لومړۍ 200 کرښې.
خوش اومدی منشی لی
بله سلام
ببخشید که این موقع شب خواستم بیای اینجا
این حرفها چیه
ایشون پسرمه خودتو معرفی کن
اوه بله
من لی جین یه هستم از آشناییتون خوش بختم
هون جه؟
جین یه
هون جه شما چرا اینجایی؟
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
= قسمت 20 =-
نمی دونم از این حرف ناراحت می شه یا نه
می خوام یه چیزی ازت بپرسم
تو واقعا نمی دونستی هون جه پسر منه؟
بله مادر جین یه واقعا نمی دونست
...من می خواستم بهش بگم ولی فرصت نشد
من از منشی لی سوال کردم
تو واقعا نمی دونستی؟
نه ، نمی دونستم
همین الان فهمیدم
فکر کنم از این وضعیت خیلی جا خوردی
در هر صورت بعد از اینکه در مورد رابطه شما دونفر فهمیدم
فکر کردم بهترین کار اینه که با خودتون صحبت کنم برای همین زنگ زدم بیاین اینجا
نه اینکه ندونم شما برای خودتون دلایلی دارین
اما پنهان کرد رابطه تو از من
از نظر من درست نبوده
متاسفم مادر
هون جه
اگه واقعا منشی خبر نداشت تو پسر منی
تو واقعا در حق اون بد کاری کردی
تو میدونستی که ما توی این مدت چقدر به هم نزدیک شده بودیم
نمی دونستی وقتی من متوجه بشم چقدر احساس بدی پیدا می کنم؟
منشی لی اگه چیزی برای گفتن داری بگو
....اوم
نمی دونم چی بگم
متاسفم که ناخواسته بهتون دروغ گفتم
خیلی متاسفم
جین یه
جین یه
لطفا برگرد با مادرت صحبت کن
متاسفم ، من عمدا قایم نکردم
بعدا صحبت می کنیم
احتمالا رییس کسیه که تو نباید ببینیش؟
نه
برای چی قایم شدیم؟
نباید رییست بفهمه من اینجا بودم
متاسفم ، مادر .واقعا متاسفم
با این حال فکر می کنم قبل از اینکه
به جین یه زنگ بزنین بهتر بود با من حرف میزدی
چرا؟ باعث شدم اون شوکه بشه؟
هون جه ، برات اهمیتی نداره من بعد از فهمیدن این ماجرا چطوری شوکه شدم؟
در این فاصله تو فرصت های زیادی داشتی برای اینکه به من بگی
اما چرا گذاشتی اون فرصت ها از دست بره؟
...من قرار بود براتون توضیح بدم
برای تو فقط احساسات خانم لی اهمیت داره
تنها واکنش اون اول برات مهمه
تو این فرصت ها رو از دست دادی برای گفتن به من برای اینکه عکس العمل اون فقط برات اهمیت داشته
...من
من بخاطر این موضوع یه کم نارا حتم
متاسفم
متاسفی؟
در بین تمام چیزهایی که یه بچه باید به پدر و مادرش بگه
در بین تمام کلماتی که می تونه تو رو تخلیه کن
غمگین ترین کلمه همین عذر خواهیه؟
چرا به من نگفتی؟
قرار بود بهت بگم ، اما
اما نتونستم این کارو بکنم
برای همین فرصت ها رو از دست دادم
برای چی نتونستی بهم بگی؟
...وقتی برای اولین بار دیدمت تو
مادرمو خیلی دوست داشتی و براش احترام قائل بودی
برام کمی سخت بود که بهت بگم اون مادرمه
...فکر کردم بهتر باشه بعدا بهت بگم
و کم کم ، بیشتر و بیشتر عاشقت شدم
...برای همین می خواستم بهت بگم اما
بعدش تو شدی منشی مادرم
و بالا تر از اون مستاجر خونه تون شدم
همه چیز دست به دست هم داد به اینجا رسید
فکر کردی اینها دلیل می شه؟
تمام این مدت داشتی تماشا می کردی من چقدر
رییسمو دوست دارم و براش احترام قائلم
می دونی الان چقدر احساس می کنم مورد تمسخر تو بودم؟
کی مسخره ات کرده؟ چرا باید مسخره ات کنم؟
فقط می ترسیدم حقیقتو بهت بگم
بی دلیل احساس می کردم اگه شماها متوجه بشین براتون سخت می شه
من نمی خواستم برای تو مشکل درست کنم
برای اینکه از همون اول که تو رو دیدم
ازت خوشم اومد
بعدش بیشتر و بیشتر عاشقت شدم
به اعتقاد من اساسی ترین چیز توی یه رابطه
صداقت ـه
من نمی تونم این واقعیت رو که تو بخاطر دوست داشتن من دروغ گفتی بپذیرم
جین یه
یه کم وقت بده فکر کنم
الان نمی تونم خوب فکر کنم
هون جه
به نظر میاد یه آدم دیگه شدی
الان برام نا آشنایی
خدای من چطوری همچین چیزی ممکنه؟
...چطوری می تونن اونا
کی باورش می شد این منشی لی یه روباه مکار باشه؟
کافیه
باشه میرم بیرون
هون جه اگه منشی لی واقعا نمی دونسته
تو پسر منی
تو کار بدی باهاش کردی
احتمالا اون دچار سوءتفاهم شده
که من وانمود کردم که نمی دونم؟
موضوع چیه؟
من دیروز فرصتی نداشتم برای اینکه کامل
بهتون توضیح بدم
شما خیلی شوکه شده بودین ، درسته؟
متاسفم
اما من واقعا نمی دونستم هون جه پسر شماست
من خبر نداشتم پسر شماست
حتما خیلی باعث ناراحتی شما شدم
شرمنده ام
احساس تو رو درک می کنم
باشه ، راستش برای یه مدتی دچار سوء تفاهم شده بودم
فکر کنم با توجه به شخصیتی که داری اگه
می دونستی هون جه پسرمه نمی تونستی ازم پنهان کنی
شاید در اصل ناراحتی منم از هون جه برای همینه
منم بخاطر این موضوع ازت شرمنده ام
اگه من می دونستم تو دوست دختر هون جه ای
منم ، نمی تونستم باهات به اون راحتی صحبت کنم
پس دارین میگین دیگه با هام احساس راحتی نمی کنی؟
برگرد سر کار امروز کلی کار داریم
بله
این محصولی که من توسعه دادم باعث جذب یه لایه به عنوان شوک هستش
این محصول صدا گیر و از صدا و کوبیده شدن در طبقات دیگه جلو گیری می کنه
به جای استفاده از کف پوش های معمولی
این محصول شوک بر روی زانو و پا رو جذب می کنه
این محصول برای خانواده هایی که تو شون افراد مسن و بچه هست مناسبه
بله ، همگی سخت کار کردین
هر تیمی با پروژه های خیلی خوب حاضر شد
مخصوصا ایده آقای کانگ هون جه از همه برتر بود
اجازه بدین برای نیمه اول این آیتم رو خط بررسی جی .وای قرار بدیم
تبریک می گم
آفرین
در ضمن این ایده رو به خود تیمی که آقای کانگ هون جه توش کار می کنه میدیم
بله سخت کار می کنیم
کانگ هون جه
خیلی عالی بود حتی فراتر از انتظار من بود
من تا اونجایی که بتونم ازت پشتیبانی می کنم پس تمام تلاشت رو بکن
بله سخت کار میکنم
مادرتون حالشون خوبه؟
بله
هنوزم از اینکه توی شرکت من کار می کنی نارا ضیه؟
نه ، ایشونم بهم گفتم سخت کار کنم
اگر مادرت متوجه بشه که من طرح تو رو انتخاب کردم خوشحال می شه
خسته نباشی - بله -
خدا حافظ
اوه کانگ جه وون کارت خوب بود
باید از امروز روی این پروژه کار کنیم
آره حتما
اما اتفاق بدی افتاده؟
برای اینکه صورتت یه جوریه
احتمالا با جین یه مشکل پیدا کردی؟
همینطوره؟
پس من می تونم برم دنبالش؟
پس میرم دنبالش
واقعا که
عجب آدمیه
این چه رفتاری بود با مدیر تیمش؟
ترسوندم
من خوبم خودت سرما می خوری
من اصلا سردم نیست
درسته کسی که باعث می شه جین یه بیشتر لبخند بزنه
...دیگه چی از این دنیا می خوام
مشکل چیه؟
شاهدی پیدا کردی؟
خوب فکری کردی
البته حتما کاری می کنم اثر منفی روی رییس نداشته باشه
بله
موافقت کرد شهادت بده؟
الان یه شاهد مطمئن داریم
الان یه کارت برنده داریم
که می تونیم باهاش قمار کردن شوهر اون خانومو ثابت کنیم
واقعا عالی شد
پس می تونیم به این پرونده امیدوار باشیم
فکر کنم می تونیم بدون اینکه کار به دادگاه کشیده بشه طلاق توافقی بگیریم
ممنونم آقای وکیل
من واقعا سپاسگزارم
بلافاصله از اون خونه برو
ببخشید؟
این شرط من برای قبول کردن این پرونده است
اگه از اونجا نری منم قبول نمی کنم
...این یه کمی
یه خونه کوچیک پشت این ساختمون هست به نظرت چطوره؟
...آخه از ...مورد قرار داد زیاد نگذشته
جاتو عوض کن ، برای همین من نگرانم
وقتی یکی از کارمندام مشکل داشته باشن منم از نگرانی نمی تونم روی کار تمرکز کنم
این یه مشکل نیست به نظر تو؟
نمی شه در این مورد نگران نبای
...نگرا
وقتی پشت این گوشی جیغ می کشی
چطوری می تونم نگران نباشم
...اما مخارج اسباب کشی
این یه مشکل ساده نیست
No comments yet. Be the first to leave one.