Normal

Normal

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Normal 2025 AMZN WEB 30nama BDSubs Fa
د لخوا تبصره PersianSUB
سی‌نما تقدیم میکند ‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی @BDSubs ‫CinamaSub@

تګونه

webdl
amazon_prime_video_synced
په خپور شو: 2026-05-24
ډاونلوډونه: 122
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 23.976

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫« اوسـاکـا، ژاپـن »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫واقعاً ناامیدم کردین

‫خودتون می‌دونین باید چیکار کنین

‫رئیس، جدی که نمیگی!

‫می‌خواستم همه‌تون رو بکشم

‫ولی حاضرم یه فرصت دیگه بهتون میدم

‫به شرطی که نشون بدین چقدر پشیمونین

‫یه پیشنهاد کاری براتون دارم

‫نمی‌تونین؟

‫منم می‌تونم

‫انجامش میدم، انجامش میدم

‫نورمال، ایالت مینه‌سوتا

‫نورمال؟

‫برین اونجا اشتباهاتتون رو جبران کنین

‫« سـه هـفـتـه بـعـد »

‫خبر ویژه اینکه...

‫نورمال داره 152مین سالگرد...

‫اومدن راه‌آهن به شهر رو جشن می‌گیره

‫سطح هشدار هواشناسی همچنان نارنجیه

‫و به‌نظر میاد...

‫طوفانی زمستانی...

‫زندگی توی متل چطوره؟

‫دقیقاً همونطوری که ‫از شبی 55 دلار انتظار میره

‫شام چی خوردی؟

‫از رستوران چینی غذا سفارش دادم

‫رستوران چنگ‌لو؟

‫مگه جز اون چیزی داریم؟

‫نه. نه. فقط رستوران چنگ‌لو داریم

‫تابحال رفتی رستوران ارنی ‫کوفته‌ش رو امتحان کنی؟

‫محشره ‫« به نورمال خوش آمدید »

‫یادم می‌مونه ‫« به نورمال خوش آمدید »

‫با پنی تماس گرفتید

‫ببخشید نتونستم جواب بدم ‫لطفاً پیغام بذارید

‫هرموقع تونستم باهاتون تماس می‌گیرم

‫سلام، منم

‫یولیسیس، شوهرت دیگه

‫البته اگر مشکلی نداشته باشی ‫که هنوز بگم شوهرتم

‫می‌دونم توافق کردیم ‫که یه مدت از هم جدا باشیم

‫که نیاز به تنهایی داری ‫درک... درکت می‌کنم

‫ولی خواستم بهت خبر بدم

‫که یه شغل کلانتری موقت دیگه

‫توی یه شهر کوچیک ‫به اسم نورمال توی ایالت مینه‌سوتا پیدا کردم

‫مثل خیلی از شهرهای کوچیک ‫نیمه متروکه‌ست

‫ولی نیمه‌ی دیگه‌ش دلنشینه

‫مردمش به‌قدر کافی خونگرم هستن

‫شهر کوچولوی قشنگی ‫واسه خودشون ساختن

‫با توجه به اینکه

‫اوضاع فعلی زندگی ‫ برای اکثر مردم کشور چقدر سخته

‫نمی‌دونم رازشون چیه

‫ولی کاش به منم بگن

‫بگذریم، هشت هفته بیشتر نیست

‫تا اینکه یه کلانتر دائمی دیگه انتخاب کنن

‫هدفم اینه که این شهر، از موقع اومدن ‫ تا رفتنم هیچ تغییری نکرده باشه

‫قضیه‌ی این کاپشنت چیه؟

‫خیلی باحاله، نه؟ ‫این شکلی گرفتم که با موتورم ست باشه

‫- نمی‌دونستم موتور داری ‫- نه هنوز ندارم

‫دارم براش پس‌انداز می‌کنم

‫گفتم بهتره با گرفتن این کاپشن شروع کنم

‫خب... خیلی پرسروصداست

‫یعنی میگی بین مردم سروصدا کرده؟

‫نه، منظورم اینه که... صدا میده

‫به معنای واقعی کلمه پرسروصداست

‫و فکر نکنم با مقررات مطابقت داشته باشه

‫- صحیح ‫- شرمنده

‫خب پس...

‫نه، نه، درش نیار. درش نیار

‫مشکلی نیست. خیلی هم باحاله

‫عجب، 16.8 میلیون ‫« بابت سخاوتمندی شما متشکریم »

‫این شهر همچین پولی رو از کجا آورده؟ ‫« مبلغ 16.8 میلیون برای ساختمان ‫جدید شهرداری جمع‌آوری کردیم »

‫مردم سر این قضیه سنگ‌تموم گذاشتن

‫آره، مشخصه

‫سلام شهردار کیبنر!

‫اینم شهردارمون

‫بی‌صبرانه منتظر رژه‌ی هفته‌ی آینده‌م

‫همه‌مون لباس مبدل می‌پوشیم ‫مطمئنم خیلی خوشت میاد

‫همیشه دلم می‌خواست ‫لباس نماد رژه رو بپوشم

‫ولی هیچوقت انتخاب نشدم

‫ولی دلخور نیستم

‫بچه‌ها اینجا خیلی رو موتورهاشون حساسن

‫احتمالاً موتورم خیلی شبیه این باشه

‫یا خدا رندی، ای‌کاش ‫ دوست‌دخترم اینقدر کثیف بود

‫توام دوست‌دختر داری کلانتر؟

‫نه. زن دارم. از دستم خسته شده

‫پس یه قاشق شکر بیشتر ‫توی قهوه‌ت می‌ریزم

‫سلام تام! چطوری؟

‫سلام مایک. ناسلامتی اینجا آمریکاست لامصب

‫وقتی یه چیزی مال منه ‫یعنی مال خودمه

‫حق نداره این شکلی باهام حرف بزنه

‫میرم یه کتری قهوه بذارم

‫حس می‌کنم سیسیفوس لامصبم ‫و دارم سنگه رو هل میدم بالای تپه‌ی کوفتی

‫مشکل چیه؟

‫تام داره بی‌شعوربازی درمیاره

‫- مشکل اینه ‫- کون لقت، زنیکه‌ی...

‫آروم! آروم! مشکل رو به من بگو

‫بستگی داره تو کدوم خری باشی

‫خب، اگر این نشان رو درست خونده باشم

‫کلانترم

‫من که به تو رای ندادم

‫بله متوجهم

‫می‌دونی که کلانتر گاندرسون مُرد، مگه نه؟ ‫هفته‌ی قبل؟

‫ایشون "یولیسیس"ـه ‫اومده جای کلانتر، خب؟

‫آره، یه... یه چیزایی شنیده بودم

‫- خب... ‫- پس تو کلانتر جدیدی؟

‫کلانتر موقتم

‫مثل معلم موقت می‌مونه

‫تا کی؟

‫هشت هفته که الان هفته‌ی اولشه

‫صبح بخیر دوستان!

‫صبح بخیر بلین. عه، دونات

‫- سلام. معمولی می‌خوری؟ ‫- خیلی‌خب، ببین...

‫کارل لامصب مدام...

‫- کارل همسایشه ‫- همسایه‌م مدام...

‫وانت کوفتیش رو ‫توی پارکینگم پارک می‌کنه

‫- وانت یدک‌کشه ‫- که اینطور

‫کارل شرکت یدک‌کشی داره

‫- از دبیرستان تا الان داشته ‫- سلام مایک

‫اول من اونجا زندگی می‌کردم ‫منم همونقدری حق دارم که...

‫زمین تام پشت زمین کارله ‫برای همین پارکینگ‌شون مشترکه

‫جلوی ماشینم رو می‌گیره! ‫مرتیکه 70 درصد پارکینگ رو گرفته!

‫وایسا ببینم، وایسا!

‫ببین. می‌خوای بیام اونجا

‫و با کارل صحبت کنم و حلش کنم؟

‫چه عجب. آره لطفاً

‫خیلی‌خب. پس بهتره هرچه سریع‌تر راه بیفتم

‫همه‌چی حله؟ خیلی‌خب ‫پس میرم توی دفترم

‫هـی

‫نشان چطوره، کلانتر؟

‫واسم تمیز نگهش می‌داری؟

‫تمام تلاشم رو می‌کنم

‫انتخابات 6 هفته‌ی دیگه‌ست

‫یادت نره به من رای بدی

‫باشه

‫مردم خوب و مشکلات کوچیکی داره

‫و اگر حس ششمم بهم گفت ‫یه جای کار بدجوری می‌لنگه

‫اون‌موقع دخالت می‌کنم

‫ولی خب، آره، دیگه به حس ششمم اعتماد ندارم

‫قضیه این نیست که دیگه ‫برام مهم نیست، پنی

‫ولی خب... وقتی یه‌خرده کمتر اهمیت بدی ‫زندگی خیلی آسون‌تر میشه

‫با این‌حال، آدم‌ها تغییر نمی‌کنن

‫« کلانتری شهرستان نورمال » ‫« گاندرسون »

‫« گواهی فوت آنتونی گاندرسون »

‫پس خبر خاصی نیست ‫« حمله‌ی قلبی / هیپوترمی شدید »

‫« دکتر والتر ولای »

‫« از طرف بابا »

‫عه، اینجایی. لیوانت رو پر کنم؟

‫چی؟ آها، آره. ممنون

‫عجب اسلحه‌خونه‌ای

‫آره

‫اون سی4ـه؟

‫اون... آره خودشه. آره

‫چرا از اینا دارین؟

‫نمی‌دونم

‫بعد از یازده سپتامبر، کلانتر گاندرسون

‫برای تمام کمک‌هزینه‌های ‫ضدتروریستی موجود درخواست داد

‫واقعاً؟ چقدرش رو خرج آموزش کرد؟

‫بهتره برگردم پای تلفن‌ها

‫راستی... در باز بود

‫همچین چیزی غیرقابل قبوله

‫اوه. شرمنده

‫هر شهری ویژگی‌های عجیب ‫خاص خودشو داره

‫نمیشه تغییرشون داد

‫دویست هزار و دفترچه راهنماش

‫به زبون ژاپنیه

‫وظیفه‌ی کلانتر موقت

‫این نیست که سد راهشون بشم

‫مثل یه مامای مسلح می‌مونم...

‫فقط دارم کمک‌شون می‌کنم ‫بی‌دردسر مرحله‌ی جدید زندگیشون رو شروع کنن

‫تف توش. تف توش، هی!

‫« بهتر پارک کن »

‫نجوه‌ی اجرای قانونت رو دوست دارم

‫سلام کلانتر ‫به رستورانم خوش اومدی

‫عه، ارنی تویی؟

‫آره، بابام و بابابزرگم هم ارنی بودن

‫که اینطور. بگو ببینم ‫قضیه‌ی دکور رستورانت چیه؟

‫بابابزرگم بعد از جنگ ‫شروع کرد به جمع کردن اینا

‫و تا روز فوتش ادامه داد

‫هیچکدومشون پُر نیستن؟

‫اگر پر نباشن که کیف نمیده، مگه نه؟

‫خب، چی میل داری؟

‫خیلی تعریف کوفته‌ت رو شنیدم

‫چشم. الان میارم خدمتت

‫قبل از اینکه از شهر بری ‫حتماً پای رو هم امتحان کن

‫با کاهش دما...

‫احتمال بارش برف بسیار بیشتر شده

‫که یعنی این اولین طوفان زمستانی ‫ بزرگ این فصل ماست

‫و وای خدا، چقدرم بزرگ به‌نظر میاد

‫تف تو آب‌و‌هوا و تف تو مینه‌سوتا

‫قصد دارن برای حدوداً ظهر فردا

‫هشدار عدم خروج از خانه اعلام کنن

‫بگو سیب

‫چی شده سرکار؟

‫فکر کنم یه گوزن ‫قوطی رنگت رو دزدید

‫روز پرمشغله‌ای در پیش داریم

‫می‌خواستم تاییدیه‌ت رو برای

‫مسیر رژه بگیرم

‫- باشه ‫- یه تقاطع هست

‫که به‌نظرم خیلی شلوغ بشه

‫و البته قبل از اون

‫مراسم یادبود کلانتر رو داریم

More Farsi Persian subtitles for Normal

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left