لومړۍ 200 کرښې.
آهنگ "جای عیش و نوش" از سوزی کواترو Devil Gate Drive from Suzi Quatro
!صدای آهنگو کم کنین
ماکسی واندر" "صبح بخیر، عشقم
اوایل تابستان، ۱۹۸۹، برلین شرقی
"همه بطریهای کولا فروخته شد"
!سلام
کارین، چندتا بطری هم نداری؟
طبق اون نوشته، نداریم، تموم شده
!هفته بعد یه سر بزنین
!سلام، هاینِمان- !سلام-
از مدرسه چه خبر؟
فقط چند هفته مونده، بالاخره تموم میشه
خوب؟
...اونجای کتابو دوست دارم که خانمه میگه
هرکی بخواد مرد مناسبی پیدا کنه" "اونوقت همه چی درست میشه
امّا من میخوام خودمو" "پیدا کنم نه یکی دیگه رو
روزی منم چنین چیزی مینویسم
!مرد هم گاهی در رختخواب باشه، بد نیست
!بیا یه کتاب مخصوص تو، امّا مواظب باش
!مِرسی
به بابات بگو وقت کرد یه سر بِهِم بزنه
کاربراتورم داره فعال میشه- بهش میگم-
بنظرت اون میخواد با بابا سکس بکُنه؟
امیدوارم اینطور نباشه
...مامان عزیزم"
...خیلی طول نمیکشه که
بالاخره من دانشجو میشم
...بعد تا ظهر میخوابم
کتاب مینویسم
"و فقط هر کاری دلم بخواد میکنم
"ایستگاه راه آهن گروناو برلین"
این چیه پوشیدی؟
چی میخواین؟- کارت شناسایی-
من دارم میرم به همایش جوانان آلمان آزاد
امّا نه با اون نشانی که روی لباسته
!با ما بیا، خانم
"پلیس محلی"
!برو تو
کی این نشان رو روی لباس جوانان آلمان آزاد، دوخته؟
سوزان شولز
١٩٨٤، اثر جُرج اُروِل
ناشر: اُولِشتاین فلاگ
اینو از کجا آوردی؟
《در سرزمینی》
《در سرزمینی》 《که دیگر وجود ندارد》
《در سرزمینی که دیگر وجود ندارد》
"بر اساس یک داستان واقعی"
!مِرسی
!شماره ۲۲ رو امتحان کن
تو به دلخواه خودت اینجا نیستی، ها؟
!نه
اینقدر دمق نباش، چیه؟
!نه، نیستم
اون چه غلطی کرده؟
نمیدونم
فقط همینو کم داشتیم
بنظر نمیرسه بدرد کاری بخوره
به قول لِنین، حقیقت همیشه عینی و عیانه
بذار ببینیم چی تو چنته داره
آره
سه دقیقه وقت داری، باشه؟
دیروز بیش از یکساعت پشت باجه تلفن معطل شدم
!صبح بخیر- !صبح بخیر-
!صبح بخیر- !صبح بخیر-
ازت میخوام هوای شولز رو داشته باشی
تو کاندید جایزه بعدی هستی پس باید سخت تلاش کنی
!اگه این دختر کمک خواست، دریغ نکن
آها؟
!بله
!یالا
...این
...این یه فرصته تا خودتو ثابت کنی
و عضو شایستهای از جامعه سوسیالیستی ما بشی
شخصاً چه کمکی از دستت برمیاد؟
"محل کار من، میدان جنگ برای صلح"
ها؟
اینجا نوشته که میخواستی بری دانشگاه
ادبیات بخونی
!سؤال سختی نیست
بذار با دریل چندتا سوراخ روی فلز ایجاد کنه
اونوقت فرصت میکنه درموردش فکر کنه، ها؟
شاید اینجا چیزی یاد بگیره
سلام، رِینر! من کلاوس هستم
!گوش کن
...دختر بزرگم سوزان
...از مدرسه اخراج شده
و توی کارخونه سوسیالیستی گُماشته شده
تو در وزارت آشنا داری؟
مأمورا ازش چیزی گرفتن
کتاب ۱۹۸۴ اثر اُروِل
چی؟
!اوه، لعنتی
بله، حتماً، میتونم اینکارو بکنم
ماشین وارتبورگ؟
!باشه، چَشم، بیارش
!ممنون، خداحافظ
رِینر گفت شانس آوردیم که بدتر از این نشد
!ولی من میخواستم برم همایش دانشگاه، بابا
یکی توی کارل-مارکس-اِشتاد بخاطر این کتاب دو سال حبس کشید
!دختر استثنایی من"
...همیشه یادت باشه
#ما فقط در خواب و رؤیا آزاد هستیم#
من بهت افتخار میکنم "مامانت
!هی، اِسوِنی
!آستلر ۱۱۰ رو برام بیار، زودباش
!نه، خاموش کن! خاموش کن
!بازش کن
این چی میخواد بشه؟ یه قطعه هنری؟
!نگاه کن
!تو باید این گوشهها رو سوراخ کنی
گرفتی؟
!خوب، دوباره انجام بده
این قسمت مجهز به مایع خنک کننده نیست
نگاه کن! خیلی داغ شده، میبینی؟
!خطرناکه! باید مراقب باشی !دوباره انجام بده
!نه! نه! نه! خیلی با زور نه
!باید خیلی آروم انجام بدی، وایسا
اینجوری
یاد گرفتی؟- آها-
!خوبه، ادامه بده
این چیه؟- ها؟-
چیه؟ منم- !اول دستاتو خشک کن-
چجوری وارد مجله مُد سیبیل شدی؟- بذار ببینم-
!بذار ببینم
...من توی واگن برقی بودم که اون یارو- !بله، صحیح-
تو توی واگن برقی بود و حالا عکست در مجله سیبیله
تازه، من ازت خیلی خوشگلترم
مسئول محترم مجله سیبیل" من کِرستین شولز هستم
من ۱۲ ساله هستم
من به مدرسه دوستی آلمان و شوروی میرم
من میخوام یه مانکن بشم
خوب، ازتون میخوام اگه امکان داره عکسمو توی مجله خودتون چاپ کنین
درست همون کاری که برای خواهرم سوزی کردین
اسم واقعیش سوزانه ولی مامانم همیشه اونو سوزی صدا میزد
به عشق سوزی کواترو
مامانم پارسال فوت کرد
!لطفاً، جواب نامه منو بدین
آدرس من: ۱۱۸۷ برلین، لوبنوئر وِگ ۱۳
"من همیشه وقتم آزاده، کِرستین
!اوه، عزیزم
!اینقدر زانوی غم بغل نگیر
ها؟
یکم کِرم فلورنا به انگشتات بزن، خوب میشن
به چی داشتی فکر میکردی؟
نونوایی در فانتزی؟ یا پخش موسیقی در مهمونی کارخونه؟
!یادت باشه، تو باید خودتو ثابت کنی
من نونوایی بلد نیستم
!ولی تو باید یه کاری بکنی
وگرنه ما پاداش نمیگیریم و دخترا واقعاً اعصابشون خُرد میشه
تو میتونی چیزی برای مجله کارخونه بنویسی
درباره چی بنویسم؟
منم یه زمانی رؤیای زندگی دیگهای در سر داشتم
میخواستم مهماندار هواپیما بشم
دور دنیا پرواز کنم
آه! بله
یالا، تو میتونی یخورده تولید سوسیالیستی رو به دوش بگیری
اگه اصلاً نخوام چی؟
چه بخوای چه نخوای بهتره به اینکار عادت کنی
من نمیدونم توی کلهت چی میگذره
ولی راهش این نیست
*اونا ما رو از آواز خوندن منع نمیکنن*
*نه از آواز خوندن و نه از شادی کردن*
*ما باید روحیه خودمونو حفظ کنیم*
*روحیه بالا و کمی شادی*
سوزی، باورت میشه؟ اونا جواب نامه منو دادن
اونا واقعاً جواب دادن
کِرستین عزیز، سپاس بابت نامهت
تو واسه مانکن شدن هنوز خیلی کوچیکی
امّا ما از خواهرت خوشِمون اومده
اون باید حضور پیدا کنه
:آدرس اِکسکوئیزیت ویاچبی، برونِستراب۱ برلین
"سیبیل"
کی برات نوشته؟
میشه منم بیام؟
!خواهش میکنم
میشه توضیح بدی این چیه؟- نه، من میخوام مانکن بشم-
هیچکی قرار نیست مانکن بشه
سوزی قول دادی دیگه دردسری نباشه
...فکر میکنی دلم میخواد اینجوری پاره بشم
و ماشین تعمیر کنم تا بتونی بری دانشگاه؟
!من هیچ کاری نکردم- به این میگی هیچی؟-
ها؟
تازه خواهرتو هم درگیر این مزخرفات کردی
!کلاوس! بهش بگو، بسه و آخرین بارِت باشه
!برو! لازم نکرده دخالت کنی
برام میخونی؟
من توی اون کارخونه نمیمونم
برام مهم نیست که اون چی میگه
!بخون
دور شو ای پرنده سیاه بزرگ"
ترس زیر سایه بالهایت قد میکِشه
امّا من نمیترسم
چون قوی هستم
"و به معجزه اعتقاد دارم
"سیبیل"
دختر خانم! اینو فراموش کردی
"اِکسکوئیزیت سیبیل"
"اِکسکوئیزیت ویاچبی"
"اِکسکوئیزیت"
میتونین تحویل بدین
No comments yet. Be the first to leave one.