لومړۍ 200 کرښې.
به خونه خوش اومدی دوایتی
باید بگم که
خیلی خوبه که برگشتی
میبینی، کارها باید انجام بشن
من میخوام بهترین نفراتم در راس کار باشن
ممنون
شنیدم نزدیک بوده به فنا بری
بهم حمله کردن
دستم زخم شد
بقیه فرار نکردن
خب البته تا وقتی که
رفتم تو جنگل و به راهم ادامه دادم
میدونی، من رفتم سمت هیلتاپ
فکر کردم که افرادمون
دیر یا زود راه رو میبندن
کارت خوب بود
ولی راه رو باز کردیم
باید به موش اجازهی حرکت بدیم
چون میدونی
مردم ما باید اول به کارهای خودشون برسن
خواهی دید
چطوره که یک آبجو بخوری،
لباست رو بپوشی و گمشی بیای پایین
چون همونطور که گفتم...
کلی کار داریم
خوب بهشون برسید
اشکال نداره اگه بریزه بیرون
چیزهای خوب رو برای تازه نفسها نگه میدارم
و روده هم که رودهست
خوب و عمیق چاقو رو فرو کنید
عجب چیزیه
لعنتی!
خیلی عالی میشه
وقتی هیلتاپ بفهمه ما چی داریم جمع میکنیم،
تو یه چشم بهم زدن، بهمون تسلیم میشه
بله قربان
گوش کنید!
امروز میخوایم بترسونیمشون
قرار نیست به سر شلیک کنیم، فقط زخمهای جسمی
کم بزنید، زنده بذاریدشون و بذارید تغییر کنن
ولی نکشیدشون
دی
نیگان خودش جدا میاد
پس تو میتونی با من بیای
خب من جلو میرم
تا چیزی جلوی راهمون نباشه
خب دوباره فکر کن
چون این کار رو مامورین اکتشاف میکنن درسته؟
سربازهای بیمصرفتر از تو
نه اینکه تو بیمصرف باشی... اصلاً
گوش کن، با من بیا،
مطمئن میشیم که نقشه رو فهمیدی
نیگان اینو میخواد
من نمیدونم چرا داریم وقت تلف میکنیم
اون دستور میده، ما اجرا میکنیم
خوشگل شدی عزیزم
ترجمه از کیارش و رضا DeathStroke & Ki@Rash
بیا اینجا عزیزم
آره
میدونی من...
اطراف رو دیدم
و به فکر کسانی افتادم که مُردن
و کسانی که هنوز پیش ما هستند
درست نیست
منصفانه نیست
ببین، راجع به...
کاری که تو پناهگاه کردم،
میخواستم سریع تمومش کنم
فقط میخواستم تموم شه
نمیخواستم بهشون فرصت دوباره بدم
دوباره نه
و برام مهم نبود کی اونجاست
نمیدونم که کارم رو توجیه میکنه یا...
توجیه میکنه
من نمیخواستم ریسکِ کشتن آدمای بیگناه رو بکنم
باید فقط نگران افراد خودمون میبودم
گور بابای بقیه
ما به مبارزه ادامه میدیم...
تا تو آماده بشی
من آمادهام
مگی چند نفر رو گذاشته مراقب باشن
هر نیم مایل،
آمادهان تا به هم اطلاع بدن، میدونم
آره. منم میرم
که مطمئن بشم همه آمادهایم
منم باهات میام
باید جدا بشیم
باید تا جایی که میتونیم رو پوشش بدیم
خیلی خب
من خوبم
آره؟
خیلی خب
خوب میشم
دریل...
ممنون
برای اینکه آوردیشون اینجا
فکر میکنی برگرده؟
تو برنگشتی؟
من به کارم ادامه میدم
آره
اونها هم برمیگردن
وقتی که تمومش کنیم و همه چیز آروم بشه،
سختتر میشه
نه اگه نیگان بمیره
حداقل برای من نه
برای منم نه
راجع بهش چی فکر میکنی دی؟
بهش؟
همین دیگه. این سفر کوچیکمون؟
فرصتی برای تموم کردن همه چیز. مشکلی نداره
بیخیال دی
بیا رو راست باشیم
بیا داوطلب بشیم
بیا حرف عجیب غریب بزنیم
کسی جز ما ترسوها اینجا نیست
بین خودمون میمونه
فقط میخوام بدونم که به نظر تو،
بعد از اینکه یک هشدار دیگه بهشون بدیم،
این مردم میترسن و قایم میشن؟
پول نگرفتم که فکر کنم
حقیقت نداره. حقیقت نداره
من به نظرهات احترام میذارم دوایت
تو تو هر دو طرف بودی
خب اگه نمیخوای جواب بدی
بزار من بگم که کاملاً یهویی
به این مانور شک کردم
و حس میکنم نتیجهای که میخوایم رو نمیده
فکر میکنی باید جور دیگه انجامش بدیم؟
نه، نه، نه
اصلاً
نقشهی رئیس جواب میده
شکی توش نیست
ما حسابی با ریک،
با بیوه، با پادشاه،
در افتادیم و باز هم اومدن، مبارزه کردن...
تو همهاش رو دیدی، منم دیدم
پس نتیجه میگیریم که مثل سابق
اونها نمیترسن
نمیدونم این چیه
"اگر تمایل دارید که انبارتون رو با غذا و دیسک پر کنید
خوشحال میشم که کلیدی برای آینده در اختیارتون بذارم."
مختصات محل ملاقات رو هم نوشته
این ناجیها نیستند
اگه اونها بودن درها رو منفجر میکردن، یک نمایش بزرگ راه میانداختن
اونها نیتسند
من که چیزی رو از چشم اونها نمیبینم
خب اگه تله باشه که معلومه
برای همین دقیقاً تلهست
اگه...
اگه واقعاً یکی بخواد کمک کنه چی؟
اگه یکی بخواد کمک کنه و ما جا گذاشته باشیمش،
جا میمونه
اگه هم بخواد ما رو بکشه،
میمیریم
نه اگه مراقب باشیم
مراقب بودن یعنی اینجا موندن
من میرم
میبینم چه خبره منم باهات میام
ریک میخواد اینجا بمونیم میدونم
ولی آخرین باری که همچین فرصتی داشتیم،
همه چیز تغییر کرد
ریک اون موقع هم با من موافق نبود
الانم منو درک نمیکنه
درک نمیکنه
ولی بالاخره درک میکنه
همینطوره
عیسی و بقیه دارن دنبال غذا میگردن
ما هنوز گرسنهایم
شاید این بتونه کمکمون کنه
پس منم باهات میام
خیلی خب
اگه واقعی بود، صفحهها مال من
اگه نبود، بهت خشاب اضافه میدم
اگه دیدی نزدیک شدن، بوق بزن
اینجوری پیغام دست به دست میشه
طبق نقشه عمل کن، خودت وارد عمل نشو
اون دیگه چی بود؟
ماشین نیگان بود
خدایا، خودشه
لعنتی!
دیدی؟
یکی دهنش رو سرویس کرد، خوب هم سرویس کرد
تا جایی که من دیدم یک نفر بود
کسی دید کجا رفت؟
فقط بگو که مستقر بشن
مراقب باشن
شاید بازم بیرون باشن
نگهبانها رو آماده کنید، محوطه رو بررسی کنید
ممکنه مهمون داشته باشیم
بریم
وایسید
بدون نقشه کاری نمیکنیم
یک ماشین به نیگان زد، از جاده خارجش کرد
اون سمت رفتن. زیاد دور نشدن
پس منتظر چی هستیم؟
فقط یک نفر بود
نیگان خودش میتونه از پسش بربیاد
ولی فقط محض احتیاط
من و دوایت میریم که چک کنیم
- خیلی خب، ما میتونیم ازتون پشتیبانی... - نه
No comments yet. Be the first to leave one.