MK Ultra

MK Ultra

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

MK Ultra 2022 720p WEB-DL YIFY
د لخوا تبصره S4Sub
ترجمه روان Sforsub تلگرام

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
په خپور شو: 2022-11-17
ډاونلوډونه: 40
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

ترجمه و تنظیم S4Sub

‫تا حالا به این فکر کردی...

‫اگه هر کدوم از این مواد ‫دست افراد ناآگاه بیفته،

‫چه اتفاقی میفته؟

‫یادم نمیاد...

‫خصوصا به چنین چیزی فکر کرده باشم، من...

‫خب چی میشه اگه...

‫بهش فکر کرده باشی.

‫خب، نگرانش نیستم.

‫سوالت این بود، من...

‫اگه این رو می‌دونستم، چه فکری می‌کردم؟

‫هر کدوم از این مواد چی هستن.

‫دست کی میفتاد؟

‫افراد ناآگاه.

‫منظورت مامور یه دولت دیگه‌ست؟

‫نه، منظورم آزمایش‌ـه. ‫ احتمالا این چیزیه که تو ذهنم بود.

‫منظورم آزمایش کردنش...

‫رو یه شهروند آمریکایی بود.

‫من...

‫گمونم حتما از این بابت ‫ به نظر خیلی بی‌رحم به نظر میام،

‫ولی یادم نمیاد تا حالا...

‫خیلی این مساله ذهنم رو درگیر کرده باشه.

‫در اوایل دهه‌ی 1960، سیا ‫آزمایشات مربوط به ال.اس.دی...

‫کنترل ذهن روی شهروندان با ‫اسم رمز ام.کی اولترا انجام داد.

‫سازمان، دانشمندان و پزشکان ‫را برای انجام این تحقیقات غیر قانونی...

‫ در چندین دانشگاه و بیمارستان ‫در سراسر کشور، استخدام کرد.

‫همزمان، سازمان در ‫مکان‌های مخفی درون زندان‌‌ها...

‫و کافه‌ها، مخفیانه تحقیقات ‫خود را با دارو انجام میداد.

‫آنها اثرات توهم‌زای دارو را در ارتباط با...

‫شکنجه، رشوه و کنترل ذهن آزمایش می‌کردند.

‫این فیلم از وقایع واقعی الهام گرفته شده است.

‫ولی خیلی از داروها اینطوری آزمایش شدن.

‫تو رده‌های بالای سیا تصمیم می‌گرفتن،

‫تا روی ‫ آمریکایی‌های ناآگاه آزمایش انجام بدن.

‫همونطور که تو یکی از اسناد سیا ذکر شده،

‫چنین آزمایشی ‫ به لحاظ عملیاتی، واقع‌گرایانه‌ست.

‫یکی از مقامات سیا که رو این ‫ برنامه‌ها کار می‌کرد برای اولین بار...

‫ذکر کرده این تصمیمات چطور گرفته میشد.

‫دوست نداشت فیلمش یا صداش ضبط بشه.

‫واسه همین، یه نفر دیگه اظهاراتش رو می‌خونه.

‫فکر کنم تک‌تکمون از اینکه سعی در انجام...

‫چنین کاری داشتیم، تاسف خوردیم.

‫می‌دونستیم داریم از خط قرمز رد می‌شیم.

‫هر بچه‌ی نجیبی می‌دونه نباید دزدی کنه،

‫ولی بعضی وقت‌ها این کار رو می‌کنه.

‫خوب می‌دونستیم دوست نداریم کسی...

‫بدونه داریم چیکار می‌کنیم.

‫[ بیمارستان روانی می‌سی‌سی‌پی 1961 ]

هماهنگی و ترجمه S4Sub

‫بیا بخواب.

‫الان میام.

‫می‌خوان بودجه رو تایید کنن. بیا.

‫هدف از انجام این مطالعه، فراهم کردن...

‫یه ماده‌ی شیمیایی تقویتی حافظه‌ست،

‫تا به سوژه اجازه بده،

‫لحظات تعیین کننده رو دوباره زندگی کنه،

‫و برای پزشک‌هایی مثل خودم،

‫مسیری برای بازسازی حوادث...

‫با یه پیامد متغیر، ایجاد بشه.

‫با توجه به نرخ موفقیت کنونی که در مورد...

‫درمان با تشنج الکتریکی، شاهد هستیم،

‫تو این برهه، دلیل منطقی...

‫که باعث بشه هیئت مدیره بودجه رو برای...

‫پیدا کردن راهی که به نظر حرفه‌ای من، ‫همین حالا هم وجود داره،

‫اختصاص بده؟

‫داریم ضربه‌ی روحی رو ‫با ضربه‌ی روحی درمان می‌کنیم.

‫اینجا دارم یه تصویر فرض می‌کنم.

‫همونطور که گفتم، دکتر استراوس...

‫دنبال راهی برای بودجه ‫ از محل مالیات دهندگان...

‫برای آزمایش داروهای روانگردان روی بیماران،

‫برای تغییر ذهن افرادـه.

‫درخواست بودجه رد شد.

‫دکتر استراوس، بابت وقتتون ممنون.

اونا دنبال اطلاعات اساسی در مورد

ترکیباتی بودند که،

تغییرات

در رفتار تغییرات در رفتار روانی

تصمیم گرفته شد

بدون اطلاع افراد روی اونا تست کنیم

افراد که در قشر فقیر جامعه هستند

چون اونا آسیب پذیر تر بودند

این دنیای مخفی

روسپی ها، معتادان به مواد مخدر، و سایر آدم ها بود

که در خواست آن ناتوان بودن

هر نوع جنونی که در بیماری متوجه میشدند

زمانمون تموم شده.

‫امروز هیئت مدیره...

‫درخواست بودجه‌ی فورد رو رد کرد.

‫وقتشه استخدامش کنیم.

‫در مورد اون سوژه‌ای که فرار کرد،

‫ممطئن شین توزند قبل از اینکه ‫کسی اون و ببینه، پیداش کنه.

‫نمی‌خوام مجبور شم به لنگلی زنگ بزنم.

‫نزن، دلیلی نداره اونا رو نگران کنیم.

‫بهت خبر میدم.

‫ببخشید معطلتون گذاشتم.

‫خب، برایان.

‫حالش چطوره؟

‫پرستار، میشه با برایان ‫ یه لحظه ما رو تنها بذاری؟

‫ حتما، دکتر. ‫ ممنون.

‫بیا، برایان، بریم تو اتاقت.

‫کوین، اسمت کوین‌ـه، درسته؟

‫ مارگارت. ‫ و مارگارت،

‫کوین و مارگارت، همونطور که گفتم،

‫برایان یه جوان قوی‌ـه...

‫و ناتوانی‌ها این رو تغییر نمیده.

‫هنوز یه قصاب خوک‌ـه؟

‫این یه سوال ساده‌ست، دکتر.

‫اون هشت تا از حیوون‌هام رو کشت.

‫اون رو درستش کن یا نگهش دار، درست نمیگم؟

‫باشه.

‫این اطلاعات تماس دکتر میلرـه.

‫دکتر برجسته‌ایه،

‫همونطور که گفتم،

‫یه جوان قوی تو وجود برایان‌ـه،

‫تنها چیزی که لازم داره، صبر و مراقبت‌ـه.

‫در مورد پس دادن پولتون،

‫این قضیه رو با ایالت مطرح کنین.

‫پرستار، لطفا راه خروج رو ‫به خانواده‌ی مرسر نشون بده، ممنون.

‫حتما، دکتر.

‫برو تو ماشین.

‫درخواست نکردم.

‫اوضاع خراب شده.

‫ولی این کثیف کاری یادم میندازه چرا این کار رو می‌کنیم.

‫یه دلیل واسه بیدار شدن از خواب بهمون بده.

‫یه دلیل واسه اتو کردن لباست، واکس زدن کفشت.

‫به ما مردا هدف میده.

‫این رو درک می‌کنی، مگه نه، فورد؟

‫تو آلمانی هستی، استراوس؟

‫استراوس یه اسم آلمانیه، درسته؟

‫نه.

‫خیلی بد شد.

‫چون اون وقت درک می‌کردی.

‫چی رو درک می‌کردم؟

‫درک می‌کردی که حتی اگه واسه یه لحظه...

‫سرمون رو برگردونیم،

‫کثافت بر ما غلبه می‌کنه.

‫این چیزها چه ارتباطی به من داره؟

‫چون می‌خوام بودجه‌ی ‫تحقیقاتت رو بدم، دکتر فورد.

‫چرا اداره‌ی مبارزه با ‫مواد مخدر باید بودجه‌ی تحقیقات...

‫در مورد مواد روانگردان رو بده؟

‫چون اول از همه، یه مرد شرکتیم.

‫چه شرکتی؟

‫پتانسیلی که برای...

‫موفقیت داری، منحصر بفردـه.

‫برای دست یافتن به مرزهای علم،

‫به همراه حمایت کامل دولت.

‫در عوضش چی می‌خواین؟

‫فرصت یادگیری.

‫با دسترسی به بیمارانت، تحقیقاتت،

‫شاید حتی فرصتی برای درمان افراد بیمار باشه؟

‫فورد، مشتاقانه منتظر شنیدن خبرت هستم.

‫فهمیدی؟

‫خوبه.

‫در دامنه‌های گواتمالا،

‫یک مرکز آموزشی مرموز وجود داره،

‫که ممکنه چند نفر از ‫مهاجمین اونجا پایگاه گرفته باشند.

‫دولت اونجا انکار می‌کنه که کوبایی‌ها...

‫میان سربازان آموزشی هستند،

‫ولی ناظرین خلاف این حرف رو زدند.

‫سربازان حرفه‌ای میان مربیان هستند،

‫و وقتی تعلیم داده شدند، ‫می‌تونن راحت ناپدید بشن.

‫گواتمالا با رژیم کاسترو ‫ هیچ جلسه‌ای برگزار نکرده،

‫و به شورشیان کمک کرده.

‫در خود کوبا، کاسترو مردم رو تشویق کرده...

‫تا مهاجمین رو به عقب برانند.

‫و 300 هزار نیروی شبه نظامی بسیج شدند.

‫حمله در ساعات اولیه‌ی خود موفق بود...

‫و البته کاسترو تقصیر رو...

‫فورد؟

‫عزیزم، شام گرفتم.

‫تو دفترتی؟

‫شام گرفتم.

‫انکار می‌کنه که کوبایی‌ها...

‫میان سربازان آموزشی هستند،

‫ولی ناظرین خلاف این رو گفتند.

‫چه کاری از دستم بر میاد؟

‫بهت که گفتم، هیچی.

‫بیا.

هی.

هی.

هی هی هی.

مربوط به تو نیست خوب؟

به تو مربوط نیست. پس چیه؟

نمی....نمیدونم.

به خاطر، به خاطر ماست؟

نه،نه.... نیست.

پس در مورد من؟ چون من نمیتونم

نه، قطعا معلومه نه

‫امروز یه اتفاقی افتاد.

‫چی؟

‫بعد اینکه بودجه رو رد کردن، ‫یه پیشنهاد بهم دادن.

‫کی بهت پیشنهاد داد؟

‫فدرال‌ـه.

‫فدرال، فکر می‌کردم ‫ همیشه این رو می‌خواستی.

‫آره، ولی این فرق می‌کنه،

‫اونا کنترل و دسترسی به تحقیقات رو می‌خوان.

‫نمی‌دونم چه فکری راجع بهشون بکنم.

‫کیا؟

MK Ultra subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left