لومړۍ 200 کرښې.
سلام فیلیپ!
کیت، این شغل متقاضیان زیادی داشت
و تو تو اولویت های من نیستی
توبی: روز های سخت تری پیش رو دارم
با همه ی اینا تو خونه بمون بابا
من خیلی سخت تر به کیت اجازه میدم
سلام، توبی دیمون صداش کن
من واقعا علاقه دارم که
برای سانفرانسیسکو لحاظ بشه
نیکی (در تلوزیون):رویای مدیسون رو با هم توصیف کنید
برای آیندتون
کوین:سوال زیرکانه ای بود
مدیسون میدونه که من از پیرشدنم رو قبول نمیکنم، پس
این سوال جای بحث داره
اوه
اول از همه چیز، شما خیلی زیبایید
خیلی چیزا هست که امروز میخوام به شما بگم
حدس میزم که با مهم ترینش شروع کنم بهتره
دستمزد ما
دست مزد ما چیه؟
ما رو امروز دورهم جمع میکنه
: من...از من نخوا این کارو بکنم، من نمیتونم انجامش بدم
این بدیهیه
فک کنم میتونیم بخندیم!؟
: دستمزد ما... دستمزد ما...
: اون یه ادم کش کودنه
اون کاملا یه ادم کش کودنه
باشه، سلسله
بیا یکم مهمونای عروسی رو بفرستیم سردخونه
گوینده تلوزیون: بعد......
خورشید عروس خوشحال خواهد تابید
گوینده: دراین فصل پایان این دوره خواهد بود
مرد: من باین حلقه ازدواج خواهم کرد
گوینده: این بزرگترین عروسی قرنه
به همراه بیشترین مواد منفجره ممکن
گوینده بیس بال: و هالند در مجموع ۲-۱
به میانگین نمره ۱.۷۱ میرسه با سه سیو
من میخوام که مامان بخونه
وای، مامان امشب یه غنچه میگیره
و به همین دلیل برای همیشه از من متنفره
-اون خیلی برای دیدن این هیجان داره -جک؟!
موافقی؟
اتفاقی طی بازیای دیگه ی اون شب که برات نیافتاد، افتاد؟
-اره، بازی با دزدان دریایی اخرین بازیه و من نمیتونم چشمامو باز نگه دارم -وای
و تو، اتفاقی برات در مورد دین کلمات نیافتاد
خیلی گنده نوشته شده ( نوار چسب نزن )
حروف روی برچسب مسدود شده بود؟
وااای (با خشم زیاد)
جک، من با سه قلو ها خونه ام هر سه تاشون اینجان
او کی؟ هر سه تاشون هستن. برای این باید یه هفته کامل صبر میکردم
برای تماشای یک قسمت
که کل کشور در موردش حرف می زدن
یک هفته گوشامو پوشوندم و هی زمزمه کردم
بدون این ترس غیر منطقی وارد مغازه مواد غذایی شدم
که ممکنه به طور تصادفی یاد گرفته باشم
کی تو عروسی مرد و عروسیو خراب کرد
پایان تنها چیزیست که تا الان
منو اینجا نگه داشته
-بک -چیه؟
سلام بچه ها سلام
مامان و بابا یه مکالمه ناراحت کننده داشتن
درباره تلوزیون!اااههه! خیلی احمقانست
ولی بیا، اوم....
بیا تو رو برگردونم به تخت، خوبه؟
بیا برت گردونم به تخت، عزیزم
جک: ارههه
بابا تو دردسر افتاده
با من بیا ، بیا شیک پوشم
زن: عزیزم
راه دیگه ای برا گفتن این نداشتم
من با اون مرد حتی یه دقیقه دیگه هم نمی تونم بمونم
پس، مومیایی عزیزم ترکمون کن
من خیلی تلاش کردم ، ولی....
اینجا.
شاید در اینده تو اینا رو تو روز عروسیت بپوشی و به من فک کنی
شاید تو با شوهری بهتر از من ازدواج کنی
این یه خداحافظی زیبای کوچیکه
خداحافظ، مدیسون
کوین: من خیلی خوشحالم که ما فرانکی والی رو انتخاب کردیم
برای موسیقی قبل از مراسم، با اینکه
من داشتم به اهنگی که سفارش دادیم فکر میکردم، و من در موردش مطمئن نیستم
ما درستش میکنیم و.... اوه خدای من!!!
من داشتم groomzilla میشدم، نمیشدم؟
وای خدای من
مدیسون؟
هی خودتی؟
سلام، اره خودمم
ارره،خودتی. تو داشتی.... ایول
وقتی دیشب خواب بودی من داشتم منوی شامو میخوندم
-دوباره؟اوه خدایا، فقط... مممم-هووممم
منو ببخش، من میخواستم همه خاص و عالی باشه ، دزکم میکنی که؟
-اهان -نیکی: صبر کن ، صبر کن!!
برگرد. فقط هوممم فقط یه بار دیگه بگو
-اه.... -ایول! من همه چیو برا امشب اماده میکنم، یه مستند درست میکنم
نیازی به این کار نیست در واقع من خدمتکار استخدام کردم
یه فیلمبردار، پس تو فقط میتونی...
میدونی، فقط تو مراسم شرکت کنی
دنبالم بیا، برگرد، جذاب باش
اوه، چشم، پیرسون
این همونه
برای اخرین بار زنهای خانواده من رگهای وارثی منو به ارث میبرن
خیلی زود....زانو ها و مچ ها
وقتی که به سن ۵۰ سالگی برسیم عین توماس گاید میشیم
پس این اخرین شانسته که براش تلاش کنی
نه نه نه، پاهای من محکم اینجا کاشته شده
-درست همینجا روی زمین -باشه قبوله
لطفا، اوومم، به عهدت وفا کن
-ممممم -فک نکنم فیلمی از قول من موجود باشه
کوینِ هنرمند دعوت نشده
-تو مهمونی -نه، من، من میخوام بهش خبر بدم
اون قطعا یه قاتل احمقه
ولی من اخبار رو میگم فقط دو ساعت دیگه فک کنید، دو ساعت دیگه
تو و من باید خودمونو عوض کنیم
یه تغییری که خودت بخوای و طراحیش کرده باشی
چون تو یک رئیس واقعی هستی
مدیسون: من خیلی خوشم میاد وقتی منو رئیس صدا می کنی
این برای ما یک اینده خوب پیش بینی میکنه
-خب، باشه قبوله، منو عصبی کردی -(خنده ی نیکی)
این عالیه، واقعا عالیه
خوبه
پس، گوش کن
تو خواهی تونست یه مسافتی رو طی کنی و بعد از ظهر اونجا باشی؟
کادو های من تحویل داده میشن
در موقعیت عروسی و ،واو،..
تو هرگز نمیتونی با یه ماشین معمولی بری خونه
اوه، عمو نیکی من همیشه به تو نیاز دارم
تا جایی که پیشرفت کنم تا حد انسانی خودم
-امروز، خوبه؟ ممنونم -تو خوب فهمیدیش
خیلی خب، جک و هایلیهر دو پایین دارن چرت میزنن
ما میتونیم بسته بندی رو تموم کنیم و ببریمشون تو ماشین
و همه راه هتلو اونا خوابن
باشه، این هرگز اون کاری نبوده که من میخواستم انجام بدم، ولی به هر حال
من تو رو و کارتو قبول دارم
اونا میخوان پایین بمونن
-میخوای شرط ببندیم؟ -اوه، نه بابا
قبوله، سر چی ببندیم؟
حله، اگه من بردم، تو اون کاری رو انجام میدی که من از همه بیشتر دوس دارم
خاروندن پوست سرم؟ -اومممم
برا ۲۰ دقیقه
شرط زیاد!!! ، بهتر
وای این خیلی زیاده من همچین پوست سر کلفتی ندارم
-سر کارت Toby Bingo ی من ببندیم -(خنده ی کیت)
-تو سر چیز دیگه ای نمیبندی من کارتم رو همرام ندارم -چی؟
-شروع کنیم -(زیپ کیف)
چی؟
اره، من فقط درخواست رسمیم رو گفتم
شروعش کنیم؟
-مممم -عزیزم
دیدی؟
اوه،... دنیا برا توبی دیمون اومده
-درسته -درسته
اونا منو تو فرانسیسکو مخوان برای سه روز
وقتی که دفتر دوباره باز میشه، پس....
وای
قبوله....
-خوب، پس... -من فک می کنم ما باید
ما باید خیلی جدی اونو در نظر بگیریم
ما نمیتونیم بیشتر زنده بمونیم
تو شهریه کمک معلمتو بپردازی
و من یه پیشنهاد جدی ای برای زمان طولانی ندارم
قبول، خوبه، بیا انجامش بدیم
منظورم این بود که، نمیتونیم پس انداز کنیم، ولی ما نباید تو مشکلات غرق شیم
کیت، من میخوام به کارم برگردم
من از لحاظ احساسی..... نیاز دارم
از نظر ذهنی
موندن تو خونه فقط....
درسته من بچه ها رو دوست دارم، ولی....
باشه، فهمیدمش
کیت؟
توبی
شوهر من تو فکر پیدا کردن یه شغله
اون کار اونو مجبور میکنه سه روز در هفته بیرون از شهر باشه
و اون نیاز داره از جمله استفاده کنه
من بچه هامون رو دوست دارم، ولی
فقط به من فرصت بده برای حضم این مسئله
مممم
بچه ها چیکار دارن میکنن؟
بچه ها؟
-جک -چی؟
اونا فقط اونجا وایستادن
-اوه -مثل بچه ذرت اونجا میخکوبن
مشکلت با سه تای بزرگ چیه؟
هنوز هر سه تاشون رو دوست داری؟
اومم....
بت: باشه، دنبالم بیا
توی هتل و خانم ها میتونن راحت با هم اماده بشن
درسته، اونجا میبینمت، ولی اول، ....
اوه، من نمیتونم از بغل کردنت دنت دست بردارم
وای خدا، این برا منم اتفاق افتاد
باید.... بغلت کنم......
نوه ها.
بچه ها ، بس کنید!!!
ربکا: ما متوقف نخواهیم شد
من، من فکر میکنم یه سال بغل بهت بدهکارم
میگل: ایول، -هی، دج، بریم اونجا
سلام مالیک
-سلام -خبری از پن نداری؟
نه هنوز
میدونی، مالیک ازم خواست
از چهار مدرسه برتر منطقه فیلی
No comments yet. Be the first to leave one.