Problemista

Problemista

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Problemista 2023 WEB H264-RBB
د لخوا تبصره _SinCities_

تګونه

web
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
HD
webrip
x264
BRip
په خپور شو: 2024-04-20
ډاونلوډونه: 86
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

این داستانِ الخاندروئه

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

می‌تونه پله داشته باشه؟ - البته -

نه، منظورم پله‌های واقعیه

مثل قصه‌ی سیندرلا

برای فرار از جنگل قبل از نیمه‌شب

ایده‌ی خوبیه

و برج می‌تونه پنجره‌های ستاره شکل داشته باشه

!آره، عالیه، عالیه

مادرش هنرمند بود

و یه آینه... تا بتونم به چیزی که بهش تبدیل شدم خیره بشم

و اون پروژه‌اش بود

مادرش بهش همه چی می‌داد

برای همین اون همه چی می‌خواست

‫« ترجمه از سینـا صداقت و آرمان اسدی » .:: ‫.:: Arman333 & SinCities

!اله

!الخاندرو

!پسرم

!اله

!الخاندرو

...ولی اون مدام خوابی می‌دید

!ال - که توش الخاندرو سر تا پا آبی پوشیده بود -

!پسرم

و دنیای امنی رو که ساخته بود ترک می‌کرد

جایی که با خطراتی روبرو می‌شد

که مادرش سخت تلاش می‌کرد در مقابلشون ازش محافظت کنه

!سلام، سلام. سلام

اسمِ من الخاندروئه

.من اصالتاً اهل ال‌سالوادور هستم .ولی الان توی نیویورک زندگی می‌کنم

و من کلی ایده برای اسباب‌بازی دارم

،امروزه اسباب‌بازی‌ها شگفت‌انگیزن

ولی یه ذره بیش از حد روی جنبه‌ی تفریحی متمرکزن

من چندتا ایده برای اسباب‌بازی‌ها دارم

،که یکی‌شون عروسکی شبیه به باربیه

فقط اون انگشت‌هاش رو پشتش بهم گره زده

فکر می‌کنم این تنش و جذبه‌ی بیشتری به هر خونه‌ی عروسکی اضافه می‌کنه

زندگی نمی‌تونه سراسر جشن باشه

،و ایده‌ی مورد علاقه‌ی خودم

«گوشی‌های هوشمند برای عروسک‌های «کبج‌پچ

که زندگی‌های منحصربفردشون رو نشون میده

مثلاً مارجری

اون باید یه عکس از یه خال ،توی دهنش داشته باشه

که برای یکی از دوست‌هاش می‌فرسته

چون نگرانه که شاید چیزی باشه

یه چیز بد

،من شغل‌گرام

،روی جزئیات تمرکز دارم

و از کارِ تیمی لذت می‌برم

الخاندرو استخدام نشد

انگار رویاهاش رو به یه خلاء فرستاده بود

و خلاء با یه ایمیل جواب داده بود

که توسط شخصِ خاصی امضا نشده بود

و از یه آدرسِ مرموز «پاسخ ندهید» ارسال شده بود

خب، چیزی که در مورد فریزکورپ هیجان‌انگیزه

اینه که ما تنها مرکزِ سرمازایی جهانیم

که به طور انحصاری به هنرمندان خدمات میده

و بنابراین توی فریزکورپ استخدام شد

...یه مرکزِ سرمازایی

...در واقع

که بهش یه ویزای کاری می‌داد تا بتونه توی آمریکا بمونه

الخاندرو شغلش رو یه دوره‌ی طولانی و یکنواخت می‌دونه که نیاز به دقت داره

در نهایت هدفش استخدام توی هزبروئه

،توی فریزکورپ اون مسئول بابی آسنسیو بود

،یه نقاشِ ناشناخته

که به طور اختصاصی نقاشی تخم‌مرغ می‌کشید

اونا تخم‌مرغ نیستن

اونا مظهرِ امیدن

،نویدبخشن

نماد احتمالات و رازآلودن

چی توی تخم‌مرغه؟

نمی‌دونم

یه مرغه؟

مرغی با یه زندگیِ غم‌انگیز یا زندگیِ زیباست؟

نمی‌دونم. این مرغ رو نمی‌شناسم

منظورم رو می‌فهمی، الیزابت؟ .حس می‌کنم درک می‌کنی

همسرش، الیزابت، منتقد آثار هنری بود

سال 1996 که سرطانِ بدخیم بابی تشخیص داده شد

الیزابت تصمیم گرفت هر تکه کاغذی رو ،که شوهرش لمس کرده بود نگه داره

و تبدیل به نگهبانِ میراثش شد

،به عنوانِ اقدام نهایی سرسختی

بابی تصمیم گرفت خودش رو منجمد کنه

من به آینده میرم

من به یه سفر خیلی طولانی میرم

،نمی‌دونم چی در انتظارمه

ولی شاید مردم اونجا تخم‌مرغ‌هام رو درک کنن

هیچ داده‌ای نیست که نشون بده بابی روزی به آینده می‌رسه

از نظر حقوقی این شرکت نوعی از مرگِ اختیاری رو فراهم می‌کنه

ولی این فقط روی کاغذه

،در عمل اگه برای «مرگِ اختیاری» تأیید شدید

مایع انجماد انحصاری ما رو می‌نوشید

و بعدش اندام‌هاتون کاملاً منجمد میشن

و به خواب می‌رید

دانشمندهامون تمام وقت کار می‌کنن

تا یه روز راهی برای برگردوندنِ بیمارهامون پیدا کنن

زندگی به بابی «نه» گفته بود

،اما اون به جای قبول کردنش

کارِ نامعقول رو انجام داد

،اون خودش رو منجمد کرد

به امید این که روزی بتونه برگرده و دوباره تلاش کنه

این کار برای الخاندرو الهام‌بخش بود

بالأخره، اون به رقابتی‌ترین مکان روی زمین مهاجرت کرده بود

به امید این که یه طراح اسباب‌بازی مشهور بشه

یه اسلینکی که هیچوقت پایین نمیاد

بچه رو مجبور می‌کنه گام به گام با سفر همراه شه

،لذت از تماشای یه اتفاق حاصل نمیشه

بلکه از رسیدن بهش حاصل میشه

الخاندرو؟

سلام

ژنراتور پشتیبان قطع شده بود؟

...عه

چی؟

ژنراتور پشتیبان قطع شده بود؟

ژنراتور پشتیبان الان متصله

آهان

خیلی خب. داریم تعطیل می‌کنیم

...فقط پیشنهاد می‌کردم

...امضاشون کنم

اون اینجاست

خودت رو آماده کن

قراردادی رو بدون خوندنش امضا کنم؟...

مثل یه نوجوون که از متروپی‌سی‌اس گوشی می‌گیره؟

،نه، می‌دونم... می‌دونم قرارداد رو می‌خونید

...برای همین هم غافلگیر شدم - حدش چیه؟ -

حد چی؟

حد تعداد دفعاتی که قراره قیمت‌ها رو بالا ببرید

یا من و شوهرِ بیچاره‌ی منجمدم

مجبوریم تا ابد باج بدیم؟ سلام

سلام

.این الخاندروئه .اون متصدی بایگانی مسئولِ بابیه

اوه

سلام، الیزابت. خوشحالم که باهات آشنا شدم

و چهره‌ی پشت اسم رو شناختم

اوه، منم از آشنایی باهات خیلی خوشحالم، الخاندرو

کارت عالیه

آره، دوست دارم فکر کنم ...که افزایشِ نجومی قیمت

برای پکیج لوکس شاید به نحوی ،به نفع تو باشه

ولی گمونم رئیس‌هات سودها رو هاپولی می‌کنن

،هیچکس چیزی رو هاپولی نمی‌کنه فقط به خاطر تورّمه

حالا خانم دکترِ خوب برامون در مورد اقتصاد سخنرانی می‌کنن

دانشگاه پیس، درسته؟

بله، ولی توی قراردادی که ...امضا کردید قید شده

...می‌تونیم... چطوره

چطوره توی دفترم صحبت کنیم؟

بریم؟

شارون؟ - بله -

ژنراتور پشتیبان قطع شده بود

چی؟

چی؟

،الخاندرو، میشه

فردا یه سر به دفترم بزنی؟

...آره. بله. می‌خواستید

می‌خواستید در مورد چی حرف بزنید؟ - بیا فردا حرف بزنیم -

،نمی‌تونم مزاحم یه جلسه شدم براتون قهوه بیارم؟

...اوه، نه

الخاندرو وقتی با چالشی روبرو می‌شد به مادرش زنگ می‌زد

دولورس همیشه برای حل مشکلاتش آماده بود

فقط اون قانونه براشون مهمه که اون دستگاه همیشه باید وصل باشه

من اخراج میشم و بعدش دیپورتم می‌کنن

!پسرم، تو دیپورت نمیشی

،آره، اگه اخراجم کنن .یه ماه وقت دارم یه حامیِ جدید پیدا کنم

!یک ماه، این هیچی نیست

!ببین، فقط یه اشتباه بوده

!هیچ اتفاقی نیفتاده

ولی اگه اخراجم کنن

باید هزبرو رو فراموش کنم

پس توضیح بده که اشتباه بوده از خودت دفاع کن

ولی اگه اینجا اخراجت کنن مثل اینه که دولت یه ساعت شنی رو برمی‌گردونه

و با ریختنِ شن‌ها مهلتت تموم میشه تا وقتی که یه حامیِ جدید پیدا کنی

و وقتی که مهلتت تموم شه

،همه چی تمومه ...ویزات باطل میشه و باید برگردی

اله

،برای تکمیل این تماس .لطفاً یک دقیقه دیگر اضافه کنید

از چی حرف می‌زنی؟

!من اوریوهای تخمی‌ات رو نخوردم، کُس‌خل خان

هی، شب بخیر

شب بخیر

ولی میشه یه چندتا بدی بخورم؟

!نه

خواهش می‌کنم؟ - خودت بخر دیگه -

...اون شب، دولورس قرار بود

روی طرح یادبودی برای هنرمند سالوادوری کار کنه

ولی در عوض به اله فکر کرد

فرزند ظریف و حساسش

سلام، صبح بخیر - صبح بخیر -

می‌خواستید باهام حرف بزنید؟

آره، میشه یه لحظه آماده شم؟

باشه، می‌تونی بیای تو

حالتون چطوره؟

عالی‌ام. تو چطوری؟

خوبم

خیلی خب

برای این جلسه هیجان‌زده‌ام

،الخاندرو

این واقعاً سخته

...ولی، عه - اوه، نه -

،ولی متأسفانه با توجه به حادثه

ما نمی‌تونیم به همکاری باهات ادامه بدیم

ولی اتفاقی نیفتاد

ژنراتورِ پشتیبان قطع شده بود

و ممکن بود سوژه به خطر بیفته

More Farsi Persian subtitles for Problemista

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left