لومړۍ 60 کرښې.
درها آهنیان
با کشیدن باز نمیشن
چرا باید یکی رو قفل کنم و بقیه رو نه؟
اینطوری غیر منطقیه
خدایا، از شکارِ خنگ متنفرم
بهنظر میاد کار تمومه
کارتر اونو گیر انداخته
سه ساعت و یک دقیقه
،بازم پایینتر از حد میانگینه اما با در نظر گرفتن اینکه
از ریگان و نیکسون فرار کرده
نمیشه گفت شکارِ دشواری نبوده
کانل، جای اون کلیسایی؟
مدتیه که هستم
آره، آماده تمیزکاری باش
تـرجـمـه از : مـرتـضـی Morteza_Lkz
،من از دانشگاه "ایبادان" مدرک روانشناسی دارم
از دانشگاه آکسفورد کارشناسی ارشدِ مطالعات رفتاری دارم
اینطوری بود که تونستم پیدات کنم
،میبینی، یک ساعت پیش
،وقتی موقعیتت رو بدست آوردم ،اصلا نزدیکت نبودم
اما تمام اون ۱۵ ثانیهای که موقعیتت نشون داده شد
به سمت شمال میرفتی
دیدم که چند بلوک از سنت جروم
فاصله داری
و با وجود اینکه از پروندهت میدونم
،یک کاتولیک از دین برگشتهای
کلیسا هنوز یه جای آشناست، نه؟
،هنگام ترس
ما ناخودآگاه با سرعت زیاد به سمت چیزهای آشنا حرکت میکنیم
بهمون تسکین میده
میدونستم سریع وارد نمیشی
ترس از افتادن تو تله جوری که نیکسون
توی مرکز "رینسان" گیرت انداخته بود، آره؟
اما، سرانجام، دنبال جای مقدس گشتی
،من قبل تو اینجا اومدم، درها رو قفل کردم
،از بخش کشیش یه سری لباس قرض گرفتم
...و حالا اینجاییم
...تو، من
و چکش فولادی ۵۰۰ گرمی قشنگ پدرم
چرا همونجا موقع اعتراف منو نکشتی؟
میخواستم ببینم قوانین رو میشکنی و شکار رو لو میدی یا نه
من هیچی نگفتم از قوانین پیروی کردم
بله. با شرافت بازی میکنی
برای همین میخوام سریع بکشمت
بیخیال، مرد. من خونواده دارم
این رو هم از پروندهت خوندم
تو دلاورانه میجنگی
باید افتخار کنی
خدانگهدار، آقای تاینز
این قسمت مورد علاقمه
درها آهنیان با کشیدن باز نمیشن
،اگه جای تو بودم اون شمعهای مخصوص دعا رو برمیداشتم
،و این کلیسا رو به آتیش میکشیدم
،چون اگه منو زنده رها کنی مطمئن باش
!خیلی زود منو خواهی دید
گفتی پروندهم رو خوندی. کدوم پرونده رو؟
سابقهی شکار احتمالی
،به عنوان یه روانشناس در پیدا کردن تو خیلی به کارم اومد
غارنشینهایی مثل ریگان حتی اونا رو نمیخونن
حتی مطمئن نیستم که سواد خوندن داشته باشه
No comments yet. Be the first to leave one.