لومړۍ 200 کرښې.
!هوی! یا درو باز کن یا پولمو پس بده
!هی- !بیا بیرون عوضی-
!هی
حالا مگه اینجا خونه کیه؟
دختر اون زنیکه
!پولمو پس بده
لعنتی- مطمئنم تو خونهست-
!پولی که مادر هرزهات ازم دزدیده رو پس بده
!لعنت بهش- ببین میتونی پنجره رو باز کنی-
ببین، فکر نکنم خونه باشه. برو فردا بیا
!نمیتونم این همه راهو دوباره برگردم
از همون لحظهای که گفت هو جون ته رو میشناسه میدونستم یه کاسهای زیر نیم کاسهست
هرزه عوضی
الکی بهت اعتماد کردم این همه راهو اومدم فقط وقتمو تلف کردم
هنوز نتونستی با اون ولگرد حرف بزنی؟
گوشیشو خاموش کرده و از دسترس خارج شده
نمیدونم. دیگه از من نپرس
!میدونم تو خونهای
فردا دوباره میام، فهمیدی؟
::::::::: آيـــ(قانون شکنی نوجوانان۲)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(قسمت اول: دلیلی که باید بمیرم)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
)
هی، رسیدی
شنیدی چی بهم گفت؟
خیلی رو اعصابمه. چرا به من گیر داد؟
دیدم چیشد
منم خیلی عصبانی شدم
گونگ یون جه، گونگ یون تاک) (سونگ کیونگ اونی، هونگ ئه ران
ببخشید، دیر کردم
اشکالی نداره
خسته نباشی
!هی، کیونگ دا جونگ
چرا کیمباپو زدی تو سرم؟
کیم گوک هی؟
چیکار میکنی؟
منظورت چیه؟- منظورم اینه که اینجا چیکار میکنی؟-
دفعه پیش که بهت گفتم
یعنی چی؟ واقعا یادت نمیاد؟
اینجا رو هم خالی کردن
...بهتر، خیلی خطرناک بود
شوخیت گرفته؟
راست میگه
همش تقصیر توئه کیونگ دا جونگ ...اگه تو دیر نکرده بودی
الکی همه چی رو ننداز گردن اون اصلا مگه میدونستیم کی اومدن خالیش کردن؟
گونگ یون جه راست میگه یه دقیقه بیا بریم کارت دارم
اینهمه وقت، حتما باید ظهر قرار میذاشتی؟
باز برای چی داری غر میزنی؟
الان پیش کشیدن این بحث چه فایدهای داره؟
مگه بهت نگفته بودم خودتو درگیر این چیزا نکنی؟
الان باید چیکار کنیم؟
مگه هرچی گفتی باید بگم چشم- چی؟-
!یه بار گفتم بازم میگم، کارمون تمومه
فکر کنم دیگه واقعا باید برم، آره؟
کجا؟
سئول، خونه عموم
چرا زندگی من و تو انقدر داغونه؟
تو چی؟ میخوای چیکار کنی؟
منم مجبورم برم سئول
واقعا که
مثل ابر بهار گریه کردم واسه اینکه نرم سئول یه تئاتری راه انداختم که بیا و ببین
اما انگار به هیچ جات نبودم
مگه نه؟
نه... ولی از کجا میدونستی من اینجام؟
نمیدونستم
همینطوری داشتم رد میشدم که دیدم یه نفر شبیه تو از فروشگاه اومد بیرون
گفتم شاید خودتی واسه همین دنبالت اومدم
خب به جای اینکارا زنگ میزدی
هی، تو که شمارهتو به من ندادی
چطوری بهت زنگ بزنم؟ تو که گوشی نداری
چی؟ از کجا گیر اوردی؟
زود باش شمارهتو بزن
ولی به گونگ یون تاک، گونگ یون جه و ئه را شماره دادی
واقعا؟
کیمباپه رو بخور
خیلی ممنون
بگذریم، سئول خوش میگذره؟
معلومه
ناسلامتی من کیم گوک هیم مهربونترین پسری که قراره یه روز شهردار بزرگی بشه
همین الانش هم کلی دوست تو سئول پیدا کردم
دیگه میتونم کم کم خودمو برای شهرداری سئول آماده کنم
بقیه چطورن؟
بقیه؟
گونگ یون تاک و بقیه بچهها
حالشون خوبه؟
وایسا ببینم، یعنی ازشون خبر نداری؟
انگار گونگ یون جه هنوزم داره نقش بازی میکنه
اون عوضی، گونگ یون تاک تو این چند ماه کلی تغییر کرده
تغییر کرده؟
به خاطر همه چیز ازتون ممنونم
لازم نیست تشکر کنی، کاری نکردم که
شما بدهیهامو پرداخت کردین و همه جوره کمکم کردین
خب، خوشحالم که همچین فکری میکنی
ولی یون تاک، نگو که بخاطر فروش کم میخوای انصراف بدی
نه
میخوام فعلا رو درسم تمرکز کنم
اگه بخاطر درسه که نمیتونم جلوتو بگیرم
تو بهترین کارمندم بودی
خیلی حیف شد
حالا که داری انصراف میدی بهتره خوب درستو بخونی
فهمیدی؟
چشم
یادم رفت توش پیازچه بریزم
(شام) (سه شنبه: یون تاک/بابا )
من اومدم
!اومدی
هوا سرده، مگه نه؟ خیلی خسته شدی، بشین
یون وو کجاست؟
!گونگ یون وو! بیا شام بخور
گفتم حوصله غذا خوردن ندارم
ولی بازم باید بخوری
بفرمایید
!تا دا
!خورشت سویا باباپز
چرا امتحانش نمیکنین؟
بخور
چطوره؟
خو... خوبه
ولی یه چیزی کم داره
بابا، بهت که گفته بودم غذاهای هیونگ خوشمزهتره
واقعا؟ خوشمزه نیست؟
غیرقابل خوردنه؟
نه در اون حد
ولی این خوشمزهست بابا
واقعا؟
حالا که اینطوره، یون وو چرا یکم از جوانه لوبیا امتحان نمیکنی؟
بیا
چرا همیشه اصرار میکنی جوانه لوبیا بخورم؟
دیگه خودمم دارم شبیه جوانه لوبیا میشم
غذاتونو بخور
اوه، راستی
امروز همه بدهیهای یون جه رو صاف کردم
دیگه لازم نیست نگرانش باشی
نگران نبودم
واقعا؟ خوبه
اون عوضی گونگ یون جه حتی جواب تلفنامم نمیده
نباید حداقل یه خبر بده ببینم زندهست یا نه؟ از وقتی رفته حتی خونه هم نمیاد
دیروز اومد خونه
اومد؟- !آره-
اومد لباس زیر و جوراباشو از خشک کن برداشت و دوباره رفت
...خدای من
...میگم
چرا یه زنگ بهش نمیزنی یون تاک؟
چرا بزنم؟
منظورت چیه چرا؟ خب جواب منو نمیده
اگه تو مدرسه دیدیش، بهش بگو برگرده
نگران خورد و خوراکشم
بچه که نیست
!معلومه که بچهست
شاید کارهاش اشتباه باشه، ولی دلش پاکه
تو که برادر بزرگشی ...چرا یکم باهاش صحبت نمیکنی
آره من برادر بزرگشم خب که چی؟
...منظورم اینه که- خودش باید حواسش به زندگیش باشه- تاکی باید مراقبش باشیم؟
توروخدا انقدر الکی ازش دفاع نکن
همین کارا رو کردی که پشتش بهت گرمه و هر غلطی دلش میخواد میکنه
من کی الکی ازش دفاع کردم؟
چرا بلند شدی؟
سیر شدم
...وایسا، من
ولش کن
خوب شدهها
سلام مامان کانگ اون
یون جه ما دوباره مزاحم شما شده؟
ببخشید که همش اونجاست
فردا میام دنبالش
بله بله
دست شما درد نکنه
شبتون به خیر
اون گونگ یون جه نیست؟
بالاخره داره میاد مدرسه
رفتارت تازگیا خیلی عجیب شده
منظورت چیه که عجیب شدم؟- قبلا اگه اینجوری میومد مدرسه میگرفتیش زیر مشت و لگد-
ولی تازگیا انگار نه انگار
گفتی این روزا خونه هم نمیاد
فکر کنم خونه دوستاش میمونه یا مسافرخونهای جایی
من خودم کار و زندگی دارم
!عوضی
!وایسا، وایسا- ...چته؟ چی میگی؟-
!وایسا بهت میگم
نمیخوای چیزی بهم بدی؟
نخیر
چیزی هم نمیخوای بگی؟- خیر-
میدونی که امروز تولدمه دیگه؟ مگه نه؟
چجوری ندونم وقتی به اون گندگی تو پیجت زدی آخه؟
کاش نمیدونستم
میدونین و بهم تبریگ نگفتین عوضیا؟
به شما آشغالا هم میگن دوست آخه
تبریک گفتن خز شده دیگه
باشه بابا تو خوبی
هی، عصر به مناسبت تولدت میریم تا خرخره خودمونو پر میکنیم
خودتو آماده کن
بگیم دخترا هم بیان؟
بگیم؟
نه، خودمون باشیم دیگه
...مگه تولد توئه عنتر
اصلا تولد من و تو نداره
میخوای اول بریم خونهتون؟
نه، مستقیم بریم همونجا
هر وقت مامانم ما رو با هم میبینه تا یه مدت سایهمو با تیر میزنه
!مفت خورا
No comments yet. Be the first to leave one.