لومړۍ 200 کرښې.
رؤياي من مُرد
با ائتلاف خيريهي اشميت خدافظي کن ديگه
نميدونم ايني که گفتي معنيش چيه
ولي واسه همين بود که داشتي لامپها رو توي گاراژ ميشکوندي؟
اون ربطي نداشت - اوه -
يه بنياد بود که ميخواستم بسازمش
تا برند اشميت رو به مرحلهي جديد ببرم ولي حالا نميتونم
اسمش از قبل گرفته شده - چي؟ -
يه نگاه بهش بنداز
ائتلاف خيريهي اشميت در سال 1948 بنا شد
توسط کرنستون اشميت
تا لُختي در رستورانها رو افزايش بده
از دست کرنستون اشميت و خدمتکارهاي لختيش
حالا چه خاکي به سر بريزم؟
چطوري به رفيقهام نشون بدم که کلي پول در ميارم
تا همينطوري خرج غريبهها بکنمش؟
يه راهي هست که شايد بتوني مشکلت رو حل کني
چي؟ - ميتوني از اسم کوچيکت استفاده کني -
چي عرض کردي؟
تو ديگه يه دانشجوي عضو انجمن پسرونه نيستي که از بشکه آبجو ميخوره، باشه؟
الان يه مدير اجرايي شدي
کارت درسته - کارم درسته -
درضمن، هيچ انجمني منو راه نميداد
سختيهاي زيادي داشت که نيازمند نشون دادن کيرت بود
واي عزيزم - فقط انجامش بده -
مگه کي اهميت ميده؟
چند وقته اونجا بودي؟ - به اندازهي کافي، اشميت -
آره، کل روز دوربين رو روشن ميزاريم
ميخوام کنار جس باشم وقتي توي پورتلنده
آره، ديروز ديدم که سيسي يهمدت کتاب خوند
واو، چه باحال جس، خوشبهحالت
...سيسي - جس الان بهمون نياز داره -
هنوز بخاطر نيک افسردهست
من افسرده نيستم. من عاليام
توي مکعب سوسو ميزنم
خالي ميبنده. درب و داغون شده
!اي بابا
!دارم صحبت ميکنما
آبرو ريزي ميکني همهاش
،تنها کاري که انجام ميده بازيافت قوطيهاست
کاش عروس فنچش
از دنور برگرده
تا يکي ديگه رو واسه اذيت کردن داشته باشه
بيا از اين خونه بزنيم بيرون
آره، درسته - خب، ميخواي چيکار کني؟ -
قراره کل روز روي کاناپه بشيني؟
کونت خواب ميره
زودباش، پاشو بريم بستني بگيريم
!من از بستني متنفرم، بابا
هيچکس از بستني متنفر نيست - احمقانهاست -
با ديدن اينا راحت نيستم - آره، احمقانهاست، بابا -
خيلي احمقانهاست
سلام، سيسي - بابا -
سلام، اشميت. چطورين؟
!بابا! با دوستهام صحبت نکن
illusion اميرعلي #New_Girl_S06E21
!هَچه
عه، پس بيداري - تو بيدارم کردي -
هي، ناراحت نميشي يه چيزي باهات در ميون بزارم
که خيلي شخصي و خيلي احساساتيـه؟
چرا ميشم... بايد بخوابم
اين هفته شيفت شب کار ميکنم - به عنوان افسر پليس؟ -
.نه، نيک، به عنوان جيندا آره، به عنوان پليس
حالا ميشه لطفاً از اتاقم بري؟
خيلي خستهام و بايد استراحت کنم
ميفهمم، ولي بهت ميگم بايد بهت بگم
نميخوام بشنوم - الي، ميخوام بهت بگم -
به جون مادرم - بايد با ريگان کات کنم -
ولي نميدونم چطوري - خدا لعنتت کنه، نيک -
حالا ديگه در جرياني
،حالا که فهميدي بايد دربارهاش صحبت کنيم
چه رسماً توي اين موضوع باهم شريکيم
ما شريک نيستيم - ...اوضاع بين ريگان و من -
زياد خوب نبوده، و ديشب خيلي وضعيت بدي شد
،خيلي ديوونه کنندهاست. ميدوني
...داشتم رانندگي ميکردم - اوهوم. ديوونه کننده بهنظر مياد -
ريگان - بله؟ -
من کل روز رو کار کردم. همديگه رو نديديم
نميخواي بدوني چه خبرا بوده؟
آره. باشه، چي شده؟
امروز چه اتفاقايي واسهات افتاد؟
،صندلي عقب يه ماشين درحال حرکت يه مرغ دريايي ديدم
ميشه ديگه سکس کنيم؟
متوجه نميشي
بيا قال قضيه رو بکَنيم
چه ربطي به من داره؟
اميدوار بودم بهم بگي چطوري باهاش کات کنم
...فقط تظاهر کن يه آدم بالغ هستي
و تمومش کن - آره -
قطار ديگه ايستگاه رو ترک کرده، نيک
،هرچي بيشتر صبر کني اوضاع بدتر ميشه
قطار ديگه ايستگاه رو ترک کرده، هان؟
آره - ممنون -
خواهش ميکنم
راستي، بگو بينم، بيدار شو
سؤال. ببخشيد
بله، نيک؟
فکرميکني اون شبيه سوراخ کونِ يه هيولاست؟
يجورايي آره
آره منم همينطور. خيلي چندشه
چه خبره، اشميت؟
مرد، بازم با سفارش غذا از اون رستوان
جامائيکايي مشکل داري؟
نميدونم چندبار بايد بهت بگم
وقتي ميري اونجا با لهجهي خودشون صحبت نکن
چون يه مقدار نژادپرستانهاست
بالأخره زمانش رسيده تا من
برند خودم رو راهاندازي کنم
جداً قرار نيست برگردي؟ - هنوز نه -
اين برند ميراث من خواهد بود
و اينجا برميگردم
!اوه! عجب زمان بندي درستي داشتي
ميخوام دوباره از اسم کوچيکم استفاده کنم
اشميت، فکرميکنم ايدهي خيلي بدي باشه
!چارهاي واسهام نمونده
،وقتي بهدنيا اومدم والدينم واسهام اسم گذاشتن
نکن اينکارو، اشميت
کاري که ميکني تهش فقط درد کشيدنه
...بيشتر عمرم به اين اسم صدا ميشدم، و
ميخوام اسمم برگرده
باحال نيست خدايي؟
يادته، قبلاً هميشه مياومديم اينجا
هربار که مسابقهي تنيس رو برنده ميشدي
اون يکي دخترت بود - اوه، آره -
،تو هميشه نصف خصوصيات اَني رو داشتي
ولي هيچوقت مثل اَني نبودي
پريسيلا، بيا اينجا، بيا
ميخوام با دخترم آشنا بشي، جسيکا
يادته؟ دربارهاش بهت گفتم
همونيه که تنيس بازي نميکنه
اوه، همون معلم اهل هاليوود
خب، دوتا بستني نيشکر و کشمش
و هرچيزي که دخترم بخواد
از دست تو
شوهرش از يه راهپلهي مارپيچي پايين افتاد
چي؟ - ،همهاش ميافتاد -
ميافتاد، پشتسرهم ميافتاد
افتضاح بود. ولي نمرد
اما وقتي متوجه شد
...که فيلمش تو نت پخش شده
خودش رو کشت - واي -
ميدونم چه حسي داره
جس، هنوز بابت نيک ناراحتي؟
بايد، بايد از اون قضيه بگذري
سخته. نميدوني چه حسي داره که تنها باشي
ميدونم چطوريه
من و اشلي کات کرديم - !چي؟ -
آره - کِي؟ -
آره، حدود 6 ماه پيش
ولي نميخواستم نگرانت کنمس
بابا. کار من نگران بودن دربارهي توئه
بخاطر اختلاف سني 40 سالهتون بود؟
خسته شده بودين از بس خدمتکارها ميپرسيدن
به عنوان پدر و دختر اومدين شام بخورين؟
...شرمنده، نه، نبايد
،گفتي قرص خودش فروخته شده
پس بزار ازت بپرسم، قرص ميتونه
درد ضربه خوردن توي تخمهات رو درمون کنه؟
چون قراره بهش نياز پيدا کني
واي نه - سلام، نيکي، چهخبرا؟ -
ميتونم صبرکنم
،نه، چيزي نيست بگو، متأسفم
...ميخوام بهت بگم
چي؟ - چيزي که ميخواستم رو گفتم -
هيچ حرفي نزدي
حس ميکنم سوار يه قطاريم
مقصدمون کجاست؟
ميريم سن ديگو
جان؟ - ترسيدم و يهو اينو گفتم -
،بزار يه چيزي بهت بگم آبجي، نقشهات جواب نداد
نقشهي من نبود
خب، تو بودي که بحث قطارها رو پيش کشيدي، نه؟
و ذهنم رو مشغول کردي
بخش سن ديگو؟ خب، تقصير خودم بود
من توي اين قضيه خودمو دخالت نميدم
پس، الان چيکار کنيم؟ - نميدونم، نيک -
هيچوقت نديدم کسي بخواد با يه نفر کات کنه
ولي بجاش دعوتش کنه مسافرت ساحلي
.از قصد که انجامش ندادم حس ميکنم تو باعث شدي به اينجا برسه
تقصير من نيست - پس ميخواي چيکار کنم؟ -
ميخواي توي سن ديگو باهاش کات کنم؟
اينجاش رو ديگه واسهام مهم نيست
چرا؟ چون شخصيه؟ - زندگيت رو بکن، مرد -
چون آب و هوا عاليه؟
و اگه جواب نده چي؟
بايد برم مکزيک و زندگي جديدي رو شروع کنم؟
هيچکس اين کارها رو پيشنهاد نميکنه
تو يه نابغهاي
ممنون، الي
ميدونستم پيش آدم درستي اومدم. انجامش ميدم
،احمقانهترين چيزي بود که تا حالا شنيدم
و حس ميکنم بايد به سن ديگو زنگ بزنم
و دربارهي تو بهشون هشدار بدم
،ولي ظاهراً قانع شدي
پس اگه باعث ميشه زودتر از اينجا بري، خدانگهدارت
به خدا اعتقاد داري، الي؟ - به جهنم اعتقاد دارم و الان توشم -
اوه، اينجا جهنمه؟ - !آره -
!پس چطوره تو کارهام دخالت نکني؟
،منم سعيدارم همينکارو انجام بدم
!ولي تو همهاش منو دخالت ميدي
No comments yet. Be the first to leave one.