لومړۍ 200 کرښې.
زيرنويس از مهدي shine021
بجنب!
هوو!
بجنبید، خانمها.
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه.
لعنتی، آقای تیدول.
زهرهترکم کردی.
ام... مهاجر غیرقانونی حصارم رو بریده.
گوساله کامل گیر کرده بود،
و اون و مادرش توی زمین شما آزاد شدن.
کلانتر توماس دو روز پیش چند تا، قاچاقچی رو گرفت.
اونا چند تا از دروازهها رو شکستن
توی زمین بیل ویلسون.
پس کجا؟
لوما تنک. اون مرز اونجا.
من میتونم فردا بعدازظهر برم اونجا.
بهت خبر میدم.
-آقای تیدول. -ام.
-اوضاع چطوره؟ -خوبم.
هیس! برو بیرون از اینجا!
بجنب! بزن به چاک!
از استودیوهای
فارم ژورنال برودکست،
این «اِگدی» است.
سپس برای فردا رعد و برق
با دمای بیشینه در حدود ۸۰ درجه.
کی اونجاست؟
اوه، لعنت بهت.
گم شو از ملکم بیرون!
هی!
برو بیرون از اینجا. هی! هی!
لعنت بهت!
جرئت نکن...
دیگه برنگردی اینجا. لعنت بهت!
فقط همین که گفتم، گورت رو از اینجا گم کن!
صبح بخیر، آقای تیدول.
چطوری؟
اوه، به نظر میاد اگزوزت شل شده.
روز خوبی داشته باشی.
کارسون.
کارسون.
پورشا.
چطوری؟
ام... خوبم، ممنونم.
-شماها چطورید؟ -اوه، ما خوبیم. ام...
اوون افتاد و لگنش شکست.
این باعث شد حسابی از نفس بیفته.
حداقل حالا دیگه شلوارش رو بالا نگه میداره.
من، اوه، رفتم...
چند هفته پیش به قبرستون.
سری زدم که کتی رو ببینم.
یکم علفهای هرز رو کندم و اونجا رو یکم تمیز کردم.
ممنونم ازت.
ویکی رو که یادت هست.
ویکی، کارسون رو یادت هست.
مراقب خودت باش، کارسون.
اون پشت از لاینت زدی بیرون.
چند تا خوردی؟
چراغ عقب سمت راستت خرابه و شیشهی جلوت ترک داره.
لاستیکهات صافه. پلاک منقضی شده.
کمربند هم نبستی.
دقیقتر باش، این ماشین اصلاً کمربند نداره.
توی هر بخش دیگهای بود، این ماشین رو توقیف میکردن.
و اگه گواهینامهی معتبر داشته باشی، من کلاهم رو میخورم.
میخوای برگردی زندان؟
از کی تا حالا مامور مرزی پلیس راهنمایی شده؟
داشتم بهت زنگ میزدم. چرا گوشیت رو جواب نمیدی؟
من گوشی ندارم.
گوشی داری. من خودم بهت گوشی دادم.
کار نمیکنه.
معلومه که نمیکنه وقتی اون لعنتی رو روشن نمیکنی.
راندا گفت که دوباره برای قرارت نرفتی.
دوباره.
گفت دیگه برات وقت نمیگیره
مگر اینکه خودم ببرمت،
که خودمون میدونیم تقریباً غیرممکنه.
حالا قراره در موردش چیکار کنیم؟
میتونی جوابم رو بدی؟
- من نیازی به دکتر ندارم. - بابا.
هر آدم هفتاد سالهای به دکتر نیاز داره.
جایی نرو.
هارلی اینجاست.
دان یه گروه رو گرفته.
به نظر میاد یکیشون ممکنه تیر خورده باشه.
چی؟
لعنتی!
- اون چی بود؟ - هیچی.
هیچی. دارم میام.
هی!
ای وای.
خیلی خب. هی، هی، هی، هی. بیدار شو.
هی، بیا اینجا. بیدار شو!
نه، نمیتونی اینجا بمونی.
نمیتونی اینجا بمونی!
بجنب، پاشو.
بجنب، خدایا... پاشو!
میشه پاشی؟ فقط پاشو.
هی، هی.
شما با خط اضطراری بخش دووال
- تماس گرفتهاید. -نه، من باید گزارش کنم که، ام...
لطفاً قطع نکنید.
در حال حاضر در حال پاسخگویی به تماسهای دیگر هستیم.
لعنتی. لعنتی.
نه، نه، نه.
پات رو نگاه کن.
فردا، میروم.
تو به کمک نیاز داری. کمک
آقا، صدام رو میشنوید؟
میخواهم گزارش کنم...
آخ! آخ، آخ، آخ...
الو؟
الو... اوه.
الو! الو!
الو.
تو به من شلیک کردی.
تو شلیک کردی...
فردا من... من میروم.
لطفاً.
لطفاً.
بابا!
بابا!
-درِ لعنتی رو باز کن. -اینها اینجا چه کار میکنند؟
به ۹۱۱ زنگ زدی و بعد قطع کردی.
نیل همین امروز صبح به من گفت.
میخواهم حال و احوالت رو بپرسم.
خب، اگر فقط میخواهی حال من رو بپرسی، چرا اینها رو با خودت آوردی؟
دیشب چند مهاجر غیرقانونی رو از جاده ۶۲۴ سوار کردیم.
گم شده بودن.
برای آب خوردن کنار یک انبار توقف کردن و گفتن
یکی بهشون تیراندازی کرده.
یکیشون گم شده.
خب، این قضیه چه ربطی به من داره؟
تو به ۹۱۱ زنگ زدی.
تصادفی بود.
کی تصادفی به ۹۱۱ زنگ میزنه؟
هی، تو به من گفتی که تلفنت کار نمیکنه.
بابا، یه نفر گم شده.
و اگه اون آدم تیر خورده باشه، یه مشکله.
اگه مرده باشه، مشکل بزرگتر هم میشه.
اگه چیزی دیدی، الان وقتشه که حرف بزنی.
من هیچ چیزی در موردش نمیدونم.
اگه اشکالی نداره، میخواهیم نگاهی به اطراف بندازیم.
در این فاصله، حواست رو جمع کن. کمکحال باش.
بریم!
اون رو کنار بذار. رفتن.
بیا.
بیا، بیا.
بیا، بیا. اینجا.
اینجا. اینجا.
برو.
میسوزونه!
داره میسوزه.
وای خدای من.
خیلی خب.
حالا فقط... فقط...
فقط تکون نخور.
باشه.
اوه نه، نه، نه. خیلی خب.
الکله.
تمیزه. تمیز
فقط تکون نخور.
باشه.
خیلی خب. خیلی خب.
کار دیگهای از دستم برنمیاد.
خیلی خب.
بفرما، تموم شد.
تو به مایگرا نگو.
چرا؟
به اونا ربطی نداره.
کجاییم؟
قاچاقبر انسان میگفت که نزدیک شهر سان آنتونیو هستیم.
پیاده اومدیم.
خب، اون قاچاقبر انسان بهت دروغ گفته.
سان آنتونیو، صد مایل با اینجا فاصله داره.
پیاده نمیشه رفت.
گشت مرزی دستگیرشون کرد.
پسرم. مایگرا است.
همهشون؟
-آره. -هی.
با من چه کار میکنی؟
همینجا میمونی.
تا وقتی که بتونی راه بری.
بعد از اون،
برام هیچ اهمیتی نداره چه کار میکنی.
سلام.
اسم من آیرین رومرو است.
من رو به ایستگاه اتوبوس ببر.
۲۰۰ دلار بهت میدم.
پولهات رو نشون نده.
یه نفر ممکنه ازت بدزدتش.
من رو به ایستگاه اتوبوس در سان آنتونیو ببر.
من قرار نیست تو رو هیچجا ببرم.
بهترین کار برای تو اینه که برگردی همونجایی که ازش اومدی.
میخواهم بروم کلرادو.
هرگز نمیتونی خودت رو به کلرادو برسونی.
من دو ماه تمام در مکزیک پیادهروی کردم.
میخواهم بروم کلرادو.
سیصد دلار.
نمیتوانم راه بروم چون تو به من شلیک کردی.
-چه کار کنم؟ -به قاچاقبر انسان خودت بگو بیاد دنبالت.
No comments yet. Be the first to leave one.