لومړۍ 200 کرښې.
همیشه به شادی و شادمانی
. سال نو مبارک
خُب خانم کوچولو عیدی چی میده ؟ همیشه شادی ، همیشه به شادی و شادمانی
از محدوده-ی بریتانیایی خارج میشوید
، سال نو مبارک این وقت شب کجا میرید ؟
. میرم غرب
چی ، پیاده توی این منطقه ؟ - میتونم مدارکتون رو ببینم ؟ -
سال نوی خوبی داشتی ؟
اسم ؟
اسمتون چیه خانم ؟
." کارکا ، پاولین کارکا "
. ولی این ... خونیه
اینجا چی داری ؟
. بچه-م
میتونم ببینم ؟
. بیا داخل گرم شو خانم جوان
موش ها
موضوع چیه ؟ - . برو پیش پلیس اتاق 12 ، بازرس پلیس گفت -
، فقط بخاطر همین تو این هوای سرد بچه رو آوُردی بیرون ، خطرناک نیست ؟
." خُب هرچی خانم " یوان - . اینجوری سر دختر من داد نزن -
چی شده خانم " پاولین " ؟
،" بازرس گفت آقای " حَسِن روته
، فقط اینکه " پاولین " شناسایی بشه - . شناسایی -
. بله ، همین - . پاولین "؟ تا حالا این اسمو نشنیدم " -
من اینجا چکار کنم ؟ - تو هیچی ، کی درمورد تو حرف زد ؟ -
، من بهش اجازه دادم برام کار کنه . پول قاچاقی بهش میدم ، به تو چه ربطی داره
استخدامه دزدکی ؟ - . بله ، این به من مربوط میشه -
. خودم حواسم هست
. تاکسی - . اداره پلیس -
. اتاق 12 آقای " یوان "، اتاق 12
." دکتر " ولف - ." یوان " -
. من فقط اسمم دنباله داره - . خواهش میکنم بشینید -
. خیلی ممنون
. شما صاحب خشکشویی هستین
، نه ، همسرم خشکشویی داره . من شرکت حمل و نقل دارم
موضوع چیه ؟ - شما دقیقاً " پاولین کارکا " رو میشناسین ؟ -
مُرده ؟
عدم تعادل روانی ؟
، بله قطعاً روانیه چی بهت گفتم " کارل " ؟
، گاهی درست نیست ، اون حالت روانی نداره ، بیشتر شبیه
. دروغگو از دیدگاه آسیب شناسیه
، هرچی میگه دروغه ، هرکلمه ای درمورد من گفته
. دروغ محضه ، شما نباید باور کنید
درمورد شما ؟ . اون حتی یه کلمه هم از شما نگفته
چی ؟ - ویلی کسلانسکی " رو میشناسید ؟ " -
. نه - شما هم نمیشناسید ؟ -
... ویلی کس ..."... نه "
تا حالااسمش رو نشنیدم ، چطور ؟
، چون پاسپوروتش رو داده به دختره . خونی شده
ولش کنید ، شما چیزی نمیدونستید ؟
، نه ، به من چه که چه کسی . با این روانی ارتباط داره
، من دلسوزانه و با خوش قلبی ، خواستم اینجا کار کنه
، و از اونجایی که از بخش شرقی اومده . من دارم بازجویی میشم
. صبر کنید ، زنه رو بیارش اینجا
. احتمال داره اون شمارو بخاطر بیاره
ولی اگه خطرناک باشه چی ؟ - با تو چکار میتونه داشته باشه ،" انا " ؟ -
. نگران نباشید ، کلاً بی آزاره
. خدای من
. اون واقعاً دیوونه-س
." پاولین "
." خانم " یوان
. پاولین "، خدای من "
برونو " با تو چکار کرده ؟ "
برونو " ؟ "
." برونو "
." برونو "
چیه ؟
. من برم ، همه چی همونجوریه که باید باشه
. می بینی ، اون واقعاً روانیه
پس منو شناختی ، درسته ؟
منو زدی ؟
، همونجوری که گفتم منو بزن منو میشناسی ؟
، کسی نمیدونه دختره چه برنامه ای داره
. ولی ما باید درموردش حرف بزنیم
. حقیقت و هیچ چیزی جز حقیقت
. پس خدا بدادم برسه
." پاولین کارکا "
، نه مال من نیست . من فقط اینجا نوشتم ، دفتر پست
،" آقای " هارارد برنمن
. من کارت شناسایی ندارم
شاید آدرس جایی که میره رو بلد باشین ؟ - اون کجا میره ؟ -
. نمیدونم ، سمت غرب
،" برنمن ، برنمن "
،" برنمن ، برنمن "
. نه ولی یه مشت نامه اینجاست
. خدای من ، نه
. هیچوقت بهشون دست نزده - . میتونسته از کنارشون رد شده باشه -
. خواهش میکنم ، میخوام همه-شون برگردن - . نه به این راحتی هم نیست خانم -
. اینا برمیگرده به فرستنده هاشون - . خواهش میکنم ، این به من مربوط میشه -
. بله ، از طریق پست خانم - . ولی خواهش میکنم ، من خیلی وقته آدرسی ندارم -
، اینا ممکنه بود دست غریبه ها بیُفته . خواهش میکنم نامه ها رو بدین به من
. خواهش میکنم - . نمیتونم خانم -
. همه چی باید طبق دستور باشه
این پاکت خیلی سنگینه ؟
. شاید بازم بخوای برگردی پشت کانتر
. اینم یه نامه دیگه از اون
. شاید اینا نشونه ای ازش داشته باشن
. صبر کن ، یه یادداشت برات مینویسم
. بازم خیلی معذرت میخوام
." بخودت فشار نیار " کارل
، اگه منتظر " برونو " می موندم . امروز نمی رفتم
. هنوز سر ناهاره
. نشد یه بار ببینم برای داداشت بهانه نمیاری
چندروزه میری ؟
. انا "، من واقعاً نمیدونم "
،" این وسائل باید بره " فرانکفورت و اسن
. منم دست خالی برنمیگردم
. درضمن دوست دارم دیداری هم از غرب داشته باشم
. میدلمن " و شرکاء ، کار جدیدی رو شروع کردن "
چی از " برلین " ؟ . این امکان نداره
، ولی " انا "، من نمیتونم اینجوری ادامه بدم . تو همیشه داری کمکم میکنی
. ولی این منو ناراحت نمیکنه
. منو ناراحت میکنه
. دوست دارم بچه-م یه چیز باارزش به ارث ببره
بازم تکون خورد ؟
شما آقای " یوان " هستین ؟ - بله چطور ؟ -
. دنبال یه آدرس میگشتم
، همسرم باید بره ، شما هم دفتر منتظر باش ، بالای پله ها
. اگه موردی بود ، مینویسم
چه موردی ؟ - . گفتم اگه موردی بود -
. از حالا ذهن خودتو درگیر نکن
. با دقت رانندگی کن و مراقب خودت باش
. باشه تو هم مراقب بچه باش ، عزیزم
برنمن " ؟ "
، برنمن "، یه دقیقه صبر کن " ، یه آقای مهربونی از بخش شرقی بود
." گورلیس "
، آره ، جایی که رفته
. من خبر ندارم
چیزی درمورد " دوسلدورف " نگفت ؟ - دوسلدورف " ؟ " -
، به من خبر دادن ، یه مقدار ارثیه-ی قدیمی خانوادگی بوده
، داشت زیر بمباران از بین میرفت . ما ازش مراقبت کردیم
. تا حالا اون همه رو فروخته
. همین
." برنمن "
، من میدانم که 23,500 مارک ، پول زیادیست
. که بصورت نادرست هزینه-ی انبارداری شده
نظر تو چیه ؟ - . این شوهر منه که همه جا هست -
. چیزی مال اون نباشه ، نمیخواد
، چهار ماه اینجا بود ولی ، به نظر اون ، بدهی هیچوقت از بین نمیره
، چون همیشه یه راه بازگشت براش وجود داره . خُب ولش کن
چی شد ؟
. می فهمم
." برونو "
چیه ؟ - . بیا اینجا -
. خدای من
. بیا کمک ، بیا
، بیا
. خیلی معذرت میخوام
. یه کمی سرم گیج رفت
. شاید امروز خوب غذا نخوردم
... خیلی ممنون - . انقدر عجله نکن خانم -
، اول من یه فنجون قهوه برات درست میکنم
. اینجوری بهتر میشی
، برونو "، این دختر رو ببر خونه " . من زود میام
... خیلی ممنون ، من واقعاً خوبم - . این برادرمه -
." اجازه بدین ،" میشلک
، حالا بیاین خانم
، و دیگه هیچی . نه خبری نه آدرسی
، فقط دفتر پست ." دفتر پست مرکزی " برلین
. الان نامه های من اونجاس
. اون حتی اونارو نگاه هم نکرد
حالا میخوای چکار کنی ؟ برگردی اردوگاه پناهندگی ؟
، باید برای اردوگاه پناهندگی یه قصه گریه آور تعریف کنم ؟
، که اون صادقانه به من قول حلقه مادرش رو داد
، اون قول داد بخاطر من برگرده ، ولی گذاشت من زمین بخورم
، تا اینکه اومدم غرب ، همین
. من حتی آدرسش هم بلد نیستم
. من نمیخوام وابسته به همچین قید و بندی باشم
. من توی خونه ، بقدر کافی دلسوزی و تحقیر داشتم
، ولی بزودی پیداش میکنم . و حسابم رو باهاش صاف میکنم
، وقتی ببینمش
. اگه بازم منو ببینه ، هنوزم به من فکر میکنه
. اول پولی که بهش بدهکاریم رو بگیر
. من پولشو نمیخوام
، من . من هیچوقت چیز زیادی ازش نخواستم
. و اصلاً من این بچه رو نخواستم
چرا باید زنده بمونه ؟ ، اون خودش اونو نمیخواست ، ولی
، اول باید درک کنه ، اول باید درک و احساسش کنه
، وقتی همه چی از یک نفر گرفته بشه . پس منم اونو میکُشم بعدش خودم رو میکُشم
، ولی اول میرم پیش این پدر مزخرف . و بچه-ی مُرده رو میندازم جلوی پاش
. بذار ببینه که چطوری وجدانش مُرده
، اون گریه میکنه و نفرین میکنه ، اون سگ
، دیگه نمیدونم کجا برم . صاحب کارم منو بیرون کرده
، جایی برای خواب ندارم
. نه پول دارم نه مدرک نه هیچی
، اصلاً هیچی
. پس اول بچه رو نگه دار ، بقیه-ش درست میشه
، از کنار خشکشویی رد میشم ، یه کمی احساس میکنم یارو در رفته
بازم استراق سمع کردی ؟ - . گوش های من خیلی تیزه -
، چمدون رو برای خانم " کنز " بیار . ایشون یه اتاق رایگان داره که میتونه اونجا اقامت کنه
پس کِی پرداخت میکنید ؟ - . هیچ ربطی به تو نداره -
پس من باید تا کِی اتاق رو اجاره بدم ؟
. تا زمانیکه اون برای من کار میکنه - قاچاقی ؟ -
بی پول و بی مدرک ؟
نمیشه فقط کاری که میگم بکنی ؟ - . حتماً " انای " عزیز -
همیشه هرکاری گفتی نکردم ؟
، پس فقط برو
،" صبح بخیر خانم " زیمن همه چی روبراست ؟
، سلما "، نباید بچه رو اینجا " . وسط آلودگی بذاری
. خیلی غیربهداشتیه
No comments yet. Be the first to leave one.