The Legend

The Legend (태왕사신기)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Four Gods E08 KOR HDTV XviD
د لخوا تبصره DLBR
اصلاحیه زیرنویس از لیلا بیگدلی ۹۹

تګونه

HDTV
hdtv
XviD
HD
په خپور شو: 2020-06-10
ډاونلوډونه: 58
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

پسر من پادشاه گوگوریو باید بشه

پسر همه روءسا قبایل دزدیده شدن

پسرای بزرگ روء سای قبایل رو دزدیدن و تهمتش رو به ولیعهد زدن

باهم این کار رو نکردید ؟

توی اینمدت منم، یکم آشوب در این کشور تصمیم دارم ایجاد کنم

سه هزار سرباز سول نو به سمت گوکناه حرکت کردن

شورشه پها

بدون فرمان سلطنتی سربازها اعزام شدند

جناب ولیعهد بخاطر این کشور، گوگوريوی بزرگ، خودتونو میکشید ؟

تو صاحب سيمرغ هستي يا نه؟

کسی که پادشاه چوشينه اینو ميخواد؟

همه پسرهای روءسا رو بدزده و اتهامش رو به پادشاه بزنه

تازمان برآوده شدن خواسته اش، خدمتکاران پادشاه رو به گروگان بگیره

سربازهای شرق و غرب رو به حرکت دربیاره و کشور رو هم به خطر بندازه مرگ منه ولیعهد رو بخواد

شخصا جواب بدم، کافیه ؟

به ولیعهد بگو

خواهشا بجای دوری برن و دوباره به قلعه کوگناه لطفا برنگردن

من ولیعهد رو فریب دادم کی ها

بخاطر من سختی نکش

قسمت هشتم

حالتون خوب نبوده شنیدم خوبید ؟

منتظر بودم

کی برمیگردی نمیدونستم، تمام شب منتظر بودم

بدنتون ناخوش بوده و به اینجا آوردنتون رو شنیدم نگران شدم

حالا خوب هستید ؟

خواهشی دارم

بهم بگو

صاحب سیمرغ، خواهش میکنه، هرچی باشه بگو

راستش ، فکر کردم ممکنه برنگردی

تو و ولیعهد از بچگی دوست بودید، درسته ؟ بنابراین

دوست نيستيم

اون برای من محبوبه

بمیرمم نمی تونم محبتش رو انکار کنم

از خیلی وقت پیش اینطور بوده

پس خواهشا" برای قلب سمیرغ آدم لایق تری پیدا کنی امیدوارم.

این صاحب سیمرغ بودن

هرکسی که این قلب رو داشته باشه، کافی هستش

من انگار نیستم

نه سيمرغ و نه سرزمین جوشين، هیچکدوم برای من معنا نداره

حتی فکر نکردم که ارزشمنده

منی که اینطورم، نمیتونم صاحب سیمرغ باشم

پس منو پادشاه خطاب کردی هم

هيچ معنايي نداره؟

برای نجات اون اینکارو کردم بخاطر اون هرکاری میکنم

پادشاه بشو

پادشاه گوگوريو بشو پادشاه جوشين بشو ... همینطور

منو برای اون بفرست

تا زنده ای هرگز نمیذارم ببینیش کاری میکنم که خبری هم ازش نشنوی

سا ريانگ

خواهشی دارم

درد گرفت

اینجا حیاط خونه اتونه میخواین همه چیز رو بشکنین

بیرون ... برو بیرون بیرون بیرون بیرون

واقعا که

بزن .. بزن همچین پوست پشتت رو بکنم و باهاش غلاف شمشیر بسازم

بزن بزن بزن

آیگو ، مشتری تشریف آورد

چی احتیاج دارید شمشیرتون رو تیز کنم ؟

دونیم (خواهر) بکش کنار

این یارو آدمای زیادی رو کشته، شمشیرزنه

منو میشناسی ؟ نخیر .. بوی خون تا اینجا میاد

اصل مطلب رو بگو و سریع برو آزاردهنده ایی

آدم اومدم بخرم

ما انجام نمیدیم سه چیز

یکی، از پشت سر نمی کشیم

دو ، زن و بچه، پیرها رو آزار نمیدیم

سه ، از قیافه پرداخت کننده پول خوشم نیاد، کار رو قبول نمیکنم بنابراین

اول اون صورت عالی ات رو نشون بده کارتون نجات آدمای بیگناهه

آدمایی ان که بزودی گردن زده میشن قبل از غروب آفتاب باید فراری داده بشن

افراد قبیله ما هستن و ما نجاتشون بدیم صحیحه، اما اینکه انجامش نمیدیم، دلیلی داره

بنابراین، بسراغ بهترين مزدوران یعنی شما، اومدم

میتونید انجامش بدید ؟

خوب منظور .. چی ... یعنی .. آدمایی که گردن زده میشن و داستان فراری دادنشون

احتمالا داستان مقر یون گارو ؟

در زمان کوتاهي فراری میدنشون

گفتم برای بچه های جول نو کار جداگانه ای هست

در مرز جنوب شرقی از کلبه ایی، ولیعهد رو بردارن و به جول نو ببرن

ممنونم، فراموش نمیکنم

فرمانده

با قیافه مبدل ، خدمتکارای خونه رو دنبال کردم

فهمیدم داخل خونه پانزده ... یا بيست نگهبان هست

یه کم دیگه زمانشه

اما فرمانده، عجيب نيست؟ چه فراری اونم وسط روز ؟

منظور تاریکی یکم

گفت قبل از غروب اعدامشون میکنن

آه اعدام آره

وقتی اعدامشون کنن، نجاتشون بدی که چیکار کنی تاجایی که میتونین، حواستون باشه بیهوششون کنید نکشیدشون

همین که وسط روز حمله میکنیم، کم نیست؟ حتی نمیتونیم بکشیمشون ؟

ای عوضی همچین فامیل بزرگی فردا برای ما مهمترین مشتری ان

مشتری ؟ آره

زندگیتونو بدهکارم بشین، از کشتن خبری نیست همه آماده ان ... بله

کجا رفتن ؟

این کیه ( ببین کی اومده) ؟ هیچ کاری ازش برنمیآد ، جناب استاد

اینجا همش وول میخوردن، اون مزدورا، همه کجا رفتن ؟

هیچ کاری ازش برنمیاد، استاد بیفایده، دنبال مزدورا چرا میگرده ؟

من میخوام از اون افراد استفاده کنم خانم، من اینجا پول آوردم

رئیس من انجامش میدم حالا

بزودی شخص بلندمرتبه این کشور به خطر میافته

بنابراین رئیس ما

کجا رفتند؟ دربین شمال کشور و جنوب کشور کارآمدترین مزدورا

بجای استادی که هیچ کاری نمیتونه انجام بده، من این کار رو به سرانجام رسوندم

این یعنی چی ؟ اون پسرا درست الان ، جایی که شاگردته‌، جایی کنار اون ، جایی حتما هستن

یکم که بایستیم، سوجینی مارو رو میارن یه جایی میتونیم ملاقاتش کنیم

آجوما گا، پولشو دادی ؟

آه .. میخواستم اینکارو بکنم من میخواستم اینکارو بکنم

کردي؟

از جول نو آدم فرستادن، اون موچی کیسه پولو گفت فاسده (نگرفت)

جول نوبو ؟

آه .. اینو .. اینو به کسی نباید میگفتم... اون

اين تله است

رئیس

تله ؟

این بخاطر سیمرغه، فکر کردی ؟

اقامتگاه يون

ترسیدم ... عزیزم

کجا ؟ داری به زندان میری ؟ بله

سنگینه ؟ من میارم مشکلی نیست ، زودباش بریم

آره ؟ بریم

خوب ... خیلی خسته شدید، نه ؟

بیا تو

انگار زمان غذاست

زندان مقر يون

چیه ؟

چه خبره ؟

چیه اون ؟

کیه ؟

عزیزم ؟

عزیزم ؟

فرمانده، حمله است

این چیه ؟

جول نو بو

جول نوبو، اینجاست

زود بیایید بیرون

فراره .. فرار کردن افراد جول نو اومدن

فراره ... فراری شدن

نمیایی ؟ چیکار میکنی ؟

واقعا که، پول هم نگرفتیم، آخه این چه کاریه ؟

جوموچي، این زندگیت عجب دستت خالی و کوتاهه

شما عوضیا به چه جراتی از بالای دیوار خونه لرد یون وارد شدید

اکر میخواستیم در رو باز کنید، بهمون خوشامد میگفتید

بهرحال نمیخوایم بکشیمتون، بفهمید و با زبون خوش بکشید کنار

من گفتم کسی رو نکشید

پس میگیرم حرفمو (باطل شد)

اون فاسدای خوک صفت

جلوی من آتیش روشن پرت کردن

هي هي زود باش فرار کن

ماندوک ا بیرون همدیگه رو می بینیم

هي، زود باشید

اينجا اينجا زود سوار شيد

هی اینجا زودباشید

سوجينی

چیکار میکنید، وقت نداریم، زود برید

ماندوک ا فرمانده

بريم

مقر محرمانه هاچان

کی هانیم، برای اونی که اونوشخص صداش میکنی، اتفاقی بیافته

اون تقصیر کی هانیمه، اخطار دادم

ولیعهد دام دوک رو میخواستی جلوتر به جول نو بفرستی، بعد پشت سرش بری ؟

هاچان ما رو هم رها کنی ، سرنوشت سیمرغ رو هم رها کنی

دونفری، اینطور به زیبایی زندگی کنید ؟

کی هانیم برای ولیعهد دام دوک طناب کمک فرستادی

اما

من اون طناب کمک رو بریدم

شاه و ولیعهد رو به یکباره، کاملا ازبین میبرم

ولیعهد دام دوک فردا صبح، طلوع رو نمیتونه ببینه

یه روزی پرسیدی، درسته ؟

چندین سال زندگی کردم ؟

فکرش رو هم نمیشه کرد، زمان طولانی بوده

فکرش رو هم نمیشه کرد، صدها نفر کنار من متولد شده و مردن

من چیزی که بخاطر میارم، تنها یک چیز

قدرت آتش رو از دست داد، زن احمقی که مرگ رو انتخاب کرد، کاجین

به خاطر اون، مردم سرزمین ما چطور زندگی کردن

کی هانیم

مردم سرزمین ما، دوباره صدهاسال

اونطور زندگی کنن رو آرزو داری ؟

کجا ؟ کجا ؟ ... اينجا؟

اتاق مخفی آهنگر باسون

رئیس، درمورد سربازهای نگهبانی

دروازه های غرب و شرق و جنوب ، بخاطر وارد نشدن سربازهای چهار قبایل بسته شده خیلی وقته نگهبانان ارتشی و سلطنتی هم داخلش دارن کشیک میدن

دروازه شمالی چطوره ؟

شمالی هم افراد ارتشی دوبرابر هستند شنیدم بزودی سلحشوران هم بهشون اضافه میشن

صورتتون راحت (خیالتون راحت)

در دروازه های کوگناه صورت باسون ما شناخته شده است

روستای مرزی در جنوبه گفتی ؟ اگه رو پشت اسب بتازونید، یه ساعت بیشتر هم وقت نمیبره

شما این ولیعهده یاهر کسی که هست رو بردارین و به جول نو برین تا اینجاست همه اطلاعاتم

آماده شدید ؟ بریم

یه ساعت بخواب توی خواب صحبت نکن

اینم یکم عجیبه، میگم

یه کسی عمدا این حرفو پخش کرده

رئیس، درمورد فرار، شایعه عجیبی هست

رئیس جول نوبو هیوک گا، سربازهاش رو آورده و زندان لرد یون رو شکسته

یه همچین حرفی توی کوگناه پخش شده واقعا ؟ .... بله

چطور فکر میکنی ؟ کی ... چرا یه همچین شایعه ای ساخته ؟

من ... بله ؟ چطور بدونم ؟

همین الان شنیدم درضمن ... باید قبلا میگفتی ، چرا الان میگی ؟

سوجينی یا ، تو فکر مي کني کار چه کسیه ؟

کجا رفت ؟

کجا ميری؟

بدونی چیکار کنی ؟

تو دستگیر بشی منو و افرادم به دردسر میافتیم، باید بدونم

The Legend subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Legend

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left