Full Circle

Full Circle

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Full Circle 2023 S01 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Full Circle 2023 S01 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Full Circle 2023 S01 1080p AMZN WEB-DL x265 10bit SDR DDP5 1 English-YELLO
Full Circle 2023 S01 1080p WEB h264-EDITH
Full Circle 2023 S01 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Full Circle 2023 S01 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Full Circle 2023 S01 720p WEB h264-EDITH
د لخوا تبصره Mahya14
█⫸ تمام قسمت‌ها | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
x265
720p
720
په خپور شو: 2023-08-24
ډاونلوډونه: 40
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

هیچ آغازی نداره و به این ترتیب پایانی هم نداره

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

چی شده؟

‫- همه‌ش نیست؟ ‫- خیلی بیشتره

گارمن؟

‫- گارمن ‫- نه، نه

‫- الان نه، بهت که گفتم... ‫- هر لحظه‌ای که دست روی دست بذاریم

ضعیف و سردرگم جلوه می‌کنیم، خب؟

‫مردم. مردمِ خودمون. ‫جامعه‌مون. همه دنبالِ جوابن

پلیس‌ها جلوش رو نمی‌گیرن

‫- خب حالا چی کار کنیم؟ ‫- آکد، حرف حرفِ خاله‌تـه

‫- می‌دونی که، نه؟ ‫- ولی هیچ حرفی بهم نمی‌زنه

‫ببین، من دوستش دارم ولی الان...

‫- پای خانواده در میونه. خانوادۀ خودم ‫- بسیار خب

خانم ماهابیر، تسلیت میگم. متأسفم، خانم

‫- یه چند روزی برمی‌گردم خونه ‫- میرین جورج‌تاون؟

‫- واسه چی میری گویان؟ ‫- تا به جواب برسم

خاله‌جان، ما جوابِ همۀ سوال‌ها رو داریم

‫- ادوارد چانگ شوهر خواهرتون رو کشته ‫- آکد، بحثِ ادوارد چانگ نیست

قضیه مربوط به سال‌های پیشه

و می‌خوام برم و مشورت بگیرم که دقیقاً چطور به این قضیه واکنش نشون بدیم

و مطمئن باش که واکنش نشون میدم

و وقتی بخوام این کار رو بکنم بهت قول میدم که تو هم توش نقش داشته باشی

‫- بخش بزرگی ازش ‫- باشه. بهت قول میدم

خیلی وقت پیش؟ آخه چطوری؟

‫آره، چی بگم...

حق داری که اعتقاد داشته باشی بلاهایی که

داره سر خانواده‌ت میاد یه دلیلی داره

ولی من مردی که مسببِ این بلاهاست رو پیدا کردم

و مایله بهتون این امکان رو بده که سرنوشتِ خانواده‌تون رو تغییر بدین

ولی شما باید اقداماتِ خاصی رو

دقیقاً همونطوری که تعیین کرده، انجام بدین

‫- حاضرین این کار رو بکنید؟ ‫- بله

بدونید که برای متعادل کردنِ وزنِ درد و رنجش

‫و پایان دادن به چرخۀ رنجش،

رنجی که سال‌ها پیش شروع شده

و مسببش شوهر فقید شما، رَنول بوده

باید از طرفش دردِ مشابهی رو تحمیل کنید

‫- می‌دونم ‫- باشه، پس

از اینجا شروع می‌کنیم

‫- جرد، عزیزم، پونزده دقیقه دیگه مونده ‫- می‌دونم

‫کمکی از دستم برمیاد؟ چون...

‫- نه، الان میام ‫- به تست آووکادوت هم که لب نزدی

نمی‌خوام توی دوره دوم گشنه‌ت بشه

و بری از دستگاه فروش خوراکی بخری

‫مامان، قبلاً یه چیزی خوردم. از غذای هندیِ دیشب خوردم

کفش‌های استوک‌دارم رو ندیدی؟

توی کمد جدید کنارِ کفش‌های بیرونی‌تن

باید بگم که یه‌جورایی غافلگیر شدم که اون جلسه‌هه رو توی برنامه دیدم

‫- ما که قراره بهشون نه بگیم ‫- نه، هنوز مطمئن نیستم و در ضمن

بعضی‌وقتا خوبه که بدونن دلیل نپذیرفتن‌مون چیه

یه فکری دارم، چطوره پدرت خودش بیاد توی یکی از این جلسات شرکت کنه؟

‫یعنی انتظار داری واقعاً بیاد کار کنه؟!

دروغ گفت غذای هندی خورده

خیلی‌خب، آب و غذا می‌ذارم توی کوله‌ت، آب بخور

و ظرف غذا رو هم گم نکنی، باشه؟

رفیق، بعد مدرسه میام دنبالت. جایی نرو

بابا، خودم می‌دونم

خیلی‌خب، اگه می‌خوای به اتوبوس برسی باید راه بیفتی دیگه

ما یه پیش‌پرداختِ سخاوتمندانه می‌پردازیم تا مجوز استفاده از اسم و تصویر ایشون رو داشته باشیم

و فقط می‌خوایم سالی یکی دوبار توی مراسم‌های ما حضور داشته باشن

به علاوه سرآشپز جف و خانواده‌ش

همیشه یه اتاق رایگان دارن

حالا چه توی آتلانتیک سیتی

لاس وگاس

یا ماکائوی شگفت‌انگیز

‫- با ما در تماس باشید ‫- باشه

دیدی؟ یه وقتایی خوبه که توی این جلسات حضور داشته باشی

‫- خب دیگه چی مونده؟ ‫- متن پشتِ جلد، خلاصه

و ناشر هنوز ازتون می‌خواد که عکس جلد رو تأیید کنید

‫- باشه ‫- و می‌خوان بدونن

‫- مدل موی دم اسبی رو نگه می‌داره یا نه؟ ‫- این رو دیگه به خودت می‌سپارم

یادت باشه، تنها کاری که باید بکنی اینه که

می‌دونم. فقط باید خوب برخورد کنم و وسط حرفش نپرم

‫دقیقاً. فقط طرحت رو براش توضیح بده. ‫چون چیزِ خوبیه. اونا بهت نیاز دارن

باید یه سال پیش پرونده رو می‌دادن به تو

آره، تا الان دیگه به یه جایی رسیده بودم

و شغلم به خطر نمیفتاد

‫- خب... ‫- خب می‌دونم

باید تمرکزم روی زمان حال بذارم و از گذشته صحبت نکنم

الگویی از خدمتگزاری مطیعانه میشم

و هیچ‌وقت نمی‌فهمه به نظرم چقدر آدمِ خائن و آب‌زیرکاهیه

‫- که حاضره مادرِ خودش رو... ‫- مل، مل، مهربون باش

صحیح. مهربون

چرا راستش رو نمیگی که واقعاً چرا پرونده رو می‌خوای؟

پیت فانگ باید بودجۀ بخش رو کاهش بده

فکر می‌کنی آسیب‌پذیری چون درجۀ بالایی نداری ولی

جفت‌مون می‌دونیم که دلیلش این نیست، مگه نه؟

شایدم واسه این نمی‌خوای پرونده رو بهم بدی

چون به جایی نرسیده

و می‌دونی که من واقعاً یه کاری براش می‌کنم

که برات وجهۀ بدی داره

و برات غیرممکن میشه که منو اخراج کنی

که ته دلت واقعاً دلت می‌خواد همچین کاری بکنی، نه؟

خب اگه راستش رو بخوای

یه‌جورایی سر و کله زدن باهات سخته، مل

در واقع مثال بارزش همینه که رئیست رو عصبانی می‌کنی

در حالی که ازش می‌خوای بهت لطف کنه... اونم دوباره

دوباره؟

پارسال با تحویل ندادنِ ارزیابی روانشناسیت شغلِ وامونده‌م رو به خطر انداختم

‫- یادته؟ ‫- مانی

آره. آره. خیلی دوستانه ازم خواستی

‫- بدونِ توهین ‫- باشه، باشه

‫ببخشید. و متوجه‌م. حق با توئه. ‫منم ازت ممنونم، باشه؟

ولی نمی‌خوام گذشته رو تکرار کنم. الان بحثِ آینده‌مه

که یعنی می‌خوام روی پروندۀ گویان کار کنم، باشه؟

‫- نمیشه، مل ‫- مانی!

‫- برو سراغ همون پروندۀ کالجِ کویینز ‫- وای خدایا!

قرار بود دو هفته پیش تحویلش بدی

صحیح. باشه. حق با توئه

چون اون سازمانِ جناییِ عظیم

به رهبری یه بچۀ خوابگاهی که

کارت‌ شناسایی جعلیِ برای بچه‌های دبیرستانی می‌فرسته

جون آدم‌های بیشتری رو به خطر میندازه

تا گانگسترهایِ واقعی‌ای که بی‌خانمان‌ها و ولگردها رو برای حق بیمه به قتل می‌رسونن

وای ببخشیدها. نکنه این پرونده اونقدرها برات جذاب نیست؟

بذار یه حقیقتی رو بهت بگم

وقتی سرکار بری، رئیست وظایفی رو بهت محول می‌کنه

منم رئیستم. اگه کاری که بهت محول کردم رو انجام ندی

‫- مانی ‫- اخراجت می‌کنم

کاری نکن اخراج بشی، مل

لعنتی

‫- خب؟ ‫- خب من قراره روی پرونده گویان کار کنم

وای خدای من! آفرین! پس باهات موافقت کرد

نه

پس یعنی واقعاً پرونده رو بهت نداد؟

‫- نه، نه. نداد. نه ‫- ولی تو که گفتی قراره روش کار کنی

آره. تو وقتِ آزادم

‫- وای، مل ‫- آره

بعدی، حاضری؟

برو بریم. آماده باش. بد... بدک نبود. دو دستی

مسیرش تا دستکش رو تماشا کن

برو بریم

برو بریم. بگیرش. یالا دیگه

تقصیر من بود. تلاشِ خوبی بود

چی؟ جدی میگی؟ دوباره گوشیش رو گم کرده؟

‫- همه‌جا رو گشتی؟ پشتِ نیمکت‌ تیم نبود؟ ‫- گشتم بابا

‫- زیر نیمکت چی؟ ‫- گفتم که گشتم

توی کفشم بود

آره. پس واقعاً گمش کرده

‫- خدایی؟ ‫- خودت دیدی درشون آوردم

دیدی که دیگه سمتِ نیمکت تیم هم نرفتم. نمی‌دونم چی شد

درست شنیدی

آره، برای هفتمین بار باهاش حرف می‌زنیم

‫- سلام ‫- سلام

چه خبرها از عکس‌ها؟ هیچ‌کدوم هم انتخاب کردی؟

خب، همه‌شون خوب بودن

خب قضیه گم کردن وسایل به کجا رسید؟

بهش گفتم این دفعه دیگه از گوشیِ جدید خبری نیست

‫- شنیدی رفیق؟ نه؟ ‫- آره

گوشیت رو ردیابی نکردی؟

گوشی باید روشن باشه تا ردیابیش کنی. حتماً الان ریستش کردن

مطمئنی؟ چون چهار ماه پیشم مطمئن بودی

وقتی که ساعتی که بابابزرگ جف بهت داد رو گم کردی

ساعتِ بابابزرگ؟ گمش کردی؟ چرا به من نگفتین؟

‫و اون سویشرته. سویشرت موردعلاقه‌ش. ‫همون که به خاطرش توی صف ایستاد

و بعد مجبور شد پول توجیبیِ چهار ماهش رو بده تا یکی دیگه بخره

‫- کجا میری؟ ‫- دوباره گوشیم رو ردیابی کنم

شام حاضر شد بهم خبر بده

‫- هنوز حرفم تموم نشده ‫- دِرک، بذار...

جرد، رفیق، بگو از این به بعد چی کار کنیم؟

هان؟ برنامه چیه؟

چه‌جور سیستمی راه بندازیم که

‫- که دیگه این اتفاقات نیفته ‫- نمی‌دونم

نظرت چیه یه سیستمی باشه که من به نحوی دیگه همه‌چیز رو گم نکنم؟

دوتا پسر نیاز دارم. ترجیحاً اهل جورج‌تاون باشن

خانم ماهابیر، چه بازۀ زمانی‌ای مدنظرتونه؟

‫- هر چه زودتر ‫- چرا جورج‌تاون؟

احتمالاً آدمایی اینجا داشته باشیم که هرکاری بخواین براتون بکنن

نه، گارمن. آدمایی رو می‌خوام که هر کاری بگیم انجام بدن

و سوالی هم نپرسن

ناتالیا، همون ماساژوره، یه برادری داره که توی جورج‌تاون توی دردسر افتاده

‫می‌خواد با رفیق صمیمیش بیاد. ‫بیا ترتیبش رو بدیم

‫سلام!

‫- ژاویر ‫- لویی

‫- چه خبرا؟ ببین، ببین ‫- همین الان؟

خداحافظ همگی، خداحافظ

‫وای لویی!

‫- خب، پس دیگه قطعیه؟ ‫- آره، رفیق

‫- دهنتو! ‫- بهمون پاسپورت میدن

وقتی به جنگلِ اون طرفِ رودخونه رسیدیم

بهمون پاسپورت میدن

و می‌برنمون فرودگاه

سلام شکیلا، منم، ژاویر

رفیقم موفق شد. می‌دونم. می‌دونم

نمی‌دونم. خواهرش تریتب همه‌چیز رو داد

من و تو بالاخره می‌تونیم همدیگه رو از نزدیک ببینیم

‫برو که بریم!

می‌دونی به این زودیا دیگه نمی‌بینن‌مون

‫عمراً به این زودیا ببینن!

بزن بریم

‫- کینگستون به جورج‌تاون، داداش ‫- آره رفیق. و الانم پیش به سوی نیویورک

‫آره، آره، آره! نیویورک!

‫- آره، رفیق ‫- باورنکردنیه

‫سلام سلام شکیلا. منم، ژاویر. ‫دل تو دلم نیست که ببینمت

اول یه جلسۀ کوتاهی داریم

ولی بهم خبر بده مدرسه‌ت کی تموم میشه و بگو کجا بیام ببینمت

لویی، خواهرت منتظرته

جفت‌تون رو می‌بره پیش آکد

اینم یه هدیۀ کوچیک برای شروع

More Farsi Persian subtitles for Full Circle

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left