لومړۍ 200 کرښې.
.ما نويسنده ها خودکارامونو دوست داريم
دادم روش حکّاکي کردن
"تبسمد"
"تو به سينه هاي من دست زدي"
!آره درسته
.منو "مرک" رفتیم حلقه بخریم
!اوه خدای من
.واسه زنش
اميدوارم اين اشکالي نداشته باشه من اومده بودم داخل محوّطه که يه چيزي به مرک بدم
يه زنه تو فيسبوک باهام دوست شده گفت که تورو ميشناخته و میخواد باهات ارتباط برقرار کنه
اسمش "لِيبيا"ـه؟
اينطوري تلفظ مي کنن؟ لاهبيا" يا "لهبيا" نيست؟"
"ليبيا" - که ميشه؟ - "ليبيا" -
خايه مالمه
علي و نوشين با افتخار تقديم مي کنند فصل دوم - قسمت چهارم ::..:: 9movie ::..::
جدی نمیگی؟ آره به پاگنده ها اعتقاد داری؟ آره
پاگنده اها؟
دارم بهت میگم، شواهد زیادی واسه قبول کردنش هست
اوه خدای من، "یتی"ها هم شامل اعتقاداتت میشن؟ - !!!نه، اونا که چرت محضه - یتی یا مرد برفی، موجود افسانهای ساکن در کوههای هیمالیا
البته - یه برنامه مستند مهیج در موردش تو کانال داستان تخیلی هست -
منبع خوبیه واسه اطلاعات واقعی
کانالش خوبه - اصلاً میدونی معنیش چیه؟ -
بگذریم، اونا مقیاس های خوبی دارن که اصلاً قابل انکار نیست جدی میگم
...اونا کارشناسای خبره ای دارن که همشون
بدون هیچ سوالی میگن...
سلام؟
برنگرد
گفتم برنگرد، وقتی میگم برنگرد معنیش چیه؟ ...اولین کاری که مردم میکنن اینه که
خیله خب، خیله خب، بر نمی گردم
یه پاگنده ـست؟
یه دختره هست اونجا همینطوری نگاهم میکنه
آروم بابا، سکسیه؟
سکسیه، آره
به نظر آشنا میاد شاید بازیگره
قَسَمِت دادم
خیله خب الان نگاه نمی کنه سریع برگرد اما خیلی خونسردانه
تو اینجا چه غلطی می کنی؟
گفتم خونسرد باش این کاملاً جلب توجه بود
سلام - "150متر "لیبیا -
150متر - آره، با خودم متر که نیاوردم -
شاید باید بیاری - آهان، درسته، این مال...فیسبوک..تو -
اصلاً از کجا میدونستی من اینجام؟
دوباره داشتی تعقیبم میکردی؟
نه، این تو صفحه خودش گذاشته بود
وضعیت خودم رو به روز کرده بودم
گقتی از لیست دوستات پاکش میکنی
نمیدونم چجوریه - اوه، خیلی آسونه -
اولش رو "حساب" کلیک میکنی ...بعدش رو "ویرایش دوستان" کلیک میکنی
نه، نه، نه، تو قرار نیست الان مربی اینترنت این بشی همین حالا برو
...اما من هنوز با خودت ببرش، واسه شام بخور، به تخمم هم نیست، فقط برو
یا اینکه زنگ میزنم پلیس ها و میدونی که میزنم - خیله خب، میرم، شرمنده، ببخشید -
چیه؟
اوه، فقط، میدونی؟
از زمان دادگاه به بعد انقدر به هم نزدیک نبودیم
!برو
روی دیوارت مینویسم که چطوری میتونی منو از دوستات حذف کنی
ممنون
این 5اُمین سالگردمونه و هیچ خبری از اعلامیه نیست
هیچی
وقتی میگی "سالگرد"، دقیقاً سالگرد چیه؟
منظورم اینه چطوری تصورش میکنی؟
همش برمیگرده به یه شب
تو مراسم انتخاب جایزه توسط مردم بودم
فیت هیل" جایزه بود، مثلا جایزه مو محبودب یا یه چیز تو همین مایه ها"
من باید میرفتم بیرون از اونجا پس یواشکی زدم بیرون
خوشبختانه تو کیفم ماریجوانا داشتم
اجّنه واست جور میکنن؟ - چقدر میتونه باحال باشه؟ -
بگذریم، زدم بیرون و بعدش کی یهو اومد بیرون؟ مرک"، آره درسته"
"منم قیافم شده بود اینطوری که "اوه لعنتی، اون رئیس منه اما اون واقعاً مهربون بود
و بعد گفت که میتونم یه پُک از اون ماریجوانا بزنم؟
"و منم گفتن که "آره، میتونی یه پُک بزنی
مثل "بوگارت" و "بیکال" میمونه دو ستاره سینمای آمریکا در سالهای دور
بگذریم، بعدش قشنگ سر حال اومیدم
بعد از نمایش جفتمون منتظر ماشین هامون بودیم
و لیموزین اون نیومد
:و بعد روش رو کرد به من و گفت "میتونم با شما بیام"
و من مستقیم تو چشماش نگاه میکردم
هنوز باورم نمیشه که این رو گفتم
:و بعد گفتم "اوه، میتونی بیای تو مال من"
...جای جمله "تو من رو کامل میکنی" رو نگرفت، ولی خب - بهترین شب زندگیم بود -
و حالا 5 سال گذشته و ما کجای کاریم؟
منظورم اینه که میدونم اون عاشق منه اما خب که چی؟ من همیشه در اولویت دوم بودم
همیشه طبق شرایط اون بوده
و آره، میدونم، میدونم اون ازدواج کرده، زنه کوره
و چرند چرند چرند اما خب که چی؟ میدونی چیه؟
کی نوبت من میشه؟
این احساس رو دارم که فقط منم که دارم این وسط قربانی میشم
خوبه، مشکلی نیست فقط...فقط یکم شیب داره
...از جای صاف اومدیم
مهم نیست چیزی عوض نمیشه
درمورد هیچ کدوم از اینا، تا حالا باهاش حرف زدی؟
خیلی با حرف زدن میونه خوبی نداره
...و منم زیاد اهل مقابله کردن نیستم، پس
اصلاً میدونه سالگردتونه؟ - احتمالاً نه -
خیلی رقت انگیزم
باهام مخالفت کن
ببین من همه حرفم اینه که تو توی این رابطه قرار داری
تو حق داری خواهان خواسته هات باشی
احتمالاً به خواسته هات نمیرسی ولی خب حق داری که درخواست کنی
شاید
میخوای بازم بری؟
نه
صبح به خیر آخر هفته همه چطور بوده؟
اوه، بدون حادثه مهم
غیر از اینکه...اوه، درسته لیبیا" خانوم رو ملاقات کردیم"
!!دروغ میگی
تعریف کن - به نظر معمولی میومد، مهربون، خوشگل، جوون...با شعور -
آره، حتماً نظیر نداره اگه تو خیابون دیوونه ها زندگی کنی
چند وقته دنبالت می کنه؟ - یه 15 سالی میشه -
15سال؟ - وقتی 8سالش بود باهاش آشنا شدم -
یکی از این دختر های خیریه آرزوها بوده - اوه خدای من، چی؟
دوستان" سریال مورد علاقش بوده"
"و آخرین آرزوش این بوده که میخواسته "جوئی اون رو ببره به دیزنیلند
پس منم بردمش به دیزنیلند، خیلی بچه خوبی بود ...خیلی مهربون اما بعدش
وِل کن نبود - !!!نه - میدونم -
ببینین، اینطوری نگاه نکنین سازمان خوبیه
اما واقعاً باید کاراشون رو بررسی کنن
منظورم اینه، آرزو می خوان چیکار تکلیفاتون رو بنویسین
خب بعدش؟
بعدش به زندگیش ادامه داد و ادامه داد
اما هنوز هم کاملاً جذب من بود
کارت میفرستاد، میل میزد یه بند زنگ میزد
اوایل کنار اومده بودم
اما بعدش هر جایی میخواستم برم سر و کلش پیدا میشد
مجبور بودم جلوش رو بگیرم - 15سال؟ -
و تو هرگز تشویقش نکردی؟
هرگز، گفتم که، خوب بودم باهاش
چقدر خوب؟
یه بار باهاش سکس کردم
وقتی به گذشته نگاه میکنی فکر بدی به نظر میاد
...ولی 18 سالش بود، خیلی ناز بود
موهاش رو داده بود عقب
معتقدم تو جهنم میسوزوننت - هر کاری میخوان بکنن -
باید باهات در مورد یه چیزی حرف بزنم - باشه -
میدونی آخر هفته چه خبره؟
اوه لعنتی، تولدته
تولد من تو ژانویه ـست
همون
فراموشش کن - نه، صبر کن، صبر کن، صبر کن -
متاسفم باهام حرف بزن، آخر هفته چه خبره؟
5اُمین سالگردمونه
مراسم انتخاب جایزه توسط مردم
آره، 5سال
5سال
و من سعی میکنم که خوب باشم و سعی میکنم که بهت آسون بگیرم
اما الان به جاییم رسیده که حس می کنم نامرئی ام
جداً، بعضی موقع ها به سختی به یاد میارم که چی شد که الان من تو این اوضاع هستم
خیله خب، گوش کن به من
چیه؟
اگه آخر هفته برنامه جور کردم چی؟
پس "جیمی" چی؟
نمیدونم بذار ببینم چی کارش میتونم بکنم
جداً؟
!ناسلامتی سالگردمونه ها
و یقیناً تولدت نیست
واقعاً میخوای تلاشت رو بکنی؟
آره واقعاً
ممنون
دونستنش هم برام کافی بود؟
واقعاً؟
نخیرم، نبود
انجامش بده
حدود 75 متر
زاویه تند به سمت راست
تله هم هست؟
هر دو طرف، تو فقط مستقیم بزن وسط
خوب بود
شرمنده، یه لحظه
سلام؟ - سلام عزیزم، یه خبر بد -
چیه؟
آخر هفته باید برم نیویورک
نــــه، چرا؟
آدم گنده ها میخوان ببینن منو
چه بد
بلیط تئاتر گرفته بودیم یکشنبه هم میخواستیم بریم ستاره هارو ببینیم
لعنتی
اما من نمیتونم بپیچونمشون
نه، میدونم، فقط کاشکی قبلش یه خبری بهت میدادن
کی باید بری؟ - جمعه عصر -
رقص باله رو هم که از دست میدی
نـــه! آخر هفته خراب شد
تقصیر تو نیست
مرک" باید آخر هفته بره نیویورک"
نظرت در مورد 48 ساعت کارای سکسی چیه؟
میدونی که عاشق کارهای سکسی ام
میدونم
اوه، صبر کن - این هفته بچه ها میان پیش من -
!!نــــــه
بذار زنگ بزنم "دایانا" ببینم میتونه جابجا کنه زمانش رو
اوه خدایا، عالی نیست؟ - دو روز کامل، خبری از یواش کاری نیست -
لازم نیست ساعت هامون رو نگاه کنیم میتونیم بریم بیرون از شهر
کارای سکسی خارج شهر
آره
مسابقه بين دو تيم دو نفره گلف هست باید بذاریم بازی کنن
کجایی؟
گلف بازی میکنم
جدی پرسیدم
جدی گفتم
گلف بازی می کنی؟
آره - از کجا میدونی سوراخ کجاست؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.