لومړۍ 200 کرښې.
= قسمت 09=-
هیچی برا پوشیدن ندارم
سالی یکی دوبار خرید میکنم
بازم هیچ وقت هیچی ندارم
الان عصر لباسه مامان خانم
پس بخاطر همینه
...اون همه لباس تو کمد دارم به اون گرونی
ولی یکی شم نمی تونم بپوشم
آره ....مامان اون چطوره؟
خوشگله
جنسشم خوبه ...اینو امتحان کن
نمی خوام
چی شد باز؟
خیلی گرونه ...نمی تونم اینو بخرم
تخفیف میگیریم ...بیا همینو بخر
تو که منو میشناسی دلم نمیاد 1300دلار پول پای یه کت بدم
کت زمستونی هم که نیست تازه
این دفعه دیگه یه کت خوب بگیر
بابا که وضعش خوبه ...خودش بهت گفت بیای کت بخری
حتی اگه بابات پولشو بده
خوشم نمیاد هزار دلار پول پای لباس بدم
باید زودی برگردم سر کار یالا انتخاب کن
خب کارتت بده به من خودت برگرد سر کار
باید رسیدشم امضا کنم
میخوای با قسط شش ماهه بگیریمش؟
سه ماهه اش کن
من صاحاب اینجارو می شناسم ...آبرومو نبر
فهمیدم
ممنون خانوم ...به سلامت
.خداحافظ - .خداحافظ -
چه خوش تیپ و قد بلنده
اون یه مشتری معمولی نیست مگه نه؟
اگه مشتری معمولی نیست پس یعنی جاسوسه؟
نخیر منظورم این بود که شبیه هنرپیشه هاس
فکر کنم این خانوم امروز 15هزار دلار خرید کرده
ببخشید این خانم چکاره است؟
اون خانوم؟
ایشون از مشتری های وی آی پی ما هستن
شما تو بخش اصلی کار میکنید درسته؟
بله
کیونگ ها ، کیونگ ها نگاه کن هنوز داره خرید میکنه
سلام
ببین ببین بازم میخواد خرید کنه - مامان بس کن
آبرومون رفت - باشه -
حتما خیلی پولداره
ممکنه معتاد خرید باشه
چی؟ - تا حالا نشنیدی ؟ -
کاشکی منم معتاد خرید بودم
بله ارشد
الان میرسم
باشه
ارشد گفتی اون دانشجو اینجاس؟
آره ایشونه
سلام از دیدنت خوشحالم
من وانگ مو مونگ هستم
ممنون بخاطر کمک تون
منم ازت ممنونم میونگ ها
مگه شما نگفتی دانشجو پسره؟
استاد اشتباه کرده بوده
حالا چه فرقی داره؟
این دوستمون حسابی بهت کمک میکنه
هر سوالی خواستی ازش بکن
فهمیدی؟ - بله خیلی ممنون -
فعلا
نمیشه یکی دیگه رو برا کمک بهش انتخاب کنید؟
یکی از کمیته امور بین الملل
ای بابا فقط یک ماه زمان میبره
یه ماه کمکش کن دیگه
آقای جنتلمن تو تنها کسی هستی که میتونی کمکش کنی
لطفا کمکش کن - ...آخه -
ببخش باید جواب بدم
بله ...باشه - رفیق نمیای؟ -
باشه باشه الان سریع میفرستم
رفیق اسم تو چیه؟
کیم میونگ ها ، کیم فامیلمه میونگ ها اسممه
منم وانگ مو مونگ ام
امیدورام بتونیم با هم کنار بیایم
بذار اول برنامه تو چک کنم
چرا؟
منظورت از چرا چیه؟ خب اول باید اینجاهارو نشونت بدم
کلی کار داریم
آروم آروم برو
اول یه عکس ازم بگیر لطفا
خواهش میکنم
دارم میگیرم
1, 2, 3.
یکی دیگه ...یکی دیگه
گرفتم دیگه ...کافیه همین
خیلی ممنون
چیکار میکنی؟
کلی از دوستام منتظرن
بخاطر همین میخوام عکسهامو آپلود کنم
بذار اول برنامه تو بررسی کنیم
به یک تلفن همراه نیاز دارم
تو که گوشی داری
این گوشی سیم کارتش مال چین ـه
گرون میشه
باید از اینترنت استفاده کنم برای مکالمه
فکر کنم درست شد
به همین زودی یه دیگ برنج پختی
این کلم خیلی چاشنی خوشمزه ایه
از این به جونگ یونگ بده
عالی شد
کیمچی مون همش شل شده نمیدونتسم چی بهش بدم
پسرت خیلی خوش شانسه
فوری براش حتی ماهی سرخ کردی
اون این غذارو خیلی دوست داره
ایوای شما بلند نکن سنگینه
پس من چیکار کنم - یا علی -
چطوری این موضوع رو حلی مادر کنم؟
نه تاریخ فوت پدرمه نه تاریخ تولد ننون یونگ
پس یعنی رمزش چیه؟
راحت از در رد نمیشه - میدونم -
خوبه
حسابی بخور
من که گفتم غذا خوردم
اشکال نداره خب یه بار دیگه هم بخور
...مادرت کلی برات زحمت کشیده
هر چی قام کرده بوده واسه غذای تو پخت
خیلی محکم زدمت؟
ببخشید جونگ یونگ
این همه زور از کجا آوردی؟
من خیلی زورم زیاده مگه نمیدونی
باشه
هی یواش یواش بخور - باشه -
جی ها که حالش خوبه ...آره؟
حسابی درس میخونه ؟ - بله -
کارو کاسبی تو خوبه؟
آره
حتما توی اون کشور داغ زندگی سختی داری
میونگ سون حالش خوبه ؟
چرا وقت غذا خوردن این همه سوال میکنی؟
واااو آشپزیت از قدیمم بدتر شده
اینم خوشمزه نیست
این یکی نه ...این یکی خوب شده
هی دوباره با میونگ سون دعوات شده؟
دوباره ازش کتک خوردی؟
نخیرم
چی ...بذار ببینم
بذار ببینم مثل قدیم زده سیاه و کبودت کرده
بذار ببینم
فقط یه بار منو زده ...دیگه منو نمیزنه
فقط یه بار؟ غلط کردی که فقط یه بار
اگه بفهمم دوباره بهت حمله ور شده
...بهش نشون میدم
یه من ماست چقدر کره داره
واسه چی تا تقی به توقی میشه میگیره شوهرشو میزنه؟
...نکنه هنوز فکر میکنه
شما دوتا هنوز بچه مدرسه این
بیخیال مامان بذار یه لقمه از گلوم بره پایین
اصلا نمیخورم
خیلی خب بابا فهمیدم
دیگه هیچی نمی پرسم بیا بخور
بیا بخور
حسابی بخور
یعنی چی شده یهویی سرو کله اش پیدا شده
فکر کنم یه موضوعی بهش فشار آورده
چی باعث شده بیاد اینجا؟
گفت همینطوری اومده منو ببینه
پس چرا هیچی برات نیاورده ودست خالی اومده
...می شناسیش که
خوشش نمیاد زیاد بار دستش بگیره
میدونم
راستی بوک سون - بله -
اگه یه وقت یون وونگ و بچه هاشو دیدی بهشون نگو این اومده
میخوای به بچه ها نگم عموشون اومده؟
آره
نگران نباش هیچی بهشون نمیگم
دل تو دلم نیست نکنه وون یونگ بفهمه
ممکنه مثل دفعه قبل بیفتن به جون هم
به نظر میاد همه چی رو باید بریزی تو دلت
مگه چه اشکالی داره به جونگ یونگ بگم؟
یه ذره دیگه زنده بمونی می بینی
هر یکی از بچه های آدم یه داستانی برا خودش داره
مطمئن باش مثل راز نگهش میدارم
...اما شمام بهم قول بده
از اون گاوصندوق بهتر نگهداری کنی...باشه؟
هی گفت اینطور نبوده
گفت چون خسته بوده بهش تکیه داده
رفیق میشه یه زنگ بهم بزنی؟
چرا؟ - میخوام ببینم کار میکنه ؟ -
مطمئنم کار میکنه
سلام مو مونگ هستم
الو؟
شما؟
کیم میونگ ها هستم
آه ...رفیقم میونگ ها...سلام
فکرکرده کیه مگه؟
مگه بچه مدرسه ایه
پدر
...گامی با زحمتهای رئیس به اینجا رسیده
نه با سرمایه گذاری خارجی
این دارایی
با تلاشهایی که کرده رستورانش به اینجا رسیده
...اما یک تجارت خارجی تا این حد
یک ریسک خطرناک برای گامی بحساب میاد
اگر خبر داشت
امکان نداشت اینو امضا کنه
تو اونو نمی شناسی
نمی دونی اون چقدره پیچیده است
No comments yet. Be the first to leave one.