم زیاد نگران این باشم
!زخم بزن، اینجوری زخم بزن - باید بکُشیـش -
خوشحالام که تیم فیلمبرداریـت رو هم آوردی. کمک میکنه خبرـش بپیچه
برای مدت طولانیای، این خونآشامها از زیر تاکردن با انسانها مثل شام یا لجن قسر در رفتن
میدونی، هر رابطهای جزر و مد خودش رو داره
اوه! احساس خوبی دارم
آره. بله - احساس خوبی دارید؟ -
من احساس خوبی دارم - پس چی - آره -
شماها واسه آموزش هیجانزدهاید
آموزش؟ نه. آموزش تمومـه
جر، جریان چیه؟ - اولین شکار رسمیمون -
ببخشید، چی؟
،اوه، آ... نه، من فکر میکردم فقط قراره
...آ... تمرین کنیم - نه، نه، نه -
.بالأخره یه هدف واقعی داریم شنیس، در جریان بذارـش
هماتاقی من که تبدیل به خونآشام شده بود رو که یادته؟
خب، فکر کنم سر در آوردم اونهایی که تبدیلـش کردن کجا زندگی میکنن
یه خونه همینجا در استَتِن آیلنده
.یه خونه با ظاهری خیلی دلهرهآوره هیچکس در طول روز وارد یا خارج نمیشه
هیچ ماشینی جلوـش پارک نیست
و یهعالمه خفاش هست
بهعلاوه، این گی... گی... گیراهاراییهای عجیبغریب هست. گیراهارایی؟
...چیرا... گیرا - گیاهآرایی -
این پرچینها بیرون توی حیاط جلویی
...هیچیک، آ... از این پرچینها شباهتی به
واژن دارن؟...
رفیق خودم
منظورـم اینه، به گمونم بعضیهاش از طبیعت بزرگسالیـه
فکر کنم میدونم از کدوم خونه داری حرف میزنی
اونا انسانهای عادیان. اونا خونآشام نیستن
راستـش اونا، مثلاً، معلم یا مددکار اجتماعیان
امشب میریم اونجا - !آره -
نه! امشب نباید بریم
این دومین جلسۀ منـه. فکر میکردم فقط قراره... ها... تمرین کنیم
میتونم یه دور دیگه با اون کمان زنبورکی کار کنم
.و میدونم که دِرک به یه چیزی اشاره کرد میتونی یه دور دیگه هم انجام بدی، درستـه؟
نه، من راحتام - مطمئنام خودت گفتی -
ما اصلاً خارج از این صحبت نکردیم
خیلیخب، خب، یادش نمیاد
مجهز شید. بزنید بریم - آره -
بسیارخب، بچهها - بهقدر کافی برای، مثلاً، هر نفر دو تا آب مقدس داریم -
تمرینات تنفسی. خوشـم اومد، گییرمو
میخوام هاتمِیلـم رو بررسی کنم
گذرواژه؟
آ... گذرواژهام چیه؟
امیدوارـم یه گذرواژۀ امنِ الفباعددی باشه
ملت فکر میکنن فقط تنوع حروف کوچک و بزرگ و اضافهکردن ،یه عدد برای محدودکردن بهاصطلاح هکرها کفایت میکنه
،ولی حقیقت اینه که اون فقط کفـه، نه سقف
،من گذرواژۀ خیلی امنی دارم خیلیخب، کالین رابینسون؟
گذرواژۀ من یک دژ غیرقابلنفوذه
«خودشه. «دژ غیرقابلنفوذ
دو تا پیغام ایمیلی دارم
«فاندانگو.کام نمایش پیشازموعد «نقطۀ کور» .را ارائه میکند و شما دعوتاید
«تاریخ نمایش، هشتم اکتبر 2009 میباشد
...من - خیلی دیره -
از دستـش دادم - سندی بولاک -
توـش مطلقاً دلربا بود
،«مات و مبهوت کرد. منظورـم اینه، تو «سرعت
دختر شایستۀ اخلاق»، «سرعت 2»، «دختر» شایستۀ اخلاق 2»، و «جادوی عملی» رو دیدی
خب، اون، اون واقعاً گستاخانه بود
پیغام بعدی
.این یک شوخی نیست»
.شما اکنون نفرین شدهاید
این پیغام را برای ده نفر بفرستید و ثروتی .پیشبینینشده از آن شما خواهد شد
.اگر نفرستید، کشته میشوید
.مریم خونین میداند شما که هستید و کجا زندگی میکنید مری خونی یا مریم خونین یک روح یا جادوگر در :Bloody Mary ] فرهنگ غرب است که اگر نام آن سه بار یا بیشتر جلوی آینه گفته [ شود، وی ظاهر شده و چشمان گوینده را از حدقه در میآورد
شما را پیدا کرده و جسدتان را .حلقآویز میکند تا همه ببینند
.تا طلوع خورشید فردا فرصت دارید
.پیغام را پس نفرستید
«!این یک شوخی نیست
!نادیا
!لزلو
«هشدار. اگر تا اینجا خواندهاید، دیگر دیر شده است»
الاغ لعنتی(خونین) احمق
چرا گذاشتی تا اینجا بخونم؟ - ...خب -
اینجا زده یه دختره به اسم آریانا از مریم خونین نافرمانی کرد، و حالا مُرده
دلورودهش رو کشیدن بیرون و انداختنـش - !جلوی درِ خونۀ پدرمادرـش - اوه
از نظر من که به گا رفتیم
این جعبۀ نور، ما رو نفرین کرده
،به نظرـتون ممکنه مربوط به شیطانک محله باشه که داره یه شوخی گستاخانۀ کوچولو میکنه؟
این یک شوخی نیست
توی چندجا بهش اشاره شده
اینجا، اینجا، و اینجا
نگاه نکن، دلبند عزیزـم. خیلی خطرناکـه
نفرینها خیلی شایع
و خیلی جدیان - بله، این حقیقت داره -
من وقتی جوانتر بودم، کُلی نفرین وحشتناک دیدم که در جریان بودن
یه مَرده بود که توی بازار بود، و ،بهای منصفانۀ گوشت بُز رو نداد
بعد، پوف، میدونی، خایههاش چروکیده شد به دو تا کشمش ریزهمیزه
خایههای طرف. نه بُزه
اوه، آره. نه، ببخشید. فکر کردم واضحـه
نه، نبود
نفرینها به جایی ضربه میزنن که واقعاً دردآوره - اوهوم -
خب، من قطعاً، آ... با بخش نفوذ ،نقشه به موفقیت رسیدم
ولی با نقشِبرآبکردنـش کمی مشکل دارم
چون الآن میخوایم یه وَن پُر از سلاحهای خونآشامکُش رو برونیم به سمت خونه
فقط باید وانمود کنم که یکی ...از اونهام. فقط، فقط وانمود
گییرمو! باید حرکت کنیم
مامانِ دِرک وَن رو فردا صبح اول وقت لازم داره
بزن بریم - آره -
!اصلاً چرا این ماشین نازک رو باز کردی؟
فقط داشتم ایمیلهام رو بررسی میکردم
نمیدونستم که پُر از نفرینـه
بسیارخب، آروم باش
تنها کاری که باید بکنیم، اینه که اون رو تا طلوع خورشید برای 10 دوست یا دشمن بفرستیم، بعد نفرین برداشته میشه
آدرسهای ایمیل رو از کجا گیر بیاریم، «آدرسِایمیلفروشی»؟
نه، به گمونم این موقع شب بسته باشه
من یه آدرس ایمیل برای «کنت فاندانگو» دارم
باریکلا، نندور، بفرستـش برای اون
.یک گام روبهجلو به سمت ثروت پیشبینینشده یک گام دورتر از کشیدهشدنِ دلورودهمون به بیرون
نظر تو چیه؟
چطور جرأت میکنی اون کار رو بکنی؟
میخوای به عاقبت آریانا دچار بشی؟
خیلیخب - صبر کن ببینم -
یه یارویی کارت تماسـش رو به جا گذاشته
«یک «تیموتی»نامی، در فروشگاه «سرکت سیتی یا شهر مدار: شرکت Circuit City ] [ خردهفروشی لوازم الکترونیکی آمریکایی
«نوشته: «خوشحال میشم کمک کنم
...شمارهتلفنـش رو هم داره
و آدرس ایمیلـش رو
ظاهراً تیموتی قراره بهوسیلۀ یک پست الکترونیکی نفرین بشه - !آره -
!سلام، تیمی
!بپّا، پشهها
میدونید، شاید بتونیم یهخرده کمسروصدا نگهش داریم، هان؟
راستـش وقتی سروصدا انقدر زیاد باشه، تمرکز روی، آ... خونآشامکُشی مشکلـه، میدونید؟
ممنون
احساس گرما و عرقیبودن میکنم
از وقتی که اومدم اینجا نمیتونم جلوی لرزشـم رو بگیرم
چیزی گفتی گییرمو؟ - آ... نه -
فقط داشتم میگفتم که، آ... شاید داریم دیر شروع میکنیم، میدونی
،احتمالاً بهتره این کار رو فردا در طول روز انجام بدیم
مامانـم فردا وَن رو لازم داره
یه «کینسهآنیرا» رو سورساترسونی میکنه - ایول، ایول، ایول - جشن تولّد 15 سالگی :Quinceañera ] [ دختران در مناطق آمریکای لاتین
...اون، جعبههای... میگو رو توجیه میکنه
آره، پسر، راحت باش، میدونی
...خیلیخب، آره، بذار من
...بذار من یه نگاه بندازم به
این بَده. این بَده
...لازلو. لازلو
وای! اون چه بانگ شیپورـیه؟
زنگهای محکومکننده به تباهی؟
هیس. از کجا داره میاد؟
از اینطرف
من جوابـش رو میدم
نه، نمیدی
،اگه اون نفرین از طریق اینترنت میتونه آمدوشد کنه
مطمئناً از طریق اون تلفن هم آمدوشد میکنه
،ما در حال حاضر نیستیم
No comments yet. Be the first to leave one.