لومړۍ 200 کرښې.
سایز ۴۶ها کجان؟
وسط
اینجا
زود باش. یه کمکی بهم بکن دیگه، خب؟
اونی که میخوام رو نداری
امشب هم یه مهمونی دارم
منم اصلاً اونی که این داره رو نمیخواستم
فکر کردم هیچوقت نمیتونم از اون آخری بکشمش بیرون
دیگه داشتم آماده میشدم زنگ بزنم آتشنشانی
روی بعضیها رو ببین، سایز ۳۸ میخوان
میتونستم یه جوری تو تنش جا بدم
ولی ترسیدم چشمهاش از حدقه بزنه بیرون
خب عزیزم، اون ضربالمثل قدیمی رو که شنیدی
صورتت رو با سیلی سرخ نگه دار و باهاش بساز
با چی بسازم؟
بفرما
خب، شاید از این یکی با رنگ آلویی و چرم جیر قهوهای خوشتون بیاد
چیز رنگ و رو دارتری نداری؟ یه چیزی که جوندار باشه؟
اوه عزیزم. تمام مدت همینجا بود
با لباس و دستبند قشنگت هم کاملاً جوره
یشم. مال شانگهایه. میدونستم
جنس اصل همیشه داد میزنه. نمیخوای امتحانش کنی؟
فقط دارم نگاه میکنم. خیلی ممنون
ده سال دیگه منم همین شکلی میشم
سلام، دوشیزه پردی
سی سال دیگه هم من اینم
که دارم سعی میکنم با زندگی بسازم
اوه، ای کاش همین الان یه بیل خاک میریختن
رو صورتم و خلاصم میکردن
ای بابا دختر، بدجوری رفتی تو لک
پگ، فکر کنم ما کلاً اون طرف پیشخوان به دنیا اومدیم
میدونی، خندهداره
همه چیزهایی که آدم دلش میخواد و نمیتونه داشته باشه، آخه چرا
اونم از کشتی "پینک شامپاین"
حاضرم جونم رو بدم تا یواشکی سوار یکی از اونا بشم و برم جاهای دور
وای، یعنی میشه اون رو با اون دمپاییهای نگیندار بپوشم؟
یه پروانه زمردی هم روی موهام
و زیباترین انگشترها توی انگشتهام
اوه، ببخشید خانم. بعدازظهر بخیر
واقعاً هوا گرمه، اونقدر گرم که آدم نمیتونه اینها رو بپوشه
برای امشب حتماً باید یه چیزی بخرم
بفرستیمشون براتون، خانم ورتینگتون؟
اوه نه. همینجا بذارشون عزیزم. رانندهم میاد میبرتشون
بله، خانم ورتینگتون
دوشیزه میلر دارن بهتون رسیدگی میکنن؟ ممنون
خیلی هم عالیه
چه سایزی مد نظرتونه، خانم ورتینگتون؟
خب، دلم سایز ۲۸ میخواد، ولی ۳۴ میپوشم
بفرمایید داخل اتاق پرو، خانم ورتینگتون
"دوشیزه ظریف" جدیدترین کارمونه
اصلاً حس نمیکنید چیزی تنتونه
خیلی خوشبینی، عزیزم
دقیقاً همونجا
خانم ورتینگتون تو این بخشه؟
کسی با این اسم اینجا کار نمیکنه
اوه، ایشون مشتری هستن
اوه، معذرت میخوام قربان. ببخشید
بفرمایید اونجا
داخل اون اتاق پرو، قربان. ممنون
مِی؟ وارن؟
بله، من... برات یه خبرهایی دارم. خبرهای افتضاح
حتی میتونم بگم خبرهای وحشتناک. درباره مهمونیه؟
بیشتر درباره لیلیانه. اون دیگه پر کشید و رفت
چی؟ مریض شده؟ آره، مریضِ عشق. همین الان زنگ زدم خونه
امروز صبح زود ازدواج کرده
و الان تو راهِ لونهی ماهِ عسلشون تو کوههای کتاسکیلزه
میدونستم اینطوری میشه. این چطوره؟
همین رو میبرم. پرو نمیکنم. یه زیرپوش هم میخوام
بله خانم. همین الان
اوه، ببخشید
خب، یه جوری باید ردیفش کنیم
اون کی بود؟
خب معلومه، فروشنده. فکر کردی کیه؟ برندا فریزره؟
تفاوت چندانی هم ندارن
حالا وارن، بیا جوگیر نشیم
واقعاً موجود زیباییه
این دقیقاً همونیه که میخواستید
شاید حق با تو باشه
اوه، من که مطمئنم، ولی اصلاً نباید تو فکرش بری
اوه، نباید هم بکنی
اونی که میخواستی رو پیدا کردی؟
برای خودم، بله
ولی باید چند تا چیز برای برادرزادهام بردارم
امشب مهمونی داریم
اون لحظه آخر میرسه
و من به لباسهایی که میاره اعتباری ندارم
سالهست دیگه، خودت که میدونی ۱۷
چقدر عجیب. باید بگم که سایز این خانوم جوان دقیقاً با اون یکیه
سایز من ۱۴ هست
دقیقاً خودشه
حالا یه چیز تابستونی لازم داریم. یه لباس شب برای مهمونی
فکر میکنی از این لباس توری و نازک خوشش بیاد؟
اوه، حتماً عاشقش میشه، شک ندارم
جوراب شلواری و دمپایی و... اوه، همه چیزهایی که زیرش میپوشن رو هم میخوایم
کاش به جاش برادرزادهام پسر بود
اگه سایزشون یکیه، میتونیم بقیه چیزها رو هم رو تنِ این اندازه بگیریم
دقیقاً اندازهشه
اوه، مطمئنم همه چیز اندازه میشه
ولی من از سلیقه دخترهای جوان خیلی سر در نمیآرم
میشه دوشیزه... ام... اوه، البته خانم ورتینگتون
دوشیزه میلر رو همراهتون میفرستیم تا کمکتون کنه
و حواسش باشه که همه چیز ردیف باشه
چقدر خوب. اصلاً دوست ندارم وقت عصرتون رو بگیرم
اوه، ابداً، هیچ مشکلی نیست
من برم لباسهای زیر رو بیارم
اوه پگی، یه نیشگون ازم بگیر
بالاخره فرصت شد یه نگاهی به اون طرف پیشخوان بندازم
سوزی، خودتی؟
تمام شب رو کجا بودی؟
اوه پگی، عالی بود، خیلی بهم خوش گذشت
فکرش رو بکن! مهمونی خانم ورتینگتون بودم
چی؟ چی شد مگه؟
اوه، فردا صبح همه چیز رو برات تعریف میکنم
الان فقط دلم میخواد رویاپردازی کنم
دوشیزه میلر؟ چی شده؟
یه آقایی اینجا یه پاکت داره
میگه میخواد شخصاً بدهش به خودت
صبح بخیر. دوشیزه میلر؟ بله؟
از طرف خانم ورتینگتون هست
ممنونم
یه اسکناس صد دلاری
صد دلار
برای چی؟
"تولدت مبارک عزیزم. میبل ورتینگتون."
فوقالعاده نیست؟
هی، امروز که تولد من نیست
هی. هی
آهای آقا
اوه، رفت. باید بهشون پس بدم. امروز که تولد من نیست
اگه جای تو بودم، امروز رو میکردم تولدم
بذار فقط یه لحظه بگیرمش دستم
وای
عجب نرم و صافه، نه؟
همین الان میرم و بهشون پس میدم
فکر نمیکنی بهتره اول یه کم بهش فکر کنی؟
به نظرم نباید برای پس دادنش اینقدر عجله کنی
دلیلی نمیبینم که این کار رو نکنم
اوه، من میتونم صد تا دلیل برات بیارم
بزن بریم، بزن بریم
آه، پسر تمامعیار آمریکایی
هیچچی مثل یه اسبسواریِ تند و تیز دمِ صبح نمیچسبه
حالم عالیه. اسبه حالش چطوره؟
آقای کلیتون هم همراهم بود
یه صبحانه خیلی دلچسب هم توی باشگاه شکار خوردیم
عجب ماهیهای دودیای بود
ببخشید خانم. دوشیزه میلر میخوان شما رو ببینن
صبح بخیر، صبح بخیر
صبح بخیر خانم ورتینگتون. نمیخواستم مزاحمتون بشم
اوه، این چه حرفیه. یه سورپرایز لذتبخشه
خب، همینطوری سر زدم. زیاد نمیتونم بمونم
امروز انبارگردانی داریم
اوه، چه جالب! اِم، شکر میل دارید؟
اِم... دو تا حبه، لطفاً
منظورت حبهقنده دیگه، مگه نه عزیزم؟
خیلی به من لطف دارید خانم ورتینگتون، ولی امروز تولد من نیست
نیست؟ اوه، هیچ اشکالی نداره عزیزم
پیش خودت نگهش دار تا موقعش برسه
اینطوری یه چیزی داری که منتظرش باشی
اوه، من نمیتونم همچین کاری بکنم
آخه همینطوری هم خیلی به من بخشندگی کردید
با اون کفشها و لباس و همه چیز
شما که اصلاً من رو نمیشناسید
نگهش دار عزیزم. اگه قبول نکنی ناراحت میشم
خب، یه کلوچه بخور. با کره عالی میشن
خیلی ممنونم. انگشت کوچیکت رو بده بیرون عزیزم
دیشب اون مجلسِ عزا رو تبدیل به یه جشن کردی
رفتی توی ستونِ اخبارِ روزنامهها. من؟ وای
هیچوقت نگو "وای"، عزیزم
توی محافلِ باکلاس میگن "چقدر جالب"
خب، من که جزو اونا نیستم
ممکنه بشی. تو اتاق یه قدمی بزن عزیزم
متوجه نمیشم. راه برو، راه برو، راه برو
اوه، بیا دیگه. دیشب بهتر از این راه میرفتی. شونهها عقب
سفر کردن رو دوست داری؟
سفر؟
خب، همیشه دلم میخواسته
خودمون هم خیلی اهل سفر هستیم
کریسمس تو بوئنوس آیرس
ژانویه تو فلوریدا
و شکار رو هم دوست داریم
صیدِ سمور تو لِیک پلاسید
قایقسواری تو کالیفرنیا
الماس تو ژوهانسبورگ
شاید من یه کم خنگ باشم، ولی از این حرفها سر در نمیآرم
اگه طبق دستورالعملهای ما پیش بری، متوجه میشی عزیزم
به راه رفتن ادامه بده عزیزم. ادامه بده
باید یاد بگیری طوری راه بری که انگار دماغت رو سربالا گرفتی
انگار بوی سوختنی به دماغت خورده
حتماً یه سری ناهماهنگیهای اولیه وجود داره
فقط به یه کم صیقل دادن و چیدمان درست نیاز داری
شکمت رو بده تو، بچه
بگید ببینم، شما واقعاً میلیونر هستید؟
چطور مگه؟
خب، انگار یه چیزی این وسط کمه
فقط همون میلیونها کمه، و اونا نمیتونن به خاطر یه مسئله جزئی ردّت کنن
ببین، طبیعت یه کلکِ کوچیک به ما زد
ما باید با خونِ اشرافی به دنیا میاومدیم
برای همین کل زندگیمون رو وقفِ اصلاحِ این خطای بیولوژیکی کردیم
ولی شما چیکار میکنید؟
اگه اون نیستید، پس چی هستید؟
No comments yet. Be the first to leave one.