د خپرونې معلومات

The Real Has Come E10 HDTV KoreanAngels
د لخوا تبصره shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

تګونه

HDTV
hdtv
HD
په خپور شو: 2023-04-24
ډاونلوډونه: 28
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

بیا تو

...این همون زنه ـست که ته کیونگ

منظورت چیه؟ ته کیونگ چی؟

موضوع چیه مادر؟

ما تازه با هم آشنا شدیم، پس می بخشید

یه چیزی هست که باید اصلاح کنم

همسر آینده ته کیونگ اون نیست اینه

دست از خیالپردازی بردارین، برین پی کارتون

مادر

به خودت بیا

اگه پسری گمراه شده، پدر و مادرش باید اونو درستش کنن

چطور جرات کردی با اون همدستی کنی و زن اصلیش رو بفرستی بره؟

کی رو میگی همسر واقعی؟

ایناهاش اینجاست

اون عروستونه که شوهرش رو ازش دزدیدن

من عذرخواهی می کنم، آقای گونگ

نمیدونستم شما دارین با خانوادش ملاقات میکنین

خانم جانگ لطفا برو

مادر شما هم باید بری

اون قبل از اینکه نوه شما باشه پسر منه

پس لطفا برید و دست از دخالت تو زندگیش بردارین

- چی؟ - مادر

- باید برید - چی داری میگی؟

- چیکار می کنی؟ - لطفا برو

ولم کن! نکن

خانم جانگ شما هم با من بیا

ولم کن

باورم نمیشه

چطور زنت جرات کرد با نیزه هایي که از چشمانش بیرون میزد، سر من داد بزنه؟

ولم کن برم خدمتشون برسم

بس کن مادر

چی؟

مادربزرگ باید برگردیم بعدا باهاتون تماس میگیرم

باشه

خانم جانگ این چه کاری بود؟

یه آدم منطقی نباید اینطور رفتار کنه

چطوری می تونم اون لحظه منطقی باشم؟

چی؟

وقتی رسیدم مادر بزرگ بهم گفت آشنایي خانواده هاست

قصد داشتم برم

اما من خیلی عصبانی بودم و احساس می کردم در حقم ظلم شده

چطور تونستین با خانواده اونها آشنا بشین

اونم وقتی فقط چند روز از خراب کردن عروسیم گذشته؟

...من حق ندارم این جلسه رو خراب کنم

وقتی اون عروسی منو خراب کرده؟

فعلا باید برگردی، بعداً در این مورد صحبت میکنیم

من نمیتونم اجازه بدم دخترم با خانواده ای مثل شما ازدواج کنه

- نونا - لطفا

لطفا به حرف منم گوش بدید

مگه حرفی هم برا گفتن هست؟

ته کیونگ، چرا نشستی؟

مادر، شما نباید بری، پس یون دوو و بچه چی میشن؟

اجازه بدید از طرف مادرشوهرم عذرخواهی کنم

کار خیلی بدی کرد

عوض اون از دست من عصبانی باشین

هر چقدر میخواین از دست من عصبانی باشین

بهتره بشینید

انگار من تنبیهتون کردم

معذرت میخوام مادرخانم

... نباید اینجوری باهاتون برخورد میشد

اونم وقتی شانس بهمون رو کرده

یون دو تنها بچه با ارزش اینجا نیست

ته کیونگ هم باید یه پسر با ارزش براتون باشه

ایشون یه مادرشوهر معمولی به نظر نمی رسید

عروسش بودن باید براتون عذاب آور باشه

...بخاطر همین رفتار

من نمی خوام برای عروسم اینطور باشه

به نظر نمیاد اون خانمه از ته کیونگ دست کشیده باشه

بین اونها همه چی تموم شده

بعدشم، این ازدواج ایده مادر شوهرم بود

راستش

ته کیونگ با مادرشوهرم نسبت خونی نداره

- چی؟ - چی؟

وقتی ته کیونگ دبیرستانی بود

من با این خانواده وصلت کردم

نسبت خونی نداره؟

یعنی هیچ ارثی بهش نمیرسه؟

- دایی لطفا -خدایا

من معذرت می خوام، مادر اون هیچ قصد بدی نداره

اشکالی نداره ، از روی کنجکاوی بوده

معذرت میخوام که زودتر بهتون نگفتم مادر

حتما برات سخت بوده

داماد عزیزم

قشنگ پیداس

زندگی با همچین مادربزرگی باید سخت بوده باشه

...اگه نوه خودش بود

که صد مرتبه بدتر میشد

مادر، حالتون خوبه؟

بله من خوبم، چقدر کوچک شدم

جلوی فامیل عروس آینده ام

دیگه از چیزی نمیترسم

چرا بترسم وقتی اونها عاشق همن؟

ما باید بهشون کمک کنیم که این بچه رو داشته باشن و خوشبخت بشن

من مادرشوهرمو راضی میکنم

...پس لطفا بهم اعتماد کنید

...و ته کیونگ من رو

قبول کنید

نونا ، لطفا به بچه فکر کن

بالاخره اون باباشه

مامان لطفا

عروسی که میگیرین؟

!البته

ته کیونگ، فوری برا مراسم تو سامچون دونگ رزرو کن

بیاین با هم یه روزو مشخص کنیم

- برای عروسی؟ - ...عروسی

حتم باید باشه؟

- چی؟ - چی؟

اگه ته کیونگ دوباره عروسی بگیره

باعث میشه مردم مسخره کنن

مادربزرگش اینجوری بیشتر مخالفت می کنه

من اصلا به تشریفات احتیاج ندارم

تنها چیزی که نیاز دارم ته کیونگه

...بالاخره یه زن

فقط یه بار عروس میشه

نه اینکه عروسی نگیریم

بعد از به دنیا اومدن بچه عروسی میگیریم

باشه

...این روزها عادی شده

مراسم عروسی رو بعد از بدنیا اومدن بچه میگیرن

پس مسئله عروسی حل میشه

کجا میخواین زندگی کنین؟

یه سری وسایل باید آماده کنیم یه واحد کنار ساختمون داریم

ما خودمون بهش رسیدگی می کنیم

درسته حامله ـست ولی بالاخره عروس دامادیم

...دوست داریم کنار هم راحت باشیم

نمی خوایم جلوی بزرگترها معذب باشیم

درسته بیاین بسپاریم به خودشون

بالاخره بچه که نیستن

البته صد در صد با شما موافقم

... پس برای مبارک کردن این لحظه

چطوره بریم ازدواجشون رو ثبت کنیم؟

- چی؟ - چی؟

فکر خوبیه

اونها باید همین کارو بکنن چون بچه دارن

-خدایا نه -خدایا نه

اصلا نمیخوایم شماهارو خسته کنیم

درسته به هر حال فردا باید دنبال خونه بگردیم

باشه پس میذاریم برای فردا

حالا کی قراره غذارو بیارن؟

گرسنمه

وای جونم بالا اومد

قرص معده ای هست که زن حامله بتونه بخوره؟

آره می تونی آلمینیوم ام جی اس بخوری

به اضافه دارو های مایع مشکلی نداره

سرمم که داره می ترکه

به نظرم کار هر کسی نیست دروغ گفتن

یون دو

بله دایي

خیلی طول کشید؟

داشتیم شماره هامونو بهم میدادیم

برای فردا ساعت مشخص کردی؟

- چی؟ - چی؟

چرا شما دوتا اینقدر از مرحله پرتین؟

مگه فردا قرار نیست ازدواجتون رو ثبت کنین

اوه اون؟

بله وقتش رو مشخص کردیم

مگه نه

درسته البته

قرار گذاشتیم ساعت 2 بعد ازظهر همدیگرو تو دفتر شهرداری ببینیم

یادتون نره مهرتونو بیارین

باشه حتما

ما مهرمون رو می زنیم تا ازدواجمون رو تایید کنیم

درسته

- باورم نمیشه -خدایا

جلسه خانوادگی به این زودی تموم شد؟

چقدر سریع

مادربزرگ، مامان کجاست؟

مامان کدومه ، اسمش رو جلو من دیگه نیار

اونم حق داشت عصبانی بشه

واسه چی اصلا خانم جانگ رو آوردی اونجا؟

خانم جانگ؟

اونم برده بودین؟

مادربزرگ، دیوونه شدی؟

آره من دیوونه شدم

هم پسرم و هم نوه‌ام بهم میگن دیوونه

از امروز دیگه منو نامرئی فرض کنین

دیگه باهام کاری نداشته باشین

مادربزرگ لطفا

کجا رفته بودی اینطوری شیک و پیک کردی؟

لطفاً بهم نگو که از رو لجت با یه پسری بودی

خسته ام لطفا برو

سه جین خوب بهش فکر کردم

بین تو و ته کیونگ همه چی تموم شده

با این قیافه و هیکل و عقلت

میتونی یه مرد خیلی بهتر از ته کیونگ پیدا کنی

...چرا از این فرصت استفاده نکنیم

...بخاطر فشاری که بهمون اومده

یه تغیير و تحول کامل به خودت بدی؟

!مامان

وای زهره ترک شدم

اون زنه هم اونجا بود؟

دایي برات میگه من برم استراحت کنم

مادر بزرگشون از اوناشه

قشنگ معلومه چه جور مادرشوهریه

به نامزد سابق نوه اش قول داده هواشو داشته باشه

چرا مثل توله سگ ها بی قراری؟

چی شده؟

...خب

اون زنه دیروز اینجا بود

چون جلسه خانوادگی تصمیم گرفته شده بود

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left