لومړۍ 200 کرښې.
اوا
اوا لطفا، یه چیزی بگو
اوا، چشماتو باز کن
اوا، لطفا
لطفا
اوا، اوا، یه چیزی بگو
!اوا
باهام حرف بزن، حرف بزن اوا
!اوا
حالت خوبه؟
اره - اره؟ -
خوبم
میتونی وایستی؟
به من تکیه بده
اره، اروم
اروم
خیلی خوبه
خیلی خوبه
باید بری درمانگاه
همین که رومو برگردوندم بهم شلیک کرد
امروز، روزه شانسته
ببرش پل فرماندهی
یه دقیقه صبر کن
از راه پله مخفی ببرینش
هیچکس نباید بفهمه که چه اتفاقی افتاده
میخوام کابین ایالا رو بگردم
از اتفاقایی که اینجا افتاده سردرنمیارم
برو درمانگاه تا معاینه ات کنن، من اوضاع رو جمع جور میکنم
نه، منم باهات میام
اوا، همین الان تیر خوردی، باید استراحت کنی
اون مرد سعی کرد منو بکشه
اخرین کاری که میخوام بکنم استراحته
بهم بگو جریان چیه
هیچی، پدرو
همین - گفتی متاسفم -
بدون اینکه توضیح بدی رفتی، الانم میگی چیزی نشده
کارمین، حتما یه دلیلی داره
داره پدرو
ولی
نمیتونم بهت بگم، خیلی پیچیدس
ببخشید
ایالا رو دستگیر کردن
باید بدون اون ادامه بدیم - نه، ویروس رو فراموش کن -
چند وقتکه میدونن ما واسه اون کار میکنیم؟
به زندان و زندگی قبلیم برنمی گردم
اگه ایالا لو مون بده چی؟
بر علیه من حرف میزنه
کی حرف تورو باور میکنه؟
من زن فرناندو ام
نمی تونیم بکشیمش، دیوونگیه
راه دیگه ای نداریم
توی لباساشم نیست
داریم وقت تلف میکنیم
عکس اینجا نیست
بدون اون نمی تونیم کاتونا رو پیدا کنیم
با این اندونو رو کشت
اینکارو نکن فابیو، ما مثل اون نیستیم
فقط اون جای عکسو میدونه
بذار با خواهرم حرف بزنم
شاید اونم جای عکسو بدونه
لطفا
باشه
ولی اگه خواهرت بهت نگه
مجبور میشم با ایالا حرف بزنم
اوا
کار اسونی نیست
این کابوس زود تموم میشه
ممنون فرناندو
امروز بعد ظهر حالش چه طور بود؟ - خیلی خوب بود خانم کارمین، از خواب بیدار شده بود -
مرسی ورونیکا، میتونی بری، خیلی دیر شده
فردا اول صبح برمی گردم
نیازی نیست
صدات میزنم
باشه
میخوام توضیح بدم
اوا، گوش کن
اگه این نبود، مرده بودم
...قسم میخورم، نمیدونستم چیو نمیدونستی؟ -
نمیدونستی که میخواد بهم شلیک کنه؟ بهت گفتم ایالا قاتله -
فکر میکردم محض احتیاط برش داشته، فکر نمیکردم بهت شلیک کنه
گریه نکن، دیگه گول اشک هاتو نمیخورم
فقط بگو چرا بهش کمک کردی
باید بدونم
چون اون راجع به ویروس بهم گفت
ازم خواست بهش کمک کنم
فکر میکردم همونجوریه که تو به فابیو کمک میکنی
اره، ولی فابیو کسی رو نکشته
تو میدونستی که ایالا اندونو رو کشته
بازم بهش اطلاعات میدادی
نمیدونم تو کی هستی، تو اینجوری نبودی
بذار کمکت کنم
بذار ثابت کنم که طرفتم
میخوای با ما همکاری کنی؟ - اره -
خیلی خب
عکس، کجاست؟
نمیدونم، قسم میخورم
دست اون بود، ولی نمیدونم کجاست
اگه میدونستم بهت میگفتم
میدونی که
دیگه وقتیکه دروغ میگی متوجه نمیشم
قبلنا وقتیکه بهت نگاه میکردم میفهمیدم
اوا
اوا، منو ببین
منو ببین
فکر میکنی به کسی که میخواست خواهرمو بکشه کمک میکنم؟
تو مهم ترین چیزی هستی که تو زندگیم دارم
میخوای باهام چی کار کنی؟
کاری که کردم نابخشودنیه
ولی باید بهم کمک کنی اوا
لطفا
میخوای چی کار کنم؟
چیزی نگو
نگو که من تو این قضیه دست داشتم
لطفا
چون نمیتونم لوت بدم معنیش این نیست که بخشیدمت
دیگه نمیخوام ببینمت
لطفا فقط برو
باشه
میفهمم
امیدوارم یه روزی مثل قدیما بشیم
چرا مسیرو عوض کردی؟
داریم میریم شمال، بندر "ویراکروز"
مثل اینکه یادت رفته که من کاپیتانم
اقا و خانم فابریگز میدونن؟
فهمیدم
خودم باید بهشون بگم
سانتیاگو
به هیچکس چیزی نمیگی
تا کابینت همراهیت میکنم
عقلت رو از دست دادی
تو تنها کسی هستی که دیوونه شدی
توهمات یادت رفته؟
راه برو
زود باش
تا وقتیکه من دستور بدم، همینجا میمونه
قربان، تماس رادیویی از رونسیسوالاس دریافت کردیم
فهمیدم، مرسی
باربارا براگانزا
پی یر؟ همه چی رو براهه؟
اره نیکلاس، همه چی رو براهه
مسیر رو عوض کردین، چیزی شده؟
اره، یکی از موتورهامون مشکل پیدا کرده
داریم میریم بندر
نمیفهمم
ویراکروز سه روز ازتون فاصله داره، میتونین فقط از یک موتور استفاده کنین
کاپیتان نخواست امتحان کنیم
میدونم
اقای فرناندو با این تصمیم موافقه؟
اره
نیازی نیست نگران باشی، نیکلاس
الان، باید برم
سرعت باربارا براگانزا چنده؟
بیستا، قربان
بیستا
برای همچین سرعتی باید دوتا موتور داشته باشی
ازم کمک خواست، اولین بارشم نبود
چرا به مادرش نمیگی؟
ازش می ترسه
فقط وقتی تنهاییم اینجوری رفتار میکنه
ورونیکا، اگه واقعا فکر میکنی کمک میخواد باید به یکی بگی
داشتم فکر میکردم که به اوا بگم
شاید اون بتونه یه کاری بکنه
میدونم، دست رو دست نمیذاره
بهش میگم
نمیدونم به چی فکر کنم
میخوام باور کنم که خواهرم راست میگه و عکس دستش نیست
ولی
کیه؟
ورونیکا ام
سلام، ورونیکا
چیزی شده؟
میتونم بیام تو؟
میشه فردا بگی؟
نه فکر نکنم، خیلی مهمه
فقط وقتیکه تنهایین؟
اره، وقتیکه مادرش اونجا باشه، جرات نمیکنه
دکتر چی؟ - بنظر میرسه که از اونا می ترسه -
دختره مشکلش جدیه
باید باهاش حرف بزنیم
و بهش کمک کنیم
اره، بهش کمک میکنیم
نگران نباش
کارمین کنارشه
دیگه به اون زن اعتماد ندارم
این چیه؟
یادداشت خداحافظی
همه باید فکر کنن خودکشی کرده
موفق نمیشیم
تو پیشنهادت چیه؟
یادت نره که با دخترت سوار کشتی شدی
با جسد چی کار کنیم؟
دیانا از کشتی پرید بیرون
میدونست هیچ دکتری نمیتونه کمکش کنه
هیچوقت نمیتونه به خودش تو اینه نگاه کنه
پس به زندگیش پایان داد
داستان غمگین
همه هم درک میکنن
میریم قدم بزنیم، خانم
کجا رفتن؟
دختره هیچوقت از کابین بیرون نمیرفت
No comments yet. Be the first to leave one.