لومړۍ 133 کرښې.
بچهها، همه گوشها با من!
بهتره همتون حواستون اینجا باشه
اگه میخواید که امتحان ناگهانیتون رو قبول بشید
امتحان ناگهانی؟ من که نخوندم
اوه، "دنی کاربانکل"، خرخون مدرسه، درس نخونده
یه ماشین دقیقاً عین خودم
تقصیر تو بود "وین"
اگه راضیم نمیکردی بریم مسابقه بدیم منم درسمو خونده بودم
منو مقصر ندون، آقای نخبه
تو ذاتاً یه ماشین مسابقهای هستی
شما دونفر نمیخواید رازهاتون رو
با بقیه کلاس هم در میون بذارین؟
نه، خانوم" ادسل". فقط داشتیم میگفتیم که
ما چقدر خوششانسیم که معلمی مثل شما داریم
راست میگه دنی؟
همون چیزی که فکرشو میکردم
جفتتون بعد کلاس میمونین
تا صدبار بنویسین، " دیگه نظم کلاس رو بهم نمیزنم"
خب، ممنون خانوم ادسل
واقعا تنبیه مناسبیه
جدی جدی فکر میکنی داری من رو دست میندازی" وینسنت دیزل"؟
آقای"روغن" میللنگم رو روغنکاری نکرده؟
خیلی خب، بچهها، زنگ تفریحه
نیم ساعت دیگه میبینمتون
آماده باشید که امتحان ناگهانی رو قبول بشین
تعجب میکنم که چرا هی میگه امتحان ناگهانی؟
چون وقتی که من قبول نشم امتحان رو
همه ناگهانی متعجب میشن
تو قبول نشی؟
تو تنها دانشآموز ممتاز مدرسهای
" کبیگیل"، من دیروز به جای درس خوندن با وین رفتیم مسابقه دادیم
من که هزاربار بهت گفتم
اون قراضه تاثیر بدی روت گذاشته
اون که پسر خوبیه
نخیر نیست
اون بچه تخسیه
اگه تو امتحان قبول نشم،
بابام مجبور میشه حسابی تنبیهم کنه
ببین، همیشه میتونی وانمود کنی که مریضی
که امتحان رو بپیچونی
چه فکر بکری. بگو بهم وین،
وقتی که تو گاراژ بازداشت باشی،
ترجیح میدی تو خشکشویی کار کنی یا اونجا که پلاک میزنن؟
من که هیچوقت کارم به گاراژ بازداشت نمیخوره. من واقعاً باهوشم
دنی، رفیق، چاره کارت استفراغ روزمرهس
حالا، معلومه که ازت انتظار ندارم که
با مهارت خودت نقشت رو اجرا کنی
این کار واقعاً یه هنره
دنی، این کار رو نکن
تو بهتر از این حرفایی
آره، این کار رو نکن، نه، نه
نه، نکن این کار رو
جوجهتر از این حرفایی تو
خیلی خب، بچهها، امتحان با مشکلاتون
تو ریاضی شروع میشه، و...
دنی، مشکلت چیه؟
حالم اصلاً خوب نیست
بهتره که بری دکتر
البته. خودم میبرمش، خانوم ادسل، خودم
ممنون، وینسنت
و اینکه زود برگردین!
البته که زود میایم. این امتحان رو با یه دنیا عوض نمیکنم
یه دقیقه صبر کن ببینم
این که راه مطب دکتر نیست
آروم بگیر داش دنی، میخوایم بپیچونیم
من نمیخوام
باورم نمیشه که تو انقدر بزدل باشی
جنم داشته باش داداش. میریم عشق و حال
ولی من...
وقتشه که یکم جیگر داشته باشیم و ریسک کنیم
کجا داریم میریم؟
میریم مسابقه، داداش گلم!
ببینیم چی تو چنتهت داری!
از مدرسه چند روزی رو اخراج میشم!
فکرشم نکن، بابام موتور احتراقم رو تیکه تیکه میکنه
فقط در صورتی که لو بری
این یه مسابقه غیرقانونیه، وین!
نمیخوام کارم به بازداشت برسه!
بازداشت اونقدرا هم بد نیست
روزی سه قوطی روغن و
یه گاراژ میدن به خود خودت که توش الکی وقتت رو میگذرونی
آره، با میله رو پنجرههای گاراژ
بیخیال عمو!
نگران چی هستی؟
اگه این مسابقه رو ببری، ستارهی...
مسابقات زیرزمینی، غیرقاونی،
و خطرناکترین مسابقات خیابونی کل جهان میشی
خیلی خب، میرم تو کارش
استاد تحت فشار قرار دادنم، عالی نیست؟
برید سر جاهاتون! آماده شروع مسابقه!
حرکت!
بجنب!
بزنید بغل!
گفتم بزنید بغل!
وین، من رو تو چه دردسری انداختی؟
دادا، هرکی باید به فکر خودش باشه، میبینمت!
اوه، نه! شلمغز! شلمغز!
بابام کلکم رو میکنه!
بزن بغل!
بزن بغل!
گفتم بزن بغل!
اوه!
دنی؟ تو خونه چیکار میکنی؟
حالم خوش نبود،
واسه همین برگشتم خونه
برو تو اتاقت
یه دقیقه دیگه میام زیر کاپوتت رو چک میکنم
مریض شدی، هان؟
هه، من که اینطور فکر نمیکنم
واسه چی دنی اومده خونه؟
پسره پدر میخواد، نه یه دوست
خیلی خب، دهنت رو باز کن و بگو، " آ "
مجبورم این کار رو بکنم؟
باز کن دهنتو،
و بگو " آآآآ "
روغنت که نرمال میزنه
شاید بهتره برگردی مدرسه
نه، بابا. هنوزم حالت تهوع و این چیزا دارم
باشه پس، درجه حرارت رو میگیرم
مطمئنی ادا درنمیاری
چون واسه امتحان چیزی نخوندی؟
کی، من؟
اگه ادا بیاری و بهفمم این موضوع رو،
تا یه هفته جریمت میکنم
از این فیلم متنفرم
دیگه خیلی تخیلی بود
گردبادی پر از ماشین. هیچوقت همچین چیزی پیش نمیاد!
No comments yet. Be the first to leave one.