Martin (Hache)

Martin (Hache) (Martín (Hache))

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Martín (Hache) 1997 1080p BluRay FLAC2 0 x264-PTer fa
د لخوا تبصره OldMan505

تګونه

bluray
په خپور شو: 2026-05-14
ډاونلوډونه: 12
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫سلام.‬

‫داردو، ایشون جِی هستن.‬

‫سلام.‬

‫می‌بینمت.‬

‫می‌تونیم حرف بزنیم؟ باید باهات حرف بزنم.‬

‫اشکالی نداره؟‬

‫نه.‬

‫رابطه‌ی بین ما تموم شده، جِی.‬

‫همینه که هست.‬

‫الان با داردو هستم.‬

‫دارم خونه رو ترک می‌کنم.‬

‫-بیرونت کردن؟ -نه، خودم نمی‌تونم تحملش کنم.‬

‫هیچ‌کس نمی‌تونه تحملش کنه، من هم همین‌طور،‬

‫ولی ادامه می‌دیم.‬

‫راحت نیست که با پدر و مادرت کنار بیای،‬

‫اما کجا می‌خوای بری؟‬

‫-کار نداری. -پیدا می‌کنم.‬

‫فعلاً پیش لئو می‌مونم.‬

‫درباره‌اش فکر کن، جِی. یه کم صبر کن.‬

‫بیا با من.‬

‫وقتی کار پیدا کنم،‬

‫می‌خوام با من زندگی کنی.‬

‫چی داری می‌گی؟‬

‫می‌خوام با تو باشم.‬

‫می‌دونم می‌خوای با من باشی.‬

‫من ۱۶ سالمه، احمق!‬

‫پدر و مادرم می‌تونن تو رو‬

‫بندازن زندان.‬

‫قبل از حرف زدن فکر کن!‬

‫-باید ازدواج کرده باشیم. -می‌دونم.‬

‫مشکلی با ازدواج کردن نداری؟‬

‫حالت خوب نیست.‬

‫واقعاً دیوونه‌ای.‬

‫باعث می‌شی حالم بد بشه، این منصفانه نیست.‬

‫منم دوستت دارم،‬

‫خیلی زیاد.‬

‫اما زندگیمو خراب نمی‌کنم.‬

‫کی بهت کوکائین آبی فروخته؟‬

‫کوک مال آدم‌های پیره.‬

‫این «سگ»ـه، جِی، «سگ».‬

‫وحشیه. باعث می‌شه مغزت با سرعت ۱۰۰ مایل در ساعت کار کنه.‬

‫-«علف» بهتره. -«توله سگ آرام».‬

‫اسمش اینه.‬

‫یه آرام‌بخش سگه.‬

‫پودرش می‌کنی.‬

‫و مثل کوک می‌کشی بالا.‬

‫«سگ»: عالیه.‬

‫این واقعاً خیلی قویه!‬

‫تقریباً مستم.‬

‫کاملاً مست می‌شی‬

‫اما حس فوق‌العاده‌ای خواهی داشت.‬

‫بیا.‬

‫از داستان اصلی هیچی استفاده نکردی. حتی عنوانش رو.‬

‫-از کجا اومده؟ -یه ضرب‌المثل مکزیکیه.‬

‫-«اون کَرِه» اینو می‌گه. -شخصیت خوبیه.‬

‫-از «دلال محبت» هم خوشم می‌آد. -اون دانته‌ست.‬

‫-اون نقش رو واسه اون نوشتم. -شاید...‬

‫«مردهای واقعی از مرگ نمی‌ترسن».‬

‫طولانیه، ولی خوب به نظر می‌رسه.‬

‫خسته نباشی مارتین. نسخه‌ی نهایی.‬

‫-نیازی نیست حتی یه کلمه عوض شه. -کارگردان عوضش می‌کنه.‬

‫جوردی توی پروژه نیست.‬

‫داره یه سریال واسه تلویزیون ایتالیا می‌سازه.‬

‫هر کی بسازدش، شاهکار نیست، ولی کارِ درست و حسابی‌ایه.‬

‫سعی کن خوب فیلمبرداریش کنی.‬

‫فقط یه کار معمولی نمی‌شه، عالی می‌شه!‬

‫من کارگردان ایده‌آلی واسه این فیلم دارم.‬

‫ماریو در حال فیلمبرداریه و وقتی تموم شه، یه پروژه‌ی دیگه داره.‬

‫-کس دیگه‌ای نیست. -اِچانیکه.‬

‫-مارتین اِچانیکه. -اونم سرش شلوغه.‬

‫داره ۳ تا رمان رو واسه تلویزیون اسپانیا اقتباس می‌کنه.‬

‫شوخی نیست. هیچ‌کس نمی‌تونه بهتر از تو انجامش بده.‬

‫شرکام هم موافقن، خیلی بابتش هیجان‌زده‌ان.‬

‫می‌خوایم تو این فیلم رو بسازی.‬

‫ممنون، ولی نمی‌تونم.‬

‫هشت سال گذشته.‬

‫مهارتم رو از دست دادم.‬

‫مسخره‌ست.‬

‫استعداد رو نمی‌شه از دست داد. الان جوابم رو نده،‬

‫چند روز بهش فکر کن.‬

‫دستمزد خوبی می‌گیری.‬

‫۱۰ درصد بودجه به علاوه‌ی سود.‬

‫آزادی کامل، هر کاری بخوای بکنی، آدم‌های خودت رو انتخاب کنی،‬

‫در چارچوب بودجه، اینجا هالیوود نیست.‬

‫این فیلمِ توئه، مارتین.‬

‫می‌دونی چیه خوزه؟‬

‫چیزی نگو. الان گوش نمی‌دم.‬

‫دو هفته می‌خوای؟ باشه. من عجله ندارم، جواب رو می‌دونم.‬

‫زمان هیچ کمکی نمی‌کنه.‬

‫کینه با گذشت زمان بزرگ‌تر می‌شه.‬

‫آدم‌ها بابت گفتن حقیقت تو رو نمی‌بخشن.‬

‫از توهین هم بدتره. اما من به خوزه توهین نکردم.‬

‫-جدی می‌گی؟... -نکردم!‬

‫فقط ماسک رو از صورتش برداشتم.‬

‫خودش گفت که یه خوک هست، نه من.‬

‫چیزی رو دید که واقعاً هست: نفرت‌انگیز.‬

‫-تو هیچ‌وقت نمی‌تونی دهنت رو بسته نگه داری. -این درست نیست.‬

‫دروغ می‌گم و اجازه می‌دم بهم دروغ بگن وقتی قصد بدی ندارن.‬

‫اما آدم‌هایی مثل خوزه اون‌قدر نفرت‌انگیزن که‬

‫-طعم خون رو حس می‌کنم. -تو همیشه همین‌طوری.‬

‫من هیچ‌وقت چیزی که نمی‌خوام بگم رو نمی‌گم: من کلماتی رو انتخاب می‌کنم‬

‫که درد بیارن، که زخم‌های کشنده ایجاد کنن.‬

‫حتماً کلی آدمِ متعفن وجود دارن،‬

‫چون اگه بگی دانته گومزِ «دابل وی»، همه‬

‫قیافه‌شون از نفرت درهم می‌ره.‬

‫جمله‌ی «حتماً وجود دارن» نشانه‌ی خوش‌بینی یا سادگیه.‬

‫دنیا پر از آدم‌های متعفنه.‬

‫-اکثریت بزرگ. -اکثریت مطلق!‬

‫و اینجا ما می‌گیم «دبلیو»، «خارجیِ لعنتیِ» محبوب من.‬

‫اون از تو بهتر اسپانیایی حرف می‌زنه.‬

‫اون نیمه‌کره و گوش نمی‌ده.‬

‫اون توی نوستالژیِ تانگویِ بوئنوس آیرسی‌های در تبعید گیر کرده.‬

‫نه نوستالژی، نه تانگو، نه تبعیدی. فقط گوشم سنگینه.‬

‫هی، آلیسیا، بشین.‬

‫-مگه ننشستم؟ -پنج یارد از زمین فاصله داری.‬

‫-حسابی نئشه‌ای. -آره!‬

‫فوق‌العاده‌ست!‬

‫با یه ساقیِ بولیویایی آشنا شدم‬

‫نه از این ساقی‌های خیابونی.‬

‫واردکننده‌ی مستقیمه.‬

‫فقط به اشراف‌زاده‌های اروپایی جنس می‌فروشه.‬

‫من استثنام چون بولیویایی‌ها دیوونه‌ی مو بلوندها هستن.‬

‫اگه یه روز بیار پول شدم، با بدنم باهاش حساب می‌کنم.‬

‫فکر کنم خالصه، دانته. دارم پرواز می‌کنم.‬

‫این بهترین کوکیه که تا حالا زدم.‬

‫برم یه قاشق کوچولوی مشتی واست ردیف کنم.‬

‫آروم بگیر آلیسیا.‬

‫حق با توئه. یه کم طماعم.‬

‫دو دقیقه صبر می‌کنم.‬

‫نفهمیدم ناوارو چی گفت.‬

‫-قبول کرد: دانته اوکیه. -عالیه!‬

‫«دلال محبت» محشره. واسه تو نوشته‌تش.‬

‫خوزه منو قبول کرد چون بدجوری اونو می‌خواد.‬

‫انجامش نمی‌دم.‬

‫پس منم نمی‌کنم.‬

‫تازه، من با هر کارگردانی کار نمی‌کنم.‬

‫باید انجامش بدی، هیچ بهانه‌ای واسه نکردنش نداری.‬

‫اگه گند بزنی، موقع تدوین درستش می‌کنم.‬

‫عالی انجامش می‌دی. مطمئنم.‬

‫-از ترس خودش رو خیس کرده. -نه، این‌طور نیست.‬

‫طبیعیه.‬

‫اگه داستان خوب باشه، صرف نظر از نویسنده‌اش، فیلم خوبی می‌شه.‬

‫هست. طنز داره، تعلیق داره... اما من علاقه‌ای ندارم.‬

‫-فقط به خاطر پول می‌شه. -۱۰۰۰ پستا بهم بده.‬

‫همه‌ی داستان‌ها گفته شدن، توسط آدم‌های بهتری‬

‫از من.‬

‫عیبی نداره.‬

‫جان فورد و دهه‌ی چهل و این‌ها دارن می‌آن،‬

‫کمپانی RKO، که دوست داشتی واسه‌شون کار کنی‬

‫اما خیلی دیر به دنیا اومدی...‬

‫ممنونم.‬

‫احمقانه‌ست، ولی عاشق اینم که بهم گل بدن.‬

‫الان برمی‌گردم.‬

‫یه دستشویی، یه خط، و بریم از زندگی لذت ببریم! می‌ریم خونه‌ی تو.‬

‫باید امتحانش کنی، تنهایی، بدون آدم‌های دور و بر،‬

‫بدون محدودیت! واسه یه ماهم دارم. می‌تونی هر چقدر‬

‫دلت می‌خواد برداری ولی تا نیم ساعت دیگه، جیم شو‬

‫می‌خوام باهاش تنها باشم.‬

‫اون‌قدر داغم که خجالت می‌کشم.‬

‫نه، نمی‌کشم. عاشق سکس کردنم.‬

‫بسه دیگه، آلیسیا!‬

‫گفتم «سکس کردن»، نگفتم...‬

‫-عاشق نزدیکی کردنم... -آلیسیا!‬

‫می‌تونیم دوشنبه انجامش بدیم؟‬

‫-چی رو، سکس؟ -نه، اون نه.‬

‫یه کم بهم بده‬

‫واسه بعد از تئاتر. باید کار کنم.‬

‫منم نمی‌تونم. باید با یه سری از تلویزیونی‌ها شام بخورم.‬

‫صبر کن، صبر کن.‬

‫دوباره امتحان کن.‬

‫لحن صدات رو عوض کن یا یه بهانه‌ی دیگه بیار.‬

‫خیلی ساختگی بود.‬

‫می‌خوام تنها باشم. بهتر به نظر می‌رسه؟‬

‫حس گندی بهم می‌ده، ولی بهتر به نظر می‌رسه.‬

‫می‌فهمی، دانته؟‬

‫لخته‌ی خون، آلزایمر، پیری.‬

‫نه، اون نه، من.‬

‫چرا همیشه عاشق مردهای پیچیده می‌شم؟‬

‫چرا عاقل‌تر نیستم؟‬

‫چرا دنبال یکی همسن خودم نیستم، یه پسر ساده‬

‫که دیوانه‌وار عاشقم باشه؟‬

‫-انجامش بده. تردید نکن. -نمی‌تونم.‬

‫اون یه عوضیه.‬

‫حقش اینه که تنها گذاشته بشه.‬

‫اما بعدش صدام می‌کنه «آلیسیا».‬

‫«آلیسیا» با یه «س» نرم نه با «ث» مثل یه اسپانیایی.‬

‫و من تسلیم می‌شم.‬

‫یا «بورِ من». این دیگه بدتره.‬

‫منو از پا درمی‌آره،‬

‫زانوه‌ام سست می‌شه و نمی‌تونم فکر کنم.‬

‫-می‌فهمیش؟ -فکر کنم.‬

‫نوستالژی تانگو. برو یه آرژانتینی دیگه پیدا کن.‬

‫الان برمی‌گردم.‬

‫خیلی سخت‌گیری مارتین. یه آشغالِ متعفن.‬

‫وقتی این‌جوریه ازش متنفرم.‬

‫بهش بگو. از «می‌خوام تنها باشم» بهتره.‬

‫واقعاً می‌خوام تنها باشم.‬

‫می‌تونستی مهربون‌تر باشی.‬

‫می‌تونستی جلوش رو بگیری. می‌دونستی چی می‌خواد بگه.‬

‫حداقل باید به این فکر کنی که اون چه حسی داره.‬

Martin (Hache) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Martin (Hache)

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left