لومړۍ 172 کرښې.
...آنچه در «وایکینگها» گذشت
باید رئیسِ جدیدی واسه گارد محافظانِ خودم انتخاب کنم
میخواستم بدونم این مقام رو قبول میکنی یا نه
باید سعی کنیم تو این سرزمینِ خالی ساکن بشیم
پیشنهاد میکنم حرکتِ بعدیمون
این باشه که زمینها رو بینِ تمام خانوادهها تقسیم کنیم
دیگه نمیتونی بیورن رو داشته باشی
میتونی من رو داشته باشی
آیوار با برادرم متحد شده
باید برای یه حمله آماده بشیم
،چالشهای بزرگی پیشِ رومونه .ولی باید وارد عمل شیم
چرا میخواستی ملکه بشی؟
چون بچهی بیورن تو شکممه
اون بچهی ماست
چطور میتونی به ازدواج با شاه هارلد فکر کنی؟
من هیچ منفعتی ندارم
!بیاید، سریع! نگاه کنید
وال تو ملکِ من به گل نشسته
فکر میکردم اینجا همه باهمیم
خدایان تصمیم میگیرن
دورانِ قهرمانان بزرگ به سر رسیده، بیورن
شاید عصرِ طلاییِ وایکینگها تموم شده
دانلود زیرنویس از کانال تلگرام .: @SubSin :.
« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
فکر نکنم شتیل باهامون تقسیمش کنه
،باید تقسیمش کنن .وگرنه بعضیهامون تلف میشیم
این چیزها واسش مهم نیست
خب، باید واسش مهم باشه
متوجه نیستی. شتیل هر کسی که سر راهش قرار بگیره رو میکشه
اون ایسلند رو با خشونت تصاحب کرد
تنها خانوادهای که میتونست اون رو به چالش بکشه رو قتلِ عام کرد
اینجا هم همون کارو میکنه
اون فلوکی رو کشت؟
معلومه که فلوکی رو کشت
فلوکی شاه ایسلند میشد
،همه این رو میدونستن .و شتیل باید حسابش رو میرسید
حالا، نمیدونم کجا اون رو کُشت
و مدرکی ندارم
ولی میدونم شتیل به طریقی فلوکی رو کشته
چیکار کنم؟
فقط آماده باش
سنگینها رو لازم داریم
!یالا
آیوار
وقتِ رفتنه. وقتِ رفتنه
یالا - !آخ -
یالا - باشه -
کنجکاوم بدونم اگه میدونست با یه ساحره ازدواج میکنه چه فکری میکرد
میدونه
میدونه
آره، و براش مهم نیست
پس تو هیچ اهرمِ فشاری علیه من نداری، اریک
نمیتونی چیزی رو برای هارلد افشا کنی
نمیتونی آبروم رو ببری
و نمیتونی من رو به بردگی بفروشی
چی؟ - شنیدی -
همیشه شغلِ مورد پسندت بوده
همه برده میفروشن
تو هیچی در مورد من نمیدونی
این رو میدونم
یه بار من رو فروختی
یادت نمیاد
.معلومه که یادت نمیاد .ولی من یادمه
چطور میتونستم فراموش کنم؟
میخوای چی بگم؟
هیچی
حالا برو
دارم لباسِ عروسیم رو درست میکنم
تو میتونی آینده رو ببینی؟
!ما غذا لازم داریم
!پسرم داره از گشنگی میمیره
!از اینجا برید بیرون
!دستتون بهش نمیرسه
چی میخواید؟
!یه سهمِ منصفانه
سهمتون رو میگیرید
!از تو نه - ما اومدیم بگیریمش -
،اگه پا تو زمینِ من بذارید
مرگِ خودتون رو مسجّل کردید
!به حرفش گوش بدید، جدی میگه !از اینجا برید
!برگردید! خواهش میکنم
!ما غذا لازم داریم
!اگه کسی پا تو زمینِ من بذاره، میمیره
!معنیِ این کارها چیه، شتیل، هان؟
!وال تو زمینِ من به گل نشسته
!باید با بقیه تقسیمش کنی
!این هدیهای از طرفِ خدایانه
.این برای من فرستاده شده چه معنای دیگهای میتونه داشته باشه؟
عقلت رو از دست دادی، همم؟
خدایان من رو برگزیدن
اگه بقیهی کسایی که اینجا بمیرن واست مهم نیست
!من شاهِ اینجام .من تصمیم میگیرم کی از گشنگی بمیره
!این کارو نمیکنی، قاتل
همدیگه رو بالا سرِ این نعمتِ الهی !سلاخی میکنن
!نه
!پسرم
!بیا! اوبه! فاصله بگیر
!فرودی
!توروی
!برو
!به سمتِ کشتیها
!عجله کنید - !برید! برید -
تو زخمی شدی - نه، چیزی نیست -
!فرودی
!برگردید
!برگردید
!بجنبید! سوارِ کشتی بشید
!بجنبید
کجا داری میری؟
!سوارِ کشتی شو - نه، نمیتونم -
!ما نه غذایی داریم، نه آبی. هیچی نداریم
!نترسید
!همه چی درست میشه
!پارو بزنید! پارو بزنید
چیکار میخوایم بکنیم؟
،همه چی درست میشه .کل مشکلات حل میشن
من رو نگاه کنید
من شاه گرینلند هستم
!شادی کنید! شادی کنید
شادی کنید
چیزی رو که قول داده بودی، آوردی؟
البته
ترفیعت رو تبریک میگم
ممنون
هنوزم میتونیم عاشق و معشوق باشیم
چی؟
بعد از ازدواج. چرا نتونیم؟
.هارلد الان به من اعتماد داره .من جونش رو نجات دادم
و اولین کاری که میخوای بکنی خیانت کردن بهشه؟
تو اون رو دوست نداری
این یه تلهست
دارم بهت میگم، این یه تلهست
بهت که گفتم
اون کیه؟
،شاهزاده دیر
،ارتشِ کییف به شما درود میفرسته
و از امروز به بعد محبت و وفاداری قلبیمون رو به شما و شاهزاده ایگور تقدیم میکنیم
به مرحمتِ الهی
ممنون
به مرحمتِ الهی. آمین
،به جایی به نام گلگتا رسیدند
«که یعنی: «جایگاهِ جمجمه
آنجا، شرابی آمیخته با مرِّ تلخ برای نوشیدن به عیسی دادند
،اما چون شراب را چشید .نخواست که بنوشد
...پس او را مصلوب نموده
رختِ او را با قرعه تقسیم نمودند
،و تقصیرنامهی او را نوشته .بالای سرش آویختند
«این است عیسی، پادشاه یهود»
،و رهگذران به او اهانت میکردند :سرشان را تکان میدادند و میگفتند
«!اگر پسر خدا هستی، از صلیب فرود بیا»
همچنین کشیشانِ ارشد و ریشسفیدان او را به سُخره گرفتند
گفتند: «او دیگران را نجات میداد، «.امّا نمیتواند خود را نجات دهد
اگر پادشاه بنی اسرائیل است»
اکنون از صلیب فرود آید
«و ما به او ایمان میآوریم
او به خدا توکل میکند
،بگذارید خدا نجاتش دهد ،اگر بدو رغبت دارد
:زیرا گفت
«من پسرِ خدا هستم»
«من پسرِ خدا هستم»
«من پسرِ خدا هستم»
برادرانِ من
بیاید همگی در صلح و آرامش کنارِ هم زندگی کنیم
بیاید جوری زندگی کنیم که خدا خواسته
بیاید حرف بزنیم
و اختلافاتِ خودمون رو برای همیشه کنار بذاریم
ایگور، من تو رو مثلِ پسرم دوست دارم
و آیوار تو رو مثلِ برادرم دوست دارم
حرفش رو باور نکن
...قطعاً میتونیم - اون به مهر و محبت اعتقادی نداره -
اینا مضحکهست، داره دروغ میگه
،محضِ رضای خدا
No comments yet. Be the first to leave one.