لومړۍ 161 کرښې.
با من روبرو شو،هیولا خبیث اگه جرئت داری
برای اینکه من گربه چکمه پوشم!
و هیچکس نمیتونه با من روبرو بشه
این چیزی بود که من به سایکلوب دو چش از قلعه ی بونگیت
سایکوب دو چشم؟
دو تاش ترسش دوبرابر یکیه
یه طوفان وحشتناک اومد زمانی که داشتم از دروازه خارج میشدم
اونها از استخوان های خونی ساخته شده بودن
استخوان هایی کسایی که تلاش کرده بودن گنج سایکلوب رو بدزدن
سایکلوب دو چش
دو برابر خطرناک تر!
- هیولا در خشم غوطه ور بود - اون تبر خودشو چرخوند!
ولی گربه برای اون خیلی سریع بود
فکر کنم قبلا این داستان رو شنیدن
- احتمالش هست - ساکت!
سایکلوب نمیتونست به گربه چکمه پوش برسه...
به پشتش با یه استایل خفن آویزون شده بود
سایکلوب محافظاشو صدا کرد ولی اونها نیومدن
و،آه،چرا نه؟
نمیدونم.فکر نکنم جزوی از داستان باشه
جک!
جک؟
ورود خفن!
چجوری اومدی توی شهر؟
تو دقیقا از آدمهایی هستی که ابولهول باید از شهر دور نگهشون داره
باید. ولی من یه معما جواب دادم
نمیشه گفت که یه سیستم امنیتی
برگردین سر اون داستانتون درباره ی سایکلوب
اگه میخواین بدونید که چرا نگهبانا نیومدن
اگه میخوای باید از جک اسپارتا بپرسی!
برای من که هنوز معنی "بیضه بند"رو میده!
اونها نتونستن بیان چون با قهرمانی مثل من طرف بودن
تو نمیتونی افتخار شکست دادن سایکلوب رو ازم بگیری
اون نگهبانا خوابیده بودن
و من قهرمانانه بیدارشون نکردم!
هیچ وقت اشاره نکردی که جک باهات اونجا بوده
برای اینکه هیچ غلطی نکرد!
داشت جیبشو با طلا پر میکرد زمانی که من داشتم جانور رو شکست میدادم
- این حقیقت داره -سعی نکن...
چی؟
من هیچ کاری نکردم گربه، من هیچ وقت هیچ کاری نکردم
میتونی من رو ببخشی؟
بگو نه،بگو نه
- بله - چی؟
من نمیتونم از دستت عصبانی بمونم تو قدیمی ترین دوستمی
سلام خانم خوبه دو کفشی
اون منو بخشید!
اسمم دلسانیاست.و من نمیبخشمت
من خیلی وقت صرف کردم تا آرامش بگیرم توی زندگیم
و یه چیزایی فهمیدم
من یه ماجراجوی افتضاحم
ببینش.من حتی یه شمشیر واقعی هم ندارم
ماجراجویی کار من نیست رفیق
ولی پس از تلاش زیاد و سم زدایی نارگیل ها
من استعداد واقعی خودمو پیدا کردم
بیل زدن کود؟
آه،خفه،من یه تاجر شدم
میخوام یه باشگاه ورزشی راه بندازم
همینجا توی سن لورنزو
مکانی که میشه هم مغز ورزش کنه هم بدن
چی؟
من سلامتی و خوب بودن رو به تمام سن لورنزو میارم!
حالا تشویق کنید
گربه!
تو نمیتونی به جک اعتماد کنی یادت میاد دفعه ی آخر با اون هیولا
اون میخواد از تو سوء استفاده بکنه
ترس ندارم.هیچکس نمیتونه از گربه چکمه پوش سوء استفاده کنه
میخوای یه خیار شور جادویی بخری؟
- دو تا میخرم - اوه،پسر
به من یه لطف میکنی؟
وقتی که قبلا دیدمت
وقت نداشتم تا بفهمم که سن لورزنزو برای چی معروفه
خونه ی گنج افسانه ای
میدونستم!اومدی تا گنج مارو بدزدی
اوه،نه،نه،نه،نه،نه من از اون کار دست کشیدم
ولی من نتونستم طلا و جواهر رو ببینم
من هوزم عاشق زیبایی گنجم
درخشش نور خورشید که میخوره به طلاهایی که دزدان دریایی دزدیدن
اجازه بده من به غنیمت طلا زل زل نگاهت کنم
من یه کمی راحت نیستم
اگه به من اعتماد نداری . خب جلوی در خونه ی گنج وایسا
هیچکس از شمشیر تو سریع تر نیست
من دیدم که شلواری که توی هوا بود رو تکه تکه کردی
یادم میاد اونو
چجوری اون شلوار های پرنده رو دوخته بودن؟
من هیچ وقت به سرعت تو نبودم
من چطور میتونم از سرعت و عکس العملت در برم
تو نمیتونی
زیباست!
به یه سکه دست بزنی خشم شمشیرمو میچشی
که خیلی مزه ی بدی میده
قبلا من تمام این هارو میدزدیدم ولی
دیگه خبری نیست
فکر کنم این ها آثار برتر جهان اند نه؟
حدس میزنم که قدرت هر کدوم از این وسایل رو میدونی
معلومه همشونه مثل کف دستم بلدم باهاشون کار کنم
که میتونم بدون نگاه بهت بگم که خز داره و نارنجیه
این لیوان عجیب چیه؟
لیوان؟این لیوان برای ایالت...
دریاچه ی لموند
جوری ساختنش که نامرئی باشه
و این چکمه های خفن چین؟
چکمه؟اینها رو ندیده بودم
آها اونهارو الف های پینه دوز درست کردن
بله،الف ها همه چی رو پینه میدوزن
آه،واقعا؟اونها....
چکمه های هفت لیگ نیستن؟
چی؟
تو اصلا نمیدونی اینها چین نه؟
و من هرچی درباره شون میدونم اینه که:
یه دفعه فیت پات میشن
جک!دوتاشو در بیار
یا میخوای منو بزنی؟کجا؟
اینجا؟
یا اینجا؟
ببخشید گربه دارم باهات بازی هرکی سریعتر بره رو بازی میکنم
من سریعم....
و تو بازنده.هها!
هرجا خواستی بپر،جک خرگوشی
ولی نمیتونی از سرعت شمشیر گربه ...
...چکمه پوش
بزرگترین احمق جهان
جک همه ی طلا ها روبرد؟
آره،و من نتونستم جلوش رو بگیرم
ناامید نشو گربه،منظورم اینکه تو شکست خوردی تو محافظت شهر،
و همه عصبانین وجکک تقریبا تو رو شکست داده
و...و...
پس احساس بدی نداشته باش
خب اون گنج رو برد؟ چیز دیگه ای هم ورداشت؟
درباره ی اون جامی که آدم رو نامرئی میکنه چی؟
صبر کن،این رو نذاشتم ببره
گربه،اون گنج منبع جادوست
ازش برای محافظت سن لورنزو استفاده میشد
اگه حتی یکیش گم بشه
هیچوقت نمیتونیم ورد رو برگردونیم
دیگه چیا برد؟
فقط گنج با یه جفت کفش که خیلی سریعش میکردن
آه!اون ها کفش های هفت لیگ بودن!
افسانه ها میگن هرکی بپوشتش اینقدر سریع میشه که دیگه نمیشه دیدش
میدونم،میدونم،خودم دیدم
فقط یه کار میتونم بکنم اونم پس گرفتم کفش هاست
جک شاید سرعت داشته باشه ولی من هم مغز دارم
اخیرا که همچین اتفاقی نیفتاده
اون میتونه هرجا باشه چجوری میخوای پیداش کنی؟
با مغز!
حقیقت اینه که!جک تنبل و نمیتونه گنج رو خیلی دور ببره
حقیقت!اون علاقه ی زیادی به غار ها داره
میگه که اونها سوراخ دماغ های ریمن اند
نتیجه گیری!
جک در نزدیک ترین غار است!
بنگر قدرت منطق رو!
خب،نزدیک ترین غار کجا هست؟
باید برم بپرسم از یکی اون سمتا
صبح بخیر جک میدونم اونجایی
گنج رو برگردون یا اینکه به دو قسمت تبدیلت میکنم
مثل شلوار کوتاه ی مگس!
تو حتی نمیتونی به من دست بزنی
تو مثل یه حلزون گندی
نه،نه،نه،نه،نه تونمیتونی منو بگیری گربه
چیزی رو شکستی؟
اگه شکوندی من چسب با خودم دارم
No comments yet. Be the first to leave one.