لومړۍ 200 کرښې.
امروز، "هان" پستچی، به "مان" گفت که توی دریاچه ماهی غولپیکری دیده
جدی؟
اهالی دیگه روستا هم دیدنش- !اوه-
از آب بالا اومده و یه سگ رو با خودش کشیده بُرده توی آب
!وای
درموردش حرف میزنم موهای تنم سیخ میشه
!وای چقدر ترسیدم، ترسیدم
!مسخره بازی در نیار
!با عقل جور در نمیاد !حرفاشو باور نکن! همش مزخرفه
!حالا برو بگیر بخواب، زودباش
!یالا- تو حرفامو باور نمیکنی؟-
!برو تو
تو هرگز حرفامو گوش نمیدی
زن هم اینقدر غرغرو
دارم میرم بیرون چندتا قورباغه بگیرم
الان برمیگردم
چه بارون شدیدی میاد
!سلام، کوچولوها
!امشب بارونیه، آروم باشین
!هی
تو چرا اینجایی؟
!اوه! نه! نه! نه
برگرد جای خودت
یالا! برو پیش دوستات
چجوری اومدی بیرون؟
آروم باشین! باشه؟
!وای، چه قورباغه بزرگی
اینا از کجا اومدن؟
منم یکی گرفتم
بیا اینجا! اینجا بیشترن
!هی، بچهها! بیاین اینو نگاه کنین
این چه نوع تخمیه؟
نگران نباشین! بسپریدش به خودم
!وای
ماه آگوست ۲۰۱۷، ساعت '۶:۵۰ صبح
...داستانها
...افسانهها
...و اعتقادها
نسلها سینه به سینه نقل میشه
و اغلب در مورد خیر و شر هستن
روشنایی و تاریکی
ممکنه درمورد چیزایی باشه که مردم پرستش میکنن
یا راجع به چیزایی باشه که مردم ترس و وحشت دارن
...امّا درباره افسانه بوئنگ کان
...مردم فقط حیرون موندن که
آیا واقعیت داره یا نه؟
دریاچه
انسانها هزاران سال با ترس زندگی کردن
ما از چیزایی که با ما فرق دارن، میترسیم
ما از چیزای ناشناخته میترسیم
یا از چیزی که منشاءشو نمیدونیم، میترسیم
ما همیشه برای کُشتن به منظور حفاظت از همنوعان خود، دلیل داریم
برای حفاظت از خودمون
علیرغم این واقعیت که ...ما و موجودات دیگه
فرقی باهم نداریم
...و در واقع شاید ما هم
یکی از اونا باشیم
!فقط یه نفر زنده مونده، قربان
ولی هنوز شوکهست
!لطفاً از اینطرف، بازرس
جسدها اونجان
چندتان؟- !دوتا، قربان-
اون یکی اینجاست
به راحتی قابل شناسایی نیستن
...راستش، تعجب میکنم که
این تور اینجا چیکار میکنه؟
این چیه؟
...بنظرم احتمالاً
یه نوع ماده لزجه
منشاءش از اینطرفه
چه نوع ماده لزجیه؟
چی توی تور بوده؟
!نمیدونم، قربان
کجا رفته؟
!مِی
!مِی
!بیدار شو
!بیا، صبحونه بخور
!پاشو
میرم پایین، دنبالم بیا- باشه-
بابا کجاست؟
واسه صبحونه داره میاد؟
نمیدونم
کِنگ کجاست؟
خوابه
هنوز بیدار نشده؟
!برو بیدارش کن
لنگ ظهره
!زودباش
خوب
!کِنگ
!کِنگ
!کِنگ، بیدار شو
!کِنگ، یالا، پاشو
!باشه
بابا پیداش نیست
چی؟
توی اسکله ماهیگیری نیست؟
نیست
الان میام پایین
!سلام
بازم مست کردی؟
!چه بچه باهوشی
تابلوست که هر روز داری مست میکنی
جدی؟
...از وقتی که لین از بانکوک برگشته
مثل قبلنا نیست
خوب؟- همش گوشهگیر و اخمو شده-
دیگه برام چیزی نمیخره
عمو، بابامو ندیدی؟
نه، ندیدم
برین! برین! برین
!آهای! عمو ساک
بابامو ندیدی؟- نه، ندیدم-
شاید داره توی همون جای همیشگی ماهیگیری میکنه
!خاله! خاله
مطمئنی بابامو ندیدی؟
من مدام روی زمین کار کردم، اصلاً ندیدمش
امّا تا الان باید این دوروبرا پیداش میشد
!کِنگ
!کِنگ
...از وقتیکه کارشناسی ارشدمو شروع کردم
تابستونا میام اینجا
...در سالهای اخیر
آب و هوای اینجا داره غیر عادی میشه
افزایش دما
طوفان
نابودی گیاهان و مرگ حیوونات و حمله به آدما
این غیرطبیعه
خوب تو فکر میکنی بخاطر تغییرات جغرافیایی و آب و هواییه؟
خوب ما اینجاییم که درموردش تحقیق کنیم
پژوهشگرایی که روی این پروژه کار میکنن، الان مرخصی هستن
...تو که قراره کمک کنی
پس بیا با طبقهبندی دادهها شروع کن
این چیه؟ از کجا آوردیش؟
!همین الان برگردون سر جاش
!نه
میخوام از تخم بیرون اومدنشو ببینم
دیوونه شدی؟ خیلی بزرگه، ما نمیدونیم اون چیه
!بَرش گردون سرِ جاش- !نه-
!اِه
!بذار نگهش داره
آره، میخوام ببینم چی از تخم بیرون میاد
!به تو مربوط نیست، فوراً بذار سرِ جاش- !نه-
پس، خودم میندازمش دور- !نه-
!مِی، لجباز نباش
میخوام نگهش دارم
!مِی- !نه-
!مِی
!وایسا
بابا کجاست؟
نمیدونم، نتونستم پیداش کنم
دیشب باهات مشروب نخورده؟
چرا اینقدر غُر میزنی؟ مگه مامانمی؟
نمیتونی مشروب رو ترک کنی؟
!چقدر تو بی عُرضهای
!مِی
تو میبینیش؟
!مِی
!مِی
!مِی
!مِی
!مِی
!مِی
!مِی
!مِی
!مِی
!مِی- !مِی-
!مِی
!مِی
!کِنگ
!کِنگ! از آب بیا بیرون! کِنگ
!کِنگ
!کِنگ، بیا اینجا
کارِت تموم شد؟
الان میتونیم بریم؟
!هی، اینو نگاه
بامزه نیست؟
خوب، ازش نمیترسی؟
!نه، اصلاً
!آخ
گازم گرفت
چیزی نیست
فکر میکنم اونجا داره اتفاقی میفته
این دیگه چه جونوریه؟
!هیسسس
!بیا بریم
!سریع
کِنگ، تو حالت خوبه؟
چی شده؟
!کمک
!کمک
!کمک! خواهش میکنم، وایسا
!خواهش میکنم، نگهدار
!خواهش میکنم، کمک
!کِنگ، بیا، زودباش
!یخورده طاقت بیار، طاقت بیار
!کمک- چی شده؟-
سوار شین! میرسونمتون بیمارستان- !سوار شو-
!راه بیفت! خواهش میکنم، سریع
No comments yet. Be the first to leave one.