لومړۍ 200 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
دوست دارم، مین جو
...آقای هوانگ
تو بودی، آقای هوانگ
شوهرم که دیوانه وار سعی کردم توی خواب هام ببینم، تو بودی
همینطور، توی هتل مین جو صدام کردی
،ممکنه دیوونه وار به نظر برسه
ولی همین الان یه توهم دیگه داشتم
نمیدونم از کجا باید خودمو توضیح بدم
نیازی نیست توضیح بدی
...این
داستان ماست
...به خاطر حادثه ۲۷سال پیش
تونستیم زندگی های گذشته امونُ به یاد بیاریم
احتمالا
،چون سریع درمان شدی
بیشتر خاطراتت فراموش شده ان
،چون من همه چیزو به یاد داشتم
زمان سختیُ گذروندم و خیلی گیج شده بودم
...اتفاقات زیادی افتاد قبل از این که بتونم
سه زندگی قبلیمُ قبول کنم
...وقتی اولین باری که منو دیدی
...گفتی که میخوای منو کنارت نگه داری
مطمئنم هنوز باورش برات سخته
به هیچی فکر نکن و فقط استراحت کن
میتونیم آروم آروم درموردش صحبت کنیم
امروز هوا خیلی خوبه
از شکل آسمون فکر کنم فردام هوا خیلی خوب باشه
فردا دوباره همو ببینیم؟
داشتی چیکار میکردی؟ به دوست پسرت فکر میکردی؟
چرا داری میخندی؟ بهم گفتی که تصمیم گرفتی قرار بذاری
هنوز برام عجیبه یکیُ دوست پسر صدا بزنم
بهش عادت کن
فکر کنم سرنوشت تو و مدیرعامل هوانگ رو بهم گره زده
چرا؟- برای ۳۴سال، مطمئن نبودیم-
قلبت زنده اس یا مرده ولی اون دوباره به تپش انداختش
من که میگم شما تو تقدیر همدیگه این
فکر میکنی زندگی های قبلی واقعی ان؟
البته
اگه نه، هیچ توضیح دیگه ای براش نیست
من و شوهرم...نه، همه زوج های ازدواج کرده توی جهان
میگن دشمن های زندگی گذشته توی زندگی بعدیشون با هم ازدواج میگنن
وقتی دیوونه وار عاشق یکی باشی مال عشق هزار ساله ست
ولی وقتی ازدواج کردی، تمام کاری که میکنی دعوا کردنه
...تنها چیزی که توضیحش میده
این عقیده ست که توی زندگی های قبلیشون دشمن هم بودن
چی میشه اگه شوهرتو تو زندگی بعدیت ببینی؟
!هی
!دیگه هیچ وقت همچین چیز بدشگونی رو نگو
حتی با این که دوستیم، نمیبخشمت
ببخشید
خدایا، درد میکنه
پس، فردا میری سر قرار؟
اره
هیون جو
دوگیوم میدونه؟
نه
باید بهش بگم، مگه نه؟
"به مین جو، کسی که عاشقشم"
دوست دارم خودم یه جعبه موسیقی بسازم، امکان داره؟
میخوام این شکلی باشه
چه آهنگی میخواین؟
"لذت عشق"
...دوگیوم، مدیرعامل هوانگ
... و من
میدونم، نونا
تصادفی فهمیدم
نونا، چیزی که بیشتر از همه برام مهمه اینه که تو خوشحال باشی
،من میخواستم کسی باشم که خوشحالت میکنه
ولی اشکال نداره اگه اون فرد من نباشم
جدی میگم
هنوزم برادر کوچیکه اتم، مگه نه؟
اشکال نداره اگه بازم برادر کوچیکت بشم، مگه نه؟
البته
پس همین برام کافیه، از همین موقعیت راضی ام
متاسفم- برای چی؟
،وقتی کارم با داستان ها تموم شد
شروع میکنم به پیدا کردن یه دوست دختر
اگه متاسفی، باید بهم کمک کنی
باشه.
باشه
قول دادیا
منتظرت میمونم، هر چقدرم که طول بکشه میتونم صبر کنم
تا هر وقت که بهم بگی صبر میکنم
نمیخوام به خاطر من شانس عاشق شدنتو از دست بدی
جی هوان
زندگی تو اون محله چطوره؟
دارم به جابه جا کردن استودیوم فکر میکنم
کیم سان هی، نه کیم سو جونگ
رئیس بیمارستان
مشکل چیه؟
فردا برمیگردم سر کار
باید کلاس گل آرایی ام رو کنسل کنم
پس، فردا برگه استعفات رو تحویل بده
چی؟، ولی نگفتم میخوام استعفا بدم
خیلی زود یه ملاقات با دو خانواده ترتیب میدم
مامان، من نمیخوام ازدواج کنم
نمیخوام
سو یون
یکی رو دوست دارم
یکی رو دوست داری؟
...از کی
نه، نمیخواد بهم بگی
همین الان تمومش کن
مامان، چرا اینطوری میکنی؟
چرا انقدر به مدیر عامل چسبیدی؟
...نمیفمم- لازم نیست بفهمی-
فقط کاری که بهت میگمو بکن، کاری که باید انجام بدی همینه
فردا استعفانامه ات رو تحویل بده
اوضاع رو با چیزهای بی فایده پیچیده نکن
این چیز بیفایده نیست
واقعا برام مهمه
امروز چت شده؟
فکر میکنی چرا دارم اینطوری رفتار میکنم؟
اصلا اهمیتی نمیدی که بدونی
این اولین باره که ازم پرسیدی چرا اینطوری ام
...هیچ وقت اهمیت ندادی که چی میخوام
یا چیکار میخوام بکنم
همیشه مجبورم کردی کاری که دوست داری رو انجام بدم
مجبورت کردم؟
خب که چی؟
زندگیت مشکلی داره؟
،ممکنه مشکلی نداشته باشه
ولی هیچ وقت خوشحال نبودم
از الان هر کاری دلم بخواد انجام میدم
جانگ وو یونگ؟
ممنون بابت غذا- ممنون بابت غذا-
خیلی خوب به نظر میرسه
،اگه هیون جو اینجا بود
میتونستیم دو تا مرغ سفارش بدیم و هر کدوم یه پا برداریم
بیا تو طول هفته بریم دیدنش
...دختری که تازه شروع به قرار گذاشتن کرده
دلش نمیخواد خونه بمونه
فکر میکنی امروز چقدر پیش میرن؟
یونگ اون عزیزم باید قبل از این که پیرتر بشه، عاشق بشه
فراموشش کن، نگران خودت باش
کی میخوای برگردی خونه؟
،باید به خاطر سو بین، زود برگردم
ولی تا قبلش باید یه کار پاره وقت یا تمام وقت پیدا کنم
،وقتی همکار هامو میبینم
میتونم بگم که راحت نیست یه مادر شاغل باشی
درست و جدی بهش فکر کن
،دوست پسرم ناامیدانه داره دنبالم میگرده
پس دیگه میرم
امروز میخوای کیو ببینی؟- تو میخوای کیو ببینی؟-
هر دوشون
جین آه- سلام، هیونگ نیم-
واقعا میخوای تا این حد پیش بری؟
اره
همینجا تمومش میکنیم
تا بفهمیم کی کنارت بمونه
!جین آه
خدای من، درد میکنه
لعنت بهش
جین آه
واقعا میخوای تا این حد پیش بری؟
اره
...همینجا تمومش میکنیم
تا بفهمیم کی کنارت بمونه
خدای من، نیومدم اینجا تا همه چیو تموم کنم
فقط اومدم تا اینو بهت بگم- چی؟-
...جی هوان گفت که میخواد بدون اهمیت دادن با تو
منو ببینه
اگه میخوای سر این موضوع باهام بهم بزنی
قبولش میکنم، کاری از دستم برنمیاد
برای فیلم دیرمون میشه، بیا بریم
باشه، بهش فکر کن و بهم زنگ بزن
خدای من، جین آه، هی
هی، دستشو ول کن
منم میخوام فیلم ببینم، بیا با هم بریم، جین آه
خیلی منتظر شدی؟
اره
گفتی ۳۶سال صبر کردی، مگه نه؟
۲۰۰سال، اگه بخوام دقیق بگم
امروز میخوای بری عروسی؟
با قبلت فرق کردی
عجیب شدم؟
نه، اصلا
چرا میخواستی اینجا همو ببینیم؟
میخواستم یه چیزی بهت نشون بدم
بیا بریم تو- باشه-
(دفتر ثبت۱۹۶۹، دفتر ثبت۱۹۷۱ دفتر ثبت۱۹۷۵)
...این
واقعا منم
"سونگ مین جو"
تو چطور؟ توام تو همون سال فارق التحصیل شدی؟
من نتونستم فارغ التحصیل بشم
اوضاع خیلی بدی بود
"کانگ جین هو"
جین هو
هیون جو
متاسفم
،باید ۴۷سال پیش اینو بهت میدادم
ولی خیلی طول کشید
"به مین جو، کسی که عاشقشم"
"به مین جو"
اینم از آهنگ بعدی
آه، چه تصادفی
دو نفر یه آهنگو پیشنهاد دادن
میتونه کار سرنوشت باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.