لومړۍ 200 کرښې.
آنچه گذشت
کلودیا , خواهرت زنده ست
. نیک دزدکی وارد انبار شده و پرسلوس رو آزاد کرده
پرسلوس سرپرست انبار بوده - انبار 9 -
معرکه ست
. اون میخواد خودش رو جاودان کنه
نه ! دست نگه دار
دیگه دیر شده ، مامور لاتیمیر
به من بگو چطوری میتونم مایکارو نجات بدم ؟
.. خانم فردیک - دیگه سرپرست انبار نیست -
. اینجا الان خونه ی منه
. من باید بمونم و با پرسلوس بجنگم
. انبار ازم محافظت میکنه
پس تو سرپرست بعدی هستی
تو هم قبلی هستی ، تموم شد
. از انبار من برو بیرون
. گمونم انبارت هنوزم یه کم از من خوشش میاد
. جالبه ، دیگه چی تو چنته داری
. داری وقتت رو هدر میدی
.... منم به اندازه تو بخشی از این انبار هستم
و انبار نمیزاره بلائی سرم بیاد - آره ، درست میگی -
یه بازی جالب داریم
میتونیم ببینیم انبار اجازه میده من تو رو بکشم یا نه ؟
برام مشخصه که ، اگه تو بخشی از انبار هستی .... و منم انبار رو کنترل میکنم
. پس تو رو هم میتونم کنترل کنم
آفرین بچه ی خوب
دوست دارم جسدت رو بندازم جلوی لاشخورها
. چه روح لطیفی داری
. وقتی بمیری دلم براش تنگ میشه
بیا
. هر چیزی رو که میدونی بهم نشون بده
آخ
! کلودیا
باید درمان بشی -
! جاشوا
. یکی از ماشین زمان من استفاده کرده
. فراتر از چیزیه که میبینی
. آزادت میکنم
. محشر بود
میدونی ، کم مونده بود دیوونه بشم
. ما یه نفطه مشترک با هم داریم
بجز اینکه من یه انسان عادی هستم . ولی تو یه قاتل روانی هستی
درثانی ما دوقلوهای انبار هستیم - بلند شو -
بشین
. تایپ کن
کارل شوارتز چاید " دیگه کدوم خریه ؟ "
این یارو کیه ؟
تو قراره کمکم کنی تا از ترکیب چند تا شی ء .... یه چیزی بسازم
. چیزی که همه چیزو تغییر خواهد داد
. تو عمل جراحی داشتی
. هیچ فعالیت فیزیکی و تمرینی ای نباید داشته باشی
. غذاهای تُند هم نباید بخوری
متوجه شدی ؟ - بله ، کاملاً -
. من مستقیم میرم خونه توی تختخواب
سلام ، پیت - سلام -
. دوستم منو میبره
مرسی ، بای
. منو از اینجا ببر
صبر کن ، چی ؟
... وایسا , پس ما
ما با هم مشکلی نداریم ؟
نه ، نداریم
مایکز ؟ - پیت -
جدی میگم - پیت -
متاسفم
. ولی صدا کردن اسمم چیزی از ترسم کم نمیکنه
من حالم خوبه ، باشه ؟
یه کم برام سخت بوده ولی سرطان تخمدانم خوش خیم ـه
...خوش خیم یعنی - نه ، خودم میدونم خوش خیم چی میشه -
خوبه - ... این به اون معنی نیست -
... یعنی - معنیش یعنی اینکه من خوبم -
پس همه قسمتهای تحتانیت خوبن ؟ - خدای من -
. ما دیگه راجب اندام های زنونه ی من حرفی نمیزنیم
وقتی میگی اندام های زنونه به این معنی نیست که تمام قسمتهای پائین تنه ا ت ـه ؟
نه دیگه کافیه -
فقط بهم بگو تو انبار چه خبره ؟
خبر زیادی نیست
. روی تمام ماشین مایع خنثی کننده ریختم
. این ماشین اجاره ایه
با چه سرعتی باید رد بشم ؟
تا اونجا که میتونی
و مطمئنی اینکار جواب میده ؟
. بله البته که جواب میده
تا حالا دیدی نقشه هام جواب ندن . دوباره میریزم
دیدی ؟
. نیازی نیست نگران باشی
باید بری سراغ کلودیا
. حالا 200 قدم به عقب برو و بعدش با سرعت حرکت کن
. من دارم میرم آقای کوسان و نایب ها رو ببینم
. اونا یه جلسه ی اضطراری تشکیل دادن
. تا ببینیم چیکار میتونیم بکنیم
. فکر نکنم در وضعیت انبار تغییری ایجاد شده باشه
هنوز نتونستید کلودیا رو نجات بدید ؟
. خوب داریم روش کار میکنیم
. نگران این موضوع نباشید
خوبه . خبری شد منو درجریان بزار
باشه
. فایده نداشت
. توکه گفتی حتماً جواب میده
شاید بهتر باشه این بار دو برابر مایع خنثی کننده بریزیم . و سریعتر رانندگی کنی
نه ، صبر کن تا پیت و مایکا هم برسن
شاید اونا ایده بهتری داشته باشن . که ریسک جانی نداشته باشه
. من یه فکر دیگه ای دارم ولی به چند تا اهرم نیاز داریم
و یه پارکینگ شلوغ
صبر کن
چطوری پرسلوس به قدرتمندترین سرپرست انبار تبدیل شده ؟
چون من داشتم اونو فانی میکردم ، فهمیدی ؟
... پس من
... پس اون تونست
. تو نمیدونستی ، مایکا داره میمیره
ببین ، من دو تا شی ء همراهم بود ، خوب ؟
و بعدش همه چیز سریع اتفاق افتاد
... همه جا پر از دود و جرقه شد و بعدش ناگهان
. اون آزاد شده بود
... اون آزاد شد و منو فریب داد و
. و من یه احمق بتمام معنی هستم
. تو یه احمق بتمام معنی نیستی
چرا دو تا شئ همراهت بود ؟
... چون من
. اگه اینکارو بکنی من از اشیاء برای کمک به مایکا استفاده میکنم
... من سعی داشتم
. ببین ، مایکا این حرفا الان دیگه اهمیتی ندارن
چیزی که اهمیت داره گرفتن این جادوگر شیطانی ـه
چون اون حتماً نقشه های بدی تو سرش داره ، باشه ؟
ما باید از سپر محافظ عبور کنیم . و بعدش به انبار برسیم
.... و باید جلوش رو بگیریم قبل از - سپر محافظ -
آرتی دربارش نمیدونه .... باشه میدونی چیه ؟
. ما باید همین الان به رصد خونه ی مسافرخونه بریم
. حرکت کن
. سریع برون
" تو میتونی بگی " شرایط اضطراری
ولی در کل کارمون غیرقانونی ـه
... بیخیال ، اینکار کم اهمیت ترین کار
. غیرقانونی ای ـه که تا بحال انجام دادم
. یادت باشه پای جون کلودیا در میون ـه
. بله و اگه تو زندان باشیم کارمون سخت ترم میشه
ببین ، حتی اگه بتونیم بریم داخل انبار چطوری میشه با کسی که جاودان ـه مقابله کرد ؟
من یه کم تحقیقات کردم
ما باید از همون کمانی استفاده کنیم . که کار " آشیل " رو ساخت
. بیخیال این یه افسانه ست
. آره ، افسانه ست
. افسانه ای که الان تو راهروی کورفو 783 انبار خوابیده
... حالا هر دو کابل قرمز و سیاه رو با هم میزنی
درست همزمان با تماس به سپر محافظ
نه ، صبر کن
چطوی هر کدوم یکیش رو بگیریم ؟
. شاید اینجوری بتونم زنده ازش عبور کنم
باشه ، هرجوری راحتی
حالا با شماره 3
1-2-3
! لعنت
تو خوبی ؟
من خوبم . کابل سیاه دست من بود
مایکا ؛ تو حالت خوبه ؟
منظورم اینه همه چی اون پائین .. خوبه ؟
من نمیخوام درباره این موضوع حرف بزنم ، باشه ؟
شما اینجا دارید چه غلطی میکنید ؟
یعنتی من تنها کسیم که دفترچه راهنمای نایبین رو خوندم ؟
.... ما میدونیم که سپرمحافظ انرژیش رو از
. دستگاه " آلفا سنچوری " میگیره
من میدنستم - نه ، نمیدونست -
من میدونستم ، ادامه بده
بعد از اینکه سایکس از سپر برعلیه ما استفاده کرد .... نایبین یه سیستم امنیتی در
. رصدخونه ی مسافرخونه براش نصب کردن
ما اونجا بودیم ، خیلی جای باحالیه . تلسکوپ هم داره
. راهنمای استفاده ازش در دفترچه راهنمای نایبین موجوده
.... من میخواستم بخونمش -
.... منکه از وقتی شیطانی شدم
و سعی داشتم دنیارو نابود کنم . وقت برای اینکارها نداشتم
. عحب بهونه ی خوبیه
اون برنده شد - .... بهرحال -
. من اسکوپ لیزری رو روی ستاره اورانوس تنظیم کردم
فکر کنم اشتباه تلفظ کردی - اورانوس -
این باعث میشه که سپر ثابت بمونه تا ما . بتونیم ازش عبور کنیم
... استیو اگه تو میخوای - نه ، امروز دیگه نه -
شوخیت گرفته ؟
. ای بچه ی نق نقو
همینجوری میشه ازش عبور کرد ؟
. اورانوس
. ابیگل گفت باید به مرکز " الدوناری " برم
. گمونم بتونم ارتباط پرسلوس رو با انبار قطع کنم
ولی برای رفتن به اونجا به پشتیبانی نیاز دارم
. و به یه دستیار هم نیاز دارم
، باشه ، من و استیو میریم یه کم تفریح کنیم
. و شما وقت دارید که ارتباط این روانی رو قطع کنید
عالیه ، من یه نقشه دارم
. و کاملا مطمئنم که جواب میده
. بهمن اعتماد کن و بزار اون اول بره
. ای کاش یه تفنگ یا اسلحه لیزری داشتم
. نه ، شلیک کردن بهش فقط اونو عصبانی تر میکنه
. ولی باید کمان آشیل رو پیدا کنیم
. درسته ولی اول باید یه حواس پرتی ایجاد کنیم
. ما اینجائیم
هی ، روانی
... چرا نمیای بیرون مثل یه مرد ! کلودیا
کلودیا حالت خوبه - نه -
گوش بدید بچه ها - تو برای نبرد حاضری -
به من گوش بدید
. پرسلوس کنترل منو در اختیار داره ! فرار کنید
شنیدی که چی گفت . فرار کن
No comments yet. Be the first to leave one.