لومړۍ 182 کرښې.
عجب چیزی!
یه دورگه!
تو همونی هستی که 'مو دان' رو کشت؟
تو...
عوضی...
کم کم دارم بهت علاقه مند میشم.
زيرنويس از مهدي shine021
بهشت جهنمی
فرار کن.
راستش دلم می خواد کالبدشکافیت کنم،
ولی الان حوصله کشتن کسی رو ندارم.
آقای 'فوچی'! خدا رو شکر.
چی شده؟
حال 'می'...
فکر کردم فقط خسته است، ولی...
هیچ نشونه ای از بهبودی نیست.
مگه اولش یه بچه نبود؟
اون دیگه چه جور جونوریه؟
میگن اونم از همون جنس 'تین تین' هاست.
منم دیدم که یه نیروی عجیبی رو استفاده می کنه.
از همون جنس هیولاهای دیگه.
با اینکه مواد اولیه محدوده
ولی با این حال تونستم یه داروی تب بر ساده درست کنم.
در عوضش، 'می'،
تو باید اطلاعات بیشتری درباره خودت و 'تین تین' ها به ما بدی.
بعد از اینکه متحدام رو از دست دادم،
بالاخره فهمیدم که این قضیه چقدر جدیه.
شماها دیگه کی هستید؟ هدفتون چیه؟
بستگی به جوابت داره،
می بینم که می تونم ببخشمت یا نه.
اون...
یه لحظه صبر کن. آخه با این زبون بسته چجوری توضیح بده؟
درسته.
یکم با احترام باهاش حرف بزنید!
ولی اشکال نداره. من تو ترجمه کردن حرفاش ماهرم.
در ضمن، تو هم برو دارو رو آماده کن، 'ساگی'.
ما رو کشوندی یه همچین جایی...
از جون ما چی می خوای، بچه 'مارو'؟
یادم اومد،
ولی غریزه جنگجوییم دیگه تیز نیست.
می خوام یکم گرم کنم. میشه لطفا؟
می خوای هممون با هم بریزیم سرت؟
آره، یه همچین چیزی.
منظورت اینه که از من به عنوان کیسه بوکس استفاده کنی؟
از تو هم.
من کسی ام که از همه بیشتر ازم متنفری، درسته؟
اگه می خوای منو بکشی، خب حمله کن.
یه لحظه صبر کن.
اگه بخوای یه حرکت مشکوک بزنی و از شلوغی استفاده کنی،
خودم وارد عمل میشم.
منم طبق دستور استاد عمل می کنم.
هی، تو ای که نه مردی نه زن، شمشیر منو بردار.
من حسابی از خجالتش در میام.
اول اون راهبه، بعدش هم 'آزا چوبه'.
بعد از این دو تا مبارزه، یه چیزی رو فهمیدم.
تکیه کردن به قدرت 'دائو' خیلی خطرناکه.
ولی اگه نتونی کنترلش کنی، نمی تونی
'تین تین' ها یا هیچ کس دیگه ای رو شکست بدی.
باید یه راهی برای استفاده ازش پیدا کنم.
ممنون که کمکم کردی.
منو دست کم نگیر!
خیلی سریعه!
نباید با چشم دنبالش کرد.
باید با 'دائو' حسش کرد.
اون حجم عضله...
با نیروی معمولی نمیشه حریفش شد.
ولی...
اگه نقطه ضعف های 'دائو' رو هدف بگیرم،
حتی با یه بدن ضعیف هم میشه ضربه های قوی زد.
صبر کن، 'نوروگای'!
ولی این بهم کمک کرد یه چیزی رو تایید کنم.
وقتی پای استفاده از 'دائو' میاد وسط، من هیچ وقت نمی تونم از 'تین تین' ها جلو بزنم.
اونا هیولاهایی هستن که هزار ساله 'دائو' تمرین کردن.
آدمیزاد نمی تونه باهاشون رقابت کنه.
پس...
من از 'دائو' اطرافشون استفاده می کنم.
هرچی نیرو بیشتر باشه،
نیروی عکس العملی که میشه ازش استفاده کرد هم بیشتره.
اگه بتونم از 'دائو' خود 'تین تین' ها استفاده کنم،
می تونم ضد حمله بزنم.
عالی بود!
این حرکت می تونه یه 'تین تین' رو بکشه.
نه، هنوز نه. هنوز موانع زیادی هست که باید حل بشن.
اون از چیزی که فکر می کردم هم بهتره.
شاید 'گابی مارو' بتونه بهشون دست پیدا کنه.
ولی آیا میشه به یه مجرم اعتماد کرد؟
'گابی مارو'، بعد از اینکه 'دائو' رو بررسی کردم، یه چیزی رو فهمیدم.
ممکنه انواع مختلفی از 'دائو' وجود داشته باشه.
هر کدوم خواص و میزان سازگاری خودشون رو دارن.
انواع مختلف؟
اگه بشه از این استفاده کرد، حتی میشه اون نامیراها رو هم کشت.
چیه؟ چی می خوای؟
تو هم می خوای بجنگی؟
پس منظورت چیه، ای کسی که نه مردی نه زن؟
می دونم خیلی خجالت آوره، ولی ازت خواهش می کنم
که فنون شمشیرزنی واقعی رو به من یاد بدی.
چی؟
نه برای انتقام،
بلکه برای اینکه بتونم با قدرت خودم اینجا زنده بمونم.
از یه دزد انتظار داری حرفتو باور کنم؟
راه دیگه ای برای اثباتش ندارم، ولی...
جدی میگم. ازت خوشم نمیاد،
ولی تو از من قوی تری.
پس لطفا شمشیرزنی رو به من یاد بده!
هر کاری که می خوای بکن.
منم می خوام یکم شمشیر بزنم.
کاتانا رو بیار اینجا.
حتی اگه مجبور باشم تو گل و لای بخزم، باید قوی تر بشم.
تا بتونم خودم بجنگم.
تا بتونم کنارت باشم.
قدرت یعنی توانایی تغییر.
کشتن اینا بعدا هم میشه.
من میام نجاتت میدم، داداش.
اون خیلی قویه!
خیلی قوی تر از اون راهبه هاست.
این یارو هم از همون جنس قبلیه؟
عجب چیزی.
اون منبع 'دائو' کج و کوله حتما بعد از اینکه اومدی این جزیره، جهش پیدا کرده، درسته؟
اون گل های 'دان' آدما رو تبدیل به 'دان' می کنن.
'دائو' تو داره جذب میشه، ولی هنوز هوشیاریت رو حفظ کردی.
خیلی عجیبه.
بذار یکم بررسیت کنم.
با این روند، شانسی برای بردن ندارم،
ولی اگه دوباره از اون روش استفاده کنم، هیچ تضمینی نیست که بتونم کنترلش کنم.
نه.
من به هیچ تضمینی نیاز ندارم.
یا انجامش میدم یا میمیرم.
حس می کنم ریشه ها دارن تو کل بدنم پخش میشن.
برای اینکه هوشیاریم رو از دست ندم،
باید تمرکز کنم!
هم سرعت و هم قدرتش از حد انسان فراتره.
تا وقتی که هنوز هوشیارم،
باید کار این یارو رو سریع تموم کنم.
نقطه ضعفت نافته، درسته؟
باورم نمیشه.
اون نمی تونه دوباره ترمیم کنه.
یعنی اگه نافش رو نابود کنی، میمیره؟
منم دارم به حد نهایی خودم می رسم. باید به حالت اول برگردم.
واقعا حیرت انگیزه.
حتی بعد از اینکه 'دائو' گل های 'دان' بیرونی رو باز کردی،
هنوز می تونی کنترلش کنی.
این اتفاق بی سابقه است.
پس اون قبلی یه بدل بود؟
من فقط می خواستم برم یه سر و گوشی آب بدم، ولی می خواستم با چشمای خودم ببینم.
خیلی زیباست.
باید این یارو رو ببرم قصر تا روش تحقیق کنن.
من به نهایت خودم رسیدم. اگه بیشتر از این تلاش کنم...
زیاد تلاش کنی، می میری.
باید مراقب خودت باشی.
بخواب.
می دونی، 'توما'. تو مثل بابابزرگمون نیستی.
تو برمی گردی.
فروپاشی...
متلاشی شدن...
من کجام؟
بیدار شدی، انسان؟
این چیه؟
بدن تو خیلی ارزشمنده.
در فرایند تبدیل شدن به 'دان'، جریان های 'دائو' با هم ترکیب شدن،
و 'دائو' انسان پیروز شد.
این یه معجزه است.
هزار ساله که من همچین چیزی ندیدم.
یه نفر می تونه تبدیل بشه به
نکته کلیدی برای تحقیقات من.
چی شده؟ یهو هوس کردی؟
نه.
اینجا اتاق 'ژونگ شو' است.
من می خوام 'دائو' خودم و تو رو به گردش دربیارم
تا بتونم کامل درکش کنم.
این به تو هم کمک می کنه تا 'دائو' ضعیف شده ات رو ترمیم کنی.
به گردش دربیارم؟
هر 'دائو' یه خاصیت متفاوتی داره.
چوب، آتش، خاک، فلز و آب. پنج خاصیت.
این خاصیت ها روی هم تاثیر میذارن.
از طریق تماس میشه 'دائو' طرف مقابل رو تضعیف کرد، بهش میگن 'ژیانگ که'.
برعکسش میشه 'ژیانگ شنگ'.
هی، جدی میگی؟
اتاق 'ژونگ شو' اگه بین دو نفر هماهنگی نباشه، بی فایده است.
چه مدلی دوست داری؟
پوزیشن مورد علاقه ای داری؟
من یه درخواست دارم.
به سوال های من جواب بده.
No comments yet. Be the first to leave one.