The Lady's Companion

The Lady's Companion (Manual para señoritas)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

the ladys companion s01e06
د لخوا تبصره Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-04-11
ډاونلوډونه: 35
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

تا حالا به این فکر کردید که دونستن راز بهترین دوست تون چه شکلی میشه؟

نه؟ وایسا ؛ واقعا؟

حتی یکم هم دربارش کنجکاو نیستی؟

اسرار من؟...من اسراری ندارم

وقتی توی یه صومعه بزرگ بشی مثل خودم یاد میگیری که از خودگذشته باشی

متواضع باشی و از این کارها

باید یکم به این موضوع فکر کنم بیا از جوزفینا بشنویم

خب من فکر می کنم بی ادبیه که به رازهای بقیه بپردازیم

خواسته های مخفی یک شخص به دلایلی مخفی هستند ؛ درسته؟

دیگه لازم نیست اونا رو مخفی کنم

و علاوه بر این ؛ چرا به مسایلی فکر کنم

که هیچوقت اتفاق نمیفته؟

هیچوقت

نه یک در میلیون سال ؛ میدونی؟

درسته ؛‌میدونم که حالا انتظار دارید چی رو ببینید

کریستینا با من ازدواج میکنی؟

غیرمنتظره؟ میخوای یه صحنه عاشقانه با آقای تورس داشته باشی؟

چیزی یاد نگرفتی

درس ششم کتاب راهنما

رویاها برای همه ما همراهان یک خواسته لاکچریه

بعضی وقتا دوست دارم اون کتاب کوفتی رو تیکه‌تیکه کنم

مخصوصا در چنین مواقعی

دون پدرو ؛ میخوام بدونید که برای من مثل پدرید

نه، منسیاها منسیاها برای من مثل یک خانواده هستند

همینه ؛ برای همینه که میخوام باهات صادق باشم

من نمیتونم با کریستینا ازدواج کنم

چون نسبت به یکی دیگه احساساتی دارم

از این لحظه زودگذر خوشبختی لذت ببرید

چون این لحظه درست قبل از اینه که داستان عشق ما در سراشیبی قرار بگیره

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

دانلود جدیدترین زیرنویس ها تنها در کانال تلگرام تیم ترجمه ققنوس @subforu

همراه خانم‌ها

درس ششم خواسته های خودتو در الویت دوم بذار

۱۲ساعت قبل

اگه به خدا ایمان داشتم دعا می کردم

اما چون ندارم باید به علم پزشکی اعتماد کنم

خانم سارا

دوباره اتفاق میفته؟

ایندفعه دیگه کی مرده؟

کریستینا یکم احساس بدی داره

اما فقط یه لحظه طول می کشه

اون هنوز یه تازه کاره

یک لحظه کافی نیست

خب این تازه کار کاملا میتونه وضعیت تو رو تشخیص بده

بیزیبدیت

بی خیال برگرد بخواب

....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

خانم کریستینا حالت خوبه؟

آره من خوبم بهم دروغ نگو

من خانم بیاندا و خواهرت رو میدم که اومدند اینجا

باز کن و گرنه به دون پدرو میگم سارا ؛ بازش کن

خدای بزرگ

چند وقتشه؟

یکی دو ماه

ادواردو ؛ اون بی‌حیای عوضی

از این موضوع خبر داشتی؟

خیلی خب ؛ نگران نباش

ما باید به دکتر آگیلار اطلاع بدیم

من باید برم ؛ سریع تر میرم

اینجا بمون ؛ به اندازه کافی انجام دادی

اون یه منظوری داره

خوشحالم که اون منو از پله ها پرت نکرد پایین

این درد داره؟

نه

این بده؟

خیلی از زنان باردار توی ماه های اول خونریزی رو تجربه می کنند

لزوماً سقط جنین نیست

خون همیشه ترسناکه اما تو حالت خوبه

اون سعی کرد ۱۵ دقیقه روشن نگهش داره

میتونی صبح تعمیرش کنی

ما باید فورا مسایل رو کنترل کنیم و گرنه همه چیز از کنترل خارج میشه

من فقط سعی کردم کمک کنم تو همیشه فکر می کنی از همه باهوش‌تری

خب اگه من اینجا نبودم در اینباره حق با توئه

اما الان فقط یه چیز مهمه

که این فقط یه ترس بود؟

چرا راه حلی واقعی برای مشکل اینجا در نظر نمیگیری؟

خانم کریستینا هنوز یک زن بسیار جوانه اون بچه های بیشتری میاره

اگه میدونستی از دست دادن یه بچه چقدر دلخراشه این حرف رو نمیزدی

میدونم خشنه

اما به صلاح همه است

...برای خانم کریستینا ؛ برای تو

حتی برای آقای سانتیاگو

عاشقش شدی نه؟

من دوستت ندارم مرد

از وقتی دیدمت میدونستم چیزی بین شما دوتا هست

چیزی بین شما دوتا متوجه شدم

فکر می کنی من توی اون دام شیرین کاری حسادت گیر میفتم؟

تو خیلی مراقب هستی

تو هم همینطور

فکر می کنم این تنها وجه اشتراک ما نیست

عوضی

خوک عوضی دماغم

خدای من چقدر وحشیانه بود یا جده سادات

پنج سال شده و من اینجام و دارم به یه کاتب مشت میزنم

من یه احمقم

من باهات بحث نمی کنم

اون فقط تو رو توی آب نمک میذاره همون کاری که با من کرد

تو نمیتونی منو منصرف کنی

من دیگه دخالت نمیکنم

اما من اونو می شناسم

و درست وقتی که به نظر میاد همه چیز عالی به نظر میرسه ؛ اون میذاره میره

اون فرار می کنه و این عوض نمیشه

دون پدرو

نه از سر راهم برو کنار

میخوای بهش بگی؟ بهم نگو چه احساسی داره

من اونو بزرگ کردم نه تو

برای همین جلوی تو رو میگیرم میخوای با باباش روبرو بشه؟

داری حرف توی دهنم میذاری من اینو نگفتم

اما تو داری بهش فکر میکنی

چیزی که فکر می کنم اینه که داری زیاده روی می کنی چرا باید اصلا چیزی بگم؟

نمیخوای بگی؟ البته که نه

اما دکتر هنوز توی خونه است ؛ درسته؟

اون هست ما باید بهش بگیم که اینجاست

نمیتونیم اونو مخفی کنیم

برو کنار ؛ الان

وقتمون داره تموم میشه

بابات طبقه پایینه

دکتر لطفا این کارو نکن سارا ؛ نه

نگرانش نباش آنگوستیاس با اونه

وایسا برو کنار

وایسا دون پدرو ؛ آروم باش گفتم برو کنار

نه این غیرممکنه توی خونه من اتفاقی افتاده

آره میدونم اما به هیچ وجه نباید از اون پله ها بالا برید

چرا؟ چون داره معاینه‌اش می کنه

خب؟ منظورم اینه که خانم کریستینا یک زنه

اون احساس خجالت می کنه نباید تهاجمی باشید

چیز مهمی نیست

فکر می کنی اگه نگران بودم باهات نوشیدنی میخوردم؟

تو یه نوشیدنی میخوری؟

هر بار که بهت پیشنهاد میدم رد می کنی

چرا که نه؟ فقط یک بار پدرو

جولیان ؛ دخترم چطوره؟

کلروز داره

اون کمبود آهن داره برای دخترای هم سن و سالش زیاد اتفاق میفته

باید استراحت کنه و خوب غذا بخوره

چند روز پیش اون در حال رقصیدن بدون هیچ دلیلی زمین خورد

مطمئنی چیز جدی تری نیست؟

نه نیست

میتونم اونو ببینم؟

البته

هنوز یکم خطر هست

کریستینا باید از هر گونه ناراحتی جسمی یا عاطفی اجتناب کنه

ممنونم دکتر

متوجه نشدم چطور تونستی منو متقاعد کنی

بیرون می بینمتون دکتر

نمیفهمم چرا نمیتونستم کاری بکنم

این طبیعیه

اون خواهرته

آره اما...از طرف دیگه میدونستی که باید چیکار کنی

من از تو خیلی بزرگترم

چیزهای بیشتری دیدم

...اما نمیدونیم که یه بچه ایمان داشته باش

اون نباید اندازه دیگه بدبخت باشه

حالا فهمیدید چرا خواسته های من مهم نیست؟

خودمو نمی بخشم برای اینکه اونو ترک کردم

چون متاسفانه میدونم چه احساسی داره

...این اصلا قراره چه معنی بده

صبح بخیر، اینس. هی، بچه خرخون فکر کردم تو کلاسی

یادم نیار همین الان دلم برای فیزیولوژی تنگ شده

سلام

سلام سلام

آره قبلا سلام کردم

من با دون پدرو و کریستینا صحبت می کنم الان وقت خوبی نیست سانتیاگو

...چون خرابکاری شده

نمیتونم بیخیالش بشم

چرا نامه توی دفترم نیست؟ جایی که همیشه میذارمش؟

....اصلا خوابیدی؟ شاید اونو جابجا کردی یا

بهم شک داری؟

باورنکردنیه ؛ باورنکردنیه دون پدرو

متاسفم ؛ تو رو ندیدم ؛ چی میخوای؟

میخواستم باهات حرف بزنم اما چون زیاد نخوابیدی

من توی راهم

کریستینا مریضه

دکتر آگیلار میگه این کمبود آهنه

...و اون باید استراحت کنه و خوب غذا بخوره ؛ پس

فقط باید استراحت کنه جدی به نظر نمیاد

هنوز یک شب سخت داریم ؛ خدای من بیا بالا توی دفترم

اصلا چرا به کواک ها اهمیت میدی؟

...با همچین اسمی

بعد از اتفاقی که برای ایزابل افتاد

وقتی دکتر توی خونه است نمیتونم آروم بگیرم

نامه های لعنتی کجاست؟

دون پدرو

می بینی؟ نمیتونم درست فکر کنم وقتی یه قاتل این اطرافه

و حالا یه قاتل توی خانواده منه

سانتیاگو، اتفاقات غیرقابل تصوری در این خونه در حال رخ دادنه

بعضی از اونا خوب نیستند اما بعضی از اونا عالی هستند

مثل خواستگاری تو از کریستینا

...این تنها چیزیه که منو خوشحال کرده از وقتی که

برای آروم کردن اعصابم به یه لیوان شری نیاز دارم

میدونی چیه؟

منم میخوام

از کی تا حالا اینقدر زود میخوری؟

از وقتی که....هیچوقت؟

...اگه من تا حالا

...اگه قرار بود اتفاقی برام بیفته

بله، البته

دخترای تو از خانواده من هستند

من همیشه کنار اونا میمونم

The Lady's Companion subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Lady's Companion

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left