A Place to Call Home

A Place to Call Home

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

A Place To Call Home S02 1080p AMZN WEB-DL DD2 0 H 264-MZABI
A Place To Call Home S02 720p AMZN WEB-DL DD2 0 H 264-MZABI
د لخوا تبصره 9B0DY
زیرنویس فارسی تمامی قسمت‌های فصل دوم

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
په خپور شو: 2023-06-29
ډاونلوډونه: 32
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫آنچه در فصل قبل ‫"مکانی به نام خانه" گذشت ...

‫از صمیم قلبم عاشقتم.

‫باهام ازدواج کن.

‫باشه.

‫بابا، ما عاشقیم. ‫ازدواج می کنیم.

‫من پیشنهاد میکنم اجازه بدی سه ماه ‫با هم زندگی کنند.

‫انگار ازدواج کردند.... ‫نه، امکان نداره.

‫... از هر نظری به جزء تخت مشترک.

‫آنا میاد خونه شما در اتاقی مجزا.

‫و زندگی همسر جینو رو میکنه.

‫در زمانی که آنا با پولتی ها زندگی میکنه.

‫و در حال آزمایش عزمش برای ‫ازدواجی نامناسب است.

‫تو هم سه ماه در پارک اَش به همین ‫منظور زندگی کنی.

‫مادرم هرکاری برای خراب کردنت ‫انجام خواهد داد.

‫بزار بکنه.

‫پوست کلفته. ‫من پوست کلفت ترم.

‫دیشب یک جرقه از ذات حقیقی ‫سارا ادمز به ذهنم زد.

‫یک زن بسیار خطرناک دیدم.

‫برام مهم نیست به چه قیمتی.

‫چیزی پیدا کن که برای همیشه ‫کلکش کنده بشه.

‫بچه ای که داشتم، عزیزم. ‫تو بودی.

‫موقعیت ما، پیچیدگی داره که نیاز نیست ‫فعلا قاطی ماجرا بشه.

‫درک میکنم اگر الان به خانواده چیزی نگی

‫اومدم تا درباره دخترمون صحبت کنم.

‫ازت میخوام درمانم کنی.

‫به تعهد کاملت نیاز دارم.

‫داری.

‫اگر دکتر استوارت نتونه معالجش کنه؟

‫الان گفت که... ‫اگر نتونه؟

‫من که هنوز عاشقشم. ‫تو چی؟

‫چه قدر برات ارزش داره

‫که دنیا خبردار نشه، بچت همجنسگراست؟

‫با هری پالسون دیده شده. ‫ازمون اخاذی شده.

‫بخوای بدقلقی در بیاری ...

‫... پشیمون میشی.

‫سامانتا. ‫لیا، حالش چه طوره؟

‫سرحاله

‫سرحال

‫ایناهاش.

‫چه طوری، سارا؟ ‫هنوز هستم.

‫آماده ای شروع کنیم؟

‫دفعه قبل ناگهانی تمام شد.

‫قهوه و اشترودل؟

‫اوه، ممنون، لیا.

‫میشه رادیو رو خاموش کنی، ‫لطفا؟

‫خب، نویسندگی چه طور پیش میره؟ ‫خوب، چسبیدم بهش.

‫ام، توی اسناد نتونستم به جسدی ‫که اشاره کردی

‫چیزی پیدا کنم.

‫جسد؟

‫قبل از اینکه صحبت رو قطع کنیم، ‫به جسدی توی رودخونه اشاره کردی.

‫هیچ مستندی براش پیدا نکردم.

‫یادت نمیاد؟ ‫جسد؟ نه.

‫خب، کجا بودیم، به جزء اون.

‫جیمز تازه درمانش رو شروع کرده بود.

‫شکنجش.

‫باورم نمیشه، قبلا واقعا چنین ‫کاری انجام میدادند.

‫و بدترش. ‫تحت عنوان عادی بودن.

‫مادربزرگم چی کار کرد؟ ‫اولیویای بیچاره.

‫خیلی زود رفت زیر بار کلی دروغ.

‫اما باشه واسه بعد.

‫آنا، ‫اون رفته بود تا با جینو باشه.

‫بله، زندگی تازه اش.

‫چه دوران پیچیده ای، ‫از دست دادن بچه، بدست آوردن پدر.

‫کی فهمید که جک دانکن بوده؟

‫قبل از اون اتفاق، یه مدت طول کشید.

‫اون به خودی خودش، ‫با کلی چالش ها رو به رو بود.

‫قبل از اینکه فراموش کنم،

‫نگفتی روی، چه احساسی نسبت به رفتن ‫تو از مزرعه داشت.

‫روی چه احساسی داشت؟ ‫شنیدم، عزیزم.

‫برام خوشحال بود.

‫آماده ای؟

‫اره.

‫حالا...

‫... از کجا شروع کنیم؟

‫کارولین، مدت ها گوسفند سیاه بودن، ‫با آینده ای بسیار متفاوت.

‫میدونم، ناگهانی هست.... ‫بس کن.

‫... اما چیزهایی هست ... ‫صبرکن!

‫بچه داشتیم؟

‫ترکم کردی. ‫چاره دیگه ای نداشتم.

‫20 ساله ندیدمت... ‫میدونم.

‫و اینطوری سرو کلت پیدا میشه. ‫متاسفم.

‫دخترمون؟ ‫سعی دارم کار درست رو انجام بدم.

‫برای کی؟ ‫جفتمون.

‫که اینطور.

‫دلایلی برای نگفتنم به تو وجود داشت. ‫اما سعی دارم درستش کنم.

‫کیه؟ کجاست؟

‫خب، اینجاست؟ خارج کشوره؟ ‫نمیتونم بهت بگم.

‫چرا؟ ‫هنوز نه.

‫چرا نه؟! ‫سخته.

‫پس، چرا حالا؟

‫خودش تازه درباره من خبردار شده....

‫... و فقط بحث زمانه تا درباره پدرش ‫پرس و جو کن.

‫میخوام بهت حق انتخاب بدم.

‫اگر پرسید، چی بهش بگم؟ ‫میخوام کار درست رو انجام بدم.

‫ممکنه دلت نخواد، نمیدونم.

‫میتونم بگم توی جنگ مردی، ‫اگر ترجیح میدی.

‫ببخشید، دکتر. ‫خانم دنتر بهتون نیاز داره.

‫میام.

‫منتظر بمونم؟ جک!

‫کجا ساکنی؟

‫کلبه مهمان، پارک اَش. ‫هیچکس نمیدونه من اینجام.

‫لطفا بیا.

‫دوریس کالینز، لطفا میلدرد.

‫چه دکور دلچسبی.

‫ممنون، ‫ممنون، امی.

‫لطفا از خودتون پذیرایی کنید، ‫خانم کالینز.

‫لطف کردید به سرعت تشریف اوردین.

‫وقتی که اشاره کردید، ممکنه کمک دست باشم.

‫اگر کاری ازم ساخته هست....

‫خب، فکر میکنم خبرها رو شنیدی.

‫درباره آنا.

‫من خودم رو موظف کردم، ‫هیچوقت به پچ پچ ها گوش ندم.

‫بیشتر از زبون خودت بودن.

‫مشکلی هست؟

‫اصلا، نه.

‫آنا یه مدت رفته پیش پولتی ها.

‫اما آنها ایتالیایی هستن.

‫غیرقانونی ‫غیرقانونی.

‫اون برنامه داره تابستان شمالی بره ایتالیا

‫اونو و کارلا خیلی نزدیک هستن.

‫چی بهتر از این برای یادگرفتن زبان.

‫که اینطور.

‫اما، یک پسر ازدواج نکرده ای ‫در خانه هست.

‫و افکار پست ممکنه شایعه پراکنی کنن ‫درصورتی که وجود ندارد.

‫نه! ‫متاسفانه.

‫به عنوان مادر دو دختر جوان

‫اهمیت محافظت از شهرت رو درک میکنم.

‫اگر شایعات ناسزایی بشنوم...

‫میدونم میتونم روی شما حساب کنم.

‫خانم بلای عزیز.

‫و البته، ‫خانم ادمز هم در راه اومدن به اینجا هستن.

‫بله، بعد از ازدواج.

‫قبلش.

‫مامان، ‫باید لباس های آنا رو ببینی.

‫توی کمد جا نمیشن.

‫مادرم همیشه میگه، ‫سه تا لباس کافیه.

‫دو لباس روزانه و یکی هم برای کلیسا.

‫برای همسر یک کشاورز، حقیقت داره.

‫گوجه. ‫آنا هم میتونه بیاد؟

‫آنا به من کمک میکنه.

‫میتونی آشپزی کنی؟ ‫یاد میگیرم.

‫همان طوری که مادرم به من یاد داد، ‫بهت یاد میدم.

‫یک غذای ویژه.

‫پلو مرغ!

‫اول می کشیم، ‫بعد پوست میکنیم.

‫چشم و گوش شما خواهم بود.

‫خب، واقعا قدردان هستم.

‫نرمن شما رو برمیگردونه به شهر. ‫لطف دارید.

‫بیمارستان، لطفا، نورمن.

‫سلام من رو به خانم کارولین برسونید.

‫کارولین؟

‫توی ایستگاه دیدمش، ‫اثاثیه داشت.

‫خیال کردم میمونه. ‫نمیمونه؟

‫البته. ‫براستی.

‫حتما سلام شما رو میرسونم.

‫نورمن.

‫تا الان چه طور بوده؟ ‫مرغ پوست کندم.

‫شگفتی ها تمامی ندارن؟ ‫امیدوارم نداشته باشن.

‫اجازه دارم نگران باشم. ‫کار پدرها همینه.

‫بله.

‫چیه؟ ‫هیچی.

‫قضیه مادربزرگت هست؟ ‫نه، اون نیست.

‫پس چیه؟

‫آنا، بعد از چیزی که پذیرفتم. ‫فکر کردم اعتمادت رو جلب کردم.

‫تو و من....

‫.... ما ...

‫هرچیزی که احساس کردی باید ‫انجام انجام میدادی،

‫هر دروغی که گفتی، ‫می بخشمت.

‫هنوز دختر کوچولوی خودم هستی...

‫و همیشه خواهی بود.

‫معمولا دزدکی میادی شهر؟

‫ببخشید.

‫باید اینو جواب بدم.

‫بیا یه استراحت داشته باشیم. ‫5 دقیقه؟

‫ببین یادت میاد چی میتونی ‫درباره روی بهم بگی.

‫سلام، سم هستم.

‫روی، چی شده؟

‫خیال کردم ارتباط ما با تلفن

‫لزوما از عواقب بد

‫زندگی تو در شهر هست.

‫مشخصه، ‫تو جدایی رو ترجیح میدی.

‫این ملاقات به خاطر تو نیست.

‫میتونم بپرسم درباره چیه؟

‫اومدم با زن داداش آینده ام آشنا شَم.

‫سارا ادمز راه بده، تفرقه دنبالش میاد.

‫دقیقا همین نگرش هست که باعث ‫رفتار دزدکی میشه.

‫جرج خوشحال تر از همیشه به نظر میاد.

‫درحالی که خانواده در حال از هم پاشیدن هست.

‫بلای ها در حال جدایی هستن، مادر. ‫تبر را پایین می آورد.

‫اوه کنایه نزن.

‫من کاری که برای محافظت از ‫همه نیازه، انجام میدم.

‫از چی؟ ‫تاثیر زن.

‫اگر مراقب نباشی، ‫آخر سر کسی پیشت نمی مونه.

‫بعد چی برای مراقبت کردن باقی میمونه.

‫آوازه خوب ما....

‫.... که به نظر میاد بقیه شما قصد ‫نابودیش رو دارید.

‫پس، اگر در زمانی که اینجا هستی، ‫بتونی جلوی بنزین روی آتش ریختن رو بگیری،

‫قدردانت هستم.

‫تمام تلاشم رو میکنم.

‫باید خودت رو بشوری.

More Farsi Persian subtitles for A Place to Call Home

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left