لومړۍ 200 کرښې.
Pink Panther ترجمه از
.لایت
.بزار بخوابم
!بسه
.لایت
!آره، همه چی
هی! دیوونه ای تو؟ !دهنم صاف شد
!مراقب باشید، اسب خبیث
.خوشمزه ـس
.هی رئیس نگاه کن .کلی آدم اومدن
.اسبو باید به کار بگیری
.ترجیح میدم دنبال یه اسب دیگه بگردم
!بد نیست. خوشگل شدی
اون یارو رو میشناسی؟
اون استاد لو لیانگ ـه. به ظاهر یه دلقک .با یه اسب تو استودیو فیلم سازی ـه
اما یه زمانی در هنگ کنگ، اون بهترین .بدلکار فیلم بود
.کل کشور استاد لو رو میشناختن
.سوار کار
!استاد لو
!سوپرایز خب زندگی چطوره؟
!دامی، سلام
کجا بودی؟
.فکر میکردم مردی
.دامی، شوخی نکن دیگه .من تازه برنده شدم
.بگیر، مهمون من
.آخه تو یه متخصص بازنشسته هستی چجور کاری اونجا هست؟
اصطبل ـت چطوره؟
.اسبم فروشی نیست
...اگه نفروشی
.مصادرش میکنم
.اینطوریا نیست پیری
.اسبو دیدی؟ بدنش عالیه
.واسه چند روز اسبتو قرض بده
بچه ها بیخیال شین. بدون اون...چطور باید بدهیم رو بدم؟
.شوخی دیگه بسه
.اسبت رو به جای پرداخت بدهیت میگیرم
.نه خواهش میکنم، "شعله " رو نبرین
.اسب و بگیرین
!نه دامی خواهش میکنم
.بگیرش
.کمونم درد میکنه
.هی! دست به "آتیش" نزنین
.باید حرفمو گوش میکردی
!یالا! بپر عزیزم
.برید دنبالش
.ببخشید
!اونجاست
!مراقب باش
و شما کی باشی؟
!دیوونگی ـه
.ببخشید
!نمایش رو ادامه بدید
.اینقد شیطونی نکن
.باید بریم... یچوری جا شو رفیق
!رو به جلو
کجاست؟
هی کجا میری؟
.آفرین
!اونطرف
.آتیش دنبالم بیا
.یالا
پیری کجا رفتش؟
!بیدار شو
.استاد لو
باز اینجا خوابیدی؟
خودت چی، فهمیدی؟
با زنت دعوا کردی باز؟
.اون دعوا نمیکنه، درجا میکشه
!استاد
احمق من بیدار شده؟
.آره. از دیدن عشقت خوشحالم
.اون دیگه مرده
شما استاد لو هستید؟
بله چی شده؟
.سلام
.اومدیم درباره اسبت صحبت کنیم
.سه سال پیش شما اسب آقای ون رو گرفتید
.اخیرا دعوی قضائی ایشون تموم شده
در نتیجه، شرکت دی آی حق این رو دریافت کرد تا هرگونه دارائی
.از جمله اسب رو به مزائده بزاره
.خودتون ببینید
!بیرون
این اسبه منه. اگه الان نرید
.گازتون میگیره
چی شده استاد؟
.میخوان شعله رو ببرن - عقلتون رو از دست دادید؟ -
قراره کتکمون بزنید؟
.مزخرفه
.دیوونه است
.آماده باش وین دیزل تقلبی .اینو بررسی کن
.به زودی برمیگردیم
!احمقا
.یه کلمه هم نفهمیدم
.شرکت یکی از دوستام ورشکسته شد .مامان آتیش متعلق به اون بود
.بگو رئیس ونگ بهشون زنگ بزنه .اون همه چیو درست میکنه
.پارسال مرد
اگه به این آسونیا بود که .نمیومدن
.اینقد تاب نخور
!رو مخه
استاد
شاید وقتشه دنبال وکیل باشیم؟
.درسته
چی بهش پول بدم؟
درخواست اجرای حکم .در مقابل این دادگاه ارائه شد
یکی از اموال موکل ما به مزائده گذاشته .شده تا بدهی پرداخت بشه
اگرچه، ما میخوایم تصمیم رو به دادگاه تالی بسپاریم
.تا از حقوق نقض شده موکلمون محافظت کنیم
.میخوایم تاریخ مزائده عوض شه
.اون هنوز اینجاست
چطوری عزیزم؟
چرا اومدی اینجا؟
.تو دردسر افتادم .به کمکت نیاز داریم
.یه وکیل لازم دارم
قانون شکنی کردی؟
چی میگی؟
نه اونطوری نیست. مسئله درباره .اوگونیاک، اسبمه
.میخوان ازم بگیرنش. من وکیل لازم دارم
.میتونی تبلیغات رو بخونی
.اما پیش تو اومدم
.من وکیل نیستم
.هنوز دارم آموزش میبینم
.من هیچ پولی ندارم
.منم
.ازت پول نمیخوام
.میخوام تو دادگاه کمکم کنی
...لو لیانگ
نمیخوام تورو ببینم
هرچی که شده .خودت حلش کن
.یه لطفی بکن و گم و گور شو
بابا تو دیگه دوسم نداری؟
.خیلی دوست دارم دخترم
.اما من دلم نمیخواد با مامان زندگی کنم
.آفرینو سخنرانی عالی بود
.یالا گریه نکن .بسه دیگه بریم
.از چیزی نترس .خدافظ عزیزم
.عزیزم گریه نکن. زودی میبینمت - .حتی فکرشم نکن -
.خواهی دید
جدا شدن؟
بله
.متاسفانه
.متاسفم
.یهو مشکل خانوادگی پیش اومد
.نشد به اولین جلسه ـت برسم
.راستش، خیلی پست رفتار کردم
.خوشحالم ندیدیش
من ثابت کردم اون مرد .یه پدر بدی هستش
.و از دخترش جداش کردم
.استاد
دیوید! یکی دعوا رو پست کرده؟
.الان دیگه هیچکی استخدامم نمیکنه
.استاد لو
اومدم ازت بخوام که تو
.و اسبت توی فیلم من بازی کنین
بله
.اما باید یه سری حقه ها انجام داد
آتیش از پسش بر میاد؟
.آره چجورم
.از بچگی بهش آموزش دادم
.اون بهترین شاگردمه .بیا عزیزم
.سلام کن
.لایت
یه ستاره میشی؟
!ابر ستاره میشه. لایت اسب آتشی !بزن قدش
.گوش کن عزیزم
.التماست میکنم
.بیا تمرین کنیم
.آره بابات یکم دروغ بهت گفت
اما بالاخره فرصتی پیش اومده که .بتونیم خودمونو بکشیم بالا
.قیافه چیه؟ نباید جا بزنی
!اونا باید کف کنن با دیدنت
!یالا! بپر
یکم بیشتر لطفا - !دیوونه ای تو -
.اینقد نباید قهوه بخوری
.باید درباره یه چیزی صحبت کنیم
مامانم ازم خواسته
.تا با خونوادت ملاقات کنیم
چطور باید از زیرش در رفت؟
یادت رفته که من یتیم هستم؟
.کس و کاری ندارم
چرا یهو بحث این شده؟
.داشتم درباره ازدواج بعد فارغ التحصیلی تو فکر میکردم
.جلوی اون گفتمش
اونم فورا
.پی ـِش رو گرفت
.خب بگو هنوز تصمیمی نگرفتیم
.اما گرفتیم - هنوز نه -
.اما این یه توسعه منطقی در روابطه
آره اما من خودم تصمیم میگیرم که .کی میخوام ازدواج کنم
با اینکه درک میکنم مامان بابای تو .ذهنیتشون سنتی ـه
.مرسی بابت درکت
.اما به طور کلی حق باتوئه
.پس سخت نگیر .موفق باشی
.دوست دارم
چرا میخوای ببینیش؟
ازت میخوام
.یه لطفی بکنی
.لطفا با بابات آشتی کن
مامانی جونم
بسه دیگه
.خیلی وقته الان اینو از من میخوای
No comments yet. Be the first to leave one.