لومړۍ 200 کرښې.
چه مرگته آخه؟
نه، قضیه این نیست
این دودولِ لعنتیم کار نمیکنه، میبینی؟
چی؟
من یه زنبازِ قهارم ولی این لامصب راست نمیمونه، میبینی؟
فکر کنم یه چیزی براش داشته باشم. یه لحظه صبر کن
دختر، اون لنگ و پاچهتو جمع کن پاشو. قشنگ معلومه خودتو زدی به خواب
«شپش عانه... بوی گندِ دهن.»
«دودولِ شُل.» ها
مایه همراهته؟
اوهوم
این باعث میشه گروهبانم خبردار واسته؟
نه، ولی باعث میشه یادت بره که گروهبانت خبردار وا نمیایسته
دو تا چاق کن، فردا صبح خبرشو بهم بده. فعلاً
اووه، سایلاس، داداشم
ای بابا، مایکی. عمراً
بیخیال سایلاس. یه چیزی لازم دارم حالمو ردیف کنه
آره، کمپ ترک اعتیاد، دهانشویه و یه فرم استخدام. ای بابا
کمکم دارم چیزا رو تشخیص میدم
واسه اینه که داری میپری
بعد از سه ماه کرک کشیدنِ مدام. بهش میگن واقعیت، پسرم
بعداً میبینمت. هوی، وایسا، وایسا، وایسا، سایلاس
چیزی واسه زخمِ سر داری؟
مرد، سرت که چیزیش نیست
الان دیگه هست
(صدای خوردن به زمین)
کرکیِ لعنتی
دیگه چی؟ اوه، ایوری
چه خبر ستون؟
چه خبر رفیق؟ اوضاع چطوره؟
ای بابا. خودت که میدونی
هوی، پیامم در مورد رفتن به بازی «جتز» بهت رسید؟
داداش کاش میتونستم، ولی امشب یه دافی قراره بیاد پیشم
دختره حرف نداره
حتی عکس و اینا هم رد و بدل کردیم
لعنت. این که شبیه دوستدختر قبلیته. اوهوم
توی عکست هم اون ریشِ مسخرهی مدل Al B. Sure پیدا بود، مرتیکه؟
هوی، این یهو سبز شد. میدونی به نظرم چیه؟
این نشانِ بوداست
مدل موهات هم که ریده مال شده
دوستدخترت اگه اینو ببینه، میرینه بهت
این دختره فرق داره. کلِ فکر و ذکرش فیلمهای کوین کاستنره
میخوام بذارم کوین مرحلهی پیشنوازی رو انجام بده، حله؟
بعد فکر کردم شاید بتونم یه چیزی از «باغِ علف» ردیف کنم
که قضیه جذابتر بشه
کاستنر، آره؟ اوهوم
رقص با گرگها
رویای بیسبال
طرف خیلی خزه
یه جنسِ مشتی لازم داری که فقط بیدار بمونی
حرفمو میفهمی. درک میکنی چی میگم
این یه پروژهی چهار ساعتهست که داری میری، مرتیکه
ووو! این چیه؟
هاه؟
پاشو
داداش، راضی به زحمت نبودم
مرد، زحمتی نکشیدم. این مسخرهبازیها رو بذار کنار
بذار فقط یه دستی به سینهش بزنم. عمراً
اصلاً نمیفهمه کار من بوده
بیخیال بابا
برام چی داری؟
بیا، اینم از این، بمبه
آره، ایول. این چیه اینجا؟
(ناله)
به هیچی دست نزن
پس کی میخوای پول اینا رو جور کنی؟
اونجا رو نگاه کن. اون رو میبینی؟
اون یه حشرهآورِ طبیعیه
بیا اینجا. بذار چند تا چیز دیگه نشونت بدم
اونجا رو ببین. اونو میبینی؟ اون مسکنه. اون زیر رو نگاه کن داداش
اونو میبینی؟ درمونِ حشرِ زیاد
اینا چیزی نیست، خب؟ حواستو جمع کن
آره خب، ولی وسایلِ تو از هر چیزی داغونتره، خب؟
میدونی، اگه به جای فکر کردن به این جندهها، سرت تو کتاب بود
الان همون آزمایشگاهی رو داشتی که همیشه حرفشو میزدی
نصفِ اون کتابا چرت و پرته، نصفِ دیگهش هم دروغ، حله؟
میبینی چی میگم؟ باید برم داروی پیرمرد رو بدم
به اندازهی چهار نفر گشنمه
هوی، من به اندازهی پنج نفر گشنمه
تو کی هستی و تو خونهی من چه غلطی میکنی، جک؟
من برای شرکتِ «گوشت خوکِ تپل» کار میکنم
چه سیاه باشی چه سفیدپوست، یا هر چیزی این وسط
عاشقِ گوشت خوکِ تپل میشی
مرد، چه باحال! خب توش چی داره؟
هیچی جز گوشت خوک. واو! ایول
چرا نمیای یه کاسه بخوری؟
بفرما
هوی، میترسی به ندای درونت جواب بدی؟
مرد، کدوم ندا؟
گوشت خوکِ تپل طعمش خیلی خوبه
باعث نمیشه دستشوییت بوی گند بگیره، آره
تو یه فرصتی داری که اینجا کاری کنی که شرکتهای دارویی عمراً انجام ندن
بیا قدرتِ درمان رو برگردونیم به دست آدمهای معمولی
خیلی خب، هر چی تو بگی مرد
کاری که تو باید بکنی اینه که تمرکز کنی رو به دست آوردنِ دافها
توی اون دستای بیخاصیتت
این همون کاریه که باید انجام بدی
نگرانِ ایوری نباش. مالِ من خودش امشب میآد
هوی، سایلاس
لعنتی، کونشو دیدی؟
چه خبر پسر؟
یادت باشه اون امتحانهای ورود به دانشگاه رو بدی، حداقل سعی کن بری کالج
توی یه آزمایشگاه واقعی کار کنی و پول درست و حسابی دربیاری
آره، باشه. هر چی تو بگی داداش
دنیا خیلی بزرگتر از «استیتن آیلند»ـه رفیق
من رفتم
بهم خبر بده. سعیمو میکنم
سایلاس: چطورید خانومها؟
هوی، سای
اگه فردا اتوبوس بهم زد، هواتو دارم رفیق
اگه موقع پریدن از پنجره اتفاقی برام افتاد
و موهام آتیش گرفت، هواتو دارم رفیق
اگه دوستدختر سابقم با چاقو بهم حمله کرد، هواتو دارم
مرد، خیلی فک میزنی. فعلاً
هوی سایلاس! بهتره اون امتحانهای دانشگاه رو بدی
زن: جمال رو نگاه کن. پسر خوبیه، نه؟
پسر خوب؟ عمراً. ازش بپرس چرا مجبور شدم وقت ناخنمو کنسل کنم
تا برم هفتهی پیش از کلانتری جمعش کنم
مامان، اونا دارن دروغ میگن
دروغ میگن؟
از جیبت علف پیدا کردن، مگه نه؟
مال من نبود
پس این چیه که تو اتاق خوابت پیدا کردم؟
الو! مامان، این یه چراغه
و از اینجا هم روشن میشه
ببخشید؟
کله
آخه من کجای تربیتِ تو ریدم؟
باید اون امتحان تیاچسی رو بدی و بری یه دانشگاه چهار ساله
وگرنه از این خانواده طردت میکنم
عزیزم، تو اولین عضو این خانوادهای که میره کالج
ولی ۶ سال موندن تو یه کالجِ دو ساله چیزی نبود که تو ذهنم بود
هر دو: راستشو بگو
عزیزم، من یه آرزو دارم
که یه روزی بتونم مدرک دانشگاهت رو بذارم
همینجا زیرِ مجسمهی عیسی که صاحبِ این خونهست
کنار مدرک سلمونیِ زندانِ برادرت
و مدرکِ تخصصِ کلاهگیسِ خواهرت
حالا ناامیدم نکن
ای پسرِ علفیِ کثیفی که سه روزه لباستو عوض نکردی
عین بابات. مامان
چرا همیشه باید جلوی مهمون با من اینجوری حرف بزنی؟
این سلیطهها که کسی نیستن
حالا برو یه کم گوشت خوکِ تپل برام گرم کن
همین، مامان؟
برو اون هیکل کثیفتو بشور
همین، مامان؟
خودِ جنسی
چه خبر عزیزم؟
اوه، عمراً
نمیدونستم موهات مدل «دردلاک»ـه
اون دیگه چیه؟
داداشت تازه امروز اکستنشن کرده
خیلی مشتی شدن، نه؟
کجا؟ وسط چشمات؟
اون کدوم گوریه دیگه؟
نشانِ بوداست
این ردِ ترمزِ بوداست
انگار وسط صورتت ریده
فکر نکنم بین ما چیزی بشه
یه لحظه صبر کن
چرا این کارو میکنی؟ من «رویای بیسبال» و «رقص با گرگها» رو کرایه کردم
مرد، تو خودت گرگی
دیوای شکلاتی! الههی نوبیایی
اسمتو از لیست رفیقام خط میزنم، سلیطه
امیدوارم خودت و کامپیوترت با هم ویروسی بشید
مرد ۱: (زمزمه در تلویزیون) اگه بسازیش، اونا میآن
مرد ۲: (در تلویزیون) منظورت چیه «اگه بسازیش میآن»؟
این مردم قراره بیان تو یه مزرعه ذرتِ لعنتی؟ کی قراره علفا رو بزنه؟
میدونم که انتظار نداری تو این خرابشده بادومزمینی بفروشم
این منو یاد بردهداری و فیلم «ریشهها» و این چرت و پرتها میندازه
من اهل این بازیا نیستم، مرد
ری: هوی اون چی بود؟
آنی! جندهی روانی
میفهمی چی میگم؟ تنها صورتی که من میآم اینه که داف و علفِ مشتی داشته باشی
اونوقت همهمون با هم میآیم
ری: اون صدایی که الان اومد چی بود؟
آنی: ما چیزی نشنیدیم
عجب سینههای ردیفی داری ستون. جدی میگم
زن: کدوم سینهها؟ چی؟
ری: خب، دیگه حتماً اینو شنیدی
آنی: زمین بیسبالِ خوبیه، ری
ری: یه جورایی خوشگله، نه؟
آنی: آره واقعاً. ری: بهت که گفته بودم
آنی: نه نگفته بودی. ری: چرا گفتم
آنی: نه نگفتی. داشتی مزرعهی ذرتِ منو شخم میزدی
نشان بودا، چه چرتی. الان خودتو ببین. مرده، خاکستر
لعنت بهش، ایوری. بعد از این همه سال دود و دم
کی فکرشو میکرد آخرش خودت دود بشی بری هوا؟
دلم برات تنگ میشه رفیق
و موقع دادنِ اون امتحانهای تیاچسی به فکرت هستم
و اگه واقعاً رفیقمی
یه کاری میکنی اون امتحانِ لعنتی رو پاس کنم، شنیدی؟
دمت گرم پیرمرد. راستش، قضیهی اون یه ذره
میتونم یه ذره... بیخیال. فراموشش کن
مرتیکهی بیادب. پفیوزِ خسیس
لعنت
هوی، ارلی گرل
اوه، ایوری! چقدر بزرگ شدی
لعنتی، ایوری! اصلاً فکر نمیکردم بتونی انقدر بوی خوبی بدی، مَرد
No comments yet. Be the first to leave one.